خدا، شیطان و دلار

 

دراین پائیزتوفانی، برنده «جایزه دولتمرد جهان» می گوید ایران را «شیطان» اداره می کندویکی ازفرشتگان مقرب «بیت»، آیت اله خامنه ای را برتخت «سلطنت خدا» می نشاند.

وهرکه یک تنه ایران را دراختیاردارد، چه «شیطان» وچه «خدا»، حریف «سونامی دلار» نمی شود که بربادهای پائیزی می رود، رکورد تاریخی می زندودرطول هفته ۱۵درصد دیگرازارزش پول ملی را پودرمی کند؛وخبرتا به سخنگوی دولت آمریکامی رسد: «ارزش ریال در ماه های گذشته بیشتر از دو سوم کاهش یافته است.»

سونامی روزیکشنبه درمی گیرد، دلاربه رقم بی سابقه سه هزارتومان می رسد. ریال، فقط در این روز بیش از پنج درصد دیگر از ارزش خود را از دست می دهد. دو روزبعد۱۵ درصد ارزش پول ملی چون برگهای پائیزی برخاک می ریزد.کسی که ایران را اداره می کند، مهر سکوت از لب بر نمی دارد.محمود احمدی نژاد که کیهان «ساده لوح»و «مرعوب «می خواندش، دلار ۳۰۰۰ توماني را «جنگ رواني » می داند.وهنوز حرفش تمام نشده، ۹۰۰ تومان دیگر بر قیمت دلار افزوده می شود.

سایت قانون به پرسش «پول ایران چقدر پرستیژ دارد؟» جوابی چنین می دهد: «پول ایران به یکی ازکم ارزش‌ترین پول‌های جهان تبدیل شده است.پول همسایگان ایران از ایران قدرتمند تر است وحتی افغانی و دینارعراق که دو کشور جنگ زده هستند ارزش بیشتری ازپول ایران دارند.»

احمد باطبی که در فیس بوکش، لحظه به لحظه «سونامی دلار» را رصد می کند، می نویسد: «به برکت حکومت امام زمان، ریال، بی ارزش ترین پول منطقه شد، به پایین ترین ارزش خوددرتاریخ رسید و در بین ۱۴۱ کشورجهان مقام صد و چهل و یکم راکسب کرد.نمی دانم اگر امام راحل درقیدحیات بودند، بازهم می گفتند اقتصاد مال خر است و آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند و…»

ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، می گوید: «سقوط پول ایران نشان دهنده موفقیت تحریم های بسیار کوبنده ای است که جامعه بین المللی برای متوقف کردن برنامه هسته ای مشکوک جمهوری اسلامی وضع کرده است.»

دانی آیالون، معاون وزارت خارجه اسرائیل، معلوم است که نمی تواند خوشحالی خود را پنهان کند:» تحریم‌ها موثر بوده است.ایران در آستانه ورشکستگی قرار دارد. »

آويگدور ليبرمن، وزير امور خارجه اسرائيل، دست به پیش بینی می زند: «تظاهرات مخالفان در ايران که در ماه ژوئن سال ۲۰۰۹ روی داد، بارديگر روی خواهد داد، حتی با قدرت بيشتر.»

زمزمه بازگشت کوپن به اقتصاد کشوربه گوش می رسد.طرح ساماندهی نحوه توزیع کالاهای اساسی در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است. همکاران ما در روزاوضاع را چنین جمع بندی می کنند:بحران ارز؛ کشور در آستانه ناآرامی.

لابد «شیطان» یا «خدا»ی اداره کننده ایران به دیدارهای شبانه با «آقا امام زمان» رفته که حرفی نمی زند. حجت الاسلام سعیدی نماینده رهبری در سپاه همین روزها گفته است: «خمینی و خامنه ای مانند پیامبر و علی هستند.»

و در هفته ای که اعلام شده علی جنتی بعلت «کهولت سن» کمتر درنمازجمعه حاضر می شود، کاظم صدیقی از «منبر نماز جمعه»، روی دست صاحب منبر و سعیدی برخاسته و علی خامنه ای را بر تخت «سلطنت خدا» نشانده است: «ولایت فقیه جلوه‌ای از سلطنت خداست. انسان وقتی به سعادت دنیایی می‌رسد که زیر پرچم کسی قرار گیرد که بالاتر از او فقط خداست که آن یک نفر ولایت فقیه است.»

کسی نمی داند که مقام رهبری در وضعیت جدید خدایگونه وپیامبرمانندش از «آقا» «مدد» می گیرد یا برایش کلاس «بصیرت» گذاشته است. اما فرشتگان مقرب «بیت» او بروی مبارک نمی آورند که رئیس جمهور از فتح بزرگی برگشته و با سران چهار کشور از کوچکترين، فقيرترين و کم تاثيرگذارترين کشورها در عرصه بين الملل ديداروگفت وگو داشته است.اين کشورها که کومور، سوازيلند، سنت وينسنت و بوليوی باشند رویهم باندازه یک محله تهران جمعیت ندارند.

سایت «بازتاب امروز» که در نوک حمله علیه رئیس جمهور سابقا «محبوب» آقا قرار گرفته و بدجوری می تازد، از هزینه۶۰۰ ميليون دلاری کنفرانس غیرمتعهد ها پرده بر می دارد، مخارج سفرآخر «دکتر احمدی نژاد رابيست ميليون دلار» تخمین می زند و نتیجه می گیرد: «هر کلمه از سخنرانی های هشت گانه، بيش از دويست دلار مستقيم هزینه در برداشته است.»

فقط سردار محسن رضائی که صدایش «بازتاب» مداوم دارد و سایت فارس که محمود احمدی نژاد رسما آن را وابسته به «نهاد امنیتی- سپاهی»- یعنی همان سپاه پاسداران خودمان- معرفی می کند، نیستندکه بررئیس جمهورمی تازند.برادر حسین بازجودرروزنامه ضد ملی کیهان چوب رابدجوری برداشته ودرسرمقاله خود احمدی‌نژاد را فردی «دچار ساده لوحی»، «مرعوب»، بی بهره از «عقل سیاسی» و بی خبر «از فرمول های رایج استراتژیک»، توصیف می کند که «اگرچه رئيس جمهور و يكي از مسئولان بلندپايه جمهوري اسلامي ايران است ولي اتخاذ تصميم درباره مذاكره يا رابطه با آمريكا در حوزه مسئوليت و اختيارات قانوني ايشان نيست».

دکترعلی اکبرولایتی، همین حرف را می زند: «سیاست کلی جمهوری اسلامی در قبال آمریکا و ارتباط با این کشور هیچ تغییری نکرده و مانند گذشته است.»

محمدباقر ذوالقدر، سرداری که حالا معاون راهبردی قوه‌ی قضائیه است، آب پاکی راروی دست همه می ریزد: «تصمیم‌گیری درباره رابطه با آمریکا «منحصرا» دراختیار آیت‌الله علی خامنه‌ای ست.»

جنگ باآمریکا جای پیشنهاد مذاکره با آمریکا می نشیند و رئیس جمهوررا سینه به سینه «سونامی دلار» قرار می دهند.

مهدی غضنفری، وزير صنعت، معدن و تجارت جمهوری اسلامی، اولین قدم برای مقابله را بر می دارد: «نابسامانی بازار ارز صرفا اقتصادی نيست. دلال هايی که در بازار وجود دارند همواره به دنبال افزايش قيمت هستند، چرا که در هر حالت برای آنها سود ده خواهد بود و کسی نيست آنها را کنترل کند.»و خواستار دخالت نيروهای امنيتی در بازار ارز می شود.

رئیس دولت که درخواست نجات مشاورمطبوعاتیش اززندان باجواب منفی «مقام رهبری» و صادق لاریجانی-رئیس قوه «مستقل» قضائیه- روبروشده، دریک کنفرانس مطبوعاتی شرکت می کند که سایت «بازتاب امروز» آن را انتحاری لقب می دهد. رییس دولت دهم در این کنفرانس از علی و صادق لاریجانی، محمدباقر قالیباف، عزت‌الله ضرغامی، علی‌اکبر ولایتی، خبرگزاری فارس، هیات نظارت بر مطبوعات، مجلس، مراجع تقلید و… انتقاد می کند، آشفتگی در بازار ارز را به عوامل پنهان نسبت می دهد، انتقادها از دولت در زمینه اقتصادی را ناشی از بی‌اطلاعی می داند، از توقیف شرق و بازداشت علی‌اکبر جوان‌فکر گلایه دارد و نهادهای امنیتی را بابت عدم برخورد با «دشمن بیرونی و سودجویان داخلی» که به نظر وی باعث اختلال در بازار ارز هستند، مورد انتقاد قرارمی دهد.وسر انجام به خط آخر می رسد: یک خط می نویسیم خداحافظ!

محمود احمدی نژاد بعنوان رئیس دولتی که آزادی «تقریبا مطلق» رادر سیاست داشته، تاييد می کند که صادرات نفت ايران کاهش پيدا کرده است. راه حلش را هم می دهد: «انشاء الله جبران خواهیم کرد.»وبا همان فرهنگ » اقتصاد مال خراست»به مقابله سونامی می آید:

«در اين بازار ۲۲ نفرسرحلقه هستند وتمام سرنخ ها دردست آنهاست. آنجا ايستاده‌اند وموبايل دستشان است وبا هم درتماس هستند و يک دفعه می‌گويند «۲۰۰ تا بنداز بالا»، «۵۰۰ تا بنداز بالا»! اينها هيچ ربطی به اقتصاد ايران ندارد.فقط التهاب درست کرده‌اند. من حالا بايد چه کار کنم؟» و مشخص است چه نهادهايی بايد وارد عمل شوند.

و یک بار دیگر «سرکوب» برای درمان «اقتصاد» دردستور کار قرار می گیرد. هر اقتصاد دانی، سخن دکتر جمشید اسدی را تکرار می کند: «دولت که درآمد اصلی آن متکی به نفت است با مشکل فروش در بازار مواجه است.همزمان خزانه کشور نیز خالی است و با وجود تقاضای بالا برای ارز بین المللی دولت نمی‌تواند به‌‌ همان میزان عرضه داشته باشد و به این ترتیب باید در انتظار افزایش بیشتر قیمت‌ها باشیم و ارزش ریال نیز بیش از این سقوط خواهد کرد و می‌توان گفت این به معنای فروپاشی کامل اقتصاد ایران است.»

اما کسی گوشش به واقعیت تلخ نیست. سخنان عوامفریبانه رئیس جمهور، بلافاصله در فضای اقتصادی انعکاس می یابد: «بهای دلار که تا ساعت چهار بعد ازظهر سه‌شنبه حدود ۲۹۰ تومان کاهش پیدا کرده بود، درست بعد از اتمام کنفرانس مطبوعاتی دوباره اوج می گیرد و به ۳۶۲۰ تومان می رسد.»

ماموران امنیتی – نظامی هم بفرماندهی سردار «رادان» آماده یورش می شوندتا باتکرارجنایت «کهریزک» صورت مساله بحران اقتصادی راهم پاک کنند. صبح چهارشنبه دلالان مورداشاره رئیس جمهور رادستگیر می کنند وآتش نهفته زیرخاکسترسرکوب سربر می کشد. درتبریز و تهران و مشهد شلوغی در می گیرد. محمود احمدی نژاد پیش بینی وزیر اسرائیلی را درست سه روز بعد عملی می کند.

«شیطان» یا «خدا» که ایران را اداره می کند، «سونامی دلار»را به رئیس جمهور درحال سقوط واگذاشته که با یک تیر چند نشان بزند، هم بحران را به گردن «دکتر» بیندازد و هم دستان خود را پاک نشان دهد و هم چنانکه اخبار می گوید چاره ای برای «سرداران» خود ساخته بیاندیشد که در باره جنگ پیشاروی به پریشان گوئی افتاده اند.

فضا چنان توفانی و اخبار آنقدر انبوه است که خط قرمز ترسیمی بنیامین نتانیاهو، در مجمع عمومی سازمان ملل، بسرعت ازگردنه بیرون می افتد.

نخست‌وزیراسرائیل جهان را به دو بخش روشنایی وسیاهی تقسیم می کند: «اسلامگرایان ستیزه‌جومی‌خواهند به جهان مدرن پایان دهند.سرانجام نو رسیاهی رادرمی‌شکافد؛ خاورمیانه منزوی سرانجام دربرابر نور آزادی و فناوری سپر خواهد انداخت.ایران در زمره گروه‌هایی چون القاعده است. تصور کنید اگر القاعده به بمب اتم دست پیدا کند چه می‌شود.»
نخست‌وزیراسرائیل با ماژیک قرمزی که دردست دارد، خط قرمزی می کشد و می گوید: «جهان باید برای ایران خط قرمز مشخص کند.»

مواضع «ائتلاف جهانی» هم روشن است. گزارش فوربس از احتمال حمله نظامی به ایران اختصاص دارد: بعد از انتخابات، در صورت پیروزی اوباما.

گزارش ایل سوله ۲۴ اوره از واکنش جهانی در برابر ایران، بااین عنوان منتشر می شود: «کاسه صبرها دارد لبریز مي شود.»

خبرگزاری رويترزدر گزارشی، به بررسی موارد همکاری احتمالی اسرائيل با جمهوری آذربایجان در صورت اقدام نظامی یکجانبه تل آویو علیه تاسیسات اتمی ایران می پردازد: «دولت های باکو و تل آويونحوه استفاده ازپايگاه های هوايی آذربايجان و توانایی های جاسوسی پهبادهای اين کشوررا برای اجرای حمله ای درمقياس بزرگ توسط جنگنده های اسرائيلی به تاسيسات هسته ای ايران بررسی کرده اند.اين کشور همسايه شمالی ايران می تواند برای برخی از نقاط ضعف طرح حمله اسرائيل به ايران، مانند سوخت گيری جنگنده ها، عمليات جاسوسی و نجات خدمه های هواپيما را مرتفع سازد تا حمله يکجانبه اسرائيل به ايران قابليت اجرايی بيشتری پيدا کند.»

حمله نظامی، تمرین و تبلیغ می شود. جنگ اقتصادی با تمام نیرو ادامه دارد.هند برای سومین ماه پیاپی واردات نفت از ایران را کاهش می دهد. پالايشگاه «اسار» این کشوراز میزان خرید نفت از ايران تا ۴۰ درصد کم می کند.
بزرگترين شرکت خصوصی هند، اسار، نفت خام سنگين و فوق سنگين کشورهای آمريکای جنوبی را جايگزين واردات نفت ايران می کند.

آخرين موسسه رده بندی عمده بين المللی که متعلق به کره جنوبی است به همکاری با ايران پايان می دهد. موسسات رده بندی برای نفتکشها جواز سلامتی فنی کشتی صادر می کنند و بدون داشتن اين گواهينامه هيچ نفتکشی نمی تواند اجازه پهلوگيری در بنادر بين المللی داشته باشد.

اختلاف نظر در میان نیروهای مسلح نم نمک رخ می نماید و در سخنان آنها درزمی کند. «تهدید پوچ جنگ» به «احتمال واقعیت» تبدیل می شود. صحبت از جنگ سوم جهانی می رود. فراخوان جوانان برای حضور در جنگ مطرح می شود. سرتیپ پاسدار مسعود جزایری تهدیدات نظامی و اظهارات مقامات اسراییلی را «عملیات روانی دشمن» می خواند.ازچنین اظهاراتی انتقاد و اعلام می کند: «بهتر است این مقامات پاسخگویی به تهدیدان نظامی را به «دیگران» بسپارند.»

یک فرمانده نظامی، حرفی ازسرنبوغ می زندبرای ثبت درتاریخ.جواد استکی٬ فرمانده قرارگاه عملیاتی اصفهان از «احتمال حمله نظامی صد درصدی دشمن» خبر می دهد.

ظاهرا همین «احتمال صددر صدی» است که قطعیت «برخورد بزرگ» را که سر فصل هفته پیش بود، با پرسش این هفته مبدل می کند: «وقوع جنگ قطعی است یا نیست؟»

«سونامی دلار» و «حمله نظامی» بجای خود، «خدا» یا «شیطان» حاکم برایران، باردیگردرکنترل لباس زنان نا کام می ماند.

خبراز «شکست طرح گشت ارشاد»می رسد. فرمانده نیروی انتظامی به خشم مردم از برخوردهای نیروی انتظامی درقالب «گشت ارشاد» اعتراف و ضمن تایید درگیری های پراکنده مردم با عوامل این نیرودرهفته های اخیر، فاش می سازدکه گشت ارشاد طرح مطلوبی نبوده است. سردار احمدی مقدم از «تغییر رویکرد نیروی انتظامی» سخن می گوید، «پرخاشگري و رفتار تند» را محکوم می کند و از اخراج ۱۱۰۰ مامور پلیس متخلف وبرکناری سردار کارگر، معاون اجتماعی ناجا و متولی تشدید اقدامات پلیس در طرح «امنیت اجتماعی» پرده می گیرد.

فرمانده نیروی انتظامی اعتراف می کند که این نیروبین دو دیدگاه درباره حجاب در حال «کش آمدن» است. لابد سخنگوی یکی از نیروها آیت الله سبحانی است که حاصل مبارزه سی وچند ساله «نظام» برای اعمال حجاب اجباری را در اختیار عموم می گذارد: «جامعه به سمت بی حجابی می رود.»

معلوم نیست علی اکبر جوانفر که در زندان است ویکی ازاتهاماتش نوشتن مقاله اي است که درآن گفته شده «پوشیدن چادر براي زنان ایرانی یک امر سنتي یا محلي نیست و یک مسئله وارداتي است»، ترجیح می دهد نظرحضرت آیت اله را بخواند یا «قوانین و تخلفات ر اهنمائی و رانندگی» را مطالعه کند که علی آل‌کاظمی از پژوهشگران حوزوی با تفسیر آیه ۳۶ سوره «اسراء» از قرآن استخراج کرده است.

یکصد و ۱۸ کیلو طلا و ۴هزارکیلو نقره که شکل ضریح امام حسین را به خود گرفته بزودی به عراق منتقل می‌شود.این ضریح به نرخ امروز طلا، ۱۴میلیارد تومان به حساب مردم تمام شده است. کسی نمی داند که «خدا» یا «شیطان» حاکم بروطن به این گنبدمطلاخیره است ویا گوش به کشمکش دو پایورخوددارد. جنگ لفظی ميان محمدرضا رحيمی معاون اول رييس‌ جمهورومصطفی پورمحمدی رييس سازمان بازرسی کل کشوربرسر پرونده های فساد به جاهای باريک کشيده می شودوبه نوشته روزنامه خراسان «بحث بودجه‌های بی‌حساب و کتاب» را می گشاید.

به کسی از میزان و کم وکیف این «بودجه ها» خبر دقیق و کامل نمی دهند. اما تداوم مجازات سنگین برای جرایم کیفری مرتب رسانه ای می شودو قطع دست از کرمانشاه تا خوزستان خون آفتابه دزدها را بردامان حکومت ولائی می ریزد.

کارگران گرسنه اصفهان برای چندمین بار به خیابان می آیند. دست های پینه بسته شان که ولی فقیه اول می گفت برآنها بوسه می زند، از آسمان نان می خواهد و ولی فقیه دوم به نوشته تایمز لندن ده میلیارد دلار دراختیار بشار اسد می گذارد.

و درست در روزهائی که راز جنایتی دیگر از دیکتاتور دمشق از پرده بیرون می افتد.روزنامه ایتالیائی «کوریره دلا سیرا» فاش می سازدکه بشاراسد، شماره تلفن ماهواره ای معمر قذافی را باسازمان امنیت فرانسه، برای کاستن از فشار روی خودش تاخت زده است. مخفیگاه معمر قذافی بدینوسیله کشف و او به محض مشاهده به دست یک مامور سازمان امنیت فرانسه به قتل می رسد.

روزنامه های جهان عکس های بشاراسد-ـ قذافی را منتشر می کنند که دست های فشرده خودرا بعنوان پیروزی بلند کرده اند. لابد، متحداستراتژیک «نظام» که حتی نزدیکترین یارانش را می فروشد؛ پول های کارگران گرسنه ایران را می شمارد وبه تلویزیونش گوش می دهد که درخشمی کم سابقه به کسی دشنام می دهد که: «مقاومت را در مقابل قدرت فروخت…ننگ بر آن چیزی که پشت تریبون حزب اردوغان به عنوان شریکی در ستاد انتخاباتی اردوغان گفت آن هم پس از آنکه دوستی‌هایش با همسایگان خود از ارمنستان گرفته تا ایران، عراق، سوریه و یونان را به صفر رساند.»

مخاطب تلویزیون سوریه، خالد مشعل است که درترکیه ودرچهارمين کنگره حزب عدالت و توسعه حضور می یابد. دراین کنگره که درایران کاملا مسکوت می ماند و حتی اغلب رسانه های فارسی زبان خارج کشور هم به آن عنایتی نشان نمی دهند، ازجانب نشریات جهان «نمایش قدرت رهبری منطقه» ارزیابی می شود. دراین کنگره بیش از پنجاه میهمان خارجی واز جمله همه سران اخوان المسلمین حضور دارند. ریشه رابطه اردوغان با اخوان المسلمین موردبحث بسیاری ازرسانه های قرارمی گیردودر نشستی به نام

«اتحادیه جهانی جوانان مسلمان» که در سال هفتاد در عربستان سعودی برگزار شد، زادگاه تاریخی خود را می یابد. خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، که وقتی برای سخنرانی صدایش می کنند، ده دقیقه تمام موردتشویق قرار می گیرد، حرف هائی می زند که تهران و دمشق را با زهرآگین تیرها بهم می دوزد: «رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه رهبر جهان اسلام است و حزب عدالت و توسعه «چهره روشنی از اسلام » ارائه کرده و «اردوغان» نه تنها رهبر ترکیه، بلکه یک رهبر جهان اسلام است.»

خالد مشعل تا پیش از رویدادهای جاری در سوریه، دراین کشور مستقر بود و دفتر و بارگاه داشت. مسافر همیشه تهران بود.شخصا چک های میلیون دلاری از «رهبر فرزانه» می گرفت تا در «محورمقاومت» بماند.حماس در حال حاضر با دولت اخوان المسلمین در مصر و دولت ترکیه رابط نزدیک برقرار کرده است.

محمد مرسی، رئيس جمهور مصر هم در سخنرانی خود در مراسم افتتاحيه کنگره، بر حمايت کشورش از معترضان سوری تا سرنگونی نظام بشار اسد تاکيد می کند.

وزيران امور خارجه کشورهای شورای همکاری خليج فارس و آمريکا در نشست اين هفته خود در نيويورک، حمايت مالی و تسليحاتی «نظام» از دولت سوريه و دخالت جمهوری اسلامی در امور داخلی کشورهای شورای همکاری را، محکوم می کنند.

هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق می گوید: «بغداد از هواپیماهای ایرانی که از حریم هوایی عراق به سوریه می روند به طور رندوم خواهد خواست برای بازرسی فرود بیایند.»

اولین بازرسی هم انجام می شود. حسن دانایی فر، سفیر جمهوری اسلامی در بغداد برای دولت عراق توپ می آید: «این اقدام عراق خلاف توافقی است که میان سازمان‌های هواپیمایی دو کشور است و این مسئله حق عمل متقابل را برای ما محفوظ نگه می‌دارد. ما تمایل نداریم وارد چنین فضاهایی شویم. امیدواریم این مسئله دیگر تکرار نشود.»

منصف مرزوقی، رئیس جمهور تونس، خواهان دخالت کشورهای عربی در سوریه می شود.

«گنادی گاتيلوف» معاون وزير خارجه روسيه به ناتو و قدرت های غربی هشدار می دهد که پی گير بهانه برای دخالت نظامی در سوريه نباشند: «مسکو مخالف ايجاد کريدورهای انساندوستانه و يا منطقه حائل در سوريه است.»

جهان از سوریه می گوید. تهران هم عقب نمی ماند. تظاهرکنندگان تهران، فریاد می زنند: «سوریه را رهاکن، فکری بحال ما کن..» شعار معروف «نترسید، نترسید ما همه باهم هستیم» به خیابان های تبریز، مشهد و تهران ـ- که هنوز داوری درمورد کم و کیفشان خیلی زود است-ـ بر می گردد.

این شعاررا این بارپایوران «نظام» هم سر داده اند. احمد خاتمی عضو هیات ریسه مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران از مردم می خواهد تا در مقابل افزایش بی سابقه تورم، گرانی وتحریم ها یک «آخ» هم نگویند. مصطفی پورمحمدی رییس سازمان بازرسی کل کشورمردم راتشویق می کند تا «نترسند»، «جا نزده»، «عقب نکشند» و فقط «ایستادگی کنند.»

«خدا» یا» شیطان» روزآخرهفته برای «نگاه هفته» پیدایش می شود و دستور مقاومت می دهد: «هدف اصلی از افزایش فشارها وادار کردن ملت ایران به تسلیم است. اما ملت ایران هیچ‌گاه تسلیم فشارها نشده و نخواهد شد».

صادق زیباکلام می گوید: «اوضاع کشور در دوره جنگ بهتر از این بود. حتی در اوج جنگ تحمیلی هم با چنین شرایط بد اقتصادی مواجه نبوده‌ایم و در آن شرایط هم می‌توانستیم نفت خود را به سایر کشورها صادر کنیم و با همه قوا در برابر رژیم عراق بایستیم و شاهد چنین شرایط آشفته‌ای نباشیم. متاسفانه امروزه فقط با بحران اقتصادی مواجه نیستیم بلکه با بحران در حوزه بین المللی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبرو شده‌ایم. سیاست خارجی غلط دولت نهم و دهم عامل تنگنای اقتصادی و سیاسی است.»

ارزیابی این تحلیل گر روی موج سیاسی هاشمی رفسنجانی است که دولت رانشانه می رود: «امروز با وجود تمام مشکلات، ناامید نمی شویم و این وضع که تمام فرهیختگان و دلسوزان کشور ناراضی باشند قابل دوام نیست. همه باید صبورانه منتظر باشیم تا شرایط بهتری فراهم شود.»

لیبراسیون، رفسنجانی را در انتظار بازگشت به قدرت می بیند. اخبار رسیده از تهران از احتمال حضور او در انتخابات حکایت دارد و زیر این گزارش جمع بندی می شود: هاشمی بدون واهمه می آید؟

تحلیل گران دیگر بادیدگاه، آ ب ث از دستگیری فرزندان هاشمی همراهند و از محاصره گورباچف های ایران

سخن می رانند. محسن هاشمی رفسنجانی، فرزند ارشد اکبرهاشمی رفسنجانی، هم بااین فکرموافق است: «هدف اصلی برخوردهای اخیر، نه فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی بلکه خود اوست.»

هرچه هست به نوشته تحلیلگر صاحب نام فرانسوی «برنارد گتا» در روزنامه لیبراسیون: در تهران سنگ روی سنگ بند نمی شود.

و به گفته دکتر حسین باقر زاده تحلیل گر سیاسی: وقتی است که حکومت‌‌گران دیگر نمی‌‌توانند حکومت کنند…

شعارهای امروز تهران در فضای مجازی می چرخد:

– خامنه ای به هوش باش … ما مردمیم نه اوباش

– سوریه رو رها کن، فکری به حال ما کن

و شعرحسن صفورا چه بدل می نشیند:

هرگاه

هوا پس می شد

پدرم می گفت:

«بو قارا او قارالارا بنزمز»

حالا انگار هوا پس است

پس تر از پسین های پس، که سالهاست

هوای پس، گاهی سرخ می شود و گاهی سیاه تر

شاید هم هر دو رنگ

هوا پس است

پس

انگارچند رنگ

 

*بو قارا او قارالارا بنزمز = این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست


 

 

 

 

Advertisements

نقطه بی بازگشت

هوشنگ اسدی

http: //houshangassadi.com/

خرداد- ماه خیزش،اصلاحات و نزول و نزع حکومت اسلامی به نیمه می شود،  به سالگرد دیگری از قیام و رحلت «سید»ی می رسد که درقدرت، لقب «امام» گرفت، جمهوری اسلامی را بنا نهاد برخون و شمشیر؛ و چون رفت جانشینش تا بدانجا میراث «امام» را دامن گسترد که اکنون دست در دستان جبار بی رحمی دارد که جهان یکسره لعنتش می کند.

کوفی عنان، نماینده ويژه سازمان ملل متحد و اتحاديه عرب پس از ديدار با بشار اسد، دیکتاتورسوریه و تنها دوست و متحد «نظام» در جهان می گوید: «کشتار و اعمال خشونت آميز «به نقطه بی‌بازگشت» رسيده است.»

تصویر قربانیان قتل عام هولناک «حوله» درمنظرجهانیان است که با دیدن گلوی بریده کودکان بیگناه خون می گریند و در گزارش ها می خوانند: «بخشی از قربانيان با سلاح سرد يعنی چاقو کشته شده‌اند. به احتمال زياد، نيروهای لباس شخصی بشار اسد يا نيروهای شبه نظامی محلی هوادار حکومت، اقدام به اين کار کرده‌اند.»

اگر هم شکی در تکرار تجربه «لباس شخصی» های اعزامی از تهران در شهرهای سوریه بود، باسخنان جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران،برطرف می شود.

اسماعیل قاآنی، شرکت در عملیات نظامی و شبه‌نظامی در سوریه را تأیید می کند. اوبه خبرگزاری ایسنا می گوید: «جمهوری اسلامی «به‌طور فیزیکی و غیرفیزیکی» در عملیات نظامی، شبه‌نظامی و غیرنظامی در سوریه همگام با رژیم بشار اسد شرکت دارد.»

سردار قاآنی علت همپیوندی جمهوری اسلامی ـ سوریه را توضیح می دهد: «با وجود تمام اشکالاتی که دولت سوریه دارد و ما برای رفع آنها متذکر بوده‌ایم، اما سوریه جغرافیای مقاومت است و علت فشارهای آمریکا و اسرائیل به این دلیل است که دیدند تصرف آن امکان‌پذیر نیست.»

این مصاحبه، بلافاصله از خروجی سایت خبرگزاری «ایسنا» حذف می شود. اما در دهکده کوچک جهانی به سخنان نتانیاهو پیوند می خورد: «ایران بخشی جدایی ناپذیر از جنایات اسد است.»

شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشستی فوق‌العاده دولت بشار اسد را به‌خاطر استفاده از سلاح‌های سنگین در این قتل‌عام به‌شدت محکوم می کند.وزارت امور خارجه سوریه مدعی می شود، در این قتل‌عام دست نداشته و خود را بی‌گناه می داند.

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی و مجلس شورای اسلامی،عاملان این جنایت را، «تروریست‌ها»یی اعلام می کنند که از کشورهای همسایه وارد سوریه شده‌اند.

کشورهای مهم جهان سفرای سوریه را اخراج می کنند. حتی روسیه به نعل و به میخ می زند. سرگی لاوراف وزیر امور خارجه روسیه در دیداربا ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلستان،حرف تازه ای می زند: «تغییرات در سوریه را می پذیریم و نه با تاکید بر بقای حکومت بشار اسد. »

تنها «نظام»است که دستان خونین بشار اسد را رها نمی کند. علی اکبر صالحی می گوید: «جمهوری اسلامی معتقد است هر تغییری در سوریه باید با حفظ بشار اسد و رژیم او باشد.»

«شلیک» و «ترور» تنها زبانی است که «نظام مقدس جمهوری اسلامی» می شناسد. حتی برای یک ترانه خوان هم «بر اساس حکم مراجع تقلید،» بازی فلش » شلیک به مرتد » توسط مؤسسه هنر ناب اسلامی تولید می شود و به رایگان در فضای مجازی قرار می گیرد.

واشینگتن پست براساس اسناد کشف شده، از طرح هائی برای عملیات ترور در هفت کشور پرده بر می دارد که قرار بود در۱۳ ماه توسط عاملان جمهوری اسلامی انجام شود. این اسناد شباهت زیادی با مدارک کشف شده در طرح ترور سفیر سعودی در واشینگتن و دیپلمات هایی در هند، ترکیه، تایلند، پاکستان و گرجستان دارد. هند و تایلند جمهوری اسلامی را عامل این طرح ها معرفی کرده اند.

نمایندگی «نظام» در سازمان ملل این ادعا را رد می کند. واشینگتن پست می نویسد: «اجرای این طرح ها به طور ناگهانی با آغاز فصل بهار همزمان با تغییر لحن ایران در خصوص مذاکرات اتمی، متوقف شد.»

یک دیپلمات غربی این پرسش را مطرح می کند: «به نظر می رسد نیت آرام کردن اوضاع پیش از مذاکرات بود. در صورت شکست مذاکرات چه پیش خواهد آمد؟ »

مذاکرات بعدی هم در خرداد خواهد بود. در روزهای پایانی ماه «نظام اسلامی» در برابر یک چالش سرنوشت ساز به دقایق پایانی تصمیم گیری می رسد.

بعد ازمذاکرات بغداد که به گفته یک دیپلمات ناشناس ایرانی با «شکست کامل» روبرو شده، صحنه دیگر شده است.صادق زیبا کلام، روی مهمترین مساله دست می گذارد: «انکار تاثیر تحریم ها دیگر ممکن نیست.»

رئیس اتاق بازرگانی تهران، در نشست هیات نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران، یک جنبه از تاثیر تحریم ها را می شکافد. او تاثیر شرایط بانک ها در جمهوری اسلامی را «نگران کننده» می خواند و می گوید: «آمارها نشانگر اوضاع غیرعادی سیستم بانکی کشور است.حجم مطالبات معوق مانده بانک ها به ٥٤ هزار میلیارد تومان رسیده است.روابط بانک ها با بانک مرکزی «مناسب» نیست و در نتیجه، بانک ها در پرداخت تسهیلات قفل شده اند.»

 وای نت نیوز از «سایه عدم اعتماد بر فراز گفتگو ها» می نویسد. وال استریت ژورنال آینده گفت وگوها را چنین می بیند: «امید به مذاکرات ایران و پنج به اضافه یک کم شده».

گزارش کوتیدیانو حاکی است: «حالا وضعیت خطرناک است.»

استراتژی پیج می پرسد: «درد ایرانی ها چیست؟»

ایرانی ها، البته دردی جز صلح و دمکراسی ندارند. «نظام» حاکم بر ایران، همچنان باچراغ های خاموش حرک می کند. حرف های غیر رسمی مقامات، خبر از «مقاومت» می دهد، فقط پوشش فرق کرده است. به جای دهان پر دشنام احمدی نژاد، لبخند مرموز هاشمی رفسنجانی رویت می شود. علی اکبر ولایتی، می گوید: «بنای نظام این نیست که غنی سازی را متوقف کند.»

مصطفی پورمحمدی همین حرف را می زند: «همان گونه كه مذاكره كنندگان و مسئولان ما توجه دارند شرايط كنوني شرايط كوتاه آمدن در مقابل ۱+۵ نيست. نبايد اين تلقي پيش بيايد كه بايد كوتاه بياييم،تا مشكلات حل شود.اگر ما كوتاه بياييم غرب تلاش مي‌كند فشار عليه ما را افزايش دهد تا روند كوتاه آمدن ما به سطحي كه او مي‌خواهد برسد.»

حسن سبحانی‌نیا٬ عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم هم شیوه فرار به جلو را برمی گزیند: «ازغنی‌سازی ۲۰ درصد اورانیوم عبور کرده ایم.»

هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا، موضع کشورش را تکرار می کند: «همزمان با زمینه سازی برای مذاکرات مسکو در چارچوب سیاست دوسویه، فشار را ادامه می‌دهیم. همه تحریم‌ها بر جای خود باقی است و در این مدت هم ادامه خواهد داشت. انتخاب با ایران است که به تعهدات بین‌المللی خود عمل کند و به جهان درباره نیت‌های خود اطمینان دهد یا نه.»

وضع «نظام»در جهان چنین است. در داخل بهتر است؟ پسرغلامعلی حداد عادل حرف هایی می زند که ادیب آداب دانی چون ناصر زراعتی هم جوش می آورد ومی نویسد: «باشنیدن این حرف ها به مفهومِ دقیقِ این اصطلاح پی خواهید برد: «گوزپیچ شدن.»حضرات خودشان هم می دانند که «گوزپیچ» شده اند.»

و حتی دستچین اخبارهفته هم برای تائیدحرف های پسر»غلام علی» که پدرش درانتخابات ریاست مجلس از «علی» شکست خورده کفایت می کندتا پنجره دیگری به «گوزپیچ» جمهوری اسلامی بگشاید که قرار بود فرهنگ واخلاق اسلامی را در ایران حاکم و سپس به سراسر جهان صادر کند.

فرمانده ناجا از پرونده ۹۰۰ تجاوز به زنان و مردان درماه خبر می دهد. از توضیح بیشتر روشن می گردد که ۴۰ درصد آمار تجاوز مربوط به زنان است و ۶۰ درصد بقیه علیه افراد زیر ۱۵سال. در واقع منظور سردار از «مردان» همان کودکان است که قربانی لواط می شوند. سردار احمدی‌مقدم با نهایت افتخار اعلام می فرمایند: «تا خرداد سه سال پیش هدف اصلی متجاوزان به عنف، بانوان و دختران جوان بودند و حالا در دهه اول خرداد سال ۹۱ دیگر مردها هم از تهدیدی به نام تجاوز در امان نیستند.»

قاعدتا افتخار تبدیل ایران به سرزمین قوم لوط نصیب امام خامنه ای می شود که آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید قم، این هفته او را «نائب امام زمان» و «فرمانده کل قوا در تمام دنیا» معرفی می کند.

مدیرکل حوزه ریاست پزشکی قانونی کشور هم خبر افتخارآفرین دیگری می دهد: «ایران، رتبه اول مصرف تریاک در دنیا.»

و گند گشایش «خانه بد نام اینترنتی» زیر پوشش صیغه، فضای مجازی را پر می کند.

و»نظام» بازهم نسخه کهنه می پیچد و درتابستانی دیگر «چماق امنیت» رامستقر می کند.میادین، مراکز خرید، پارک ها، اماکن تفریحی و کوهستان ها، اتومبیل ها، مدارس و دانشگاه ها، غرفه های نمایشگاه ها و… توسط پلیس نظامی می شوند.فروش کراوات برای هزارمین بار به مشکل جامعه تبدیل و جمع آوری کراوات‌ها از مغازه‌ها آغاز می شود. مراقبت از حجاب زنان شدت بیسابقه ای می گیرد.

مه آفرید خسروی، متهم ردیف اول «اختلاس بزرگ تاریخ»فریادش در دادگاه بلند می شود. نام مسوولان بلندپایه جمهوری اسلامی را که دراختلاس دست دارند بزبان می آورد. اسم علاالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم که تکراری است. سخن از محسن رضائی و سردار رستم قاسمی و البته رحیم مشائی می رود.

او از دادستانی و دادگاه به خاطر «امنیتی کردن پرونده» انتقاد می کند: «همه را ترسانده‌اید که جرات نکنند حرف بزنند. چرا شما نمی‌گذارید من در تلویزیون مصاحبه کنم؟ در واقع من ۱۰ ماه در بازداشت هستم، آیا این درست است؟»

بعد معلوم می شود که ایشان با محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در منزلش، پارک لویزان، دفترش و در خیابان ظفر ملاقات و جلسه‌داشته است تا شرکتی را برای دور زدن تحریم‌ها در خارج از کشور دایر کند.

ایشان با اشاره به جلسه‌ای با حضور اسفندیار رحیم مشایی در هتل لاله تهران می فرمایند: «دفتر آقای مشایی در پاستور بود ولی جلسه ما در اتاق خواب برگزار شد. فکرش را بکنید در مورد بزرگ‌ترین پروژه کشور باید در اتاق خواب هتل لاله تصمیم‌گیری می‌کردیم.»

خانم ها! آقایان! واقعافکرش را بکنید. این حرف ها تاریخی است: «مدیر چفیه دور گردنش می‌اندازد و تسبیح دستش می‌گیرد و یقه‌اش را می‌بندد و هر کاری دلش می‌خواهد انجام می‌دهد.»

جدال سه قوه بر سر «فساد مالی» و «تفسیر قانون» تمام هفته ادامه دارد.از اسفندیار رحیم مشایی و محمدرضا رحیمی، به عنوان «اختلاس گر»، «رشوه گیر» و «کار چاق کن» نام برده می شود.

و بالاخره به جائی می رسد که اطلاعاتی ها به تیپ هم می زنند. واز تلاش مصلحی برای ادغام نهادهای امنیتی خبر می رسد.

سروکله سردار امنیتی دیگری بنام سراج پیدا می شود.در حرم عبدالعظیم و در جمع هادیان سیاسی ارشد سپاه درباره خطرشکل گیری جبهه و مثلث هاشمی رفسنجانی (فتنه) احمدی نژاد (انحرافی) و انشقاقیون اصولگرا (علی لاریجانی) علیه رهبری هشدار می دهد.

به فرمایش این سردار امنیتی مثلث (هاشمی-احمدی نژاد و لاریجانی ) در چهار موضوع تحریم ها،-مذاکرات هسته ای،-رابطه با امریکا و انتخابات ۹۲ در حال تحمیل نظرات خود بر «آقا» هستند. و هدف نهائی: «خوراندن جام زهر مذاکره و رابطه با امریکا به رهبری است.»

هاشمی و احمدی نژاد شانه به شانه به مجلس می روند. رئیس مجمع تشخیص مملکت باز هم ازمذاکره با آمریکا می گوید. علی لاریجانی هم رئیس موقت مجلس می شود.  اینها قرار است جام زهر به دست آقا بدهند؟ باید منتظر ماند تا وضع «آقا» روشن شود. فعلا که رئیس گردان محافظینش،- سردار جباری،تکلیف محمد خاتمی را روشن می کند که هنوز دارد «رای دادن» به «نظام» را توجیه وتفسیرمی کند: «خاتمی که می‌خواهد پس از این همه خیانت به میان مردم بازگردد، باید جلوی مردم زانو زده و بگوید غلط کردم. او باید خجالت بکشد و توبه کند.»

خرداد ما ه به نیمه می رسد. «نظام» تدارک سالگرد» قیام خونین ۱۵ خرداد» و «رحلت حضرت امام خمینی» را می بیند. مردم آماده هجوم به شهرهای شمالی می شوند. مصطفی تاجزاده می گوید: «زمام کشور به دست چکمه پوشان است.»

چکمه پوشان باز بر طلب جنگ می کوبند. کوفی عنان دست خالی از سوریه بر می گردد. لابد علی لاریجانی، خبری دارد که خطاب به آمریکا می گوید: «متوجه عواقب خطرناک مداخله نظامی در سوریه باشید.»

لئون پانته آ، وزیر دفاع آمریکا، انگار به او جواب می دهد: «گزینه نظامی علیه ایران نه تنها در دسترس بلکه آماده است.»

خداپدرمصطفی ایزدی معاون ستاد کل نیروهای مسلح را بیامرزد که حرفی می زند برای سیر خندیدن: «طبق فرمایشات مقام معظم رهبری ما در علوم انسانی ۲۰۰-۳۰۰ سال از دنیا جلو هستیم.»

و حافظ که در نیمه شب چهارشنبه به سخن است:

در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد

وقت است که همچون مه تابان به درآیی

بر رهگذرت بسته‌ام از دیده دو صد جوی

تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی

حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو

بازآید و از کلبه احزان به درآیی


بازیگری‌های موذيانه

هوشنگ اسدی

http://houshangassadi.com/

همه راهها به بغدادمی رسد.روزهای هفته باسرعت تمام بجانب «سوم خرداد» می دوند: مذاکرات سرنوشتی مساله اتمی. «نظام»، جبهه متحد جهانی – ازجمله «شیطان بزرگ»، «رژیم صهیونیستی»- در جریان کوچکترین رویدادها وتصمیمات هستند و تنها و تنها ملت ایران است که هیچ چیز نمی داند جز اخبارگزیده ای که به مطبوعات جهان درز می کند.

نبرد پنهان تا دقیقه نود ادامه دارد و چنان توفانی است که لرزه اش گاه درهای بسته را می گشاید. علی لاریجانی که طمع ریاست مجلس و جمهوری آینده را دارد، لباس «آزادی» بتن می کند و بناگاه جانبدار آزادی احزاب می شود. وصد البته «استکبار» را هم مورحمله شدید قرار می دهد: «۱+۵ بايد متوجه باشد که ملت ايران انتظاردارد آنها رفتار گذشته خود را اصلاح کنند و دست از بازیگری ‌‌های موذيانه بردارند. نمی‌شود در مذاکرات لبخند زد و در پشت صحنه دنبال اقدامات ايذايی بود.»

ترکیه هم را بی نصیب نمی گذارد: «ممکن است برخی ها اشتباه کنند که می توانند امپراطوری های گذشته را احيا کنند ولی آنها تصور نادرستی دارند چرا که زمانه امپراطوری سازی به سر آمده است و دوران همزيستی مسالمت آميز است.»

ظاهراحرف اوهاشمی رفسنجانی راهم که درچندجمله دهها بار تاریخ ایران را به نفع روحانیون تحریف می کند، یاد سلطنت می اندازد: «گذشت روزگاری که پدر مستبد تاج بر سر فرزند بگذارد.»

به درمی گوید که متحد بازیافته اش علی خامنه ای بشنود؟ معلوم نیست. کسی هم نیست که جوابش رابدهد.اماايلينا راس لتینن، رییس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، جواب علی لاریجانی رامی دهد ودرست در لحظه ای که هیات اعزامی «نظام» از توفان شن می گذردو وارد بغداد می شود: «توافق اخير ايران با آژانس انرژی اتمی بر سر فعاليت های تسليحاتی، یک «تاکتيک جدید وقت کشی» است تا جمهوری اسلامی در فرصت به دست آمده بتواند برنامه تسليحاتی اتمی خود را پيش برده و به سلاح هسته ای دست يابد.»

نماينده جمهوریخواه، تاریخ را هم گواه می آورد: «انگار که همه چيز مثل يک تصوير آشنا در برابر چشمانمان تکرار می شود. ده سال پيش بود که برنامه هسته ای مخفی ايران بعد از دهه ها فعاليت رژيم به دور از چشم جهانيان، توسط آژانس انرژی اتمی کشف شد.»

تا روز مذاکرات برسد، جهان متحد تاکتیک فشار دائمی را لحظه ای از دست نگذاشته است.

تهدیدها و تشویق‌ها در آستانه مذاکرات اتمی، اوج می گیرد:طرح حمله آمریکا به ایران آماده است.

موسسه تحقیقاتی «پيو» در آمریکا نتايج نظر سنجی از مردم ۲۱ کشور جهان درباره برنامه هسته ای ايران را منتشر می کند. بيشتر پاسخ دهندگان به اين نظر سنجی با دستيابی ايران به سلاح هسته ای مخالفت کرده اند.

دیوید آلبرایت موسس و رئیس موسسه علوم و امنیت بین‌الملل می‌گوید که علی اکبر صالحی وزیر خارجه کنونی ایران با یک برنامه مخفی اتمی در دهه ۹۰ میلادی در ایران در ارتباط بوده است.

مجلس نمایندگان آمریکاخواستارتشديد فشارها برايران می شودو استفاده از گزينه نظامی علیه جمهوری اسلامی را تصویب می کند: «در صورتی که آمريکا يا متحدان اين کشوراز سوی ايران مورد تهديد هسته ای قرار گيرند، ايالات متحده می تواند از گزينه نظامی در قبال جمهوری اسلامی استفاده کند.»

یکی ازاین «متحدان» اسرائیل است که براساس اعلام رسمی پنتاگون، ایالات متحده، ۷۰ میلیون دلار ِدیگر برای تکمیل سیستم دفاع موشکی اش پرداخت می کند.

وزیر دفاع اتریش می گوید: «حمله‌ نظامی به ایران آتشی را در منطقه روشن خواهد کرد که کسی قادر به کنترل آن نخواهد بود.»

روسیه رسما اعلام می کند که حمله نظامی به جمهوری اسلامی به جنگ هسته ای منجر خواهد شد.

طرح چهار ماده‌ای مقامات امنیتی سابق برای «تحریم کامل» ایران منتشر می شود.مئیر داگان، رئیس پیشین موساد، جیمز وولسی، رئیس اسبق سیا، آگوست هنینگ، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت مخفی آلمان، چارلز گاتری، رئیس پیشین ستاد مشترک نیروهای مسلح بریتانیا، کریستن سیلوربرگ، سفیر پیشین آمریکا در اتحادیه اروپا، و مارک والاس، سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل، ارائه‌کنندگان این طرح هستند:مخالفت با حمله نظامی به ایران ومقابله از راه «تحریم کامل» جمهوری اسلامی.

فشار جهانی، سه روز مانده به نشست بغداد در اجلاس گروه هشت متمرکز می شود. گزارش سایت «دیپلماسی ایرانی» از این نشست وتاکید آن بر برخی نکات را می توان انعکاس شرایط کنونی در آینه «نظام» پنداشت. این سایت دو سویه توسط صادق خرازی اداره می شود. او که به «بیت» وصل است–ـ بعنوان برادرهمسر مسعودخامنه ای –ـ و خود جانبدار سیاست هاشمی- خاتمی است: «رهبران گروه ۸ «پیام قاطعی» برای ایران ارسال کرده و هشدار دادند قدرت های جهانی نیز در قبال تهران متحد هستند.در«بیانیه‌ای رسمی که اقدامی غیرمتداول» از سوی رهبران گروه ۸ محسوب می‌شود، آنها اعلام کردند که بازار نفت و منابع آن را به دقت زیر نظر دارند و در صورت لزوم از آژانس بین المللی انرژی می خواهند که وارد عمل شود.در این بیانیه از ایران خواسته شده که از «شانس اثبات ماهیت» صلح آمیز برنامه‌های هسته ای خود استفاده کند. اوباما در کمپ دیوید «یک موضع گیری نادر» نیز در قبال ایران داشت. وی ابراز امیدواری کرد که مذاکرات در بغداد با ایران خوب پیش برود و طرف‌ها به راهکاری برای حل بحران دست یابند.»

«موضع گیری نادراوباما» کدام هدف رانشانه گرفته است؟ سایت «دبکا» که به محافل اسراییلی نزدیک است، مدعی می شود که طرح هشت ماده ای توافق بین ایران و آمریکا را پیدا و آن را درج کرده است؛ طرحی که می توان در یک عبارت خلاصه اش کرد: «توافق هسته‌ای».

«نظام» دربرابرهمه تهدیدات سکوت می کند. تک مضراب کودکانه فیروزآبادی انعکاسی نمی یابد. انگارهمه با لبخندهاشمی رفسنجانی مسیر را می نگرند و سرها را خم کرده اند تا توفان بگذرد.

محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس، توپ راتوی زمین طرف مقابل می اندازدو «اولین گام مثبت گروه ۱+۵» را توصیف می کند: «آنها کمی نرمتر شده‌اند».

بعد هم دست روی خواست اصلی می گذارد: «تنها در صورتی که تحریم‌ها لغو شود، می‌توان در مورد مذاکرات بعدی فکر کرد».

علی اکبرولایتی ـ ازقدیمی ترین یاران رهبرجمهوری اسلامی و نامزد او برای نخست وزیرجایگزین میر حسین موسوی ـ کمی مستقیم تروارد صحنه می شود. برخی منابع از حضور او در پشت صحنه مذاکرات کنونی خبر داده اند و آخرین اخبارحکایت از نامزدی او که دست دیگرش در دست هاشمی رفسنجانی است، برای ریاست جمهوری آینده دارد.

ولایتی، از تصمیم «ما» می گوید: «ما تصمیم داریم در چارچوب مقررات بین المللی و حقوقی ایران گفتگوها انجام شود.اگر کشورهای عضو ۱+۵ حسن نیت داشته و پایبند به مقررات بین المللی باشند و در صدد تحمیل غیرقانونی نظرات خودشان نباشند، امیدواری به اجلاس بغداد وجود دارد.»

یوکیو آمانو دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای «در سفری غیرمنتظره و بی‌سابقه» به تهران می آید. مذاکرات کاملا مخفی خود را انجام می دهد. در کنار سعید جلیلی ظاهر می شود تا اعلام کند که مذاکراتش با مقامات تهران حرکتی رو به جلو داشته است.

آمانوپس ازبازگشت، درفرودگاه وین به خبرنگاران می گوید: «توافقی آماده و مهیای امضا شد. انتظار دارم این توافق در آینده ای نزدیک امضاء شود.»

رابرت وود، نماينده ایالات متحده در آژانس بین المللی انرژی اتمی، ساعاتی پس از اعلام خبر توافق تهران و آژانس، با انتشار بيانيه ای از تهران می خواهد تا از این فرصت برای رفع تمام نگرانی ها در مورد برنامه هسته ایش استفاده کند. آمریکا همچنین خواستار همکاری همه جانبه تهران با آژانس می شود: «همکاری همه جانبه و شفاف با آژانس نخستین گام منطقی در این جهت است.»

سوم خرداد می رسد. جلیل بابازاده٬ فرمانده سپاه اردبیل برای اینکه ملت کمی بخندند، می گوید: «جمهوری اسلامی گروه ۱+۵ را به رسمیت نمی‌شناسد.»

تا نیمه شب چهارشنبه تهران، خبرها همه رسمی است. دو طرف بسته های پیشنهادی جداگانه ارائه کرده اند. مایکل من، سخنگوی کاترین اشتون، می گوید: «بسته پیشنهادی ما به حل نگرانی‌ها در ارتباط با غنی‌سازی ۲۰ درصد اورانیوم مربوط می‌شود.»

او، ضمن تأکید بر اینکه نمی‌تواند به جزئیات این بسته اشاره کند، تحریم‌ها علیه ایران را «قانون» می خواند واینکه «تنها زمانی که ایران گام‌های مشخصی در مسیر حل نگرانی‌های هسته‌ای بردارد، می‌توان تغییراتی در تحریم‌ها ایجاد کرد.»

اخبار غیر رسمی خبر از طرح مسائل مربوط به سوریه و بحرین در «بسته پیشنهادی» ایران می دهد.ادامه مذاکرات به امروز( پنجشنبه) موکول می شود.

می توان مذاکرات روز اول رابه ساده و خلاصه در این خطوط گنجاند: «دو طرف در مذاکرات روز اول سقف حداکثری خواست های خود را ارائه کردند.در بسته پیشنهادی اروپا از ایران درخواست شده است تا با برداشتن قدمهای جدی «اجرائی» و «اعتمادساز» در برطرف نمودن شبهه های جامعه بین الملل که نهایتا به برطرف شدن تحریمهای اتحادیه اروپا منجر خواهد شد، صداقت خود را به نمایش گذارد. در بسته پیشنهادی «نظام» پیش بینی شده که درمقابل هر قدم اجرائی ایران گروه ۱+۵ یک قدم اجرائی در برطرف نمودن تحریمهای اعمال شده علیه ایران بردارد. هر دو طرف نکات «امنیتی»، «سیاسی» و بین المللی را نیز در بسته های خود مورد نظر قرار داده اند. نکته بسیار مهم روشن شدن موضع آمریکا، پس از تحریم های مضاعف اعمال شده از سوی سنای آمریکا، یک روز قبل از آغاز مذاکرات است.باین ترتیب هر گونه نتیجه گیری، عملا به اعمال نتایج اجرائی از سوی ایران و طرف اروپایی محدود شده است.نقش نرمتردولت جدید فرانسه و ایتالیا در مقابل نقش سرسختانه تر آلمان و انگلیس در مذاکرات روز اول مشهود بود.»

و بیرون از بغداد، در بر همان پاشنه می گردد. در سیاست خارجی «دشمن تراشی» ادامه دارد. بحرین»دخالت وقیحانه» جمهوری اسلامی درمسائل داخلیش را محکوم می کند.

گزارش فیگارو از صف آرائی تازه منطقه در باره اتحاد شیوخ خلیج فارس علیه ایران منتشر می شود. به گزارش خبرگزاری امنیتی فارس «سفير ايران در باکو در اعتراض به توهين عناصر مزدور به مقام معظم رهبری و تشديد اقدامات ضد اسلامی جمهوری آذربايجان، با فراخوان مرکز، خاک اين کشور را ترک» می کند.

تنها تحول اساسی در سیاست خارجی، اخراج دیپلمات پیشین «نظام» در برزیل است. او برای نشان دادن » تفاوت فرهنگی» در یک استخر مختلط بطرف «عضوخصوصی» دختر بچه ها زیرآبی رفته بود.

سرانجام بعد از سی و سه سال یک نفر «مقصر» هم درجمهوری اسلامی پیدا می شود.

آمار نجومی همچنان انتشار می یابد از عرضه سالانه ۳۰۰ میلیون نسخه فیلم غیرمجاز در ایران، تا جمع آوری هزار وصد میلیارد تومان کمک های مردمی از سوی کمیته امداد وابسته به حزب موتلفه، و درآمد ۵۵ هزار میلیارد ریالی سپاه از تلفن همراه. این بخشی از کسب و کار نجومی «سرداران» است که محمد رضا باهنر «طبقه اشرافی خشن» نامشان می دهد.نایب رئیس مجلس «نظام» می گوید: «سرداران بزرگ ترین بدهکاران به نظام بانکی کشور هستند.میزان طلب نظام بانکی از سردارانی که وام و تسهیلات دریافت کرده و به موقع بدهی های خود را پس نداده اند، به ۴۵ هزارمیلیارد تومان می رسد؛ موضوعی که نظام بانکی ایران را دچار بحرانی جدی کرده است. قبل از آقای احمدی نژاد می گفتند یک طبقه اشرافی شکل گرفته در اقتصاد و سیاست. این ها باید بشکند. شکسته شد. اما الآن یک طبقه اشرافی خیلی خشن تری شکل گرفته است. اعداد و ارقام واقعا جهش یافته و عوض شده، یک وقتی ۱۰ میلیارد و ۲۰ میلیارد بود، الان ۳ هزارمیلیارد تومانی اتفاق می افتد. یعنی یک طبقه از هم پاشید و بلافاصله یک طبقه اشرافی دیگری تشکیل شد. »

حالا می خواهید «قائم مقام سابق بانک مرکزی جمهوری اسلامی که از متهمان پرونده اختلاس سه هزار ميليارد تومانی است و در حال حاضر با قيد وثيقه آزاد است» در نشست های مهم دولت محمود احمدی نژاد شرکت نداشته باشد؟

رئیس سازمان پزشکی قانونی اعلام می کند:» از جمعیت ۷۰ میلیونی ایران، ۱۰ میلیون نفر به طور مستقیم با معضل اعتیاد دست به گریبان هستند و روزانه ۱۰ ایرانی بر اثر مصرف مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند.»

بنابر اعلام دفتر «مبارزه با مواد مخدر و جرایم مرتبط» سازمان ملل متحد، ایران دومین مصرف کننده مواد مخدر در جهان پس از افغانستان است. هر ساعت ۳۰ قاچاقچی مواد مخدر و معتاد دستگیر می شوند.

سایت بازتاب امروز در گزارشی با انتقاد از افزایش گرانی‌ها و نرخ تورم در ایران٬ خبری می دهد که بدرد کلاه علمای اسلام می خورد: «بر اثر این گرانی‌ها نرخ «تن‌فروشی» در تهران به طور متوسط ۱۵۰ هزار تومان شده است.»

علی مطهری- درنقش قهرمان تازه ملی در آخرین نطق خود در مجلس هشتم با انتقاد شدید از احمدی نژاد و مشایی می گوید: «آقایان مشایی و احمدی نژاد زیرکانه کار رابه اینجا رسانده‌اند که تحریک جنسی آزاد شده است، آقایان به فکر کاباره‌های شبانه هم باشند. »

کسی باید یاد علی مطهری بیاندازد که در زمان بازبودن کاباره های شبانه، تهران در مقایسه با امروز بیشتر شبیه مسجد بود.

اما «خال بالا»ی ارقام بازهم از میان ورق های محمود احمدی نژاد بیرون کشیده می شود.دفتر احمدی‌نژاد می‌گوید ۳۵میلیون نامه به او رسیده است.خودش هم ادعا می کند که همه نامه‌ها را شخصا می‌خواند و دستور می‌دهد.

و کسی محاسبه می کند: «با فرض اینکه خواندن هر کدام از این نامه ها فقط به یک دقیقه وقت نیاز داشته باشد، ۵۸۳هزار و ۳۳۳ساعت از وقت احمدی نژاد تا به حال صرف خواندن نامه‌ها شده که معادل ۲۴هزار و ۳۰۵ شبانه روز است؛ یعنی بیش از ۶۶ سال!»

لابد بخاطر همین کمبود وقت است که اجرای فاز دوم حذف یارانه‌ها به تعویق می اقتد و از خرداد به تیر موکول می شود.

آخرین آمارهم براستی تکان دهنده است: «۴۱ درصد از جمعیت بالای ۱۵ سال کشور، تحصیلاتی در حد ابتدایی یا کمتر دارند. به بیان دقیق‌تر، براساس نتایج آخرین سرشماری کل کشور که از سوی مرکز آمار ایران اعلام شده، تقریبا ۱۶ درصد از جمعیت بالای ۱۵ سال کشور بی‌سواد، و تقریبا ۲۵ درصد دارای تحصیلاتی حداکثر تا پنجم ابتدایی هستند.»

خرداد ماه آغاز شده است. ایران در یکی دیگر از پیچ های تند تاریخ خود، گرفتار دیکتاتوری است که تنها گرفتن و بردن و کشتن را چاره هر درد می داند.

وزیر نیرو خبرمی دهد: «کشور در آستانه تنش آبی است» و مامورین امنیتی «آقا» معترضین به خشکی دریاچه ارومیه را باخشونت سرکوب می کنند.

اسنادی رو می شود که نشان می دهد جوان بر دار رفته به اتهام ترور دانشمنداتمی، از بیخ و بن بیگناه و پرونده مربوطه یکسره جعلی بوده است.

شش شهروند عرب که زیر شکنجه اعتراف کرده اند در خطر اعدام قرار دارند.

مصطفی کریم بیگی را کشته اند وحالا سنگهای مزار این جان باخته جنبش سبزرا درهم می شکنند. مادرش بانگ بر می کشد: «مصطفی ستون خانه ام بود، ستون مردمش شد و خونش را به مردمش اهدا کرد. وقتی گفتم خون بهای بچه ام آزادی ایران و زندانیان است شعار ندادم، هدف مصطفی را گفتم. من آدمی سیاسی نبوده ام و نیستم اما الان زبان مصطفی هستم. مادر همه شهدا زبان بچه هایشان هستند، مادر سهراب، زبان سهراب است و مادر رامین، زبان رامین و خوب میدانم که خون مصطفی می جوشد و یک روز دامن قاتلانش را خواهد گرفت.»
در شهر، مردم نگرانند که «نظام» در بغداد چه آشی برایشان پخته است. حتی روزنامه رهبر- جمهوری اسلامی- اعتراف می کند: «این پدیده عجیب‌ كه ای‌بسا بتوان آن را «سندروم مذاكره» نامید، در اثر همین جنگ روانی، به تمامی ابعاد و حوزه‌های زندگی این روزها نفوذ كرده است؛ از پنچری تایر خودرو گرفته تا كرایه تاكسی و… همه توجه تو را به مذاكرات بغداد جلب می‌كنند. جالب اینجاست كه اگر نتوانی ارتباط میان افزایش كرایه تاكسی، كوچك‌تر شدن قرص نان تافتون، رنگ زدن میله‌های خط ویژه اتوبوس، تاخیر قطارهای مترو، عدم پرداخت تسهیلات خودرو توسط شعبه بانك محل، باخت تیم‌های فوتبال و… را با مذاكرات بغداد كشف كنی و احیانا جرأت پرسش از این ارتباط و وابستگی به ظاهر واضح را به خودت بدهی، با نگاه‌های عاقل اندر سفیه مواجه می‌شوی كه

یعنی واقعا ربط این مسائل را با یكدیگر نمی‌فهمی؟!!»

فرداباید شود تا سرنوشت ایران از بغداد سر بر کشد. آِیا «نظام»- نام مستعار ولی فقیه دوم- باندازه ولی فقیه اول جرئت سرکشیدن جام زهر رادارد و یا به » بازیگری‌های موذيانه» برای » وقت کشی » ادامه خواهد داد؟

هرچه هست، «نظام» فردا نیست و ایران همیشه هست. دستی جوان بر فیس بوک می نویسد:

حيران حقارت آنم

كه خيال خاكستر شدن مرا

از آن حرارت گستاخ خود مى داند

و نمى داند

هر دانه خاكستر من

آبستن آتشى است

كه سرخى گونه هاى مرا

زيبا و زيباتر مى كند.

هم واکسن، هم ویروس

هوشنگ اسدی

یک روزنامه نگارانگلیسی رهبر جمهوری اسلامی را در نقش دو گانه ویروس ـ- واکسن می بیند. سلطان بلامنازع تاریخ ایران که مدام به جامعه ویروس تزریق می کند و گاه از جیب عبای مبارک آمپول واکس را هم بیرون می آورد.

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی از «مراجع تقلید قم » که سالیان سال، زره مالی ـ– امنیتی ضد ویروس

» نظام مقدس جمهوری اسلامی» بر تن دارد، از حاصل ویروس تزریقی «آقا» یش بر سیاست خارجی خبرمی دهد:»دشمنان دور کشور ما حلقه زده اند و ما در وسط میدان مین قرار داریم.»

هاشمی رفسنجانی هم همین نظر رادارد: «كشور از سوی قدرت‌های استكباری مورد هجوم قرار گرفته است.»

نیرومندترین «دشمنان» که در راس » قدرت های های استکباری» هم قرار دارد، در اینجا با مقامات کلیدی «نظام» هم رای می شود: «ایران به کشوری منزوی تبدیل شده است.»

تصویر منطقه حرف جو بایدن، معاون رییس جمهوری آمریکا را تائید می کند: همسایگان همه دشمن، جز روسیه و پاکستان

هفته ای است که مذاکرات فروش تهاتری گندم با پاکستان فعلا دوست هم به بن‌بست می رسد. بخاطر تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی، معامله تهاتری- معاوضه کالا به کالا -مورد توافق قرار گرفته است. حالا «نظام» می خواهد هرتن گندم را۲۷۵ دلار بخرد، پاکستانی ها از تنی ۳۱۲ دلار پائین نمی آیند.

بیزنس لاین تحت عنوان» عراق جای متحد خود را پر می کند»ازهمسایه های دیگر خبرمی دهد: «عربستان و امارات قول داده اند کمبود نفت کره جنوبی را جبران کنند.»

همسایه های جنوبی هم سخت مشغولند. با آغاز انتقال نفت از خط لوله ۳۶۰ کیلومتری، «سلاح» تنگه هرمز هم از چنگ جمهوری اسلامی درمی آید.پروژه احداث خط لوله استراتژیک «حبشان- فجیره» امارات متحده عربی به پایان می رسد.این خط لوله تماما آماده بهره‌برداری است و تا سه ماه آینده با ظرفیت اولیه انتقال روزانه یک میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه نفت خام عملیاتی خواهد شد.

سفیر «نظام» از رییس پارلمان افغانستان می خواهد تا توافقنامه همکاری‌های استراتژیک میان کابل و واشنگتن را تایید نکنند و با»واکنش محکم مقام‌های افغان » روبرو می شود.مجلس سنا و وزارت خارجه افغانستان به اظهارات «دخالت‌گرانه» و «غیرمسوولانه» مقام‌های جمهوری اسلامی در امور داخلی افغانستان اعتراض می کنند.

کمی دورتر از همسایه های دیوار بدیوار، هند هم به تحریم نفتی می پیوندد. خانم کلینتون، هنگام بازگشت ازدهلی درحالیکه دست هایش را بعلامت تشکرهندی بهم چسبانده توافق خود با مقامات هندی را باطلاع رسانه ها می رساند.

وزیر خارجه آمریکا حرف جرج بایدن معاون اوباما راهم تکرار می کند: «آمربکا «با هر وسیله ای» از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای جلوگیری می کند. نگرانی اسراییل در صورت دستیابی ایران به سلاح هسته ای قابل توجیه است. ایران با سلاح هسته ای خطری بزرگ برای امنیت آمریکا نیز به شمار می رود.»

تا نشست تازه بر سر مساله اتمی دو هفته بیشترنمانده وهمه راهها به بغدادختم می شود. گیدو وستروله، وزیر خارجه آلمان در جمع یهودیان واشنگتن، وضعیت هسته‌ای ایران را «خطری عظیم» می خواند و با صراحت تمام می گوید: «ما نخواهیم گذاشت ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. ما خواستار ضمانتی قابل تأیید و اساسی از سوی ایران هستیم تا ثابت شود که جمهوری اسلامی به دنبال تولید تسلیحات اتمی نیست.»

اتحاديه اروپا و آمريکا از جمهوری اسلامی می خواهند تا از فرصت مذاکرات آتی با گروه ۱+۵ در بغداد و با آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین استفاده کند و نگرانی های بين المللی را در خصوص برنامه هسته ايش برطرف سازد.

آمريکا خواهان «گام های عملی فوری» جمهوری اسلامی برای اعتمادسازی می شود.رابرت وود، نماينده آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين می گوید: «ما همچنان نسبت به پافشاری ايران در مورد عدم پايبندی به تعهداتش در مورد توافقنامه منع گسترش سلاح های هسته ای نگران هستيم.»

پنج عضو دایم شورای امنیت، خواستار همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می شوند.ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین در بیانیه خود تاکید می کنند که این کشورها از اینکه ایران همچنان درعمل به «الزامات» قطعنامه‌های شورای امنیت و شورای حکام آژانس، از خود «کوتاهی» نشان می‌دهد، نگران هستند.

وزير امور خارجه آمريكا در گفت‌و گو‌هاي دو روزه استراتژيك آمريكا ـ چين، همکاری پكن در مهار فعاليت‌های هسته‌ ای جمهوری اسلامی را در راس موضوعات قر ار می دهد.

کا‌ترین اشتون، «در سفری استثنایی» به تل آویو می رود. هدفش به نوشته نشریه هاآرتص «تسکین اسرائیل» در آستانه مذاکرات بغداد است.

نخست وزیر، وزیر دفاع، وزیر خارجه و رهبر حزب کدیمای اسرائیل که قرار است وارد دولت ائتلافی شود، در دیدار با رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا حضور دارند. مقامات اسرائیلی «پیشرفت در مذاکرات» را به صراحت معنا می کنند: «توقف کامل غنی سازی اورانیوم، انتقال کل اورانیوم غنی شده در ایران به خارج و برچیدن تاسیسات زیر زمینی هسته ای فوردوی قم بر اساس جدول زمانی معین.»

واکنش رامین مهمان پرست- سخنگوی وزارت امورخارجۀ جمهوری اسلامی از استمرار سیاست «مقاومت با لحن آرام» خبر می دهد. اوسفرهای خانم اشتون به اسرائیل، دیدار خانم کلینتون ازلبنان و هند، را سازماندهی اعمال فشار بر ایران پیش از مذاکرات هسته ای در بغداد ارزیابی و به این کشورها هشدار می دهد که تهران اجازه نمی دهد به حقوق ایران کوچک ترین خدشه ای وارد شود.

بیانیه آژانس بین المللی انر|ژی اتمی منتشر می شود: «اولويت در مذاکرات با ايران دسترسی به «پارچين» است.»

گزارش تازه «موسسه علوم و امنیت بین‌الملل» علت تعیین این اولویت را روشن می کند:»تصاویر ماهواره‌ای جدید نشان می‌دهد فعالیت‌های تازه‌ای در تاسیسات نظامی پارچین ایران در جریان بوده است.تصاویری که در اختیار این موسسه است نگرانی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد وجود فعالیت‌های گزارش‌نشده در تاسیسات پارچین را تایید می‌کند.»

و هفته سوم فصل گل می گذرد. ایران در محاصره: حلقه مخوف ترین سلاح ها بر گردش و ویروس هولناک بحران اقتصادی بر جانش.

هاشمی رفسنجانی در عروج تدریجی دیگر باره خود، ویروس های دیگر تزریقی توسط «معظم اله» را بر می شمارد: «گرانی، فشارهای اقتصادی، بیكاری و برخی معضلات فرهنگی و اخلاقی…»

بهمن اخوان نماینده تفرش، آشتیان، فراهان و خنجین در مجلس می گوید: «امروز آنقدر مشکلات کشور را فرا گرفته که حتی اعتراض مراجع نیز به گوش می رسد.»

لس آنجلس تایمز می نویسد: «مردم زیر فشار گراني ها به فغان آمده اند.»

خبرنگار «کوریر» که به تهران رفته از «تأثیر شدید تحریم ها» گزارش می دهد.

هفته‌نامه بریتانیایی اکونومیست، فضای ویروسی ایران تحت سلطه علی خامنه ای را چنین می بیند: «برای اکثریت مردم ایران واقعیت شرایط امروزی کشور فقط درماندگی، اضطراب، بی‌ثباتی و ناامنی اقتصادی و البته برگشت خوردن تعداد بیشتری از چک‌های بانکی است.»

هفته پیش همه جا سخن از «باسن معظم اله» بود، این هفته بازجویان کیهان تهران برایش دستمال تازه ای پهن می کنند تا «ثبت ۲۰ هزار عکس از آقا در ۴ دقیقه» در تاریخ چاپلوسی ثبت شود.

و چون چنین «رهبر فرزانه» ای دور ازهر نوع خطاست، باید همه کاسه کوزه ها را سر کسی شکست. حالا نوبت دولت و احمدی نژاد است که لوموند از «غروب سیاسی» اش خبرمی دهد و می نویسد: «کسی که گفته می شد مانند «پسر» رهبر است، مانند دیگر فرزندان انقلاب بلعیده شد.»

علی لاریجانی رئیس اکثریت مجلس بانگ بر می دارد:»دولت می‌خواهد بنزین دو هزار تومان شود.»

وقدرت اله عليخانی عضو فراکسيون اقليت مجلس فرمایش می فرماید: «با توجه به قيمت افسانه ای نفت در دولت نهم و دهم مردم امروز در شرابط بد اقتصادی قرار دارند. يکی از شعارهايی که دولت در اوايل کار خود سر می داد اين بود که پول نفت را سر سفره مردم می آورد، گوشت کيلويی ۲۵۰۰۰ تومان پول نفت است؟»

و اکثریت و اقلیت، در کميسيون تلفيق افزايش ۷۰ درصدی قيمت سوخت راتصویب می کنند و «موج تازه جهش قيمت ها» را کلید می زنند.

«واردات ايران، از دسته بيل اندونزيايی تا هفت سين چينی» چنان بازار را از کالاهای بنجل انباشته که روزنامه شرق در پی یافتن پاسخ این سئوال بر می آید: «اقتصاد ایران چگونه وابسته به كالاهای خارجی شد؟» وجواب حیرت آور است. در یک عبارت: «۰ ۸ درصد درآمد نفت صرف واردات شده است.» و با اندکی تفصیل: «در ۳۱ سال گذشته حدود ۷۷۰میلیارد‌دلار از ذخایر ارزی کشور صرف واردات شده است که این میزان نزدیک به ۸۰ درصد درآمدهای نفتی کشور را شامل می‌شود. سهم دولت‌های نهم و دهم از کل واردات انجام شده در این ۳۱سال، حدود ۲/۳۴۷ میلیارد‌دلار است.»

و تا دولت احمدی نژاد با توصیه و امضای زمان برکشیده می شود «هدفمندی یارانه‌ها هم که کنار این پازل قرار گرفت، موجب افزایش نرخ تورم شد. تورمی که به خاطر رکود در سال‌های ۸۸ و ۸۹ رو به کاهش گذاشته بود. حالا باز هم تورم به ۵/۲۱ درصد رسیده است.»

ویروسی است که دو ولی فقیه بر اقتصاد ایران تزریق کرده اند تا «استقلال اقتصادی» و «خودکفائی» معنای تازه ای پیداکند: نابودی تولید ملی که تنها منتظر یک تیر خلاص است. ظاهرا این یکی را هم محموداحمدی نژاد برعهده گرفته که درایام شباب مشق این مهم در زندان اوین کرده است: ۴ ۲ میلیارد دلار واردات؛ امری که کمال اطهاری–ـ اقتصاد دان-ـ به «سوزاندن در برای گرم کردن خانه» تشبیه اش می کند.عباس رجایی، رییس کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی، می گوید: «تیر خلاص به کشاورزی کشور.»

و در متن هولناک دشمن بر در و اقتصاد بر دار، «مقام معظم» اندکی واکسن آزادی مرحمت فرموده اند در حد «جنگ گرگها». بازی موش و گربه میان مجلس و احمدی نژاد. یارگیری برای ریاست مجلسی که تعداد راه یافتگان به آن کامل شد و باید منتظر روشن شدن چراغها ماند تا ترکیبش از تاریکخانه سر بر کشد.

اولین گزارش ها حاکی است ۱۹۶ نماینده مجلس هشتم به مجلس جدید راه نیافته اند.هر دو جریان جبهه متحد اصولگرایی و جبهه پایداری، چهره‌های خود را در مجلس دارند و می‌توانند موثر باشند.

صادق زیباکلام، وضعیت «اصلاح طلبان» و » گروه بندی احمدی نژاد » را چنیین می بیند: «نامزدهایی که خود را بعنوان اصلاح طلبان معرفی کردند رأی نیاوردند چون مردم آنها را بعنوان اصلاح طلب نپذیرفتند. مجموع آرا برای دولت از یکصد کرسی نیز بیشتر خواهد بود. برخلاف آنچه که اصولگرایان سنتی می گویند احمدی نژاد در این انتخابات موفق بوده و در حقیقت احمدی نژاد از قدرت برخوردار خواهد بود.»

شکست سنگین مؤتلفه،  و رای نیاوردن محمدنبی حبیبی، دبیرکل و اسدالله بادامچیان، قائم مقام این حزب که از نمادهای موتلفه به شمار می آیند، بسیار مهم و قابل توجه است.

ترکیب مجلس هر چه باشد، به نوشته نیویورک تایمز «میزان کنترل آیت‌الله خامنه‌ای بر مسائل مهم داخلی و سیاست خارجی ایران » باز هم زیادتر می شود. برنامه تزریق ویروسی به مجلس باید اساس راه را برای برکشیدن دو «غلام خانه زاد» هموارکند، یکی به نام رئیس مجلس و دیگری با عنوان نخست وزیر یا رئیس جمهور.

و ولی فقیه دوم، همچنان به جامعه ویروس های جدید تزریق می کند. یک هیات بلند پایه دیپلماتیک از مصر وارد ایران می شود تا برقراری روابط ایران و مصر را بررسی کند. مذاکره با این هیات را بیت رهبری در اختیار می گیرد و علی اکبر ولایتی طرف گفتگو با آنها می شود. همه باید بدانند: «هدایت رابطه با مصر دراختیار بیت رهبری است.»

در مسجدها مهد کودک داير می‌کنندو ویروس زدگان «نظام» را که «شیطان» و قاچاقچی مواد مخدر از کار درآمده اند به دار می کشند. این هفته تعدادشان چهارده نفر است. خبر اعدام قریب الوقوع عامل ترور یکی از «دانشمندان» اتمی را هم می دهند.

نرگس محمدی در زندان دچار فلج عضلانی می شود. او یکی از دلاورزنان بند ۳۵۰ اوین است. مهسا امر آبادی روزنامه نگار را هم به اوین می برند؛ جائی که همسرش مسعود باستانی هم آنجاست. شاید مهسا هم حالا در همین بند باشد.

تصویر یکی ازاتاق های بند را امیر مهدی کوچولو(نه ساله) کشیده و روزنامه نگاری دیگر، ژیلا بنی یعقوب در صفحه فیس بوکش گذاشته است و من نگاه هفته را با آن زینت داده ام.

اردیبهشت هم دیگر به هفته سوم می رسد. سیاست ویروسی سیدعلی خامنه ای، تصویر جامعه ایران را چنین در آئینه نشر یات جهان نشانده است: «رژیم جمهوری اسلامی در فساد مالی و اداری و ناکارآمدی غوطه‌ور است. رهبران و نهادهای حکومتی مشروعیت خود را در میان مردمی که بر آنها حکومت می‌کنند از دست داده‌اند. تمام این ضعف‌های ساختاری محصول خودکامگی آیت‌الله خامنه‌ای است. در نظام سیاسی حاکم بر ایران رهبر هم نقش واکسن را دارد و هم نقش ویروس را.»

هولناک ترین این ویروس ها پافشاری بر مساله اتمی و کشاندن ایران به دامان جنگ است. نماینده تفرش می گوید: «شخص احمدی نژاد نه تاریخ مطالعه کرده، نه قانون اساسی و مشروطه را، که اگر مطالعه می کرد، می توانست از سرنوشت پادشاهان و روسای جمهوری که قانون را رعایت نمی کردند درس بگیرد و عاقلانه تصمیم گیری کند.»

ایکاش شهامت داشت و بجای احمدی نژاد می نوشت «شخص علی خامنه ای» و این خبر را هم ضمیمه گفته اش می کرد: «وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، معتقد است آمریکا می‌تواند در عرض سه هفته صف نظامی ایران را درهم بشکند. به گزارش روزنامه واشینگتن پست، وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، در حال حاضر ایجاد تغییراتی در برنامه‌های جنگی خود را در دست بحث دارد و در این میان مسئله «احتمال» حمله به ایران یکی از مهم‌ترین سناریوهای مورد مطالعه این وزارتخانه است.»

واگر واکسن صلح برای درمان ویروس جنگ کارآ نشود، در پایان این سه هفته، دیگر حتی دیواری نیست که بشود بر آن تکیه داد و غزل حسین منزوی را به آوای حزین خواند:

از زمزمه دلتنگيم، از همهمه بيزاريم

نه طاقت خاموشی، نه ميل سخن داريم

آوار پريشانی‌ست، رو سوی چه بگريزيم؟

هنگامه حيرانی‌ست، خود را به که بسپاريم؟

تشويش هزار «آيا»، وسواس هزار «اما»

کوريم و نمی‌بينيم، ورنه همه بيماريم

دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌ست

امروز که صف در صف خشکيده و بی‌باريم

دردا که هدر داديم آن ذات گرامی را

تيغيم و نمی‌بريم، ابريم و نمی‌باريم

ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب

گفتند که بيداريد؟ گفتيم که بيداريم

من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته

اميد رهايی نيست وقتی همه ديواريم


باسن معظم لله

مدرن‌ترین جنگنده‌های امریکایی در فاصله ۳۲۰ کیلومتری خاک ایران فرود می‌آیند، «عده‌ای از آقایان و حتی قضات» گرد دیزی می‌نشینند و برای غارت کشورنقشه می‌کشند. «اراجیف» نماینده ولی فقیه بر ملا،  جزئیات قول شرف قاضی محبوبش فاش، وتمثال معظم اله در کنار آیه‌ای از قران کریم به زیارتگاه مبدل می‌شود.

و اردیبهشت ۱۳۹۱ است به نیمه. از بهاری چنین عفن، کدامین سال بر خیزد. قاضی القضات «نظام» که جز فرمانبر صاحب باسن مربوطه نیست از «وجود یک اختاپوس ارتباطی بزرگ در کشور» خبر می‌دهد که «تخلف» این بارش «بیش از ده‌ها میلیون یورو و چندین میلیون دلار» است. اسنادی بدست می‌آید «حاوی اطلاعات مستند درباره فساد اداری و تبهکاری اقتصادی در سیستم بانکی جمهوری اسلامی دردوره ریاست محمد جهرمی بر بانک صادرات» که فقط یک میلیارد تومانش به مسعود ده نمکی داده شده است تا لات‌ها را انقلابی کند.

جبهه متحد اصول‌گرایان از هزینه‌های میلیاردی با بودجه نهادهای دولتی برای ارسال اس.‌ام. اس علیه خود خبر می‌دهد و اعضای جبهه پایداری رقیب را متهم به انتشار جزوه‌هایی با تیراژ میلیونی در نماز جمعه می‌کنند.

انگار نه انگار که «در آزاد‌ترین کشور دنیا» که ولی فقیه اولش دست و بازوی کارگران را می‌بوسید، دردوران سلطه «باسن معظم اله» به کارگران در روز جهانی کارگر حتی اجازه راه پیمائی نداده‌اند. اما همه برای دفع «افسد» به «فاسد» یاد تولید ملی افتاده‌اند.

هاشمی رفسنجانی که حضوردگرباره‌اش در صحنه ملموس‌تر می‌شود، از اینکه «۲۴ میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی در سال تولید ملی» اختصاص داده‌اند اظهار تاسف می‌کند. علی لاریجانی که مشغول بازی پینگ پنگ لغو و تصویب مصوبه‌ها با احمدی‌نژاد است، از خرید سالیانه ۸۰ میلیون‌دلارچوب بستنی ازآلمان، و حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار واردات میوه خبر می‌دهد. و بدون اینکه بروی خودش بیاورد مجلس تحت امری که ریاستش را ایشان یدک می‌کشند، بر بودجه مهرتصویب می‌زند، می‌پرسد: «چطور ما می‌توانیم اتم را بشکافیم اما نمی‌توانیم چوب بستنی بسازیم؟ اگر مردم ما آناناس و موز مصرف نکنند، آیا دچار سوءهاضمه می‌شوند؟»

«تفکر شهید مطهری» رابه میان می‌کشد تا لابد تنور تبلیغ برای انتخاب علی مطهری را داغ کند که باید بیاید و بعنوان یک قهرمان ملی تازه نجات بخش ملت شود.

«نزاع فاسدان بر سر فساد» در اوج است. آمارهای فساد در قم منتشر می‌شود مایه افتخار: پایتخت تشیع؛ غرق در الکل و اعتیاد.  پدیده «مردان فاحشه» در ایران رسانه‌ای می‌شود؛ امری که در سال‌های اخیر پدیدار شده وگسترش یافته‌ و «نه تنها در میان گروهی معدود از زنان دارای سنین بالا، بلکه حتی در میان برخی دختران جوان» مشتری دارد.

فقر و فحشاء که وعده نابود شدنشان را ولی فقیه اول داده بود، به روزگار ولی دوم در هم تنیده‌اند. روزنامه‌های شرق، دنیای اقتصاد، و اعتماد گزارش‌هایی درباره «انتقاد روحانیون بلندپایه از گرانی‌ها» و «کاهش ۵۰ درصدی قدرت خرید مردم» منتشر می‌کنند.

شرق می‌نویسد: «گرانی‌ها دولت را به زانو درآورده است.»

گزارش نشریه‌ آلمانی ویرتشافتزبلت تکان دهنده است: «اوضاع اقتصادی ایران وخیم‌تر از آن است که مسئولان این کشور ادعا می‌کنند. به نظر می‌رسد مسئله‌ اکثریت ایرانیان پیش از آنکه مسئله هسته‌ای باشد تامین ابتدایی‌ترین مایحتاج روزمره است.»

بخش عمده گرانی با تحریم جهانی ارتباط مستقیم دارد. به نوشته اشپیگل: «جمهوری اسلامی در دور زدن تحریم‌ها موفق نبوده است.»

تحریم‌ها مدام دامنه بیشتری می‌گیرند. یک گروه لابی حقوقی امریکایی بنام «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» به رهبری مارک والاس سفیر سابق امریکا در سازمان ملل صندوق جهانی پول را تحت فشار قرار داده تا رابطه خود با ایران را محدود کند.

«نظام» که چراغ اطلاع رسانی رابرای مردم ایران کاملا خاموش کرده است، لغو یا توقف تحریم‌ها را هدف دارد. تحریمهائی که در فاصله کمی از نشست بغداد –ـ سوم خرداد-ـ به سرمنزل تحریم رسمی نفت می‌رسد.

زمینه مناسب برای تحریم کامل نفت فراهم شده است. دو خبراختصاصی رویترز از وضعیت بازار نفت، افق راروشن می‌کند:

– آمار صادرات نفت ایران به کمترین میزان خود در ۲۰ سال گذشته رسیده است.

– عراق و عربستان سعودی، کمبود بازار را جبران کرده‌اند.

انگشتان فلزی اقتصاد که مدام فشارش را بر گلوی «نظام » بیشتر می‌کند از صفحات قطور پرونده دهساله اتمی مِی آید. آشی که رهبر دوم به دستور رهبر اول بار گذاشت و حالا دارد بدجوری بطرف «نقطه جوش» می‌رود.

نشریه آرتیکولو تره، فضای بعد از نشست استانبول را دراین عنوان خلاصه می‌کند: «از طبل جنگ تا مذاکره و گفتمان.»

ترکیه را می‌توان «دوست سابق» دید. عنوان «تودی زمان» بسیار پرمعنی است: «ترکیه خود را از دست ایران خلاص می‌کند.»

ترک‌ها سخت از سیاست «فریب» جمهوری اسلامی جا خورده‌اند. انتقال محل گفت‌و‌گو‌ها از استانبول به بغداد، «نظام» را از حمایت یک میانجی قابل اعتماد و موثر برای «چانه زنی اتمی» محروم کرد. مسکو و بغداد می‌کوشند این نقش را بعهده بگیرند. بغداد در جست‌و‌جوی یافتن موقعیتی منطقه‌ای، روی گرفتن «فتوا» ی مجدد حرام بودن سلاح اتمی از رهبر جمهوری اسلامی حساب بازکرده واز میزبانی بهره می‌برد.

روس‌ها با طرح «گام به گام» فعال شده‌اند. سرگئی ریابکوف معاون وزیر خارجه روسیه و محمود رضا سجادی سفیر جمهور اسلامی در مسکو همزمان این طرح را تائید می‌کنند. کرملین جامه نقش «میانجی مورد اعتماد» می‌پوشد و «نظام» محتاطانه قدم بر می‌دارد.

رضا تقی زاده-ـ تحلیل گر سیاسی ـ– منظر روس‌ها را چنین ترسیم می‌کند: «کاخ کرملین همین روز‌ها شاهد جا بجایی در راس هرم قدرت سیاسی و آغاز سومین دور ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین خواهد بود. فشار‌های داخلی و خارجی طی ماه‌های اخیر چهره نخست وزیر کنونی و رییس جمهور آینده روسیه را بشدت مخدوش ساخته است. پوتین مایل است با بدست گرفتن شاخه زیتون، پیش از تصاحب دوباره قدرت، مناسبات روسیه با غرب و بخصوص آمریکا را در مسیر توسعه همکاری‌ها قرار دهد. ایفای نقش مثبت در قبال برنامه اتمی ایران و کره شمالی، می‌تواند تا حدودی به تامین این هدف کمک کند.»

علی باقری-ـ داماد رهبرـ معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی از چین به مسکو رفته است. مانند دور گذشته رایزنی اصلی بعهده اوست. نمایندگان جمهوری اسلامی و آژانس بین المللی انرژی اتمی هم دیدار دو روزه‌ای در پیش دارند.

علی‌اصغر سلطانیه، نماینده «نظام» در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ابراز امیدواری می کند که مذاکرات آتی –ـ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ـ- با آژانس به «حل مسایل باقیمانده» منجر شود.

چهارمین بار است که مذاکرات به دقیقه نود می‌رسد. در سه بار گذشته «مقام معظم» بر همه تصمیمات خط بطلان کشیده‌اند. این بار که از طریق داماد مربوطه مستقیما در مذاکرات حضور دارند، باید در انتظار حاصل بود: نوشیدن جام زهر برای ایران یا اصرار بر ساختن سلاح اتمی برای حفظ «نظام»؟

در انتظاراین لحظه است که همزمان با آغاز مانور «سپرجزیره» چندین فروند از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های اف- ۲۲ در یکی از پایگاه‌هایی که با ایران نزدیک به ۳۲۰ کیلومتر فاصله دارد، فرود می‌آیند. خصوصیت این جنگنده‌ها قدرت استتار و تکنیک بسیار مدرن آنهاست و در حال حاضر گران‌قیمت‌‌ترین هواپیمای جنگی دنیا به شمار می‌روند.

احمد وحیدی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، استقراراین جنگنده‌ها را اقدامی «مضر» می‌خواند.

دیپلماسی تنش زا ادامه دارد. دعوا با کشورهای عربی، آمریکا، کانادا و اسرائیل وارد مرحله تازه‌ای می‌شود. همزمان با درخواست وزارت خارجه از امارات برای پایان دادن به «گستاخی»، از بازداشت سه ایرانی به اتهام تلاش برای ترور سفیر خاندان آل سعود در مصر و احتمال اقدام تلافی جویانه جمهوری اسلامی در مقابل کانادا خبر می‌رسد. دفتر امور ویزای سفارت کانادا در ایران تعطیل می‌شود.

سردار محمد علی جعفری که دستانش به خون نداو سهراب آغشته است، دست به تهدید تازه‌ای می‌زند: «سپاه مخالفان را از سرراه بر می‌دارد.»

تنها کسانی مانندغلامعلی خیاط خلقی، اجازه فعالیت دارند که خود را بعنوان طراح پروژه قدیمی انتقال آب دریای خزر به کویر جا زده‌اند و تازه طرح جدید بسیار بزرگی هم دارند که «اندازه و فراگیری» اش از این پروژه هم بزرگ‌تر و هدف آن مهیا کردن مقدمات ظهور امام زمان است.

بهار تلخ دیگری است که به روزهای سرنوشتی خرداد می‌رود.

رضا شهابی کارگر در بند، از»زندان شیخ»، اوین بند ۳۵۰ سالن ۱ اطاق ۳ می نویسد:

«از قصه پر غصه آزادی ستیزی و حکایت پر شکایت عدالت گریزی در این دیار گویی گریزی نیست. نسل امروز تاوان سکوت نسل دیروز در برابر انحراف از آزادی، استقلال و عدالت را می‌پردازد. پس فریاد بر آوریم تا نسل فردا ما را به عتاب خطاب نکنند. این باغ ویران را هر روز بری و زندان ایران را هر روز می‌ه‌مان تازه تری می‌رسد. من تنها به در بند بودن فعالین کارگری و خودم اعتراض نمی‌کنم، آری من به‌‌ همان شدت و با‌‌ همان قوت به زندانی شدن فعالان آزادیخواه و شخصیت‌های مردمی، روزنامه نگاران، دانشجویان و زنان آزادیخواه اعتراض می‌کنم، به نقض حقوق اولیه زحمتکشان اعتراض می‌کنم، به استثمار و بهره کشی از کارگران اعتراض می‌کنم. من به فقر و تبعیض مخصوصا برای طبقه فرودست جامعه اعتراض می‌کنم و در یک کلام به نقض حقوق بشر اعتراض می‌کنم.»

و فریاد فرخ یزدی که در زندان » شاه» دهانش دوختند بر بام فلک می شود:

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی

دست خود ز جان شستم از برای آزادی

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را

می‌دوم به پای سر در قفای آزادی

با عوامل تکفیر صنف ارتجاعی باز

حمله می‌کند دایم بر بنای آزادی

در محیط طوفای زای، ماهرانه در جنگ است

ناخدای استبداد با خدای آزادی

شیخ از آن کند اصرار بر خرابی احرار

چون بقای خود بیند در فنای آزادی

دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین

می‌توان تو را گفتن پیشوای آزادی

فرخی ز جان و دل می‌کند در این محفل

دل نثار استقلال، جان فدای آزادی