مطبوعات چی آقای خاتمی

مثل حالا نبود که لاله زار. سینما بودوتئاترو کافه ازهمه جورش. کوچه کیهان یک سرش به این لاله زار باز می شد که لاله نداشت، اما ازعطر نمایش و سینما و زندگی سرشار بود.

ازکوچه کیهان که به لاله زار می رسیدی، دست راست و ده قدم نرفته «میکده» ای بود، مثل همه میخانه ها و متفاوت با همه. پاتوق روزنامه نویس ها بود وبیشتربچه های کیهان. هنوزخسرو را نگرفته بودند. عصرها، دورهم بودیم پیش ازاینکه کارلائی شروع شود که «پیرمرد خنزر پنزری» مسئولش بود و رحمان بالای سرش. آن یکی خسرو بود- شاهانی ـ و فریدون و هوشنگ قدیمی کیهان ـ حسامی ـ و…

یک نفر دیگر هم از کیهان میهمان همیشه عصرهابود. موتوری بخش آگهی های به ریاست آقای کلانتری بداخلاق.بقول امروزی ها ویزیتور. باهمان موتورش می رسید. کنار در پارک می کرد. سلامی می داد بلند که همه بشوند. گیلاس عرقش را بالامی انداخت ومی رفت.

و… زد و انقلاب شد و کیهان یکی از مهمترین موتورهایش. حالا درست و غلطش بحث دیگری است. انقلاب شکوهمند به پیروزی رسید و بچه های تحریریه نخستین و آخرین شورای سردبیری را انتخاب کردند. سه نفراز جمع تقریبا همیشه حاضر در «میکده» جزو شورا بودند : رحمان و پیرمرد خنزرپنزری رحمان یعنی همین محمد بلوری خودمان و صاحب این قلم. مهدی سحابی هم بود که چه زود رفت و مجتبی راجی که نمی دانم کجاست. هر پنج عضو شورا روزنامه نویس بودند وبرخی شان مانند رحمان و محمد جزو بهترین های ایران. اکثرشان زندان رفته بودند. تمامی شان دست به قلم داشتند: شعرو داستان و نقاشی… و… اما صاحب عیوب بزرگی هم بودند : کافر و عرق خور. این را «انجمن اسلامی» می گفت که با تحریک کارگران، برنامه اشغال کیهان راقدم به قدم پیش می برد. درشورای کارگران و کارمندان هم رای بدست آورده بود. قرارشد نمایندگان سه شورا جمع شوند و «شورای اداره کیهان» را درست کنند. شورای تحریریه محبت کردند و مرابعنوان نماینده فرستادند. اولین جلسه در اتاق دکتر مصطفی مصباح زاده تشکیل شد. اول من رسیدم. بعد نماینده شورای کارگران که می شناختمش. ومنتظر ماندیم تا نماینده شورای کارمندان وارد شود. بعله… در باز شد و نماینده انجمن اسلامی کارمندان نزول اجلال فرمودند.

ـ سلام حاج آقا… چه ریشی… چه تسبیحی…

برخلاف همیشه سلام هم نکردند. تفقدفرمودند. نمی دانم موتورشان را چه کرده بودند، بعدها وصف بنزشان را شنیدم. کمی طول کشید تا تصویر ویزیتور آگهی راازذهنم پاک وفکر کنم گیلاس عرق هرروزه که یک نفس و بی مزه بالا انداخته می شد، خاطره ای مربوط به گذشته است و… بحث شروع شد. ای جان جانان من، چه حزب الهی دوآتشه ای…که بعد از دو جلسه موفق شد چرخ شورا را ازکار بیاندازد…

روزها رفت ورفت. کیهان توسط همین حزب الهی نازنین و یارانش اشغال شد. تاریخ یک طرفه اش را کمی پیشتر «تاریخ ایرانی» نوشته است. تیم آقای دکتر ابراهیم یزدی آمدند و بعد نوبت به آقای محمد خاتمی رسید که همین روزها در مصاحبه با همان منبع بالا، ازانتصاب خودشان توسط «حضرت امام» به سرپرستی کیهان گفته اند.ازاولین همکاران خود هم نام برده اند. فلانی و بهمانی و رسیده اند به: «ایشان هم از مطبوعات‌چی‌های خوبی بود که آنجا حضور داشت.» و اسم همان ویزیتورنازنین را برده اند که در سال ۱۳۵۹ تبدیل شده است به» مطبوعات چی خوب» آقای سید محمد خاتمی. و از قضا همان روزهائی است که «دادستان خوب» رئیس جمهور سابق اصلاح طلب ما یعنی «اسداله لاجوردی» تیغ خونین و بیرحم «انقلاب اسلامی» را بکار انداخته است و می کشد و می کشد. هرکس را که فکر می کند مخالف است می کشد. پارچه فروش بازارهمان راه می رود که امام جمعه مسجد هامبورگ. دادستانی و کیهان دو لبه یک تیغ اند. سرکوب بیرحمانه همه گروهها، ادامه اشغال کیهان و دیگر مطبوعات است. شورای سردبیری کیهان – بیاد بیاورید: رحمان هاتفی، محمد بلوری، مهدی سحابی- مغضوبندو ویزیتور مربوطه «مطبوعات چی خوب» آقای خاتمی و «نظام». تحریریه صدو ده نفره کیهان- بغیر از چند نفر که تن می دهند- بر باد می رود والبته نشریات دیگر. امثال «مطبوعات چی خوب» جایشان را می گیرند و… داستان ادامه پیدا می کند تا بر مسند سردبیری نشستن بازجویان و شکنجه گران.

دو نفر از اعضای شورای کیهان درچنگال یاران «دادستان خوب» آقای خاتمی گرفتارمی آیند. رحمان هاتفی را زیرهولناک ترین شکنجه ها مجبور به مرگی فجیع می کنند. اتفاقا یکی ازهمین روزهای تیرماه بود که رحمان که تیترهای انقلاب را نوشت و «امام» را با حروف ۸۴ سیاه باتیراژ یک میلیونی کیهان به میان مردم برد، زیردستان بیرحم بازجویان مجبور شد صورت خود را بدرد تا نتوانند اورا به تلویزیون بیاورند. شکنجه گر رحمان که بازجوی من هم بود، به معاونت وزارت اطلاعات رسید و از طرف محمد خاتمی که حالا رئیس جمهور بود، مسئول پرونده قتل های زنجیره ای شد. ازغضب خامنه ای رهید و به اصرارمحمد خاتمی وعلیرغم مخالفت شورای معاونان وزارت خارجه بعنوان سفیر ایران روانه تاجیکستانش کردند. و… بعد عضوهیات امنای باران رادر قباله اش نوشتند تا لابد امراصلاحات و گفت وگوی تمدن ها را پیش ببرد…بی دلیل نبود که بعد از ترور اسداله لاجوردی رئیس جمهور عزیز وخندان برایش گریبان درید و بالقب «شهید» روانه جهان دیگرش کرد. گفتی که کروبیان نوکران «نظام» هستند ودربارگاه الهی جلادان را به توصیه» سید مظلوم» در صدر بهشت می نشانند.

از چنین افقی است که آقای محمدخاتمی در مصاحبه با «تاریخ ایرانی»کیهان پیش از انقلاب را می بینند. نمی توانند»مقبولیت» روزنامه ای را که در سال ۱۳۵۵نزدیک به پانصد هزار تیراژ داشت و در زمان ایشان به ۷۰ هزا

نسخه رسید پنهان کنند. ایشان می فرمایند: «یادمان هست. حتی خود من روزهای پنج‌شنبه، آخر هفته کیهان را می‌خریدم. در صفحه ۶ کیهان خاطرم هست افراد عجیب و غریبی مقاله داشتند مثل دکتر علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی و بسیاری از نویسندگان و شاعران نو‌پرداز، انقلابی و چپ، مطلب و شعر داشتند.» اما آقای خاتمی اهل فرهنگ وهنرو فلسفه توضیح نمی دهند که بعد از انقلاب چرا «مقبولیت» کیهان سقوط کردو اعتبار انقلاب بر باد رفت؟

«تاریخ ایرانی» هم نمی خواهد و یا نمی تواند بپرسد: چراکیهانی که چون ورق زر بر دست می بردند ومومنین در روزهای انقلاب بر نسخه هایش نمازمی گذاردند، به ورق پاره ای امنیتی تبدیل شده است.

پاسخ را باید در «مطبوعات چی خوب» آقای خاتمی جست. وقتی «ویزیتور آگهی» جانشین «روزنامه نویس حرفه ای» شد و موردتکریم وزیر فرهنگ و ارشادهم قرارگرفت،حلقه ای پدیدارآمدکه اشغال کیهان و دیگرنشریات را به دادستانی پیوند زدو سر انجام بازجو رابر مسند روزنامه نگار نشاند.

حکایت تمام نکرده ام آقای خاتمی اگر آخرین خاطره ام را از «مطبوعات چی خوب» شما نگفته باشم که همه جا از بردن نامش تن زده ام. وقتی از زندان «نظام» شما آزاد شدم، «مطبوعات چی خوب» شما مانند خود شما «دکتر» شده بود، مجله ای داشت و بجای موتور بابنز آخرین مدل رفت و آمد می کرد. اول توسط طراح مجله اش پیام داد و بعد تلفن زد. گفت: «ما حق امثال شما ها را خوردیم. مجله روی دستم مانده است. برای احیایش بیا. حقوق هم هرچقدر می خواهی…» پاسخ تندی دادم. سخت تند.کاش نمی دادم.او به واقعیتی پی برده بود که شما هنوز پی نبرده اید. با ویزیتورنمی توان برای روزنامه «مقبولیت» بدست آورد. کیهان پیش ازانقلاب مقبولیت خود را از روزنامه نویسانی داشت که توسط صاحب اصلی کیهان بدقت تمام دست چین شده بودند وهنوزهم هرجای جهان باشند و اگر زنده باشند، روزنامه نویس اند و مقبولیت می آورند. شما آقای خاتمی زمانی که نماینده «قدرت» درکیهان شدید آنها را به کار دعوت نکردید، حالا هم با وابسته خواندن آنها به رژیم گذشته می کوشید خاطره شان رابکشید. متاسفم. براستی متاسفم آقای خاتمی دست دردستان لاجوردی وبرادرحمید- نام بازجوئی دوست عزیزتان آقای ناصرسرمدی پارسا- گذاشته اید.

Advertisements

ناو، تریلی و پراید

تابستان ازروزهای خونین تیرماه می گذرد. «نظام» خون دانشگاه بر دامن وپرونده قتل زهرا کاظمی دربرابرش گشوده، «رهبر» را درمقام ائمه اطهارمی نشاند، حضرت موسی و حضرت عیسی را منادی اسلام می خواند وخداوندراازفرستادن ادیان مسيحيت و يهوديت مبرا می دارد.

آخرین خبرها حکایت ازمحافظت تنگه هرمز توسط ۲۰۰موشک بالدار آمریکا دارد که برعرشه دو ناوگان جنگی سوارند وازجانب ۳۵ پایگاه آمریکا درمنطقه پشتیبانی می شوند. و رئیس جمهوری که اختیار دولتش را هم ندارد، بخدا سوگند می خورد که آمریکا و رژیم صهیونیستی رفتنی هستند.اوهنگامی»ماموریت مشترک همه ما» را برای از میان بردن

«سلطه آمریکا و رژیم صهیونیستی» و «استقرار عدالت» اعلام می کند که فرمانده قرارگاه سرکوب جنبش سبز، از فراهم ساختن نبرد افزار لازم پرده بر می دارد. نه، این قوی ترین موشک بالستیک «نظام» نیست که امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوایی سپاه به برد۲ هزار کیلومتری اش برای «نابودی» پایگاههای دشمن می بالد. مهدی طائب است که می خواهد با پراید دمار از روزگار تریلی ـ که برای در گم کردن به آنها ناوهای آمریکایی می گویند ـ دربیاورد، البته وقتی می خواهند «سریک پیچ دور» بزنند، آنهم بر گستره دریا که لابد مثل جاده چالوس هزار تاپیچ دارد که نقشه انحصاریش هم دراختیار رئیس شورای قرارگاه راهبردی عمار است.

بله. بعد از توضیحات مهدی طائب بر پایه اظهارات سردار فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه «الان متوجه کارکرد عملیات روانی این ادوات می شویم.» واین دکترین را در تاریخ نظامی جهان درج می کنیم که ناووموشک وهواپیمای جنگی وغیره کارکرد روانی دارندو نه جنگی، حتی اگر خیلی بزرگ باشند.

وضعیت ژئو پولتیک جهان هم ازاین قرار است که ایشان می فرمایند: «اکنون ۲ جبهه وجود دارد؛ یکی عبدالله و دیگری عبدالشیطان که فرمانده کل قوا جبهه اول، خدا و فرمانده جبهه دوم، شیطان است.»

فرمانده جبهه دوم به گفته مکررولی فقیه اول ودوم وبقیه بادمجان دورقاب چین ها «شیطان بزرگ» است که آمریکا باشد که به فرمایش این هفته محمود احمدی نژاد به وزیر و کارکنان وزارت اطلاعات «در وضعيت اضمحلال و رو به سقوط هستند.»

فرماندهی جبهه دوم از طرف خداوند به تصریح مصباح یزدی به «نمونه‌ای برجسته از ائمه اطهار» سپرده شده است که همان «مقام معظم رهبری» باشند که» به هیچ عنوان نمی‌توان بر روی زمین و آسمان‌ها مانندش را پیدا کرد.» ورهبری جمهورى اسلامى  را بعهده دارند که به اصرار رئیس جمهور بی اختیارش «در مسير شكوفايى و صعود قرار دارد.»

درمتن مبارزه جبهه خدا با شیطان است که به نوشته «ورلدنیوز» رهبر جهموری اسلامی برای اولین باربه ملت خود دستورمی دهد که باید برای «آخرالزمان» آماده باشند. کلیه رسانه های دولتی ایران هم درهماهنگی با یکدیگر، داستان مشابهی را منتشر می کنند که بر پیام آیت الله علی خامنه ای در باره ظهور حضرت مهدی استوار است.

صف مقدم جبهه را هم مهدی طائب روشن می کند: «الان ما در سوریه درگیرهستیم و خط مقدم ما آنجاست.در این جبهه مقابل تمام استکبار ایستاده‌ایم، تلاش استکبار این است که سوریه را با عملیات روانی شکست دهد.»

البته معلوم نیست لشگر «عبداله» چرا برای جبهه خودش دست اتحاد به کمونیست ها داده ونیروی اصلی قوایش را ازچین وروسیه تامین کرده است.هرچه هست دراین نبرد باید تکلیف سوریه و دیکتاتور بیرحمی که تا کنون دستکم پانزده هزار نفر بدستور او کشته شده اند، روشن شود.

برهان غلیون رئیس سابق و عضو فعلی شورای ملی سوریه بعدازسفر مخفیانه به داخل سوریه و دیداری با فرماندهان ارتش آزاد به العربیه می گوید: «رژیم اسد نفس‌های آخر را می‌کشد. کار رژیم اسد تقریبا تمام است.»

نواف الفارس سفیر سوریه در بغداد حتما همین حس را دارد که از «نظام» بشاراسد جدامی شود و حمایت خود از انقلاب کشورش را اعلام می کند.

«دوستان سوریه»- جبهه وسیع داخلی و خارجی- تکرار می کنند: «بشار اسد باید برود.»ا ز روسیه صداهای متفاوتی بگوش می رسد. «ویاچسلاو دزیرکال»معاون همکاری فنی ارتش روسیه به خبرگزاریهای روسی می گوید: «دولت مسکو قراردادهای پیشین خود با سوریه را تکمیل می کند، اما از فروش سلاحهای جدید به دمشق خودداری خواهد کرد. مسکو به دمشق هلی کوپترهای جنگی نمی فروشد.»

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه با نمایندگان گروههای مخالف سوریه به گفت وگومی نشیند. اوهدف از این گفت وگو ها را متحد ساختن مخالفان برای آغاز مذاکره با مقامهای حکومت دمشق اعلام می کند.

جورج صبرا، عضو دفتر اجرایی شورای ملی مخالفان به روزنامه الشرق الاوسط، چاپ لندن، می‌گوید: «مواضع روسیه در قبال تحولات جاری در سوریه تغییر کرده و می‌توان گفت که اکنون سیاست روسیه به ویژه پس از نشست ژنو که در آن بر لزوم تشکیل حکومت انتقالی تاکید شد، در مرحله دگرگونی قرار دارد. قرار است این هیات به اطلاع مسکو برساند که حکومت انتقالی می‌تواند بدون اسد هم شکل بگیرد.»

روزنامه روسی «راشا تودی» تحت عنوان «مسکو اسد را رها کرد» می نویسد: «روسیه بازهم و برای چندمین بار در دام آمریکایی‌ها افتاد. در آخرین دقایق نشست ژنو، روس‌ها متنی را امضا کردند که مفاد آن به معنای رهاکردن سوریه بود. واشینگتن آخرین راهکار برای بشار اسد را یافته است؛ دولت انتقالی مبتنی بر توافق دوجانبه برای سوری‌ها. اما اپوزیسیون در سوریه هیچگاه با حضور او در قدرت موافقت نخواهند کرد. آنچه که مشخص و واضح است این است که اسد باید برود.»

رادیو صدای روسیه اعلام می کند: «چشم ها روی ژنرال «مناف طلاس» که ارتش سوریه را ترک و از کشور خارج شده متمرکز شده است. این ژنرال نقش کلیدی در آینده سوریه ایفا خواهد کرد.»

کوفی عنان به تهران می آید که همچنان بر حفظ همتای جنایتکار خود در دمشق پافشاری می کند.علی اکبرصالحی حرف های دیپلماتیک می زند. اماسیاست واقعی «نظام» را باید از اميرعبداللهيان معاون وزير امورخارجه شنید که «ادبیات پاکیزه»ای هم دارد: «انديشه «برکناری اجباری» و يا «اجبار به تبعيد» بشار اسد يک «شوخی» و هرگونه حمله احتمالی به اين کشور«احمقانه» و«فاجعه‌بار» است.ايران ازطرح‌های بشاراسدبرای انجام اصلاحات حمايت می‌کند وانجام مذاکرات برای فشار به اسد به منظوراجبار وی به تبعيد را «شکست خورده» می داند.»

هفته ایست که سیاست خارجی» نظام»درنقاط دیگر جهان هم ثمرمی دهد. دعوت و اصرار احمدی نژاد بی جواب می ماند.محمد مرسی پشت به تهران رو به ریاض می رود.فعالیت وسیع دولت جمهوری اسلامی وتلفن دعوت خلاف عرف بین المللی احمدی نژادهم برای سفر محمد مرسی به تهران به جائی نمی رسد. کاربه اینجا ختم نمی شود.مرسی می گوید: «خط قرمز مصر امنیت کشور های حاشیه خلیج فارس است.»

سعید قاسمی از فرماندهان سابق سپاه از شکل‌گیری «جرثومه‌های فساد» در مراکز نظامی٬ اقتصادی و سیاسی خبر می دهد و از پرونده جنجالی چهار «دیپلمات» ربوده شده ایران در لبنان پرده برمی دارد. او برای نخستین‌بار برخلاف ادعای مقام‌های جمهوری اسلامی اعلام می کند که احمد متوسلیان خرداد ماه سال ۱۳۶۰ به دستور علی خامنه‌ای با دو یگان سپاه برای جنگ با اسرائیل به سوریه و لبنان فرستاده شده بود.قاسمی به طور تلویحی می گوید که محسن رضایی٬ فرمانده وقت سپاه با اعزام این دو یگان مخالف بود٬ اما آقای خامنه‌ای به متوسلیان چنین دستور داده بود که «ماموریت داری باید بروی درلبنان بجنگی.» به گفته این فرمانده سابق سپاه٬ احمد متوسلیان هنگامی که می‌خواست به سفارت ایران در لبنان برود و برخی اسناد را که افشای آن‌ها «آبروی نظام» را می‌برد از سفارت‌خانه خارج کند٬ دستگیر شد.

 پس از آزارجنسی کودکان برزیلی، دست خطاکار دیپلمات ایرانی ودختربچه آلمانی هویت اخلاقی»نظام» را بیشتر بر ملا می کند.وزارت امورخارجه کانادا، به سفارت جمهوری اسلامی در اوتاوا، پایتخت کانادا، در خصوص به خدمت گرفتن ایرانیان مقیم کانادا در جهت منافع جمهوری اسلامی هشدار می دهد و تأکید می کند که این سفارتخانه نباید در تصمیم‌گیری‌های مهاجران ایرانی «دخالت» داشته باشد.

جان بِیرد، سخنگوی وزیر امور خارجه کانادا می گوید: «کانادایی‌های ایرانی‌تبار رژیم سرکوبگر ایران را نپذیرفته وبرای زندگی بهتربه کاناداآمده اند.»

وزیر انرژی و منابع طبیعی ترکیه اعلام می کند که این کشور پول واردات نفت ایران را نه با دلارو نه با طلا وتنها تنها با لیره، واحد پول ترکیه، می پردازد.

استفاده تعدادی از نفتکش‌های ایرانی از پرچم تانزانیا برای دور زدن تحریم‌های نفتی، لو می رودوسبب اخطار آمریکا می شود. «نظام» که قصد مدیریت جهان را دارد با ذره بین می گردد و کشور جزیره‌ای «تووالو» را پیدا می کند تا نفتکش هایش از پرچم های این کشور استفاده کنند که فقط یازده هزار نفر جمعیت دارد. علاقمندان می توانند این کشور را که در اقیانوس آرام واقع است وجمعیتش باندازه یک دهم تماشاگران فوتبال دراستادیوم آزادی است پیدا و به جهانیان معرفی کنند.هم‌اینک ۲۲ کشتی حامل نفت متعلق به شرکت ملی نفتکش ایران، تحت حمایت این ابرقدرت قرار دارند و به عنوان کشتی‌های تووالویی به ثبت رسیده‌اند.

بی دلیل نیست که «یکی از ائمه اطهار» یعنی آیت الله خامنه ای می گوید تحریم های غرب، مردم ایران را «واکسینه» کرده است: «غربی‌ها این روز‌ها درباره تحریم ایران جنجال آفرینی می‌کنند، اما نمی‌فهمند که خودشان با تحریم‌های ۳۰ سال اخیر، ملت ایران را در مقابل هر تحریمی واکسینه کرده‌اند و ما امروز نسبت به ۳۰ سال قبل، ۱۰۰ برابر قوی‌تر هستیم.»

و رئیس جمهورسابقا محبوب رهبر می فرماید: «درآمد نفتى، كمتر از ۱۰ درصد حجم اقتصاد كشور را شامل مى شود. بايد تحريم را فرصتى برای رفع وابستگی بودجه كشور به نفت دید، تا استفاده از آن به عنوان سلاح، برای هميشه از دست دشمن خارج شود.»

آخرین اخبار هفته هم صحت فرمایشات رهبر و رئیس جمهور «نظام» را تائید می کنند و ناجور. تحلیل فایننشال تایمز از تحریم ها خواندنی است: «میزان تولید نفت ایران به پایین ترین سطح در بیست سال گذشته، از زمان جنگ با عراق رسیده است.»

خبرگزاری رویترز از تاثیر «شدید» تحریم‌های غرب خبر می دهد: «ایران مجبور شده‌است که در شماری از چاه‌های نفتی میادین خود را ببندد و تولید نفت کنونی ایران به کمترین میزان طی دو دهه اخیر رسیده‌است که به معنی از دست رفتن میلیاردها دلار درآمد نفتی است.»

بانك مركزى امارات متحده عربى از ۲۳ بانك داخلى و ۲۸ واحد مالى خارجى مستقر در اين كشور، می خواهد پيش از اجازه به ايرانيان و نهادهاى ايرانى براى افتتاح حساب يا دريافت وجوه از كشورشان، اقدام به دريافت تصديق‌نامه بانك مركزى اين كشور كنند. هر كدام از بانك‌هاى اماراتى كه قصد انجام مبادلات و فعاليت‌هاى تجارى و مالى با اشخاص و نهادهاى ايرانى را داشته باشند، بايد همه اطلاعات مربوط به اين اشخاص حقيقى و حقوقى را در اختيار بانك مركزى امارات قرار دهند تا در صورت تصديق اين بانك، بتوانند فعاليت خود را انجام دهند.

تحليل لس آنجلس تایمز متوجه تاثير تحريم ها ست: «این هفته با اضافه شدن ممنوعیت های یک جانبه و چند جانبه درارتباط با واردات نفت از ایران و پایان معاملات تجاری و مسدود کردن دارایی های جمهوری اسلامی درغرب، فشار تحریم های بین المللی علیه ایران به اوج خود می رسد. فشارها از سوی کشورهایی وارد می شود که نگران سويه هاي نظامي برنامه اتمی جمهوری اسلامی هستند. حالا جامعه جهانی چشم به آن دارد که تحریم ها موضع سرسختانه ایران را در هم بشکند. آیا به راستی افزایش فشار ها باعث خواهد شد تهران تن به سازش بدهد و اجازه دهد بن بست اتمی با دیپلماسی حل و فصل شود؟

مایکل مان سخنگوی کاترين اشتون در ۲۴ ژوئیه (سوم مرداد ماه ) در استانبول برگزار می شود. اين مذاکرات بين هلگا اشميد، معاون کاترين اشتون و علی باقری، معاون سعيد جليلی مذاکره کننده ارشد ايران، برگزار خواهد شد.

اخباری از قول علی اکبر صالحی منتشر می شود: «تهران آماده است تا درباره غنی سازی اورانیوم با غلظت ۲۰ درصدی مذاکره کند.»

روزنامه وينرسايتونگ از آمادگی جمهوری اسلامی برای مذاکره محرمانه با آمريکا خبر می دهد.

در روزهای تیرماه سیاست «تیر» همچنان فعال است. سه سال پس از فاجعه بازداشتگاه کهریزک، از خانواده های قربانیان و شاکیان این بازداشتگاه خواسته می شود با سعید مرتضوی مصالحه کنند.

» وزیر ارشاد با رسانه‌ها » اتمام حجت» می کند: «نمی‌توانید هر خبری را منتشر کنید.» چرا: «شرایط فعلی کشور به گونه‌ای نیست که رسانه‌ها هر خبر یا تحلیلی را منتشر کنند.»

او حتی فراخوان می دهد واز «تمام شخصیتهای حقوقی و حقیقی» می خواهد به دنبال مطالب «خلاف واقع» در رسانه‌ها بگردند و آن را گزارش کنند.

احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی به اعضای یگان سرکوب ناجا می گوید: «برقراری امنیت مهم تر از قران به سر گرفتن است.»

 البته: «یگان ویژه مامور سرکوب نیست بلکه یک واحد مردمی، حزب اللهی و ولایت مدار در میدان برای مهار مسئله است.»

یگان ویژه پاسداران یا در اصطلاح «یاگوپ»، یگان عملیاتی پلیس جمهوری اسلامی برای کنترل مبارزه وبرخورد با اغتشاشات، تجمعات غیر قانونی و اجتماعات محسوب می شود که در مقاطع حساس با سرکوب یا کنترل درگیری ها، فضای ملتهب شهری را کنترل می کند.

نام «یگان ویژه پاسداران که ویترین اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران است» در ۱۸ تیرماه ۷۸ که با همکاری لباس شخصی ها به کوی دانشگاه تهران حمله کردند بر سر زبانها افتاد وبعد از سرکوب مردم در اعتراض های پس از ۲۲ خرداد ۸۸ شهرت جهانی یافت.

و حالا اسماعیل احمدی مقدم ادامه ماموریت آنها را اعلام می کند: «به خدمت خودتان افتخار کنید. اگر شب احیاء شما در خیابان مامور برقراری امنیت بودید بدانید ثواب شما بیشتر از کسی است که قرآن بسر گرفته است. با قدرت و صلابت یگان شماست که گردنکشان، اوباش و مجرمان جرات ندارند امنیت جامعه را به مخاطره بیندازند. مشت محکم شما باید متوجه تبهکاران و کسانی باشد که در صدد ناامن کردن محیط اجتماعی هستند.»

و لابد «تمیزی» هم راست راست راه می رود و به این حرف ها می خندد. آخرمئیر داگان، رئیس پیشین سازمان موساد بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ میلادی، از «تمیزی» برای اجرای مأموریت‌های عملیاتی شده در ایران رضایت کامل داردکه می گوید: «بدون هیچ سرنخی، هیچ رد انگشتی، حتی یک موتورسیکلت هم از این مأموریت‌ها بر جا نمانده‌است.»

 هفته سوم تیرماه تمام می شود و اگر اوضاع «نظام مقدس جمهوری اسلامی» به همین نحو ادامه بیابد، نگارنده مجبور است پا توی کفش همکارعزیز ابراهیم نبوی بکند و طنز را هم به نگاه هفته بیافزاید.

این هفته که از نقل چند جمله برای خنده وتغییر ذائقه گریزی نیست.

در ادامه جدال لفظی علی مطهری، نماينده اصولگرای مجلس و عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی تهران، فرزند «شهید مطهری» می فرمایند: «اقدام دادستانی، مجلس را به نهادی فرمايشی تبديل می کند.»

منظورشان همین مجلس «مستقل» به ریاست علی لاریجانی است که سر «غلام خانه زاد» بودن رهبر با حداد عادل رقابت نفس گیر دارد. یکی از برادرهایش هم-ـ همان محمد جواد-ـ دو تا حرف برای خندیدن می زند.

پس از افشای اسناد زمین خواری برادران لاریجانی،جواد لاریجانی در گفت و گویی با سایت خودش، با «افتخار» تمام اتهام زمین خواری را «آباد کردن یک وجب از خاک میهن» می خواند. تعریفی هم از زندان سیاسی می دهد. عینا کپی فرمایشات ملوکانه است: «زندانی سیاسی یعنی کسی که در چارچوب قوانین، فعالیت سیاسی کرده اما او را به ناحق به زندان انداخته اند، چرا که حاکمان و گردانندگان نظام کار او را دوست نداشته اند. براساس این تعریف در نظام جمهوری اسلامی هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد یعنی کسی نیست که فعالیت سیاسی قانونی انجام داده باشد و چون حکومت از کار او خوشش نمی آمده و آن را دوست نداشته به زندان افتاده باشد. این اتهامی است که دشمنان نظام ما از امریکا و اسرائیل گرفته تا ضد انقلاب داخل و خارج از جمله منافقین و تروریست ها از روز اول پیروزی انقلاب تا کنون وارد می کرده اند.»

رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی درست روز هجدهم تیر از بروز خشونت های اخیر در عربستان سعودی ابراز نگرانی می کند و از دولت این کشور خواهد از به کارگیری خشونت در مقابل «خواست مردم» خودداری کند.او اظهار اميدواری می کند که دولت عربستان سعودی «مطالبات مشروع مردم» را مورد توجه جدی خود قرار داده و از به کارگيری «خشونت در مقابل خواست مردم احتراز» ورزد.

وسرانجام مهدی طائب، راز شکست سربازان آمریکائی در اشغال عراق را بر ملا می سازد: «با وجود ماهانه ۳ هزار دلار حقوق، تنها امتیازی که سبب شد سربازان آمریکایی به عراق بیایند بیمه مجانی جراحی‌‌های زیبایی از سوی دولت آمریکا بود. سربازی که برای زیبایی به جنگ می‌رود، نیروی جنگنده می‌شود؟»

جواب روشن است: نه. نیروی جنگنده سرلشگر حسن فیروزآبادی است که بدون هیچ سابقه نظامی در ارتش یاسپاه بنابر تصمیم «رهبر فرزانه » در مقام فرماندهی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی قرار می گیرد و این هفته در میانه یک سمینار اذان سر می دهد.

هفته سوم تیرماه تمام می شود و شعری برگرفته از فیس بوک، سرنوشت ایران را زیر حکومت نظریه پردازان «ناو، تریلی و پراید» به طنز تصویر می کند:

اتل متل توتوله

ايران خانم چه جوره؟

هم غم داره هم غصه

نفت شو خوردن درسته

گازشو بردن هندستون

… آشغال چيني بستون!

همه چي شده واردات، گور پدر صادرات

هاچين و واچين توليد و برچين!

سخاوت امام خامنه ای

هوشنگ اسدی

«امام خامنه‌ای با سخاوتمندی تمام به درخواست ما برای بازسازی آنچه دشمن ویران کرده بود پاسخ گفت.رئیس جمهوراحمدی‌نژاد و دولتش هم. سلاح که می‌رسید، از روز اول پس از متوقف شدن عملیات نظامی، پول هم برای بازسازی رسید».

چنین شهادت می دهد رهبر حزب اله لبنان در پایان ماه گل ایران که گلهای سرسبدش سخاوت «سرمهندس ایران» – لقب اهدائی آیت اله سیستانی به علی خامنه ای – را به جان تجربه می کنند: روزنامه نویسانش چمدان در دست در صف زندان نشسته اند. یکی از زندانیان خانگی که شیخ دلاور مهدی کروبی باشد، بعداز۴۴۰ روز «اجازه باز کردن پنجره برای دسترسی به هوای آزاد، قدم زدن در پارکینگ ساختمان و نیز امکان قفل در آپارتمان» را ارزانی خویش می بیند.

روحانی منتقد دیگر، احمدرضا احمدپور در زندان سیاسی دست به اعتصاب غذا می زند. می گوید که مقصدش «مرگ» است.

سعیدمرتضوی – قاضی شجاع و محبوب آقا- این الگوی «قضات» آمده از مدرسه مصباح یزدی و برآمده از قتل عام زندانیان، چون مقیسه و صلواتی- در حال جدال با حدادعادل «غلام خانه زاد» است که این هفته لقب «عمارآقا» می گیرد. دو طرف به «قهرمان» تازه مبارزه با «نظام» یعنی علی مطهری کاری ندارند که تفکر حدادعادل را «خطرناک» می خواند و از «ظلم» او بیمناک است. «محبوب آقا» و «عمارآقا» برسر رد و اثبات شرف در جدالند. احمد توکلی هم٬ بین دو یار «امام خامنه ای» می دود و نگران «شیر شدن» مرتضوی است.

و » قضات» مربوطه که چهارهزارنفر شان لابد بدلیل داشتن «شرف» بیش از حد برای دفاع از خود، هفت تیربه کمربسته اند، به توزیع «سخاوت امام خامنه ای» مشغولند. رهروان قاضی قاتل بزرگ مطبوعات، کسی را که بعنوان عامل ترور دانشمند اتمی معرفی شده، در دادگاهی که خبرنگارانش از خبرگزاری امنیتی فارس آمده اند، به مرگ محکوم می کنند. مجید جمالی فشی که ورزشکار بود و جاسوس اسرائیل معرفی شد، بدون یک کلمه حرف بالای دار می رود. و «پرونده باز» حتی همسر مسعود علیمحمدی را به حیرت می اندازد. جوان بر دارلابد درلحظات آخر به دادگاه عدلی فکر می کند که وکیل مدافعش به «سخاوت» تمام به متهم دشنام می داد وکوس سبقت از قاضی و دادستان ربوده بود. جای چنین وکیلی برصدردادگاه های دربسته است، و وکیلی مانند محمد علی دادخواه، مهلتش همین هفته به پایان می رسدکه یا دراعتراف تلویزیونی حضور یابد و یا به زندان برود.انتخاب این فعال حقوق بشر چنین است: «زندان می‌روم اما سرزمین ام را ترک نمی کنم.»

وخواننده ای که ازسرزمینش بناچارخارج شده، تیغ تیز «سخاوت» را برگردنش می بیند: مداح سرشناس اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)»- عبدالرضا هلالی- برای صدور «سخاوت آقا» به خارج از کشور اعلام آمادگی می کند: «در خصوص اهانت شاهین نجفی بحمدالله پس از کسب اولین فتوا از سوی حضرت آیت الله صافی و با کسب اجازه از بزرگترها علی الخصوص حاج آقا منصور ارضی، اقدام به انجام حکم در مورد این اشخاص خواهیم نمود.»

در داخل کشور هم یاران وهمفکران مداح سرشناس سرگرم توزیع بیدریغ «سخاوت» هستند. سهمیه دانشجویان را کامران دانشجو که «مسئول اجرای انقلاب فرهنگی دوم» لقب گرفته در اختیار دارد و تحت هدایت او: «بازداشت دانشجويان به صورت مستمر، نهادمند و برنامه ريزی شده صورت می‌گيرد.در سه سال گذشته ده‌ها تن از دانشجويان ستاره‌دار و محروم از تحصيل بازداشت و به حبس‌های طويل المدت محکوم شده اند.»

این هفته، «سرمهندس» دست «سخاوت» خود را تا داخل اتومبیل ها هم دراز می کند. احمد روزبهانی فرمانده پليس امنيت، حامل و مجری حکم است: «در خصوص برخورد با بدحجابان و مزاحمان نواميس در خودروها، گاهی می‌گويند خودرو حريم خصوصی است و شما نبايد نگاه کنيد. در حالی که خودرو حريم خصوصی نيست و پليس با جرايم آشکار درون خودرو برخورد قاطعی خواهد داشت.»

دانشگاه علامه طباطبایی، روش دیگری به کار می برد. «حجاب» رامی خرد. هر دختری حجابش رارعایت کند «بن ۲۰ هزار تومانی » می گیرد.

و لابد براثرهمین روش های سی و سه ساله است که به اعتراف سردار فوق الذکر: «به بدحجاب‌ها تذکر می‌دهیم، شکلک در می‌آورند، » و بر اساس بیانیه وزارت بهداشت: «عرق خوری در حد اعتیاد در ایران رواج یافته است» و براثر گسترش فرهنگ اسلامی: «دو میلیون هم معتاد به الکل داریم.» یعنی کم وبیش باندازه جمعیت تهران در زمان پیروزی «انقلاب شکوهمنداسلامی». یک سایت فارسی زبان این دستاوردرا چنین جمع بندی می کند: «ایران تریاکی‌ترین کشور دنیا بود، حالا می‌رود الکلی‌ترین کشور دنیا هم بشود.»

اکبر ترکان، وزير سابق راه هم می گوید: «فساد اکنون خرخره کشور را گرفته است.» منظورش اقتصاد است.آمارش را احمد توکلی درمجلس می دهد: «تورم ۶۰درصدی گریبان مردم را گرفته است.»

 

مجلس که بر سر ریاست دوره جدید ش دو «غلام خانه زاد»- علی لاريجانی و غلامعلی حدادعادل- مشغول گرد و خاک ویارگیری هستند، درست درآستانه مذاکرات بغداد خواست بانک جهانی را که دولت احمدی نژاد برایش سینه چاک می دهد، تصویب می کند. شمارش معکوس برای اجرای فاز دوم هدفمندی يارانه آغاز می شود. روزاول خرداد. درست دو روز پیش از مذکرات بغداد. اتفاقی است؟

جنجال دیگری هم شکل می گیرد. ذهن را متوجه سفر محموداحمدی نژاد به ابوموسی می کند که درست در آستانه نشست استانبول انجام شد و با تحریک امارات موجی از میهن پرستی برای دفاع از سه جزیره همیشه ایرانی را برانگیخت.

این بار نوبت بحرین است. بهانه نشست کشورهای حوزه خلیج فارس در ریاض برای تاسیس «اتحادیه خلیج» است وتصمیم عربستان سعودی و بحرين. برادربازجوحسین شریعتمداری بناگاه عبای اسلام می کند وجامه «میهن» دوستی می پوشد: «اين حق برای ايران وجود دارد که خواستار بازگشت بحرين يک استان جدا شده خود به ميهن باشد.»

مهندس محمدکریم عابدی، نماينده طبس – فردوس – سرایان – بشرویه – عشق آباد – آیسک – دیهوک و توابع که معلوم است سخت در «سرمهندس» ذوب شده، خواهان «لغو مصوبه مجلس شورای ملی در مورد استقلال بحرین توسط مجلس شورای اسلامی» و برگزاری «رفراندم در بحرین برای الحاق به ایران» می شود. «مهندس» اطمینان هم دارد که بیش از ۹۰ درصد مردم بحرین رای مثبت برای بازگشت به «وطن اصلی» خود یعنی ایران را خواهند داد.

پاسخ طبیعتا تند است. شاهزاده سعود الفيصل، وزير خارجه عربستان سعودی، پس از پايان اجلاس رهبران کشورهای عضو شورای همکاری خليج فارس در رياض، می گوید: «آنچه ميان عربستان سعودی و بحرين روی می دهد، ارتباطی به ايران ندارد.»

رد پای میهن پرستی افراطی وناگهانی را می توان در بازتاب خبر اعدام مجید جمالی فشی دررجا نیوز هم دید: «صبح سه شنبه با خبری خوشحال کننده برای مردم ایران آغاز شد: عامل ترور دانشمند شهید مسعود علی‌محمدی به دار مجازات آویخته شد تا قلب پردرد ملت ایران که چهار گلوله سرخ به نشانه ۴ دانشمند هسته‌ای شهید را بر خود دارد، اندکی تسلی پیدا کند.»

عصر چهارشنبه- درست یک هفته پیش از موعد نشست بغداد- وزارت خارجه بحرین کاردار سفارت جمهوری اسلامی در منامه را بعنوان اعتراض احضار می کند.

فرزند امام جمعه شهر راسْک در سیستان و بلوچستان، دستگیر می شود. عده‌ای معترض در مقابل نهادهای نظامی و امنیتی گردمی آیند. نیروهای انتظامی تیر اندازی می کنند.دست‌کم یک نفر به قتل می رسد و دو نفر زخم شدید برمی دارند.

آیا اتفاق بزرگی در راه است؟ قاعدتا برای شنیدن پاسخ باید منتظر حوادث بعدی بودو سیاست «نظام» را در نشست بغداد دنبال کرد. کسی ازمردم نمی داند علی باقری- برادر داماد سلطان علی خامنه ای- در رایزنی های فشرده خود دارد کدام معامله را جوش می دهد. چراغ های «نظام» مطلقا خاموش وتنها تغییر لحن محسوس است. از شاخ و شانه کشی رایج خبری نیست. لبخند هاشمی رابیشتر می توان دید تا دهان دریده احمدی نژاد را. علاالدين بروجردى، رييس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس شوراى اسلامى که نشست در زادگاهش بر پامی شود، مبنای اجلاس بغداد را توافقات مذاکرات استانبول اعلام می کند: «هرچيزى خارج از اين چهارچوب مورد پذيرش ايران نخواهد بود. و به نفع ۱+۵ است که سیاست قدیمی تقابل را به تعامل تغییر دهد.»

غلامعلی حداد که احتمالا بعد از «تغيير قانون اساسی و شکل‌گيری دقيق‌تر ساختار کشور» – که علی لاریجانی می گوید منتظر » فرصت» برای انجامش هستند- نامزدنخست وزیری است، کمی دورتر را می بیند: «نباید انتظار داشت که همه مسائل در بغداد حل شود، ولی می‌توانیم احتمال دهیم که مذاکرات بغداد ادامه مذاکرات استانبول باشد از این‌رو دو طرف باید تلاش کنند که این جو متفاوت با گذشته را حفظ کنند.»

لحن ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا، بیشتر به «گذشته» شباهت دارد: «اگر ایران «گام‌های مشخصی» در جهت کاستن از نگرانی‌های بین‌المللی نسبت به برنامه هسته‌ای خود برندارد، اتحادیه اروپا «تحریم‌های سخت‌تری» را علیه تهران وضع خواهد کرد.»

سعید جلیلی، مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی در گفت و گو با میشل روکار نخست وزیر پیشین فرانسه که سفری جنجالی و پر پرسش به ایران انجام داده، لحن استانبول را حفظ می کند: «برای راهبرد فشار به پایان رسیده است.مقام‌های غربی دقت کنند برخی اظهارات غیر سازنده است.»

دور اول مذاکرات با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر گزار می شود. آژانس خواستار بازدید از تمام سایت‌های هسته‌ای ایران از جمله سایت نظامی پارچین است. خبرگزاری آسوشیتدپرس از وجود یک مخزن انفجاری در این سایت خبر می دهد.شواهد و اطلاعات تازه ای درباره آشیانه انفجاری در تاسیسات نظامی پارچين منتشر می شود.

بازرسان آژانس و برخی منابع دیگر می‌گویند که احتمال آن می‌رود ایران سرگرم «پاک کردن شواهد آزمایش‌های اتمی» از تأسیسات نظامی پارچین باشد.

هرمان ناکارتس، رییس هیات مذاکره کننده آژانس بين المللی انرژی اتمی تأکید می کند: «هدف مادست‌یابی به توافقی برای حل و فصل تمامی مسائل باقی‌مانده و در درجه نخست روشن شدن ابعاد احتمالأ نظامی برنامه اتمی ایران است.»

معاون مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى از جمهوری اسلامی می خواهد اجازه دهد بازرسان به اطلاعات، مکانها و افرادى كه در حوزه هسته اى كار مى كنند دسترسى داشته باشند.

دور دوم مذاکرات به دوشنبه هفته آينده – دوروز پیش از نشست بغداد- موکول می شود.

اردیبهشت به سوی خرداد می دود. تام تام طبل های جنگ بگوش می رسد.شائول موفاز، رهبر کادیما، به عنوان وزیر مشاور برای نخست وزیر اسرائیل به صف وزیران این کشور می پیوند. صف‌آرایی برای ایران؟ پرسشی بی پاسخ است.

روزنامه معاريو از ماه‌های شهريور و مهر – درآستانه انتخابات رياست جمهوری آمريکا – به عنوان تاريخی ياد می کند که مقامات آمريکا نگران حمله اسرائيل به ايران هستند.

وب‌سايت معاريو می نویسد: «بنيامين نتانياهونخست وزير اسراييل به باراک اوباما رييس جمهوری امريکا گفته است، اوايل پاييز «آخرين ضرب‌الاجل» در مورد يافتن راهی ديپلماتيک برای پرونده هسته ای ايران است.نتانياهو به اوباما تأکيد کرده است که اسرائيل «جدول زمانی خاص خود را دارد» و از آن صرف نظر نمی‌کند.»

ژنرال عیدو نخوشتان که در چهار سال گذشته فرماندهی نیروی هوایی اسرائیل را بعهده داشت، در آیین رسمی تحویل پست خود به ژنرال امیر اشل می گوید: «نیروی هوایی اسرائیل از همه توانایی‌ها و آمادگی‌های مورد نیاز برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران برخوردار است.»

فرمانده جدید نیروی هوایی اسرائیل هم اعلام می کند: «درصورت وقوع جنگ، مانند شمشیری بُرّان خواهیم بود».

در این فضاست که «پوتین» به محض آغاز دوره دوم ریاست جمهوری، در اولین دستور کتبی خود به وزارت خارجه روسیه، سیاست استراتژیک روسیه را جلوگیری از حمله نظامی به ایران تعیین می کند. پوتین در حکم خود می نویسد: «وزارت خارجه باید راه حل هائی در چارچوب حل دیپلماتیک براي مذاکرات اتمی ایران پیدا کند.»

اسماعیل هنیه هم می‌گوید حماس نمی‌خواهد به جنگ ایران علیه اسرائیل کشیده شود. می ماند علی خامنه ای و یاشار اسد درحال سقوط و حسن نصراله در برابر جهان.

سردار قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران درتقلید نقش آمریکا- اسرائیل به حسن نصر‌الله دبیرکل حزب‌الله لبنان در خصوص هرگونه حمله پیش‌دستانه به اسرائیل هشدار می دهد.

اردیبهشت به روزهای آخر می رسد. بهاران دست بخشنده خود بر جهان کشیده است. می رودو منتظر گلها می ماند تامیوه شوند.

«دست سخاوت» سیدعلی حسینی خامنه ای لبنان را آباد و ایران را ویران کرده است. چه کسی ایران ویران بعد از جنگ را آبادخواهد کرد؟ سلطان بلامنازع چه خواهد کرد؟ در باره او چه خواهندسرود؟ حکیم طوس، تصویر شهریاری ضحاک بر جهان را چنین جاوادنه کرد:

چو ضحاک شد بر جهان شهریار

برو سالیان انجمن شد هزار

سراسر زمانه بدو گشت باز

برآمد برین روزگار دراز

نهان گشت کردار فرزانگان

پراگنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد جادویی ارجمند

نهان راستی آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز

به نیکی نرفتی سخن جز به راز

دو پاکیزه از خانهٔ جمشید

برون آوریدند لرزان چو بید

که جمشید را هر دو دختر بدند

سر بانوان را چو افسر بدند

ز پوشیده‌رویان یکی شهرناز

دگر پاکدامن به نام ارنواز

به ایوان ضحاک بردندشان

بران اژدهافشن سپردندشان

بپروردشان از ره جادویی

بیاموختشان کژی و بدخویی

ندانست جز کژی آموختن

جز از کشتن و غارت و سوختن

بازیگری‌های موذيانه

هوشنگ اسدی

http://houshangassadi.com/

همه راهها به بغدادمی رسد.روزهای هفته باسرعت تمام بجانب «سوم خرداد» می دوند: مذاکرات سرنوشتی مساله اتمی. «نظام»، جبهه متحد جهانی – ازجمله «شیطان بزرگ»، «رژیم صهیونیستی»- در جریان کوچکترین رویدادها وتصمیمات هستند و تنها و تنها ملت ایران است که هیچ چیز نمی داند جز اخبارگزیده ای که به مطبوعات جهان درز می کند.

نبرد پنهان تا دقیقه نود ادامه دارد و چنان توفانی است که لرزه اش گاه درهای بسته را می گشاید. علی لاریجانی که طمع ریاست مجلس و جمهوری آینده را دارد، لباس «آزادی» بتن می کند و بناگاه جانبدار آزادی احزاب می شود. وصد البته «استکبار» را هم مورحمله شدید قرار می دهد: «۱+۵ بايد متوجه باشد که ملت ايران انتظاردارد آنها رفتار گذشته خود را اصلاح کنند و دست از بازیگری ‌‌های موذيانه بردارند. نمی‌شود در مذاکرات لبخند زد و در پشت صحنه دنبال اقدامات ايذايی بود.»

ترکیه هم را بی نصیب نمی گذارد: «ممکن است برخی ها اشتباه کنند که می توانند امپراطوری های گذشته را احيا کنند ولی آنها تصور نادرستی دارند چرا که زمانه امپراطوری سازی به سر آمده است و دوران همزيستی مسالمت آميز است.»

ظاهراحرف اوهاشمی رفسنجانی راهم که درچندجمله دهها بار تاریخ ایران را به نفع روحانیون تحریف می کند، یاد سلطنت می اندازد: «گذشت روزگاری که پدر مستبد تاج بر سر فرزند بگذارد.»

به درمی گوید که متحد بازیافته اش علی خامنه ای بشنود؟ معلوم نیست. کسی هم نیست که جوابش رابدهد.اماايلينا راس لتینن، رییس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، جواب علی لاریجانی رامی دهد ودرست در لحظه ای که هیات اعزامی «نظام» از توفان شن می گذردو وارد بغداد می شود: «توافق اخير ايران با آژانس انرژی اتمی بر سر فعاليت های تسليحاتی، یک «تاکتيک جدید وقت کشی» است تا جمهوری اسلامی در فرصت به دست آمده بتواند برنامه تسليحاتی اتمی خود را پيش برده و به سلاح هسته ای دست يابد.»

نماينده جمهوریخواه، تاریخ را هم گواه می آورد: «انگار که همه چيز مثل يک تصوير آشنا در برابر چشمانمان تکرار می شود. ده سال پيش بود که برنامه هسته ای مخفی ايران بعد از دهه ها فعاليت رژيم به دور از چشم جهانيان، توسط آژانس انرژی اتمی کشف شد.»

تا روز مذاکرات برسد، جهان متحد تاکتیک فشار دائمی را لحظه ای از دست نگذاشته است.

تهدیدها و تشویق‌ها در آستانه مذاکرات اتمی، اوج می گیرد:طرح حمله آمریکا به ایران آماده است.

موسسه تحقیقاتی «پيو» در آمریکا نتايج نظر سنجی از مردم ۲۱ کشور جهان درباره برنامه هسته ای ايران را منتشر می کند. بيشتر پاسخ دهندگان به اين نظر سنجی با دستيابی ايران به سلاح هسته ای مخالفت کرده اند.

دیوید آلبرایت موسس و رئیس موسسه علوم و امنیت بین‌الملل می‌گوید که علی اکبر صالحی وزیر خارجه کنونی ایران با یک برنامه مخفی اتمی در دهه ۹۰ میلادی در ایران در ارتباط بوده است.

مجلس نمایندگان آمریکاخواستارتشديد فشارها برايران می شودو استفاده از گزينه نظامی علیه جمهوری اسلامی را تصویب می کند: «در صورتی که آمريکا يا متحدان اين کشوراز سوی ايران مورد تهديد هسته ای قرار گيرند، ايالات متحده می تواند از گزينه نظامی در قبال جمهوری اسلامی استفاده کند.»

یکی ازاین «متحدان» اسرائیل است که براساس اعلام رسمی پنتاگون، ایالات متحده، ۷۰ میلیون دلار ِدیگر برای تکمیل سیستم دفاع موشکی اش پرداخت می کند.

وزیر دفاع اتریش می گوید: «حمله‌ نظامی به ایران آتشی را در منطقه روشن خواهد کرد که کسی قادر به کنترل آن نخواهد بود.»

روسیه رسما اعلام می کند که حمله نظامی به جمهوری اسلامی به جنگ هسته ای منجر خواهد شد.

طرح چهار ماده‌ای مقامات امنیتی سابق برای «تحریم کامل» ایران منتشر می شود.مئیر داگان، رئیس پیشین موساد، جیمز وولسی، رئیس اسبق سیا، آگوست هنینگ، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت مخفی آلمان، چارلز گاتری، رئیس پیشین ستاد مشترک نیروهای مسلح بریتانیا، کریستن سیلوربرگ، سفیر پیشین آمریکا در اتحادیه اروپا، و مارک والاس، سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل، ارائه‌کنندگان این طرح هستند:مخالفت با حمله نظامی به ایران ومقابله از راه «تحریم کامل» جمهوری اسلامی.

فشار جهانی، سه روز مانده به نشست بغداد در اجلاس گروه هشت متمرکز می شود. گزارش سایت «دیپلماسی ایرانی» از این نشست وتاکید آن بر برخی نکات را می توان انعکاس شرایط کنونی در آینه «نظام» پنداشت. این سایت دو سویه توسط صادق خرازی اداره می شود. او که به «بیت» وصل است–ـ بعنوان برادرهمسر مسعودخامنه ای –ـ و خود جانبدار سیاست هاشمی- خاتمی است: «رهبران گروه ۸ «پیام قاطعی» برای ایران ارسال کرده و هشدار دادند قدرت های جهانی نیز در قبال تهران متحد هستند.در«بیانیه‌ای رسمی که اقدامی غیرمتداول» از سوی رهبران گروه ۸ محسوب می‌شود، آنها اعلام کردند که بازار نفت و منابع آن را به دقت زیر نظر دارند و در صورت لزوم از آژانس بین المللی انرژی می خواهند که وارد عمل شود.در این بیانیه از ایران خواسته شده که از «شانس اثبات ماهیت» صلح آمیز برنامه‌های هسته ای خود استفاده کند. اوباما در کمپ دیوید «یک موضع گیری نادر» نیز در قبال ایران داشت. وی ابراز امیدواری کرد که مذاکرات در بغداد با ایران خوب پیش برود و طرف‌ها به راهکاری برای حل بحران دست یابند.»

«موضع گیری نادراوباما» کدام هدف رانشانه گرفته است؟ سایت «دبکا» که به محافل اسراییلی نزدیک است، مدعی می شود که طرح هشت ماده ای توافق بین ایران و آمریکا را پیدا و آن را درج کرده است؛ طرحی که می توان در یک عبارت خلاصه اش کرد: «توافق هسته‌ای».

«نظام» دربرابرهمه تهدیدات سکوت می کند. تک مضراب کودکانه فیروزآبادی انعکاسی نمی یابد. انگارهمه با لبخندهاشمی رفسنجانی مسیر را می نگرند و سرها را خم کرده اند تا توفان بگذرد.

محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس، توپ راتوی زمین طرف مقابل می اندازدو «اولین گام مثبت گروه ۱+۵» را توصیف می کند: «آنها کمی نرمتر شده‌اند».

بعد هم دست روی خواست اصلی می گذارد: «تنها در صورتی که تحریم‌ها لغو شود، می‌توان در مورد مذاکرات بعدی فکر کرد».

علی اکبرولایتی ـ ازقدیمی ترین یاران رهبرجمهوری اسلامی و نامزد او برای نخست وزیرجایگزین میر حسین موسوی ـ کمی مستقیم تروارد صحنه می شود. برخی منابع از حضور او در پشت صحنه مذاکرات کنونی خبر داده اند و آخرین اخبارحکایت از نامزدی او که دست دیگرش در دست هاشمی رفسنجانی است، برای ریاست جمهوری آینده دارد.

ولایتی، از تصمیم «ما» می گوید: «ما تصمیم داریم در چارچوب مقررات بین المللی و حقوقی ایران گفتگوها انجام شود.اگر کشورهای عضو ۱+۵ حسن نیت داشته و پایبند به مقررات بین المللی باشند و در صدد تحمیل غیرقانونی نظرات خودشان نباشند، امیدواری به اجلاس بغداد وجود دارد.»

یوکیو آمانو دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای «در سفری غیرمنتظره و بی‌سابقه» به تهران می آید. مذاکرات کاملا مخفی خود را انجام می دهد. در کنار سعید جلیلی ظاهر می شود تا اعلام کند که مذاکراتش با مقامات تهران حرکتی رو به جلو داشته است.

آمانوپس ازبازگشت، درفرودگاه وین به خبرنگاران می گوید: «توافقی آماده و مهیای امضا شد. انتظار دارم این توافق در آینده ای نزدیک امضاء شود.»

رابرت وود، نماينده ایالات متحده در آژانس بین المللی انرژی اتمی، ساعاتی پس از اعلام خبر توافق تهران و آژانس، با انتشار بيانيه ای از تهران می خواهد تا از این فرصت برای رفع تمام نگرانی ها در مورد برنامه هسته ایش استفاده کند. آمریکا همچنین خواستار همکاری همه جانبه تهران با آژانس می شود: «همکاری همه جانبه و شفاف با آژانس نخستین گام منطقی در این جهت است.»

سوم خرداد می رسد. جلیل بابازاده٬ فرمانده سپاه اردبیل برای اینکه ملت کمی بخندند، می گوید: «جمهوری اسلامی گروه ۱+۵ را به رسمیت نمی‌شناسد.»

تا نیمه شب چهارشنبه تهران، خبرها همه رسمی است. دو طرف بسته های پیشنهادی جداگانه ارائه کرده اند. مایکل من، سخنگوی کاترین اشتون، می گوید: «بسته پیشنهادی ما به حل نگرانی‌ها در ارتباط با غنی‌سازی ۲۰ درصد اورانیوم مربوط می‌شود.»

او، ضمن تأکید بر اینکه نمی‌تواند به جزئیات این بسته اشاره کند، تحریم‌ها علیه ایران را «قانون» می خواند واینکه «تنها زمانی که ایران گام‌های مشخصی در مسیر حل نگرانی‌های هسته‌ای بردارد، می‌توان تغییراتی در تحریم‌ها ایجاد کرد.»

اخبار غیر رسمی خبر از طرح مسائل مربوط به سوریه و بحرین در «بسته پیشنهادی» ایران می دهد.ادامه مذاکرات به امروز( پنجشنبه) موکول می شود.

می توان مذاکرات روز اول رابه ساده و خلاصه در این خطوط گنجاند: «دو طرف در مذاکرات روز اول سقف حداکثری خواست های خود را ارائه کردند.در بسته پیشنهادی اروپا از ایران درخواست شده است تا با برداشتن قدمهای جدی «اجرائی» و «اعتمادساز» در برطرف نمودن شبهه های جامعه بین الملل که نهایتا به برطرف شدن تحریمهای اتحادیه اروپا منجر خواهد شد، صداقت خود را به نمایش گذارد. در بسته پیشنهادی «نظام» پیش بینی شده که درمقابل هر قدم اجرائی ایران گروه ۱+۵ یک قدم اجرائی در برطرف نمودن تحریمهای اعمال شده علیه ایران بردارد. هر دو طرف نکات «امنیتی»، «سیاسی» و بین المللی را نیز در بسته های خود مورد نظر قرار داده اند. نکته بسیار مهم روشن شدن موضع آمریکا، پس از تحریم های مضاعف اعمال شده از سوی سنای آمریکا، یک روز قبل از آغاز مذاکرات است.باین ترتیب هر گونه نتیجه گیری، عملا به اعمال نتایج اجرائی از سوی ایران و طرف اروپایی محدود شده است.نقش نرمتردولت جدید فرانسه و ایتالیا در مقابل نقش سرسختانه تر آلمان و انگلیس در مذاکرات روز اول مشهود بود.»

و بیرون از بغداد، در بر همان پاشنه می گردد. در سیاست خارجی «دشمن تراشی» ادامه دارد. بحرین»دخالت وقیحانه» جمهوری اسلامی درمسائل داخلیش را محکوم می کند.

گزارش فیگارو از صف آرائی تازه منطقه در باره اتحاد شیوخ خلیج فارس علیه ایران منتشر می شود. به گزارش خبرگزاری امنیتی فارس «سفير ايران در باکو در اعتراض به توهين عناصر مزدور به مقام معظم رهبری و تشديد اقدامات ضد اسلامی جمهوری آذربايجان، با فراخوان مرکز، خاک اين کشور را ترک» می کند.

تنها تحول اساسی در سیاست خارجی، اخراج دیپلمات پیشین «نظام» در برزیل است. او برای نشان دادن » تفاوت فرهنگی» در یک استخر مختلط بطرف «عضوخصوصی» دختر بچه ها زیرآبی رفته بود.

سرانجام بعد از سی و سه سال یک نفر «مقصر» هم درجمهوری اسلامی پیدا می شود.

آمار نجومی همچنان انتشار می یابد از عرضه سالانه ۳۰۰ میلیون نسخه فیلم غیرمجاز در ایران، تا جمع آوری هزار وصد میلیارد تومان کمک های مردمی از سوی کمیته امداد وابسته به حزب موتلفه، و درآمد ۵۵ هزار میلیارد ریالی سپاه از تلفن همراه. این بخشی از کسب و کار نجومی «سرداران» است که محمد رضا باهنر «طبقه اشرافی خشن» نامشان می دهد.نایب رئیس مجلس «نظام» می گوید: «سرداران بزرگ ترین بدهکاران به نظام بانکی کشور هستند.میزان طلب نظام بانکی از سردارانی که وام و تسهیلات دریافت کرده و به موقع بدهی های خود را پس نداده اند، به ۴۵ هزارمیلیارد تومان می رسد؛ موضوعی که نظام بانکی ایران را دچار بحرانی جدی کرده است. قبل از آقای احمدی نژاد می گفتند یک طبقه اشرافی شکل گرفته در اقتصاد و سیاست. این ها باید بشکند. شکسته شد. اما الآن یک طبقه اشرافی خیلی خشن تری شکل گرفته است. اعداد و ارقام واقعا جهش یافته و عوض شده، یک وقتی ۱۰ میلیارد و ۲۰ میلیارد بود، الان ۳ هزارمیلیارد تومانی اتفاق می افتد. یعنی یک طبقه از هم پاشید و بلافاصله یک طبقه اشرافی دیگری تشکیل شد. »

حالا می خواهید «قائم مقام سابق بانک مرکزی جمهوری اسلامی که از متهمان پرونده اختلاس سه هزار ميليارد تومانی است و در حال حاضر با قيد وثيقه آزاد است» در نشست های مهم دولت محمود احمدی نژاد شرکت نداشته باشد؟

رئیس سازمان پزشکی قانونی اعلام می کند:» از جمعیت ۷۰ میلیونی ایران، ۱۰ میلیون نفر به طور مستقیم با معضل اعتیاد دست به گریبان هستند و روزانه ۱۰ ایرانی بر اثر مصرف مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند.»

بنابر اعلام دفتر «مبارزه با مواد مخدر و جرایم مرتبط» سازمان ملل متحد، ایران دومین مصرف کننده مواد مخدر در جهان پس از افغانستان است. هر ساعت ۳۰ قاچاقچی مواد مخدر و معتاد دستگیر می شوند.

سایت بازتاب امروز در گزارشی با انتقاد از افزایش گرانی‌ها و نرخ تورم در ایران٬ خبری می دهد که بدرد کلاه علمای اسلام می خورد: «بر اثر این گرانی‌ها نرخ «تن‌فروشی» در تهران به طور متوسط ۱۵۰ هزار تومان شده است.»

علی مطهری- درنقش قهرمان تازه ملی در آخرین نطق خود در مجلس هشتم با انتقاد شدید از احمدی نژاد و مشایی می گوید: «آقایان مشایی و احمدی نژاد زیرکانه کار رابه اینجا رسانده‌اند که تحریک جنسی آزاد شده است، آقایان به فکر کاباره‌های شبانه هم باشند. »

کسی باید یاد علی مطهری بیاندازد که در زمان بازبودن کاباره های شبانه، تهران در مقایسه با امروز بیشتر شبیه مسجد بود.

اما «خال بالا»ی ارقام بازهم از میان ورق های محمود احمدی نژاد بیرون کشیده می شود.دفتر احمدی‌نژاد می‌گوید ۳۵میلیون نامه به او رسیده است.خودش هم ادعا می کند که همه نامه‌ها را شخصا می‌خواند و دستور می‌دهد.

و کسی محاسبه می کند: «با فرض اینکه خواندن هر کدام از این نامه ها فقط به یک دقیقه وقت نیاز داشته باشد، ۵۸۳هزار و ۳۳۳ساعت از وقت احمدی نژاد تا به حال صرف خواندن نامه‌ها شده که معادل ۲۴هزار و ۳۰۵ شبانه روز است؛ یعنی بیش از ۶۶ سال!»

لابد بخاطر همین کمبود وقت است که اجرای فاز دوم حذف یارانه‌ها به تعویق می اقتد و از خرداد به تیر موکول می شود.

آخرین آمارهم براستی تکان دهنده است: «۴۱ درصد از جمعیت بالای ۱۵ سال کشور، تحصیلاتی در حد ابتدایی یا کمتر دارند. به بیان دقیق‌تر، براساس نتایج آخرین سرشماری کل کشور که از سوی مرکز آمار ایران اعلام شده، تقریبا ۱۶ درصد از جمعیت بالای ۱۵ سال کشور بی‌سواد، و تقریبا ۲۵ درصد دارای تحصیلاتی حداکثر تا پنجم ابتدایی هستند.»

خرداد ماه آغاز شده است. ایران در یکی دیگر از پیچ های تند تاریخ خود، گرفتار دیکتاتوری است که تنها گرفتن و بردن و کشتن را چاره هر درد می داند.

وزیر نیرو خبرمی دهد: «کشور در آستانه تنش آبی است» و مامورین امنیتی «آقا» معترضین به خشکی دریاچه ارومیه را باخشونت سرکوب می کنند.

اسنادی رو می شود که نشان می دهد جوان بر دار رفته به اتهام ترور دانشمنداتمی، از بیخ و بن بیگناه و پرونده مربوطه یکسره جعلی بوده است.

شش شهروند عرب که زیر شکنجه اعتراف کرده اند در خطر اعدام قرار دارند.

مصطفی کریم بیگی را کشته اند وحالا سنگهای مزار این جان باخته جنبش سبزرا درهم می شکنند. مادرش بانگ بر می کشد: «مصطفی ستون خانه ام بود، ستون مردمش شد و خونش را به مردمش اهدا کرد. وقتی گفتم خون بهای بچه ام آزادی ایران و زندانیان است شعار ندادم، هدف مصطفی را گفتم. من آدمی سیاسی نبوده ام و نیستم اما الان زبان مصطفی هستم. مادر همه شهدا زبان بچه هایشان هستند، مادر سهراب، زبان سهراب است و مادر رامین، زبان رامین و خوب میدانم که خون مصطفی می جوشد و یک روز دامن قاتلانش را خواهد گرفت.»
در شهر، مردم نگرانند که «نظام» در بغداد چه آشی برایشان پخته است. حتی روزنامه رهبر- جمهوری اسلامی- اعتراف می کند: «این پدیده عجیب‌ كه ای‌بسا بتوان آن را «سندروم مذاكره» نامید، در اثر همین جنگ روانی، به تمامی ابعاد و حوزه‌های زندگی این روزها نفوذ كرده است؛ از پنچری تایر خودرو گرفته تا كرایه تاكسی و… همه توجه تو را به مذاكرات بغداد جلب می‌كنند. جالب اینجاست كه اگر نتوانی ارتباط میان افزایش كرایه تاكسی، كوچك‌تر شدن قرص نان تافتون، رنگ زدن میله‌های خط ویژه اتوبوس، تاخیر قطارهای مترو، عدم پرداخت تسهیلات خودرو توسط شعبه بانك محل، باخت تیم‌های فوتبال و… را با مذاكرات بغداد كشف كنی و احیانا جرأت پرسش از این ارتباط و وابستگی به ظاهر واضح را به خودت بدهی، با نگاه‌های عاقل اندر سفیه مواجه می‌شوی كه

یعنی واقعا ربط این مسائل را با یكدیگر نمی‌فهمی؟!!»

فرداباید شود تا سرنوشت ایران از بغداد سر بر کشد. آِیا «نظام»- نام مستعار ولی فقیه دوم- باندازه ولی فقیه اول جرئت سرکشیدن جام زهر رادارد و یا به » بازیگری‌های موذيانه» برای » وقت کشی » ادامه خواهد داد؟

هرچه هست، «نظام» فردا نیست و ایران همیشه هست. دستی جوان بر فیس بوک می نویسد:

حيران حقارت آنم

كه خيال خاكستر شدن مرا

از آن حرارت گستاخ خود مى داند

و نمى داند

هر دانه خاكستر من

آبستن آتشى است

كه سرخى گونه هاى مرا

زيبا و زيباتر مى كند.

هم واکسن، هم ویروس

هوشنگ اسدی

یک روزنامه نگارانگلیسی رهبر جمهوری اسلامی را در نقش دو گانه ویروس ـ- واکسن می بیند. سلطان بلامنازع تاریخ ایران که مدام به جامعه ویروس تزریق می کند و گاه از جیب عبای مبارک آمپول واکس را هم بیرون می آورد.

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی از «مراجع تقلید قم » که سالیان سال، زره مالی ـ– امنیتی ضد ویروس

» نظام مقدس جمهوری اسلامی» بر تن دارد، از حاصل ویروس تزریقی «آقا» یش بر سیاست خارجی خبرمی دهد:»دشمنان دور کشور ما حلقه زده اند و ما در وسط میدان مین قرار داریم.»

هاشمی رفسنجانی هم همین نظر رادارد: «كشور از سوی قدرت‌های استكباری مورد هجوم قرار گرفته است.»

نیرومندترین «دشمنان» که در راس » قدرت های های استکباری» هم قرار دارد، در اینجا با مقامات کلیدی «نظام» هم رای می شود: «ایران به کشوری منزوی تبدیل شده است.»

تصویر منطقه حرف جو بایدن، معاون رییس جمهوری آمریکا را تائید می کند: همسایگان همه دشمن، جز روسیه و پاکستان

هفته ای است که مذاکرات فروش تهاتری گندم با پاکستان فعلا دوست هم به بن‌بست می رسد. بخاطر تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی، معامله تهاتری- معاوضه کالا به کالا -مورد توافق قرار گرفته است. حالا «نظام» می خواهد هرتن گندم را۲۷۵ دلار بخرد، پاکستانی ها از تنی ۳۱۲ دلار پائین نمی آیند.

بیزنس لاین تحت عنوان» عراق جای متحد خود را پر می کند»ازهمسایه های دیگر خبرمی دهد: «عربستان و امارات قول داده اند کمبود نفت کره جنوبی را جبران کنند.»

همسایه های جنوبی هم سخت مشغولند. با آغاز انتقال نفت از خط لوله ۳۶۰ کیلومتری، «سلاح» تنگه هرمز هم از چنگ جمهوری اسلامی درمی آید.پروژه احداث خط لوله استراتژیک «حبشان- فجیره» امارات متحده عربی به پایان می رسد.این خط لوله تماما آماده بهره‌برداری است و تا سه ماه آینده با ظرفیت اولیه انتقال روزانه یک میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه نفت خام عملیاتی خواهد شد.

سفیر «نظام» از رییس پارلمان افغانستان می خواهد تا توافقنامه همکاری‌های استراتژیک میان کابل و واشنگتن را تایید نکنند و با»واکنش محکم مقام‌های افغان » روبرو می شود.مجلس سنا و وزارت خارجه افغانستان به اظهارات «دخالت‌گرانه» و «غیرمسوولانه» مقام‌های جمهوری اسلامی در امور داخلی افغانستان اعتراض می کنند.

کمی دورتر از همسایه های دیوار بدیوار، هند هم به تحریم نفتی می پیوندد. خانم کلینتون، هنگام بازگشت ازدهلی درحالیکه دست هایش را بعلامت تشکرهندی بهم چسبانده توافق خود با مقامات هندی را باطلاع رسانه ها می رساند.

وزیر خارجه آمریکا حرف جرج بایدن معاون اوباما راهم تکرار می کند: «آمربکا «با هر وسیله ای» از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای جلوگیری می کند. نگرانی اسراییل در صورت دستیابی ایران به سلاح هسته ای قابل توجیه است. ایران با سلاح هسته ای خطری بزرگ برای امنیت آمریکا نیز به شمار می رود.»

تا نشست تازه بر سر مساله اتمی دو هفته بیشترنمانده وهمه راهها به بغدادختم می شود. گیدو وستروله، وزیر خارجه آلمان در جمع یهودیان واشنگتن، وضعیت هسته‌ای ایران را «خطری عظیم» می خواند و با صراحت تمام می گوید: «ما نخواهیم گذاشت ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. ما خواستار ضمانتی قابل تأیید و اساسی از سوی ایران هستیم تا ثابت شود که جمهوری اسلامی به دنبال تولید تسلیحات اتمی نیست.»

اتحاديه اروپا و آمريکا از جمهوری اسلامی می خواهند تا از فرصت مذاکرات آتی با گروه ۱+۵ در بغداد و با آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین استفاده کند و نگرانی های بين المللی را در خصوص برنامه هسته ايش برطرف سازد.

آمريکا خواهان «گام های عملی فوری» جمهوری اسلامی برای اعتمادسازی می شود.رابرت وود، نماينده آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين می گوید: «ما همچنان نسبت به پافشاری ايران در مورد عدم پايبندی به تعهداتش در مورد توافقنامه منع گسترش سلاح های هسته ای نگران هستيم.»

پنج عضو دایم شورای امنیت، خواستار همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می شوند.ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین در بیانیه خود تاکید می کنند که این کشورها از اینکه ایران همچنان درعمل به «الزامات» قطعنامه‌های شورای امنیت و شورای حکام آژانس، از خود «کوتاهی» نشان می‌دهد، نگران هستند.

وزير امور خارجه آمريكا در گفت‌و گو‌هاي دو روزه استراتژيك آمريكا ـ چين، همکاری پكن در مهار فعاليت‌های هسته‌ ای جمهوری اسلامی را در راس موضوعات قر ار می دهد.

کا‌ترین اشتون، «در سفری استثنایی» به تل آویو می رود. هدفش به نوشته نشریه هاآرتص «تسکین اسرائیل» در آستانه مذاکرات بغداد است.

نخست وزیر، وزیر دفاع، وزیر خارجه و رهبر حزب کدیمای اسرائیل که قرار است وارد دولت ائتلافی شود، در دیدار با رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا حضور دارند. مقامات اسرائیلی «پیشرفت در مذاکرات» را به صراحت معنا می کنند: «توقف کامل غنی سازی اورانیوم، انتقال کل اورانیوم غنی شده در ایران به خارج و برچیدن تاسیسات زیر زمینی هسته ای فوردوی قم بر اساس جدول زمانی معین.»

واکنش رامین مهمان پرست- سخنگوی وزارت امورخارجۀ جمهوری اسلامی از استمرار سیاست «مقاومت با لحن آرام» خبر می دهد. اوسفرهای خانم اشتون به اسرائیل، دیدار خانم کلینتون ازلبنان و هند، را سازماندهی اعمال فشار بر ایران پیش از مذاکرات هسته ای در بغداد ارزیابی و به این کشورها هشدار می دهد که تهران اجازه نمی دهد به حقوق ایران کوچک ترین خدشه ای وارد شود.

بیانیه آژانس بین المللی انر|ژی اتمی منتشر می شود: «اولويت در مذاکرات با ايران دسترسی به «پارچين» است.»

گزارش تازه «موسسه علوم و امنیت بین‌الملل» علت تعیین این اولویت را روشن می کند:»تصاویر ماهواره‌ای جدید نشان می‌دهد فعالیت‌های تازه‌ای در تاسیسات نظامی پارچین ایران در جریان بوده است.تصاویری که در اختیار این موسسه است نگرانی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد وجود فعالیت‌های گزارش‌نشده در تاسیسات پارچین را تایید می‌کند.»

و هفته سوم فصل گل می گذرد. ایران در محاصره: حلقه مخوف ترین سلاح ها بر گردش و ویروس هولناک بحران اقتصادی بر جانش.

هاشمی رفسنجانی در عروج تدریجی دیگر باره خود، ویروس های دیگر تزریقی توسط «معظم اله» را بر می شمارد: «گرانی، فشارهای اقتصادی، بیكاری و برخی معضلات فرهنگی و اخلاقی…»

بهمن اخوان نماینده تفرش، آشتیان، فراهان و خنجین در مجلس می گوید: «امروز آنقدر مشکلات کشور را فرا گرفته که حتی اعتراض مراجع نیز به گوش می رسد.»

لس آنجلس تایمز می نویسد: «مردم زیر فشار گراني ها به فغان آمده اند.»

خبرنگار «کوریر» که به تهران رفته از «تأثیر شدید تحریم ها» گزارش می دهد.

هفته‌نامه بریتانیایی اکونومیست، فضای ویروسی ایران تحت سلطه علی خامنه ای را چنین می بیند: «برای اکثریت مردم ایران واقعیت شرایط امروزی کشور فقط درماندگی، اضطراب، بی‌ثباتی و ناامنی اقتصادی و البته برگشت خوردن تعداد بیشتری از چک‌های بانکی است.»

هفته پیش همه جا سخن از «باسن معظم اله» بود، این هفته بازجویان کیهان تهران برایش دستمال تازه ای پهن می کنند تا «ثبت ۲۰ هزار عکس از آقا در ۴ دقیقه» در تاریخ چاپلوسی ثبت شود.

و چون چنین «رهبر فرزانه» ای دور ازهر نوع خطاست، باید همه کاسه کوزه ها را سر کسی شکست. حالا نوبت دولت و احمدی نژاد است که لوموند از «غروب سیاسی» اش خبرمی دهد و می نویسد: «کسی که گفته می شد مانند «پسر» رهبر است، مانند دیگر فرزندان انقلاب بلعیده شد.»

علی لاریجانی رئیس اکثریت مجلس بانگ بر می دارد:»دولت می‌خواهد بنزین دو هزار تومان شود.»

وقدرت اله عليخانی عضو فراکسيون اقليت مجلس فرمایش می فرماید: «با توجه به قيمت افسانه ای نفت در دولت نهم و دهم مردم امروز در شرابط بد اقتصادی قرار دارند. يکی از شعارهايی که دولت در اوايل کار خود سر می داد اين بود که پول نفت را سر سفره مردم می آورد، گوشت کيلويی ۲۵۰۰۰ تومان پول نفت است؟»

و اکثریت و اقلیت، در کميسيون تلفيق افزايش ۷۰ درصدی قيمت سوخت راتصویب می کنند و «موج تازه جهش قيمت ها» را کلید می زنند.

«واردات ايران، از دسته بيل اندونزيايی تا هفت سين چينی» چنان بازار را از کالاهای بنجل انباشته که روزنامه شرق در پی یافتن پاسخ این سئوال بر می آید: «اقتصاد ایران چگونه وابسته به كالاهای خارجی شد؟» وجواب حیرت آور است. در یک عبارت: «۰ ۸ درصد درآمد نفت صرف واردات شده است.» و با اندکی تفصیل: «در ۳۱ سال گذشته حدود ۷۷۰میلیارد‌دلار از ذخایر ارزی کشور صرف واردات شده است که این میزان نزدیک به ۸۰ درصد درآمدهای نفتی کشور را شامل می‌شود. سهم دولت‌های نهم و دهم از کل واردات انجام شده در این ۳۱سال، حدود ۲/۳۴۷ میلیارد‌دلار است.»

و تا دولت احمدی نژاد با توصیه و امضای زمان برکشیده می شود «هدفمندی یارانه‌ها هم که کنار این پازل قرار گرفت، موجب افزایش نرخ تورم شد. تورمی که به خاطر رکود در سال‌های ۸۸ و ۸۹ رو به کاهش گذاشته بود. حالا باز هم تورم به ۵/۲۱ درصد رسیده است.»

ویروسی است که دو ولی فقیه بر اقتصاد ایران تزریق کرده اند تا «استقلال اقتصادی» و «خودکفائی» معنای تازه ای پیداکند: نابودی تولید ملی که تنها منتظر یک تیر خلاص است. ظاهرا این یکی را هم محموداحمدی نژاد برعهده گرفته که درایام شباب مشق این مهم در زندان اوین کرده است: ۴ ۲ میلیارد دلار واردات؛ امری که کمال اطهاری–ـ اقتصاد دان-ـ به «سوزاندن در برای گرم کردن خانه» تشبیه اش می کند.عباس رجایی، رییس کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی، می گوید: «تیر خلاص به کشاورزی کشور.»

و در متن هولناک دشمن بر در و اقتصاد بر دار، «مقام معظم» اندکی واکسن آزادی مرحمت فرموده اند در حد «جنگ گرگها». بازی موش و گربه میان مجلس و احمدی نژاد. یارگیری برای ریاست مجلسی که تعداد راه یافتگان به آن کامل شد و باید منتظر روشن شدن چراغها ماند تا ترکیبش از تاریکخانه سر بر کشد.

اولین گزارش ها حاکی است ۱۹۶ نماینده مجلس هشتم به مجلس جدید راه نیافته اند.هر دو جریان جبهه متحد اصولگرایی و جبهه پایداری، چهره‌های خود را در مجلس دارند و می‌توانند موثر باشند.

صادق زیباکلام، وضعیت «اصلاح طلبان» و » گروه بندی احمدی نژاد » را چنیین می بیند: «نامزدهایی که خود را بعنوان اصلاح طلبان معرفی کردند رأی نیاوردند چون مردم آنها را بعنوان اصلاح طلب نپذیرفتند. مجموع آرا برای دولت از یکصد کرسی نیز بیشتر خواهد بود. برخلاف آنچه که اصولگرایان سنتی می گویند احمدی نژاد در این انتخابات موفق بوده و در حقیقت احمدی نژاد از قدرت برخوردار خواهد بود.»

شکست سنگین مؤتلفه،  و رای نیاوردن محمدنبی حبیبی، دبیرکل و اسدالله بادامچیان، قائم مقام این حزب که از نمادهای موتلفه به شمار می آیند، بسیار مهم و قابل توجه است.

ترکیب مجلس هر چه باشد، به نوشته نیویورک تایمز «میزان کنترل آیت‌الله خامنه‌ای بر مسائل مهم داخلی و سیاست خارجی ایران » باز هم زیادتر می شود. برنامه تزریق ویروسی به مجلس باید اساس راه را برای برکشیدن دو «غلام خانه زاد» هموارکند، یکی به نام رئیس مجلس و دیگری با عنوان نخست وزیر یا رئیس جمهور.

و ولی فقیه دوم، همچنان به جامعه ویروس های جدید تزریق می کند. یک هیات بلند پایه دیپلماتیک از مصر وارد ایران می شود تا برقراری روابط ایران و مصر را بررسی کند. مذاکره با این هیات را بیت رهبری در اختیار می گیرد و علی اکبر ولایتی طرف گفتگو با آنها می شود. همه باید بدانند: «هدایت رابطه با مصر دراختیار بیت رهبری است.»

در مسجدها مهد کودک داير می‌کنندو ویروس زدگان «نظام» را که «شیطان» و قاچاقچی مواد مخدر از کار درآمده اند به دار می کشند. این هفته تعدادشان چهارده نفر است. خبر اعدام قریب الوقوع عامل ترور یکی از «دانشمندان» اتمی را هم می دهند.

نرگس محمدی در زندان دچار فلج عضلانی می شود. او یکی از دلاورزنان بند ۳۵۰ اوین است. مهسا امر آبادی روزنامه نگار را هم به اوین می برند؛ جائی که همسرش مسعود باستانی هم آنجاست. شاید مهسا هم حالا در همین بند باشد.

تصویر یکی ازاتاق های بند را امیر مهدی کوچولو(نه ساله) کشیده و روزنامه نگاری دیگر، ژیلا بنی یعقوب در صفحه فیس بوکش گذاشته است و من نگاه هفته را با آن زینت داده ام.

اردیبهشت هم دیگر به هفته سوم می رسد. سیاست ویروسی سیدعلی خامنه ای، تصویر جامعه ایران را چنین در آئینه نشر یات جهان نشانده است: «رژیم جمهوری اسلامی در فساد مالی و اداری و ناکارآمدی غوطه‌ور است. رهبران و نهادهای حکومتی مشروعیت خود را در میان مردمی که بر آنها حکومت می‌کنند از دست داده‌اند. تمام این ضعف‌های ساختاری محصول خودکامگی آیت‌الله خامنه‌ای است. در نظام سیاسی حاکم بر ایران رهبر هم نقش واکسن را دارد و هم نقش ویروس را.»

هولناک ترین این ویروس ها پافشاری بر مساله اتمی و کشاندن ایران به دامان جنگ است. نماینده تفرش می گوید: «شخص احمدی نژاد نه تاریخ مطالعه کرده، نه قانون اساسی و مشروطه را، که اگر مطالعه می کرد، می توانست از سرنوشت پادشاهان و روسای جمهوری که قانون را رعایت نمی کردند درس بگیرد و عاقلانه تصمیم گیری کند.»

ایکاش شهامت داشت و بجای احمدی نژاد می نوشت «شخص علی خامنه ای» و این خبر را هم ضمیمه گفته اش می کرد: «وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، معتقد است آمریکا می‌تواند در عرض سه هفته صف نظامی ایران را درهم بشکند. به گزارش روزنامه واشینگتن پست، وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، در حال حاضر ایجاد تغییراتی در برنامه‌های جنگی خود را در دست بحث دارد و در این میان مسئله «احتمال» حمله به ایران یکی از مهم‌ترین سناریوهای مورد مطالعه این وزارتخانه است.»

واگر واکسن صلح برای درمان ویروس جنگ کارآ نشود، در پایان این سه هفته، دیگر حتی دیواری نیست که بشود بر آن تکیه داد و غزل حسین منزوی را به آوای حزین خواند:

از زمزمه دلتنگيم، از همهمه بيزاريم

نه طاقت خاموشی، نه ميل سخن داريم

آوار پريشانی‌ست، رو سوی چه بگريزيم؟

هنگامه حيرانی‌ست، خود را به که بسپاريم؟

تشويش هزار «آيا»، وسواس هزار «اما»

کوريم و نمی‌بينيم، ورنه همه بيماريم

دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌ست

امروز که صف در صف خشکيده و بی‌باريم

دردا که هدر داديم آن ذات گرامی را

تيغيم و نمی‌بريم، ابريم و نمی‌باريم

ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب

گفتند که بيداريد؟ گفتيم که بيداريم

من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته

اميد رهايی نيست وقتی همه ديواريم