تکرار اشتباه صدام

هرروزهفته سوم فروردین خود هفته ایست از حرف وخبرو حدیث وهمه متمرکز بر ایران.زمان تنگ، سلاح ها ازسرد و گرم کشیده وبر کشیده؛ جهان به شنبه –پس فردا- می نگرد که «نظام» تحت فرمان مطلق رهبربا ایران چه خواهد کرد.

دویست هواپیمای جنگی آمریکا و متحدانش در بزرگترین مانور هوایی بر فراز خلیج فارس گشت می زنند.حلقه محاصره تنگتر شده است: جمهوری اسلامی باید سایت «فردو» را ببندد وغنی سازی رابی چند و چون متوقف کند. تنها متحدش در جهان هم باید سلاح کشتارمردم سوریه زمین بگذارد و با مخالفان به مذاکره بپردازد.

هردو حکومت که سردر یک آبشخور امنیتی ـ سیاسی دارند، هفته را با «وقت کشی» شروع می کنند تا جائی که نخست وزیر ترکیه سر انجام دادش در می آید. رجب طبیب اردوغان که واشنگتن پست می نویسد با پیام باراک اوبا به تهران آمده، و مقامات امنیتی اسرائیلی شش «نکته» مندرج در پیام را فاش می کنند، تا از تهران می رود روش جمهوری اسلامی را «ریاکاری» می خواند.او، در یک کنفرانس خبری با خشم فریاد می زند: «پیشنهاد دمشق یا بغداد، وقت تلف کردن است. معنیش این است که عملی نخواهد شد؛ به خاطر اینکه ایرانی‌ها می‌دانند که طرف دیگر قبول نمی‌کند به دمشق یا بغداد بیاید.ما باید رو راست باشیم ایرانی ها به خاطر این عدم صداقتِ وجهه بین‌المللی خود را از دست می‌دهند.»

هشدار آلکسی پوشکوف، رئیس کمیته امور بین‌الملل دومای دولتی روسیه به «نظام»، سنگ را هم به فکر می اندازد: «دارید «اشتباه صدام» را تکرار می کنید.»

او توضیح می دهد: » اشتباه صدام حسین این بود که به جهان اعلام کرد عراق دارای سلاح کشتار جمعی است. صدام حسین با این اقدام به نفع گروهی کار کرد که در آمریکا تهدیدهای محتمل از سوی عراق را بررسی می‌کردند. من فکر می‌کنم ایران جدی بودن تهدید نظامی را دست کم می‌گیرد.»

وهنوز این هشدار پرمعنا در فضا طنین انداز است که مصباحی‌مقدم نماینده مجلس جا پای جای صدام حسین می گذارد: «ایران با وجود فشار و تحریم و تهدید از مسیر هسته‌ای خارج نخواهد شد. ما امروز به غنی‌سازی ۲۰ درصد دست پیدا کرده‌ایم. فاصله بین غنی‌سازی ۲۰ درصد تا ۷۵ درصد بسیار کوتاه است. حتی این امکان برای ایران از نظر علمی و فناوری وجود دارد که اقدام به تولید سلاح هسته‌ای کند.»

سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، کاربرد این سلاح رابه رخ می کشد: «اگر اسرائیل دست از پا خطا کند، ما بسیاری از نقاط مهم سرزمین های اشغالی را که محمل صهیونیست های غارتگر و جنایتکار است شخم خواهیم زد.»

اخبار نشان می دهد اوضاع این بارفرق دارد. کلا فرق دارد. سیاست وقت کُشی و عربده کشی دیگر خیلی کهنه می نماید. هیلاری کلينتون وزير خارجه آمريکا، می گوید: «وقت برای حل مسالمت آميز برنامه اتمی ايران نا محدود نيست.مذاکرات ۲۶ فروردین در استانبول برگزار خواهد شد.» اتحادیه اروپا بلافاصله این موضع را تائید می کند.

چند اتفاق «بی اهمیت» هم رخ می دهد تاپشتوانه این سخنان را نشان بدهد.

رسانه هافاش می کنند: بخش تازه ای به نام «خانه ایران» در سازمان سیا راه اندازی شده که چند صد کارشناس و تحلیلگر در آن مشغول فعالیت هستند. آمریکایی‌ها از حضور نظامی خود در افغانستان و عراق برای سازماندهی عملیات‌ جاسوسی علیه «نظام» بهره برده و شبکه گسترده اطلاعاتی در منطقه تشکیل داده اند.

احتمالا این عملیات زمانی انجام شده که حیدرمصلحی خبر می داد که «سربازان بد نام امام زمان» کلیه سازمان های اطلاعاتی جهان در منطقه را از نفس انداخته اند و آنها دنبال کارشان رفته اند.

واشنگتن‌پست، از فعالیت یکی از این ابزارهای جاسوسی پرده بر می دارد: «هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی موسوم به «درون‌ها» از سه سال قبل به عمق خاک ایران نفوذ کرده‌ و از جمله توانسته‌اند از تأسیسات اتمی فردوعکس بگیرند و سپس به پایگاه خود بازگردند.»

ناو هواپیمابر «انترپرایز» که با سوخت هسته‌ای کار می کند در خلیج فارس به ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» می پیوندد.این چهارمین بار در یک دهه گذشته است که نیروی دریایی آمریکا به طور همزمان دو ناو هواپیمابر را در این منطقه مستقر می‌کند.

روز یکشنبه ۲۰ فروردین که تازه نمایش جمهوری اسلامی برای وقت کُشی شروع شده است، حدود ۱۰۰ هواپیمای جنگی از این دو ناو به پرواز در می آیند و به ۱۰۰ جنگنده کشورهای منطقه می پیوندندتا بزرگترین مانور هوایی بر فراز خلیج فارس شکل گیرد. این ۲۰۰جنگنده عملیات فرضی بازگشایی تنگه هرمز را تا ۲۷ فروردین ـ روز بعداز پایان مذاکرات – ادامه می دهند.

و تازه، هنوز خبرهای داغ درراه است.

شیخ خالد احمد آل خلیفه، وزیرخارجه بحرین انگار نه انگار که جمهوری اسلامی تهدید به واکنش قاطع کرده بود، از توافق آمریکا و ۶ کشور عرب حاشیه خلیج فارس برای استقرار سپر موشکی یکپارچه در منطقه خبر می دهد. اوبه روزنامه آساهی ژاپن می گوید: «سیستم سپر موشکی اساس توافقات ما محسوب می‌شود.  ما فقط از سوی ایران تهدید می شویم و توافق ما روشنترین علامت به آنهاست.»

سرداران «نظام» که دارند برای شخم زدن اسرائیل، آماده می شوند ظاهرا متوجه اهمیت موضوع نمی شوند. روس ها که اوضاع منطقه رابه دقت زیر نظر دارند آژیر قرمز را به صدا درمی آورند.آلکسی پوشکوف، در ادامه حرف هایش، شکل‌گیری سامانه دفاع موشکی در حوزه خلیج فارس با کمک ایالات متحده را نشانه تازه ای از امکان حمله نظامی به ایران «دست‌کم در بافتی سیاسی» ارزیابی و اعلام می کند.

بله. سمبه درحدتیم ملی پرزور است. دیپلماسی » ریا» فعال می شود.ماجرای عذرخواهی ترکیه را سر هم بندی می کنند، مذاکرات فشرده بين معاونان سعيد جليلی و کاترين اشتون، به نتیجه ای می رسد که وزیر خارجه آمریکا اعلامش می کند: «دور نخست گفت‌وگوها در روز شنبه ۲۶ فروردين ماه در استانبول و انجام دور بعدی آن در بغداد» خواهد بود.

رضا تقی زاده- تحلیل گر سیاسی- مجموعه تحولات منجر به «عقب نشینی» را در چند سطر می فشرد: «به دلايل کاملا روشن و غير قابل ترديد، «عذر خواهی» ترکيه از ايران توسط وزير خارجه آن کشور فاقد اساس و منطق قابل پذيرش است. مجموعه تحولات اخیردر رابطه با پرونده اتمی، مذاکرات ايران با گروه ۱+۵، روند هدايت مناسبات خارجی ايران، تصميم به تغيير محل مذاکرات از استانبول- به دليل نارضايتی از مواضع ترکيه در قبال سوريه، و بعد، اجبار در قبول مجدد استانبول برای انجام مذاکره، نشانه عدم تمرکز و هماهنگی در نهاد های تصميم گيری، اتخاذ تصميمات نسنجيده بدون در نظر گرفتن هزينه های جانبی، و بالاتر از همه، و در نقطه عکس تبليغات رسانه ای در تهران، نشانه عمق انزوای سياسی جمهوری اسلامی در منطقه است.»

نظام با «عزت و اقتدار» عقب می نشیند و ائتلاف جهانی از سر «ذلت» یک گام بلنددیگر جلومی آید. جی کارنی، سخنگوی کاخ سفيد، می گوید: «ايران برای اينکه به آمريکا و جامعه بين المللی اطمينان بدهد که به دنبال دستيابی به سلاح هسته ای نيست، باید گام های مشخص و قطعی را بردارد. نيات ايران را نه با حرف هایش که با اقداماتش می بايست سنجيد.»

پیداست که به سخنان اخیرآیت اله خامنه ای در باره حرام بودن استفاده از سلاح کشتار اتمی اشاره دارد و «اقدام» عملی را می طلبد. روشن کردن نوع اقدام با باراک اوباما ست و اطلاع رسانی به عهده نيويورک تايمز: «برچيدن تاسيسات هسته ای «فردو» در قم و خارج کردن تمامی اورانيوم غنی شده ای است که ايران تاکنون توليد کرده است.»

آمريکا و اروپا اعلام می کنند که با این «درخواست های اکيد و قاطع» وارد دور جدید مذاکرات با «نظام» خواهند شد.

وزیر خارجه «نظام» با لحن ملایمی جواب می دهد: «هیچ پیش‌شرطی قبل از مذاکرات گروه ۱+۵ پذیرفته نخواهد شد.هر دو طرف به صورت برد-برد به نتایج راضی‌کننده‌ای دست یابند.»

فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی درخواست قدرت‌های جهانی برای تعلیق فعالیت سایت فُردو را «غیرمنطقی» می خواند و به آنها توصیه می کند: «چنین درخواستی را نداشته باشند، چون ایران فردو را تعطیل نمی‌کند.»

سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ورییس هیات مذاکره کننده هسته‌ای، وعده می دهد: «جمهوری اسلامی در مذاکرات پیش رو با گروه ۵+۱ پیشنهادهای جدیدی را مطرح خواهد کرد.»

احمدی نژاد که به سیستم نمد مالی رایج جمهوری اسلامی راه «حذف کامل» را می رود، وهمه سرنوشتش به دست رهبری است که دستور تصویب کلیات رد شده لایحه بودجه اش را داده ودارد توقف یا ادامه پرداخت یارانه ها را سبک و سنگین می کند، به هوچی گری مرسوم خود چنگ می زند. ظاهرا جنگ لفظی با جهان تنها راه تنفس سیاسی اوست: «زبان و ادبیات زور و توهین در مورد ملت ایران جواب نخواهد داد.آنها به طور مداوم، نسبت به ملت ایران توهین و بی ادبی می كنند و با زبان زور با ایرانی ها صحبت می كنند ؛ من اینجا از زبان ملت ایران به آنها می گویم روشی كه در پیش گرفته اید جواب نخواهد داد و باید ادبیات خود را در قبال این ملت اصلاح كنید و با احترام و ادب سخن بگویید.»

دیگر کسی او را جدی نمی گیرد که جوابش را بدهد، تا یکی پیدامی شود و روی فیس بوک می نویسد: «آقای احمدی نژاد شما گوینده این عبارات یادتان هست: «آی زکی!» خطاب به وزیر امور خارجه فرانسه. «یک کلمه از مادر عروس» خطاب به وزیر امور خارجه امریکا. «گنده تر از تو هم نتوانستند از این غلط ها بکنند» خطاب به رییس جمهوری امریکا… آب را بریزید آن جا که سوخته و اون ممه را لولو برد و غیره…»

شنبه ۲۶فروردین معلوم خواهد شد که در مرحله بعدی دست ها برای عملیاتی کردن «گزینه آخر» روی ماشه ها خواهد رفت یا نه.اماجنگ در زمینه های دیگر با شدت تمام ادامه دارد. محور اصلی تحریم است.

دیوید کوهن، معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی، تاکید می کند: «فشارهای روزافزون علیه ایران باعث شده است درآمد جمهوری اسلامی از محل فروش نفت بشدت کاهش یابد و همین امر، توجه رهبران ایران را به خواست‌های آمریکا جلب کرده است. ایالات متحده از تحریم‌ها عقب‌نشینی نمی‌کند.»

گروه «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» در نامه‌ای سرگشاده به کارلوس گون، مدیر گروه خودروسازی «رنو- نیسان» از اومی خواهد با توجه به برنامه «مشکوک» هسته‌ای ایران، تجارت با جمهوری اسلامی را متوقف کند: «تجارت این مجموعه با ایران به معنای حمایت مستقیم از توان جمهوری اسلامی در توسعه غیرقانونی برنامه تولید سلاح اتمی، پشتیبانی از گروه‌های تروریستی تحت حمایت ایران و جانبداری از کارزار بی‌رحمانه جمهوری اسلامی در سرکوب مردم ایران است».

کسی در فیس بوک می نویسد که فقط «بیمه ابوالفضل» باقی مانده است.حتی بیمه‌ گر اصلی چین اعلام می کند که در متن تحریم‌های نفتی غرب، از ماه ژوئیه ارائه خدمات بیمه به تانکرهای حامل نفت ایران را متوقف خواهد کرد. این نخستین مجموعه بیمه در چین است که از قطع همکاری خود با کشتی‌های حامل نفت ایران خبر می‌دهد.

شرکت های بيمه دريايی هنگ کنگ تا سه ماه آينده که تحريم های اتحاديه اروپا عليه ايران اعمال خواهد شد، ديگر قادر به پوشش کامل بيمه کشتی های حامل نفت ايران نخواهند بود.

انگلستان، فرانسه، يونان و اسپانيا خرید نفت را متوقف کرده اند. پالايشگاه‌های آلمانی از ۲۳ فروردين به آنها می پیوندند. ایتالیا هم در نوبت توقف خرید نفت جمهوری اسلامی است.سردار رستم قاسمى آبرو داری می کندو همه را به حساب «توقف فروش» می گذارد. سردار بزرگ مقاطعه کار حتما می داند که توقف خرید یا فروش به نتیجه دلخواه «دشمن» می رسد.

گروه تحقیقات انرژی جی.پی.مورگان (J.P. Morgan) اعلام می کند که احتمالا طی سه ماه آینده، تولید نفت ایران روزانه یک میلیون بشکه کاهش خواهد داشت.

محمود احمدی نژاد، روش همیشگی را پیش می گیرد و صورت مساله را پاک می کند: «در صورت تحريم نفتی جمهوری اسلامی از سوی جامعه بین المللی کشور قادر است با توجه به ذخيره ارزی خود «دو تا سه سال» نفت نفروشد.»

لابد به دلیل همین اعتماد است که دولتش یک شبه، امکاناتی ۳۵ هزار ميلياردی در اختیار سعید مرتضوی می گذارد. به قول مجری معروف ورزشی: چه علاقه ای دارد این احمدی نژاد به سعید مرتضوی! حتی عکس دیده بوسی عاشقانه شان هم منتشر می شود. شبیه همین رابطه را هم محمدخاتمی با اسداله لاجوردی داشت. دادستان محبوب امام و خاتمی که حمام خون راه انداخت از ابلیس مشهورتر است. قاضی مرتضوی را اگر کسی احتمالا نشناسد، می تواند یادداشت الياس نادران در روزنامه اعتماد رابخواند: «بيان مسائل مرتضوی از تريبون مجلس خطرناک است.»

وکيل خانواده يکی از کشته شدگان بازداشتگاه کهريزک، گفته، دادگاه عمومی تهران، برای سعيد مرتضوی، قرار جلب به دادرسی صادر کرده است. سخنگوی قوه قضائيه از احضار سعید مرتضوی به دادگاه خبر داده است. چند روز پیش هم مشاور او را که در پمپ بنزین هفت تیر کشیده بود تا در نوبت نایستد دستگیر کرده اند. اما احمدی نژاد دست از پشتش بر نمی دارد که نمی دارد.

سومین هفته فروردین ۱۳۹۱ است. سردار نقدی، سردارصفار هرندی و حسین شریعتمداری که لیست «انتخاب اصلح» در انتخابات ۱۲ اسفند مجلس شورای اسلامی را تهیه کردند، ‌حالا دست به کار شده‌اند تا حدادعادل راهم برکرسی ریاست رئیس مجلس نهم بنشانند. می‌توان علی لاریجانی را هم درلباس نخست وزیری دید.

باز رد پای علاء الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی پیدا می‌شود.

اخبار حاکی است در صورتی که در سال ۹۱ اعتبارهدفمندی معادل سال ۹۰ تعیین شود، ۲۹ میلیون نفر از فهرست یارانه بگیران حذف می‌شوند.

بانک مرکزی جمهوری اسلامی رسما اعلام می کند که نرخ تورم درآخر سال ۱۳۹۰ با ۹.۱ درصد رشد نسبت به سال گذشته به ۲۱.۵ درصد رسیده است.

آیت الله ناصر مکارم شیرازی، مرجع تقلیدی که از هر چیز بی خبر باشد، از قیمت شکر خبر دارد، این نرخ را «شک برانگیز» می خواند.

برادر بازجوحسین شریعتمداری، مثل همیشه بر نظر فقها و مراجع شرح می نویسد: «گرانی لجام گسیخته، جهشی و مصنوعی برخی از کالا و خدمات ضروری، ناشی از بی‌توجهی و مسئولیت ناشناسی شماری از مسئولان و مراکز تصمیم ساز است، مسئولانی که به جرات می‌توان گفت از حوزه دغدغه‌های مردم دور شده و به مرز نامردمی رسیده‌اند.»

گزارش‌های متعدد رسانه‌های ایران از افزایش افزایش قیمت‌ها، به‌ویژه کالاهای مصرفی، حکایت دارد که یکی ازآنها تیتر می شود: موز از مرز۴۰۰۰ تومان گذشت.

خبرگزاری مهر، پیش بینی می کند که قیمت حامل‌های مختلف انرژی، همچون بنزین، گازوئیل، برق، گاز طبیعی و آب، در سال جاری بین ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش بیابد.

همه‌ کارگران ذوب آهن غرب کشور در نخستین روز كاری سالی که توسط «مقام رهبری» سال «تولید ملى، حمایت از كار و سرمایه‌ ایرانى»، نام گرفته از کار اخراج می شوند.

خبرگزاری کار ایران از اخراج ۳۰ درصد از کارگران واحدهای تولیدی سراسر کشور از ابتدای سال ۹۱ خبر می دهد و می نویسد: «با ادامه روند فعلی، تا پایان سال جاری بخش عمده‌ای از کارگران فعال در واحدهای تولیدی اخراج می شوند.»

عقب‌گرد از آفریقا، به ترک آمریکای لاتین پیوند می خورد. رئیس جمهور جدید برزیل که طرفدار طرفدار حقوق بشر است، بعد ازدیدار باشیرین عبادی آب پاکی روی دست احمدی نژاد می ریزد. میلیونها دلاردیگر برای حضور در حیات خلوت آمریکا بر باد می رود.

آمریکا، ایران را در محاصره کامل دارد ودستور رفتن بشار اسد را صادر کرده است. دولت سوریه همان سیاست متحدش درتهران را دنبال می گیرد: وقت کشی.خواستار دريافت «تضمين کتبی» از «گروه های مسلح تروريست» می شود که وارد شهرها نشوند.

کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه، که گزینه حذف مرحله ای دیکتاتور دمشق را پیش می برد، درتهران است. او صبح چهارشنبه در یک کنفرانس خبری ابراز امیدواری می کند که ایران بخشی از راه‌حل بحران سوریه باشد. وزیر امور خارجه «نظام» تاکید می کندکه تغییرات سوریه باید تحت رهبری بشار اسد صورت گیرد.

عصر چهارشنبه، سخنگوی کاخ سفید زنگ خطر را به صدا در می آورد: «دولت سوریه به ضرب الاجلی که تعهد داده بود رعایت کند احترام نگذاشته است.ما به لحظه حساس تصمیم گیری نزدیک می شویم.»

ساعتی بعد، سخنگوی کوفی عنان خبر می دهد: «دولت سوریه اعلام کرده است عملیات نظامی را از صبح روز پنج شنبه-ـ امروزـ- در شهرهای مختلف این کشور متوقف خواهد کرد.»

بله. سمبه پر زور است. نوبت تصمیم گیری به سرعت برق به سید علی خامنه ای می رسد.آخرین عکس منتشره، او را درمیان محمود احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی نشان می دهد. رئیس جمهور تشریفاتی می کوشدپروژه اصلی بانک جهانی ـ یارانه ها ـ را از مرگ نجات بدهد. کسی نمی داند خبرهای ارتباطات پنهانی تیمش با امریکا درست است یانه، اما سیاست یارانه ای قویترین پیوند او با مرکز سیاست جهانی سرمایه داری است.

هاشمی رفسنجانی که درلحظه نود ضرورت مذاکره باامریکا را پیش کشیده، این هفته روی بازسازی رابطه با عربستان دست می گذارد. او ایران و عربستان را «جزو بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کشورهای اسلامی» معرفی می کند که همکاری آن‌ها می‌تواند مایه آرامش کشورهای مسلمان شود. کنترل افراطی‌ها هم شرط این آرامش است.

سید علی خامنه ای که دردوران ماه عسلش با محمود احمدی نژاد، نظراتش رابه اونزدیکتر از هاشمی رفسنجانی اعلام کرده بود، حالا از زحمات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام قدردانی می کند.

از هردو سوی خامنه ای راه به آمریکا می رسد. اسدالله عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، دیدگاه هیات موتلفه را به زبان اقتصاد بیان می کند: «ما در مذاكراتمان به كشورهای جهان می گویم كه دیگر قصد واردات كالاهای مصرفی را نداریم. در عین حال که ما به سمت عهدنامه حدیبیه ( صلح ده ساله میان مسلمانان و بت پرستان ) می رویم و دیگر از بدر و خیبر فاصله گرفته ایم.»

تائید سیاست هاشمی رفسنجانی و رد شیوه علی خامنه ایست که هنوزیاران «بصیر»ش بر منابر آن را تکرار می کنند.

سید احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد یک نمونه: «آمریکا در هیچ زمانی مثل الان این قدر ذلیل و منفور نبوده است. مذاکره با آمریکا به مصلحت ما نیست.»

علی سعیدی نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه پاسداران، نمونه دیگر: «نظر آیت اله خامنه‌ای ایستادگی در برابر آمریکاست زیرا این ایستادگی را تنها راه حفظ جمهوری اسلامی می داند.»

همه راهها به یک جا می رسد: حفظ نظام. و یک نام: آمریکا. تصمیم گیرنده هم فقط یک نفر است: سیدعلی خامنه ای.آیا او «اشتباه صدام» راتکرار خواهد کرد؟ ایران قربانی ماجراجوئی مذهبی خواهد شد؟

ائتلاف جهانی همه کارت های زرد را نشان داده است. عقب نشینی سوریه در دقیقه نود و قرار گرفتن میت رومنی در جایگاه رقیب اوباما در انتخابات نزدیک، لحظه را حساستر و تصمیم گیری را خطیر تر می کند. رقیب جمهوریخواه اوباما بارها گفته است: «آمریکا در رابطه اش با جهان اسلام با دو خطر روبه رو است اول جهاد رادیکالی و دوم خطر ایران.»

و او برای منع ایران از کسب سلاح هسته ای تلاش می کند و برای رسیدن به این هدف، استفاده از گزینه نظامی را بعید نمی داند.

اوباما «هنوز» از مذاکره می گوید و رقیبش با پرچم جنگ می آید.

 

خانم ها! آقایان!

هفته سوم فروردین نود و یک که می تواند ماه سرنوشتی تاریخ ایران باشد، تمام می شود. بهاران اما دل انگیز نیست. ملک الشعرای بهار فریاد بر می کشد برمن و شما:

کشور ایران ز انبوه فتن در خطر است

‌ای وطن خواهان زنهار وطن در خطر است

 

و تاریخ خطر در ایران را تورقی می کند:

سکندر کینه جوی رفت ز ایرانتان

هرقل رومی‌نژاد بکرد ویرانتان

زگیر و دار عرب تهی شد اوطانتان

خزان چنگیزیان شد زگلستانتان

بهار ایرانتان بازخوش و با صفاست

ایران مال شماست، ایران مال شماست

گهی که شد اصفهان به چنگ افغان دچار

لشکر پطر کبیر یافت به گیلان قرار

عراق و تبریز شد زخیل ترکیه خوار

جنبش ملی کشید یکسره زایشان دمار

ماند به ایرانیان ایران بی‌باز خواست

ایران مال شماست، ایران مال شماست

انزوای جهانی (هوشنگ اسدی)

هوشنگ اسدی

جمعه بد بود برای جمهوری اوباش؛ روزهای هفته یکی یکی از بدتر. هفته ای که آبان را به آذر پیوند داد و به ماه خنجرآجین کردن فروهرها رسید تا خون قربانیان قتل های زنجیره ای بر برگهای پائیزی زنده شود، جمهوری اسلامی را چنان به انزوای جهانی برد که تنها 9 رای موافق در سازمان ملل برایش باقی ماند.

درجمعه بد برای جمهوری اسلامی، دو نهاد مهم بین المللی دو قطعنامه متفاوت علیه «نظام» را به امضای اکثریت کشورهای جهان می رسانند.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ای را تصویب می کند تا «توطئه ترور» سفیر عربستان سعودی در آمریکا محکوم شود: ۱۰۶ رأی موافق، ۹ رأی مخالف و ۴۰ رأی ممتنع. و در همان روز، شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی با صدور قطعنامه دیگری، «نگرانی عمیق و فزاینده» خود را از برنامه هسته ای ایران ابراز می دارد.

محمد جوادلاریجانی در راس هیاتی به نیویورک می رود تا مانع صدور قطعنامه سوم دراین هفته شود. گشاینده راه مذاکره مخفی با انگستان و نظریه پرداز» نگاه به شرق»- بستر ساز انزوای جمهوری اسلامی، دروغی می گوید در حد تیم ملی: » هیچ کس در ایران بدون محاکمه در حصر خانگی نیست.» به خبرنگار جوانی هم درس «وطن » دوستی می دهد، درهمان حال که خودو برادرانش ـ آستان بوسان قدرت-ـ دست در دست رهبر، ایران را به نابودی کامل سوق می دهند.

ترفندهای هیات جمهوری اسلامی بجائی نمی رسد و قطعنامه ای تصویب می شود که بموجب آن جمهوری اسلامی نه تنها بدلیل نقض حقوق بشر محکوم شده، بلکه در آن بندهائی وجود دارد که بالاتر و جدی تر از این محکومیت است. پاسخ «نظام» مثل همیشه لفاظی است. قطعنامه اول » سناریو سازی» است. برای همین هم جمهوری اسلامی از کشورهای منطقه که اکثریت مطلقشان به قطعنامه رای مثبت داده اند، می خواهد به» دام توطئه‌ها و نیرنگ‌های آمریکا نیفتند.» قطعنامه دوم هم با صفتی نخ نما ردمی شود: «نمایشی مضحک».

دو زن، دو صحنه ازاین «نمایش مضحک» را فریاد می کنند. فاطمه کروبی می گوید که شیخ دلاور در حصر خانگی جمهوری اسلامی حتی اجازه استفاده ازهوای آزاد را ندارد.

و سخن پرستو فروهر که به تهران رفته، این است: «امسال هم به روال چند سال گذشته از برگزاری مراسم یا بود پدر و مادرم جلوگیری به‌عمل آمد. من در بدو ورود به ایران احضاریه‌ای دریافت کردم. پس از مراجعه به دستگاه امنیتی به من گفتند که این مراسم ممنوع خواهد بود. امروز هم که روز قتل آن دو عزیز است، ازحوالی ظهر دو طرف کوچه را نرده‌کشی کردند. نیروی انتظامی و کسانی که لباس شخصی تن‌شان است، در این اطراف ایستاده‌اند و از آمدن افراد ممانعت می‌کنند.»

ظاهرا هنوز موشک های حامل سه قطعنامه به تهران نرسیده و فرماندهان لباس شخصی ها، همچنان مشغول جمع آوری ترکش های موشک بالستیک منفجر شده درملارد هستند. محمد تهرانی مقدم، برادر سردار «حسن تهرانی مقدم» پدر موشکی «نظام» که در انفجار ملارد کشته شد، می گوید: «برادرم در حال آزمايش يک موشک بين قاره ای کشته شد.»

از وزیر اطلاعات نابغه، حیدر مصلحی هیچ خبری نیست و نظامیان درست برخلاف اصرار همیشگی کیهان و دستگاه امنیتی بر حضور موساد و سیا در تک تک حوادث، دریک سمفونی هماهنگ، همان حرف سردار سرلشکر غلامعلی رشید، جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح رامی زنند: » ادعای منابع غربی مبنی بر دخالت صهیونیست‌ها در انفجار اخیر یکی از پادگان‌های سپاه، درست نیست. آنها به هیچ عنوان توان انجام چنین کاری را ندارند.»

والبته سرداران حالا که معلوم شده، فعلا حمله نظامی در کارنیست گلومی درند و تهدید می کنند. سرلشگر فیروز آبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح که می کوشد نقش مارشال «گورینگ» نازی را در جمهوری اسلامی بازی کند و اتفاقا بااو هم اندازه هم هست، می گوید: «توليد محصولی که اين شهيد عزيزدرحال کار بر روی آن بود، تنها چند روز به تأخيرافتاده است. اين محصول قرار بود مشت محکمی بر دهان رژيم صهيونيستی بکوبد!»

سرلشکر رشید، فعل «گذشته» رئیس خود را با کمی تغییر به»آینده دور» تبدیل می کند: «ما همیشه آماده‌ایم و به پشتوانه قدرت موشکی که شهید بزرگوار حسن تهرانی‌مقدم ایجاد کرده است، تمام مراکز اسرائیلی‌ها را در هم خواهیم کوبید.»

حسين سلامی، جانشين فرمانده کل سپاه می گوید : «اشتباه اسرائيل در قبال ايران آرزوی بزرگ ماست.» و سرتيپ پاسدار امير علی حاجی زاده، فرمانده نيروی هوا-ـ فضای سپاه پاسداران حرف او را کامل می کند: «از آرزوهای بزرگ ما این است که آنها دست به این کار بزنند. خيلی وقت است انرژی نهفته ای وجود دارد که علاقمنديم با خرج آن، دشمنان اسلام را برای هميشه به زباله دان تاريخ بفرستيم.»

روزآخرهفته رحیم صفوی در صحنه حاضر می شود تا» خالی بندی» رابه اوج برساند. تهدید می کند که خلیج فارس منفجر خواهد شد. انگار هنوز این خبر را نشنیده است: «خط لوله نفتی كه نفت را از راه زمین و بدون نیاز به تنگه هرمز، منتقل می‌كند از ماه آینده میلادی وارد مدار فعالیت می‌شود.»

احمد وحیدی وزیر دفاع هم از تحویل انبوه » سامانه موشکی ساحل به دریا » به نیروی دریایی ارتش خبر می دهد.

 واز قضای روزگار، خبر آزمايش تازه موشک های مافوق صوت يا «هايپرسونيک» آمریکا منتشر می شود که سرعت پروازشان هشت برابر سرعت صوت است. واین یعنی: «ارتش آمريکا مجهز به جنگ افزاری است که می تواند در کمتر از نيم ساعت هر هدفی را در هر جای جهان مورد حمله قرار دهد.»

اواسط هفته بعد، دو نامه منتشر می شود. رهبری جواب نامه تازه محمدنوری زاد را نمی دهد. درخواست مهدی خزعلی هم از آیت اله خامنه ای بی جواب می ماند: » اینجانب آماده ام تا بدون تعظیم و تکریم و کرنش، بدون خضوع و خشوع و رکوع و سجود، بدون عظمی و معظم، نق و نقدهای جامعه را جمع کنم و هفته ای یکبار با زبانی تند و تیز و برنده به عرض برسانم.»

«در این هیاهوی بازار آهنگران، که عمود خیمه را در کوره مدح و ثنا نهاده و هریک با تملق و چاپلوسی پتکی بر آن می کوبند، » برادران» چله نشده دو دو تا هندوانه زیر بغل «آقا» می گذارند.

 حجت الاسلام علی سعیدی عضو جامعه روحانيت مبارز، اختيارات آيت اله خامنه ای و «امامان معصوم» رایکی می داند: » اختيارات ولی فقيه و اختيارات امام معصوم در اداره حکومت هيچ تفاوتی ندارد و همه اختيارات پيامبر و امام در اداره حکومت، برای ولی فقيه نيز وجود دارد.»

آن یکی حجت الاسلام هم که علم‌الهدی ـ امام جمعه مشهد ـ باشد رهبر جمهوری اسلامی را «رهبر کره زمین» می خواند: «در دو اجلاس قبل مجلس خبرگان، تمام نمایندگان، شهادت دادند كه رهبري در روي كره زمين منحصر به حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي است».

و رهبرو مداحانش چنان غرق این عوالمند که درنمی یابند «قطعنامه اتمی» که آن را «اشتباه تاریخی» خواندند، بیشترین هدفش» تشکیل جبهه متحد جهانی علیه جمهوری اسلامی» بوده و بر این بستر آماده، مرحله بعدی جنگ کلید خورده است. و ناگهان خبر»آغاز تحریم فلج کننده و بزرگ» رسانه های جهان را در می نوردد.

ام دانيلون، مشاور امنيت ملی رييس جمهوری آمريکا، از سياست های باراک اوباما در قبال ايران دفاع می کند: «از زمان روی کار آمدن اوباما در سال ۲۰۰۹ جمهوری اسلامی ضعيف تر شده است. ايران امروزه به طور بنيادين ضعيف تر، منزوی تر، آسيب پذيرتر و بی اعتبار تر از هر زمان ديگری است.»

باراک اوباما، بیانیه ای منتشر می کند: «ايران راه انزوای بين المللی را انتخاب کرده است.تا زمانی که ایران به اين مسير خطرناک ادامه می دهد، ايالات متحده هماهنگ با همپيمانان و از طريق اقدامات خود، راههايی برای منزوی کردن و افزايش فشار بر حکومت ايران پيدا خواهد کرد.»

لئون پانه‌تا، وزیر دفاع آمریکا، وارد جزئیات می شود: «بهترین راه مقابله با برنامه هسته‌ای ایران فشار دیپلماتیک و تحریم است.با همکاری با متحدان و جامعه بین‌الملل می‌توان تلاش‌های دیپلماتیک و تحریم‌ها را گسترش داده و ایران را هر چه بیشتر منزوی کنیم.»

روزنامه آمریکایی «وال استریت جورنال» از قول مقامات آمریکایی گزارش می‌دهد: «برپایه تحریم‌های تازه واشینگتن، شرکت‌هایی که به صنعت پتروشیمی ایران کمک می‌کنند از دسترسی به بازارهای آمریکایی محروم خواهند شد. دولت باراک اوباما قرار است ایران و بانک مرکزی آن کشور را به عنوان «محدوده پول‌شویی» معرفی کند. این اقدام جدید برای تمام دولت‌ها و موسسات مالی و تجاری در سراسر جهان یک هشدار جدی خواهد بود تا از معامله با بانک مرکزی ایران و خرید نفت ایران خودداری کرده و بدانند که در آینده ممکن است اقدامات جدی‌تری در این زمینه صورت بگیرد.

قرار دادن ایران و بانک مرکزی آن کشور در فهرست پول‌شویی پیامدهای جدی خواهد داشت. در سال‌های اخیر اقدام مشابهی در مورد بانک‌های کره شمالی و لبنان باعث شد که ذخیره ارزی آنها به شدت کاهش یابد.»

متحدان آمریکا یکایک به صحنه می آیند.برنار والرو، سخنگوی وزارت خارجه فرانسه اعلام می کند: «پاریس به دنبال مذاکره و گفت وگو با متحدان خود است تا بتوان تحریم های گسترده و یکپارچه ای را به سرعت علیه بانک مرکزی ایران و نیز نفت ایران اعمال کرد.»

بریتانیا هم می رسد: «هرگونه همکاری موسسات مالی و اعتباری بریتانیا با ایران و طرف قرارداد و معامله با بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ممنوع و قدغن شده است.»

جورج آزبورن وزیر اقتصاد و دارایی بریتانیا موضع دولتش راتوضیح می دهد: «فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی ایران خطر جدی برای امنیت ملی است و این تصمیم در هماهنگی با دیگر کشورها گرفته شده است.»

گونتر اوتینگر، کمیسر انرژی اتحادیه اروپا، در واکنش به گزارش هایی در مورد اخلال در تامین انرژی اروپا در صورت تحریم نفت ایران می گوید: «این مسئله مشکل خاصی نیست و می توان با کمک سازمان کشورهای صادر کننده نفت، اوپک و دیگر منابع، جای خالی انرژی مورد نیاز را پر کرد.»

تحریم به اشخاص هم می رسد. نام وزیر خارجه جمهوری اسلامی به فهرست تحریم‌های سوئیس اضافه می شود.اتحادیۀ اروپا اعلام می کند قصد دارد حدود ۲۰۰ شخصیت حقیقی و حقوقی دیگر ایران را تحریم کند.

نورافکن ها بر «مردمرموز» متمرکز می شود. کارشناسان اتمی غرب می گويند: «فرد نظامی ای که گفته می شود قلب تپنده برنامه جنجالی اتمی جمهوری اسلامی است، برای دور ماندن از ديد سازمان ملل و حفاظت در برابر سوء قصد های احتمالی، تحت تدابير شديد امنيتی و در اختفا نگاه داشته شده است. محسن فخری زاده، مهره ای کليدی در برنامه مشکوک ايران برای دستيابی به فن آوری هسته ای و توسعه توانمندی های اتمی است.»

پارلمان اروپا با تصویب قطعنامه‌ای از شرکت‌های اروپایی می خواهد از فروش فناوری‌ و خدماتی که می‌توانند از سوی مقامات جمهوری اسلامی به منظور سانسور اطلاعات و نظارت بر شهروندان مورد استفاده قرار گیرند، خودداری کنند.

کانادا و هلندهم بااین سیاست ها همراهند. روسیه وچین که هنوز می توانند جمهوری اسلامی راسر کیسه کنند، درموضع مخالف می ایستند. عملا در شرایط جنگ سوم جهانی هستیم. فقط شلیک مستقیم آغاز نشده است.

جواب «نظام» را آینده نه چندان دور خواهد داد: «تحریم های جدید آمریکا «بی‌نتیجه» است و «بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و نوعی جنگ روانی است.»

و «گرگها» باخیال راحت جنگ را ادامه می دهند. روزنامه اعتماد پس از انتشار مصاحبه مشاورمطبوعاتی احمد‌ی‌نژاد «توقیف» می شود. ماموران امنیتی به روزنامه ایران ـ ارگان دولت ـ می ریزند تا علی‌اکبر جوانفکر را دستگیر کنند. او را دستبند بدست روی زمین می کشندو همگان سخنان معروفش رابیاد می آورند: «ندا آقاسلطان یکی از بازیگران «ماهر» جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی بود. آقاسلطان با توطئه دشمنان کوشيد با پاشيدن خون بر روي صورتش، چهره جمهوري اسلامي را در مجامع بين المللي مخدوش کند.»

سیامک قادری ـ روزنامه نگار ـ از زندان نامه ای می فرستد واز سازماندهی نیروهای بسیج خبرگزاری ایرنا برای شرکت در سرکوب مردم معترض به نتایج انتخابات زیر نظر جوانفکر پرده بر می دارد. عبدالرضا سلطانی معاون سرویس سیاسی این روزنامه هم که «با دستور مقامات مافوق» آزاد شده، می گوید: «کمترین درسی که از احمدی نژاد گرفته ایم این است که در راه آرمان های انقلاب تا پای جان ایستادگی کنیم.»

خود احمدی نژاد هم همین سیاست فریب را ادامه می دهد: «کدام سانسور؟ کدام کنترل؟ با فیسبوک و تویتر عزیز دوستیم! هنگامی که جوانان ما با فیس بوک و تویتر تعامل می کنند، این آمریکا است که تلاش می کند آنها را منع کند یا به سم پاشی روی می آورد. در ایران هیچ کنترل و سانسوری وجود ندارد و جوانان ایرانی با شبکه های ارتباط اجتماعی ارتباط دارند، البته به شکل محدود، ما فقط از سایت های ترویج بی بند و باری جلوگیری می کنیم.»

در ادامه ماجرای «بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ» ایران، محمود احمدی بیغش، از فرماندهان سپاه پاسداران و نماینده اصول‌گرای مجلس، تاکید دارد: «ده نماینده مجلس فعلی ایران در اختلاس سه هزار میلیارد تومانی دست داشته‌اند.»

یک فردکلیدی را هم نام می برد: «اگرعلاء‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی جزء متهمان اختلاس نبود، نیازی به تکذیب کردن نداشت.»

بیهوده نیست که بروجردی، بازهم موضعی افراطی می گیرد و در روزی که مجلس طرح دو فوريتی کاهش رابطه با انگلستان را به تصويب می رساند، خواستار اخراج سفير بریتانیا از تهران می شود درمیان۱۶۲نماينده مجلس که پس از تصویب طرح، شعار مرگ بر انگليس سر می دهند؛ او ازهمه داغتر نشان می دهد.

ماه محرم در راه است و دامنه جنگ وسعت گرفته است. «لشگر مداحان پاسدار» برای محرم سازماندهی شده اند تاعلیه «فتنه» و «جریان انحرافی» فعالیت کنند.سردار همداني-ـ فرمانده سپاه پاسداران تهران بزرگ ـ– می گوید: «در جنگ نرم حتي بسيجيان نوزاد هم مانور مي‌كنند.»و از یک کشف جدید خبرمی دهد: «هفته بسيج امسال با يكي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي يعني بيداري ملت در كشورهاي مختلف مصادف شده است و ما متوجه شديم كه حتي ملت آمريكا هم از مستضعفان هستند كه زير قدرت سرمايه‌داري له شده‌اند.»

و دوستان سردار هم چند نمونه برای اثبات حرف هایش رومی کنند.کمالی، وزير سابق کار از کارگران مثال می زند: «بيش از ۵۰ درصد از کارگران ایران زير خط فقر قرار دارند.»

يک نماينده مجلس در روزنامه ابتکار درباره رونق خريد و فروش اعضای بدن هشدار می دهد: «این روزها خريد و فروش اعضای بدن رونق گرفته و به دليل گسترش فقر در ايران تجارت کليه، فروش بخش های از کبد و حتی قرنيه نيز رواج پيدا کرده است.»

ورسما اعلام می شود: «میانگین ورود زنان به بازار خودفروشی در ایران ۱۴ و ۱۵ سالگی است.»

در منطقه، علی عبداله صالح در یمن قدرت را وامی گذارد و به نیویورک می رود. انقلاب جوانان مصر وارد مرحله دوم خود می شود. باردیگر هزاران نفر در میدان تحریر قاهره گردمی آیند و یکصدا استعفای دولت نظامی رافریاد می کنند.

سوریه، تنها متحد جمهوری اسلامی، براه صدام و قذافی می رود. ماموران امنیتی بشار اسد به شیوه جمهوری اسلامی به سرکوب خونین ادامه می دهند. مسیر طرح و تصویب قطعنامه‌ای در شورای امنیت علیه حکومت اسد، و احضار سفرای کشورهای عرب از دمشق درحال فراهم شدن است.عموی بشار اسد خواستار کناره‌گيری او از قدرت می شود. اخوان المسلمين از ترکیه درخواست دخالت نظامی می کنند.

رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه بار ديگر خواستار کناره گيری بشار اسد، رييس جمهوری سوريه می شود و او را خطاب قرار می دهد: «اگر می خواهی سرنوشت کسانی را که تا دم مرگ عليه مردم خودشان جنگيدند ببينی، نگاهی به آلمان نازی بينداز، به هيتلر، موسولينی و چائوشسکو در رومانی. اگر از اينها هم درس عبرت نمی گيری به رهبر سابق ليبی نگاه کن که ۳۲ روز پيش کشته شد.»

«نظام» همچنان باشمشیر چوبین با جهانیان می جنگد. تصویب طرح علیه انگستان و تهدید اتحادیه اروپا، برهبری علی لاریجانی، چون سفر برادرش راه بجائی نمی برد. این ابزارها همه سخت زنگ زده است.

آذر، ماه آخر پائیز آغاز شده است. «نظام جمهوری اسلامی» درجهان رسوا و درایران بی آبروست. حتی موسوی خوئینی ها قطع امید کرده است. علی شکوری راد احتمالا جزو آخرین افرادی است که بادستمالی بوسعت یزد ازراه می رسد تابگوید: «ما اصلاح طلبان در حقيقت پوزيسيون نظام هستيم و آن کسانی که امروز بر سر کار هستند با توجه به عملکردشان که صدای حاميان گذشته‌ شان را هم درآورده، اپوزيسيون نظام هستند. ما اصلاح طلبان مدعی حفظ و احيای نظام هستيم.»

وتاریخ بیاد می آورد که فروهرها در زمانی خنجر آجین شدند که «پوزیسیون » قدرت را در دست داشت. و پرستو فروهر بازمانده آن دو دلاور که فرزند ایران بودند و نه نوکر قدرت، در صفحات پایانی کتاب تازه‌اش می نویسد: «در ایران آدم همیشه فریادی در سینه دارد» و مصاحبه می کند تااز کتابش «سرزمینی که پدر و مادرم در آن به قتل رسیدند و ابراز عشق به ایران» بگوید.

و پائیز، درانتظار بهار، شعری از پروانه فروهر را بر هر برگ و گذر زمزمه می کند:

فانوسی بیفروز

راه تیره و تار است

در این تاریکی و تنهایی

که نه خدا و نه آتش

هیچیک نومیدی ما را احساس نمی کنند

برخیز!

فانوسی بیفروز

من در دلم آتشکده ای زبانه می کشد

بیا تا راه را

از جان مایه گذاریم و بسپریم

خورشید شعله خواهد کشید از خاوران عشق

و سپیده نقره ای صبح کنار دروازه به انتظار ما خواهد بود

راهی شو

ای همراه به غم نشسته


تگ   هوشنگ اسدی

 

مقالات مربوط به این نویسنده
۳ آذر ۱۳۹۰
۲۶ آبان ۱۳۹۰
۱۹ آبان ۱۳۹۰
۵ آبان ۱۳۹۰
۲۸ مهر ۱۳۹۰
۲۱ مهر ۱۳۹۰
۱۴ مهر ۱۳۹۰
۷ مهر ۱۳۹۰
۳۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۴ شهريور ۱۳۹۰
۲۲ شهريور ۱۳۹۰
۱۷ شهريور ۱۳۹۰
۱۰ شهريور ۱۳۹۰
۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۷ مرداد ۱۳۹۰
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ تير ۱۳۹۰
۲۳ تير ۱۳۹۰
۲۲ تير ۱۳۹۰
۲۱ تير ۱۳۹۰
۱۵ تير ۱۳۹۰
۷ تير ۱۳۹۰
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
۱۸ خرداد ۱۳۹۰
۵ خرداد ۱۳۹۰
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
۳۱ فروردين ۱۳۹۰
۲۴ فروردين ۱۳۹۰
۱۸ فروردين ۱۳۹۰
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۱ اسفند ۱۳۸۹
۲۳ بهمن ۱۳۸۹
۲۰ بهمن ۱۳۸۹
۱۳ بهمن ۱۳۸۹
۶ بهمن ۱۳۸۹
۲۹ دى ۱۳۸۹
۱۸ دى ۱۳۸۹
۸ دى ۱۳۸۹
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۲ آذر ۱۳۸۹
۱ آذر ۱۳۸۹
۲۷ آبان ۱۳۸۹
۷ مهر ۱۳۸۹
۱ مهر ۱۳۸۹
۲۵ شهريور ۱۳۸۹
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
۸ شهريور ۱۳۸۹
۳ شهريور ۱۳۸۹
۲۸ مرداد ۱۳۸۹
۲۱ مرداد ۱۳۸۹
۶ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۶ تير ۱۳۸۹
۹ تير ۱۳۸۹
۲ تير ۱۳۸۹
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
۲۰ خرداد ۱۳۸۹
۱۵ خرداد ۱۳۸۹
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
۵ خرداد ۱۳۸۹
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۶ فروردين ۱۳۸۹
۱۸ فروردين ۱۳۸۹
۲۸ اسفند ۱۳۸۸
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
۵ اسفند ۱۳۸۸
۲۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
۱ بهمن ۱۳۸۸
۲۴ دى ۱۳۸۸
۱۶ دى ۱۳۸۸
۱۳ دى ۱۳۸۸
۹ دى ۱۳۸۸
۲۶ آذر ۱۳۸۸
۱۸ آذر ۱۳۸۸
۱۱ آذر ۱۳۸۸
۲۷ آبان ۱۳۸۸
۲۵ آبان ۱۳۸۸
۲۱ آبان ۱۳۸۸
۱۴ آبان ۱۳۸۸
۶ آبان ۱۳۸۸
۳۰ مهر ۱۳۸۸
۹ مهر ۱۳۸۸
۱ مهر ۱۳۸۸
۲۵ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۴ شهريور ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۳۱ تير ۱۳۸۸
۲۴ تير ۱۳۸۸
۱۷ تير ۱۳۸۸
۱۱ تير ۱۳۸۸
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
۲۴ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۱ بهمن ۱۳۸۷
۴ بهمن ۱۳۸۷
۱ بهمن ۱۳۸۷
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۹ دى ۱۳۸۶
۱۰ دى ۱۳۸۶
۲۹ آبان ۱۳۸۶
۱۳ تير ۱۳۸۶
۲۴ خرداد ۱۳۸۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
۲۸ اسفند ۱۳۸۵
۵ بهمن ۱۳۸۵

جنگ ادامه دارد (هوشنگ اسدی)

پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰

هوشنگ اسدی

تهدید به حمله نظامی به آتش بازی مرگ ختم می شود وموج انفجار دومین ماه پائیز را به پایان می برد که امسال از زمستان هم سرد تر است. جنگ که مدت هاست آغاز شده به مرحله تازه تر و بالاتری پا می گذارد.

تمام هفته سوم مهرماه، امواج توفانی که دو مقاله در روزنامه های گاردین و هاآرتص –ـ چاپ لندن و تل آویو-ـ بر انگیخته اند از سر جهان می گذرد. افکار عمومی جمهوری اسلامی را آماجی می بیند که باید درباره حمله نظامی به آن تصمیم نهائی را گرفت: «آری، یانه؟»

از فیدل کاسترو که آمریکا ستیزی  بازهم در کنار جباران «نظام» قرارش می دهد تا شاهزاده ترکی الفیصل-ـ مقام عالیرتبه امنیتی عربستان-ـ در باره حمله نظامی سخن می گویند.

می توان جمع بندی جهانی را در سه دیگاه متبلور یافت. اسرائیل که با انتشار خبر توفان را برانگیخته، خود مهارش می کند و چنانکه همه مرغان شکاری سیاست در دامش بیافتند.

شیمون پرز، تصویری عریان از جمهوری اسلامی در برابر جهانیان می گذارد: «حکومت حاکم بر ایران به لحاظ اخلاقی فاسد و پوسیده است. آنها تنها کشوری هستند که آزادانه و در ملاءعام، کشور دیگری را به نابودی تهدید می کنند. آن ها کسانی هستند که مخالفان و معترضان را یا می کشند و یا به زندان می اندازند، ضمن اینکه دست به تجهیز و گسترش تسلیحات می زنند و هرجایی که بتوانند، از ترور و ناامنی حمایت می کنند. »

بعد، در دو فراز، چهار هدف عمده را نشانه می گیرد: همراهی اسرائیل با جهان، راضی کردن افکار عمومی ضد جنگ، جهانی نشان دادن خطر جمهوری اسلامی و فشار روی گزینه تحریم. رییس جمهوری اسرائیل، به شبکه پرمخاطب تلویزیون آمریکا می گوید:» اقدام نظامی اولین راهکار برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی نیست. هیچگاه پیشنهاد من این نیست که اول از همه دست به اقدام نظامی بزنیم.به جای حمله نظامی، من از تحریم های اقتصادی بیشتر و فشار سیاسی بیشتر حمایت می کنم. با در دست داشتن چنین ابزارهایی می توان حمله اخلاقی کرد و نه حمله نظامی چرا که اقدامات ایران در حمایت از تروریسم، مسئله ای جهانی است و تمامی کشورهای جهان باید بر آن تمرکز کنند. ما هم مانند دیگر اعضای جامعه جهانی، راه اجماعی را دنبال می کنیم. ما به تنهایی دست به کار نمی شویم و به عنوان عضوی از جامعه متمدن جهانی، همگام با منطق جهانی تصمیم می گیریم. هر تصمیمی گرفته شود، ما هم به آن وفادار خواهیم بود. »

شاهزاده سعودی ـ ترکی الفیصل، مقام عالیرتبه پیشین امنیتی عربستان که سخنش سیاست این کشور تلقی می شود ـ- سخن پرز رابر جهان عرب منطبق می کند:» در تمام جهان عرب، رهبران ايران به طور مداوم و به شيوۀ پنهانی و نيز با پشتيبانی از سازمان هايی مانند حزب الله و ديگران، در امور داخلی دولتها دخالت  می کنند. در اين زمينه دلايل فراوانی، از جمله کشف توطئۀ ترور سفير عربستان در ايالات متحده در دست است که از دخالت نيروی قدس حکايت دارد.»

او مخالف حمله نظامی در لحظه کنونی و موافق افزایش تحریم هاست. همان حرفی که لئون پانه‌تا ـ– رئیس سابق سیا و وزیر کنونی دفاع ایالات متحده-ـ می زند: «آمريکا بر رويکرد ديپلماتيک در قبال ايران متمرکز است و هم‌اکنون درحال گفت وگو با متحدان خود برای «تشديد تحريم‌ها» عليه ايران است. حمله نظامی «آخرين چاره» است. »

نامزدهای حزب جمهوریخواه یک صدا با این سیاست مخالف وخواهان جنگ هستند. تقریبا همه یک حرف را می زنند:

– » شواهد آشکاری که فعاليت های ايران برای توليد سلاح هسته ای را ثابت می کند و خواست آن رژيم برای نابودی اسرائيل اکنون به شکل خطرناکی در برابر ما قرار گرفته است. اکنون زمان آن فرا رسيده که وجود اين تهديد را پذيرفت، با آن برخورد کرد و آن را از بين برد.»

–  » ما بايد در روش تا به امروز پرزيدنت اوباما که گزينه نظامی را کنار گذاشته است تجديد نظر کنيم. برای حفاظت از منافع حياتی آمريکا رييس جمهور اين کشور بايد آمادگی آن را داشته باشد که در بدترين حالت ممکن برای نابود کردن توان هسته ای ايران از نيروی نظامی استفاده کند.»

پاسخ جمهوری اسلامی-ـ مثل همیشه-ـ چیزی نیست جز حقیر جلوه دادن خطر، و دشنام و تهدید که بی دریغ نثار»دشمن»  می شودو بیشتر ازهمه بکار داغ کردن تنور اسرائیل می آید. کلید را آیت اله خامنه ای می زند که این هفته هم دستمال باران می شود. مصباح یزدی می گوید:» امروز نماد اسلام شخص مقام معظم رهبری است که مفاسد زیادی به دست مبارک ایشان از سر جامعه اسلامی و اسلام جهانی دفع شده است.»

دبیر کل حزب الله،او را رهبری نمونه در منطقه و جهان می داند .کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران اعلام می کند که رهبرجمهوری اسلامی با «سیم به امام زمان» وصل است.

احتمالا سیم این بار جای دیگری وصل می شود . این حرفهای رهبر جمهوری اسلامی نمی تواند پیام » امام زمان» باشد:»ملت استوار ایران، ملتی نیست که فقط بنشیند و نظاره گر تهدیدهای قدرتهای پوشالی مادی باشد که از درون کرم خورده هستند.هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیله‌اش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلی‌های محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام، ملت بزرگ ایران کند.»

و بعد هم» لات های سیاسی» به میدان می آیندو برای زمین و زمان عربده می کشند. وزیر دفاع، مواضع اسرائیل را «یاوه گویی» می داند. یک عضو ستاد نیروهای مسلح این کشور را سگ نگهبان آمریکا می نامد . تانوبت به سردار شکنجه، نقدی می رسد که برای فهمیدن حرفش نیاز به دیلماج هست: «پاسخ آمريکا در صورت حمله جمهوری اسلامی «التماس برای مذاکره» خواهد بود.»

و ازاین جهان پنهاور، تنهاحقوق بگیر معروف حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان  است که به این سمفونی نابخردی می پیوندد:» در صورت تجاوز به ایران و سوریه، جنگ محدود به این دو کشور نخواهد ماند.چنین جنگی منطقه ای خواهد بود، و این یک حساب و کتاب واقعی است.»

مسعود جزایری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و معاون فعلی ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، تهدید می کند: «آمریکا باید منتظر برخوردهای جدی جمهوری اسلامی باشد.»

و هنوز این تهدید به برخورد در فضا طنین انداز است که در قلب ایران و در مخزن موشک های شهاب آتش بازی می شود. معلوم نیست مامورین نفوذی حیدر مصلحی در سازمان های جاسوسی جهان با صدای انفجاری درپادگان سپاه، از خواب خرگوشی می پرند .این باررئیس موساد حتی لبخند معنی دار هم نمی زند. جمهوری اسلامی نه تنها  مانند همیشه بلافاصله تل آویو را نشان نمی دهد،که سردار سبک وزن را هم برای تکذیب به میدان می آورد. اما معلوم نیست چرا  همه آتش بازی را به حساب اسرائیل می نویسند.

انتشار یک ویروس صنعتی جدید در شبکه سایبری جهانی توسط اسرائیل وآمریکا رسانه ای می شود. ویروس کامپیوتری «دوکو» ویروس جدیدی است که پس از «استاکس‌نت» بار دیگر تاسیسات صنعتی را هدف گرفته است. اولین قربانی آن پدر»برنامه موشکی سپاه» است که حسن تهرانی مقدم نام داشت.

پاسخ آتش بازی در قلب پادگان سپاه باز هم تهدید است. در تهران «حسن فتحی» خبرنگاردر مصاحبه ای کوتاه با زبانی که سراسر «لکنت» و «بیم» ناشی از واکنش حکومت است، درباره انفجار پایگاه موشکی «ملارد»  می گوید: » باتوجه به صحبت‌های اخیر درباره اقدام حمله نظامی علیه ایران، مردم تهران هراسان و وحشت زده شده بودند و ترسیدند که مبادا حمله نظامی شده باشد.» بلافاصله دستگیرش می کنند.

مهدی طائب، رئیس قرارگاه عمار در مورد «پروژه‌ای» که تهرانی مقدم پیگیری می‌کرد، می گوید: «من از همین جا به شما می‌گویم که با شهادت سردار حسن تهرانی مقدم یک اتفاق بزرگ رخ خواهد داد.»

سردار سرلشگر فیروز آبادی هم همین سخن را بزبان می آورد:»تولید «محصول تحقيقاتی»،می تواند مشت محکمی بر دهان استکبار و رژيم غاصب باشد.»

و جهان در انتظار » اتفاق بزرگ» نمی ماند. جبهه های جنگ یکی بعد از دیگری فعال می شوند. جمهوری اسلامی یکایک را با » دشنام» می بندد.

تشدید تحریم ها که باراک اوباما»شدیدا گزنده» توصیفشان می کند، در برنامه آمریکا قرار می گیرد و بلافاصله ازجانب وزيران خارجه اتحاديه اروپا حمایت می شود.

پرونده اتمی همچنان باز است. اول هفته، هیلاری کلینتون، از مقامات جمهوری اسلامی می خواهد تا «ظرف چند روز آینده» به این گزارش پاسخ دهند.  وزیر خارجه آمریکا از مشورت واشینگتن با متحدانش درباره گام‌های بعدی در برابر ایران خبر می دهد.

علی اکبر  سلطانیه گزارش آژانس را «مزخرف» می خواند.

‌روزچهارشنبه خبر می رسد که قدرت‌های جهانی در زمینه کاستن از اختلافات خود بر سر نحوه واکنش به گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در زمینه فعالیت هسته‌ای ایران «پیشرفت » داشته‌اند.

و همزمان، پیش‌نویس قطعنامه‌ای از طرف آمریکا و عربستان در محکومیت اتهام توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در دبیرخانه سازمان ملل ثبت و توزیع می شود.  به گفته عبدالمحسن الیاس سخنگوی نمایندگی عربستان در سازمان ملل، این پیش نویس روز جمعه به رای گذاشته می‌شود.

جمهوری اسلامی، هشدار شدید الحن می دهد و قطعنامه را» کوتاه بینانه» ارزیابی می کند. نامه جمهوری اسلامی چنین تمام می شود:» آمریکا با ارائه پیش نویس قطعنامه ای که صرفاً بر مبنای ادعاهای نادرست برضد عضو دیگر سازمان ملل متحد شکل گرفته است، هدفی به غیر از پیشبرد سیاستهای کوتاه بینانه خود، از طریق استفاده ابزاری از مجمع عمومی این سازمان ندارد.»

در منطقه، زیرپای تنها متحد جمهوری اسلامی بیشتر و بیشتر خالی می شود. تركیه شورای ملی مخالفان سوریه را به رسمیت ‌می شناسد و اعلام می کند :»تصمیمات اتحادیه عرب در قبال سوریه را اجرا خواهد كرد.»

اتحادیه عرب از کشورهای عضو خواسته سفیران خود را از دمشق فرابخوانند.فرانسه سفیر خودرا از سوریه فرا می خواند.اتحاديه اروپا ۱۸ مقام دیگر سوريه را تحريم می کند.پادشاه اردن خواستار کناره گیری بشار اسد می شود. دیده بان حقوق بشر می گویدکه در سوریه جنایت علیه بشریت رخ داده است. یک دیپلمات آمریکایی خبرمی دهد: «برخی کشورهای عرب به بشار اسد پیشنهاد پناهنده شدن داده‌اند.» عصر چهارشنبهنظامیان مخالف بشار اسد که خود را «ارتش آزاد سوريه» می‌نامند،  با آر پی جی و آتشبار مسلسل به مجتمع بزرگ سازمان اطلاعات نيروی هوايی ارتش منطقه حرستا واقع در شمال دمشق حمله می کنند.

بشار اسد به راه صدام و قذافی می رود. منطقه از دیکتاتورها فاصله می گیرد. «جاسم حسین»، از رهبران گروه‌های سیاسی شیعیان بحرین، در تلویزیون ظاهر می شود تابگوید:» ما آلت دست ایران نیستیم .ما از حضور ناوگان آمریکا، و همچنین از مظاهر فرهنگ آمریکایی مثل کافه‌های زنجیره‌ای «استارباکس»» استقبال می‌کنیم.»

این سیاست‌مدار شیعه، یک اقتصاددان تحصیلکرده در آمریکاست. کت و شلوار و کراوات می‌پوشد و زبان انگلیسی را بدون نقص صحبت می‌کند.

همزمان خبرگزاری دولتی بحرین اعلام می کند: «اعضای گروهی که قصد انجام عملیات تروریستی در بحرین داشتند، با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در ارتباط بودند.» جمهوری اسلامی ادعای بحرین در مورد سپاه را «مضحک» می خواند .

روز پایانی هفته برای» نگاه» است. دقایقی دیگر شب درتهران از نیمه می گذرد. «احمدی‌نژاد می‌خواست اما نتوانست بیاید.«این را سردار رستم قاسمی دردومین روز از نخستین اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز  می گوید .کار اجلاس از سه شنبه در دوحه پایتخت قطر آغاز شده است . خبرگزاریها تا ساعتی پس از افتتاح رسمی اجلاس توسط امیر قطر، همچنان از حضور محمود احمدی‌نژاد و سخنرانی او در اجلاس گزارش داده‌اند، اما از رئیس دولت»جمهوری اوباش» خبری نیست که نیست.

شاید رئیس جمهور که دیگر قبای امام زمان را از تن خارج کرده، هاله نور رابرداشته و ذکر» فردوسی» گرفته است، باپرونده های امنیتی بیت آقا زیر بغلش رفته است تا مانع ریزش تخت جمشید شود که عکس ترک دیوارهایش قلب ایرانیان راشرحه شرحه کرده است.

هفته ای است که پسر سرداررضائی بطورمشکوکی از جهان  می رود. فیس بوک را موج  شعف رفتن «نمرالمومنین جنتی» به بیمارستان پر می کند.

آیت اله یوسف صانعی-ـ از مراجع تقلید-ـ در سایت شخصی خود می نویسد:» مشکلات مردم ایران ریشه در قدرت افسار گسیخته و بی قید و بند مسئولانی دارد که خود را تابع هیچ ضابطه و معیار شرعی، عقلی و عرفی ندانسته و تنها تابع هواهای شیطانی، ظالمانه و اقتدارگرایانه خود هستند.»

و» مسئولان» که همدیگر را» لات های سیاسی» خطاب کرده اند، تمام هفته درگیر جنگ بی پایان گرگهابوده اند. مجلس مصوبه «ننگین و بی‌شرمانه» ای را تصویب کرده است:حقوق مادام‌العمر برای مقامات.

بازار فحش و فحش کاری پر رونق تر از همیشه است.داوود احمدی نژاد می گوید:» سرکرده جريان انحرافی روی پای هوشنگ اميراحمدی بزرگ شد.»

اصولگرایان به تهدیدات دولتی ها چنین جواب دادمی دهند:»با وجود احمدی نژاد ایران نیاز به دشمن ندارد.»

بهمن اخوان، نماینده اصول‌گرای تفرش و آشتیان در مجلس، با انتشار نامه‌ای سرگشاده احمدی‌نژاد و حامیانش را «وکیل‌الدوله» می خواند و با «بنی‌صدر و رجوی» مقایسه می کند. درگیری لفظی میان محمود احمدی‌نژاد و برادران لاریجانی، به روزنامه دولتی ایران می رسد. این روزنامه بدون اشاره به نام علی لاریجانی، او را «لات سیاسی قدیمی» می خواند که اکنون «لات‌بازی‌هایش کسی را نمی‌ترساند». و چون دعوا به جائی نمی رسد،دو مقام دولتی بر سر یک پست دولتی نه چندان رده بالا  به روی هم هفت تیر می کشند. و کسی هم نمی پرسد هفت تیر پیش مامور دولتی که امنیتی هم نیست، چه می کند.

البته دراین میان، اقدامات اساسی به نفع کشور هم به انجام می رسد.

حجت‌الاسلام علیپور، دبیر ستاد منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال ایران، توطئه جدیدی را علیه «نظام» کشف می کند:»یک سری گروه‌های خارجی هستند که برنامه «راه بنداز، جا بنداز» را پیاده می‌کنند. متاسفانه این مدل ریش زیر چانه هم از اروپا آمده و متعلق به همجنس‌بازهای ایتالیایی است. »

مهم هم همین» ریش زیر چانه» است.چه اهمیت دارد که به نوشته روزنامه خراسان نیمی از دانش‌آموختگان دکترا بیکار باشند. حتی کک کسی هم از سوختن96 هزار هکتار بلوط های کهنسال جنگل های زاگرس نمی گزد.

اصلا کسی می شنود که عبدالرضا موسوی، رئیس هیات مدیره انجمن شرکت‌های هواپیمایی ایران، می گوید:» با آمدن هواپیماهای قطری صنعت هوایی ایران در مسیر نابودی می‌افتد.» و یا کاظم فرهمند نایب رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس اعلام می کند:» ایران اکنون به بزرگ‌ترین واردکننده گوشت در دنیا تبدیل شده است.»

آبان ماه هم رو به پایان است. پس از نامه آقامصطفی  تاج زاده به رهبر جمهوری اسلامی و درخواست او از مردم برای شکستن دیوار های هراس، هیچ خبری از او در دست نیست. نه ماه می شود که رهبران نمادین جنبش سبز، بندی خانه هایشان هستند. آیت الله یوسف صانعی و آیت الله علی محمد دستغیب،، خواستار رفع حصر خانگی آنها می شوند. ‌محمد خاتمی، برگزاری انتخابات آزاد و باز کردن فضای  سیاسی را عمده‌ترین مانع حمله به ایران می داند.

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه که با درایت اسلام میانه رو ترکیه را به الگو تبدیل کرده و قدم به قدم امپراطوری عثمانی را بر اساس شرایط روز بازسازی می کند، حرف های تاریخی می زند:»بشار اسد باید سرنوشت اسفبار آن کسی که به روی مردم خود آتش گشود را ببیند و درس بگیرد. به او گوشزد می کنم که آینده را نمی توان بر مبنای خون سرکوب شدگان بنا نهاد و نمی توان روی خون پایمال شدگان حکومت کرد.تاریخ رهبرانی که با خون آشامی حکمرانی کرده اند را ثبت خواهد کرد.»

اردوغان به درمی گوید که دیوار بشنود، رو به دمشق دارد و تهران رامی بیند،بشار را خطاب می کند، شاید سیدعلی از خواب بیدار شود.

و حافظ شیراز بانگ بر می کشد:

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرمی از خون سیاوشش باد


برخی مطالب و مقالات هوشنگ اسدی:

حاجی و گل‌های سرخ نویسنده هوشنگ اسدی

وافور بختیار  نویسنده هوشنگ اسدی

خجالت خجالت نویسنده هوشنگ اسدی

همه کیهان شده ایم نویسنده هوشنگ اسدی

شاه رفت ، خامنه ای امد نویسنده هوشنگ اسدی

قاتل شاهزادهنویسنده هوشنگ اسدی

نازلی سخن نگفت نویسنده هوشنگ اسدی

خنده به عزرائیل هوشنگ اسدی

«یکی از همکاران مجلسی، چند روز پس از انتخابات سال ۸۸ می گفت این ۳ نفر را به من تحویل دهید، در میدان قیام اعدام می​کنم. هیچ اتفاقی هم نمی​افتد.»

راوی محمد رضا باهنر است. از مجلس منظورش مجلس شورای اسلامی و 3 نفرهمکسانی نیستند جز سران «فتنه»؛ یعنی موسوی و کروبی و خاتمی.

 نماینده مربوطه که قطعا جزو گروه بندی امنیتی – نظامی های مجلس است، «متاسفانه» طلب «میوه کال» می کرده است و آقای باهنر که دست راستش توی دست هیات موتلفه است باهماهنگی با مقامات بالای نظام، برنامه ای ریخته اند که لابد میوه برسد.

وحالا در نیمه ماه که هفته به سالگرد دیگری از 17شهریور می رسد، کسی نمی داند نماینده ای که می خواست «3 نفر» را در میدان قیام اعدام کند، کجاست؛ اما موسوی و کروبی و خاتمی در میدان اند و از کالی هم در آمده اند. حرف هایشان نشان می دهد درآفتاب حوادث که به خانه های امنیتی هم راه دارد، حسابی پخته شده اند.

مهدی کروبی-ـ شیخ دلاورـ- هفته پیش گفت که ذره ای کوتاه نمی آید. این هفته، نوبت میرحسین موسوی است. اووهمسرش زهرا رهنورد از هرنوع وسایل ارتباطی محرومند. حتی قلم وکاغذ ندارند و حتما نمی دانند که در زادگاه موسوی و ارومیه مردم به خیابان آمده اند. حتما اگر شعار اصلی تظاهرات را بشنوند، بغضشان می ترکد:

گلین گداخ آغلیاخ، اورمو گلین دولدوراخ
بیان بریم گریه کنیم، دریاچه ارومیه رو پر کنیم

حتما هم کسی به آنها نگفته که برای هر چهار نفر یک مامور فرستاده اند و معترضین به مرگ دریاچه ارومیه را بیرحمانه سرکوب کرده اند.

اما موسوی همان حرف شیخ رامی زند، حالا می خواهد اختصاص «۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیون دلار» برای نجات دریاچه ارومیه ازطرف دولت واقعیت باشد یا وعده سرخرمن.

میرحسین موسوی می گوید: «آینده روشن است. به توجه به تداوم وضعیت فعلی نمی توان امیدی به انتخابات و شرکت در آن داشت.»
محمد خاتمی که هنوز به اخبار دسترسی دارد و می تواند سخن بگوید، سقوط قذافی و به لرزه افتادن بساط قدر قدرتی بشار اسد را به وضعیت ایران پیوند می زند: «سخن مردم این کشورها این است که حکومت­های خودکامه باید بروند؛ سیستمی که می­گوید احزاب مختلف نباشند، باید برود و این خواسته­ها تبلور روح زمانه است. وضع کشور خوب نیست. مملکت دارد از بین می­رودو البته مثل ریگ هم دروغ می گویند.»

بعد همان را می گوید که موسوی و کروبی هم بی شک اگر مجال داشتند، می گفتند: «ما از حق مردم و آزادی انتخابات دفاع می­کنیم. ما حتی می­گوییم کسی که خدا و پیامبر را قبول ندارد، اگر دست به سلاح نمی­برد و براندازی نمی­کند، آزاد باشد. مگر می­شود انتخابات آزاد نباشد؟ مگر می­شود کروبی و موسوی در حصر و حبس باشند؛ افراد دیگری در حصر حیثیتی باشند؟»

محمد خاتمی، رک و راست- نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد – خواهان «انتخابات آزاد» است. همین خواست را 33 زندانی سیاسی هم دارند و در نامه ای از داخل زندان اعلامش می کنند.

و طالبان شیعه حاکم بر ایران که به گفته دکتر عبد الکریم سروش «هنوز مدافع برده داری هستند»، باتمام نیرو کشور را از بین می برند و مثل ریگ دروغ می گویند.

آیت الله نمازی-عضو مجلس خبرگان رهبری- به کشف تازه ای نایل می شود: «انتخابات در نظام توحیدی مبتنی بر اصول و فروع احکام دینی است و از همین رو باید 3عنصر فقه انتخاباتی، اخلاق انتخاباتی و قانون انتخابات مورد توجه قرار گیرد.» وازکاندیدا‌ها می خواهد برای مانور وحدت در جامعه ستاد تبلیغاتی مشترک بزنند.

حیدر مصلحی باردیگر در نقش سعید صحاف ظاهر می شود، برای «سران فتنه» تقاضای اشد مجازت می کندو ازنخستین» ائتلاف علنی و عمدتا مخفی» تاریخ سیاسی جهان پرده بر می دارد: «جریان فتنه» و «جریان انحرافی» ائتلافی علنی و عمدتاً مخفی، انجام داده‌اند. این دو جریان هر دو با ویژگی‌های مشترکی در راستای تقابل جدی با نظام و ولایت فقیه تحرکاتی را دارند و ائتلاف کرده‌اند تا به این وسیله با خط اصلی نظام و انقلاب اسلامی مقابله کنند. این دو جریان بر ملی‌گرایی افراطی، شبه مدرنیسم و ناکارآمد بودن اسلام و ناکارآمد بودن روحانیت تأکید دارند و درخصوص رابطه با آمریکا «دارای علاقه‌مندی جدی هستند.ائتلاف این دو جناح از پیچیده‌‏ترین مسائلی است که نظام با آن روبه‌رو است.

 احتمالا دراویش هم در چهار چوباین تحلیل مالیخولیائی می گنجند که با شعار «مرگ بر درویش آمریکائی» مورد حمله اوباش تحت فرمان قرار می گیرند، یک نفرشان را بضرب گلوله می کشند و خلوت دوردست کوآر و سروستان را با حکومت نظامی می آلایند.

لابد باید فکری هم باید برای چین، این متحد نازنین کنند که بازار ایران را یکسره در اختیارش گذاشته وکاری کرده اند که «فرش کاشان» به ایران صادر می کند، و حالا

گزارش‌ها حکایت دارد کهزمزمه کناره‌گیری از سرمایه‌گذاری‌های جدید در بخش انرژی ایران را ساز کرده است.
یکی از معاونان ارشد در کنگره آمریکا که نخواسته نامش فاش شود به خبرگزاری رویترز می گوید: «چینی‌ها به خاطر همکاری بیشتری که در زمینه تحریم‌های ایران با ما دارند در حال کسب اعتبار و امتیاز بیشتر نزد مقام‌های آمریکایی هستند.»

و البته فقط چینی ها که در نظریه نگاه به شرق – ساخته و پرداخته محمد جواد لاریجانی- به متحداستراتژیک جمهوری اسلامی تبدیل شدند، نیستند که نرم نرمک ساز دیگر می زنند. روس ها هم این هفته قرارداد نفتی ۵۰۰ میلیارد دلاری با آمریکایی‌ها امضاء می کنند ویک قدم دیگر به رویای جهانی شدن شرکت های خود در بخش انرژی نزدیک می شوند.

ترکیه هم روز روشن دست در دست آمریکا می گذارد وبا نصب رادار سامانه ضدموشکی سازمان ناتو در خاک خود موافقت می کند. نخستین هدف نصب این رادار «مقابله با تهدید موشکی جمهوری اسلامی ایران» است.

جمهوری اسلامی واکنشی سخت انفعالی به خرج می دهد. آخر دارند دندان های شیر پرچم را یکی یکی می کشند و باگام های سنجیده جلو می آیند:

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گزارش دیگری از برنامه اتمی ایران منتشر می کند که در آن برای نخستین بار از «افزایش» نگرانی‌های آژانس درباره ابعادِ احتمالیِ نظامیِ برنامه هسته‌ای ایران سخن به میان آمده است.

رضاتقی زاده-ـ تحلیلگر سیاسی-ـ می نویسد:»ابراز نگرانی دبیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در قبال فعالیت‌های مشکوک اتمی-موشکی جمهوری اسلامی، بخصوص طراحی کلاهک اتمی قابل نصب در دماغه موشک‌های بالستیک، و همچنین نصب سانتریفیوژهای پی-۱ در مرکز تازه غنی‌سازی اورانیوم در فردو، نشانه بی‌نتیجه ماندن طرح روسیه در زمینه انجام گفت‌وگو‌های گام‌به‌گام با تهران است.»

فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی، برگ کهنه ای را بار دیگر رومی کند: «اگر تحریم‌های ایران لغو شود و آژانس در گزارش‌هایش به «مطالعات ادعایی» و دیگر فعالیت‌های «اعلام‌نشده» اشاره نکند، می‌تواند برای یک دوره پنج ساله بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران نظارت داشته باشد.»

رئيس اداره سياسي سپاه پاسداران، تازه یاد حرف نیکلای سارکوزی در باره تهدید نظامی می افتد و توی دهان غرب می زند: «امروز ملت ايران تهديدهاي نظامي غرب را تهي مي‌بينند چون آمريكا و غرب در حد و اندازه‌اي نيست كه بتواند اقدام نظامي عليه ايران انجام دهد.»

وباین ترتیب در روزهائی که جهان به 11 سپتامبر می رسد، «یونس الموریتانی»، یکی از دیگر از سران القاعدهو مامور اجرای برنامه های بین المللی آن دستگیر می شود، جمهوری اسلامی غرب را سرجایش می نشاند و به حل و فصل مسائل داخلی می پردازد که برخی ازآنها مانندچادر سیاه از مساله اتمی هم مهمترند.

لاله افتخاری، نماینده مجلس در شبکه تلویزیونی قرآن، از این مهم جهانیان را مطلع می کند: «امروز چادر مشکی از بحث هسته‌ای برای ما مهمتر است.» و توضیح می دهد که «رواج بدحجابی به زمان آدم و حوا بر می گردد.این اقدامات از آنجا ریشه گرفته و هنوز چه در غرب و چه در داخل ادامه دارد.»

و تابحث لباس پیش می آید علی کریمی، پیراهن شماره 16تیم شالکه را در می آورد و قدم زنان در «وادی فتنه»آن را به جانباخته جنبش سبز اشکان سهرابی تقدیم می کند. و صدافسوس که شادمانی این گل ملی را خبر لبخند زدن احمد جنتی به عزرائیل بر باد می دهد.هزاران کاربر اینترنت بعد از شنیدن خبرفوت دبیر شورای نگهبان بر اثر سکته مغزی و قلبی دست بکار می شوندو در وصف نمیرالمومنین هزاران استتوس، توییت، یادداشت و… می نویسند. وسرانجام معلوم می شود کار، کار رسانه های توطئه گر و دست های پنهان بیگانگان بوده است وبس.

و ملت در آزاد ترین کشور دنیا به میمنت شنیدن این خبر برای خوردن بستنی باروکش طلا صف می کشند. قیمت این بستنی 400 هزارتومان است، تولید آن یک روز طول می‌کشد و باید یک روز قبل ثبت سفارش شود.

یک و نیم میلیون کارگری را که حسن صادقي، معاون دبیرکل خانه کارگر، خبر بیکار شدن آنها راداده است، قطعا نمی توانند به این صف بپیوندند. اما احتمال می رود، سر وکله پارچه فروشان و طلافروشان اعتصابی بازار که علیرغم جو پلیسی برای وساطت حبیب اله عسگراولادی هم تره خردنکرده اند؛ پیدا شود.

برای همین هم «دفتر آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در پاسخ به استفتایی در مورد خوردن بستنی طلا، هرگونه خوردن بستنی حاوی عنصر طلا را «حرام» اعلام می کند.» و به اینترتیب مساله فاصله طبقاتی ناچیز ناشی از استقرار عدل اسلامی هم از میان می رود.

هفته ای دیگر به پایان می رسد. معمرالقذافی که دنبال سوراخ موش می گردد، مخالفان خود را «زن» می نامد.

«بلال صائب» از استادان موسسه مطالعات بین‌المللی «مونتِری» در وب‌سایت «کریستین ساینس مانیتور» می‌نویسد: «عربستان سعودی با بزرگ‌ترین معضل و در عین حال بزرگ‌ترین فرصت در سیاست خارجی خود روبه‌رو است که نتیجه و پیامد آن برای آمریکا بسیار مهم خواهد بود.چگونگی برخورد عربستان با بحران سوریه نقش رهبری این کشور در منطقه و توانایی آن برای مهار ایران را تعیین خواهد کرد.»

جنگنده‌های سوریه دیوار صوتی شهر حمص را می شکنند وآلن ژوپه، وزیر خارجه فرانسه بشار اسد، رابه «ارتکاب جنایت علیه بشریت» متهم می کند. دخالت نظامی ناتواز همین مسیر می گذرد.

براساس نظرسنجی جدیدی که «جامعه اعراب آمریکایی» در شش کشور عربی انجام داده، میزان محبوبیت حکومت ایران در نگاه افکار عمومی عرب به شدت کاهش یافته‌است.در میان پاسخ‌دهندگان مصری فقط ۳۷ درصد نظر مثبتی راجع به نقش حکومت ایران دارند، در حالیکه درصد کسانی که در این کشور در سال ۲۰۰۶ به حکومت ایران با دید مثبت نگاه می‌کردند قریب به ۹۰ درصد بود. در عربستان سعودی درصد کسانی که نظر مثبتی به ایران داشتند از ۸۵ درصد در سال ۲۰۰۶ به شش درصد در سال جاری تنزل پیدا کرده و در اردن این دیدگاه از ۷۵ درصد به ۲۳ درصد کاهش یافته‌است.

ئون پانتا، وزیر دفاع جدید آمریکا، می‌گوید: «جنبش‌های جهان عرب قطعا به ایران هم خواهد رسید.انقلاب در ايران به نظر می‌رسد دير يا زود به وقوع می‌پيوندد.»
احمدجنتی در صف اول کسانی است که چندان در انتظار لبخند عزرائیل نخواهند ماند.

و خسروگلسرخی باآن فرنچ نظامی معروف، از فیس بوک سر بر می کشد و می خواند:

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟
گیرم که می کُشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟ !

همه کيهان شده‌ايم

آهای دوستان، ياران، عزيزان، قديمی‌ها، بروبچه‌های جديد، فيس‌بوکيان، اهالی بالاترين، ساکنان روز، ميهمانان گويا

آهای کليک‌زنان وبلاگ‌ها، سخن‌وران راديوها ، چهره‌های تلويزيونی… آهای من، همسرم، تو، او
آهای ايرانيان!

گرگ هاری شده‌ايم.

همه به جان هم افتاده‌ايم. تاب هم را نداريم. رقابت را جای رفاقت نشانده‌ايم. اين روی صحنه است. پشت سر برای هم خنجر می‌کشيم. دشنام می‌دهيم. يکديگر را مامور می‌خوانيم. حتی به بچه‌های زندانی هم رحم نمی‌کنيم. از زبان باندهای بی‌شمار که درست کرده‌ايم به نام زنان و حقوق بشر و روزنامه‌نگاران و….خبرهای پلشت از رقبای زندانی پخش می‌کنيم. اين يکی ساخته، ديگری باخته. و شرم‌آورتر فلان زن ميهمان اتاق رئيس زندان است، بهمان زن

حتی لحظه‌ای فکر نمی‌کنيم که نابودکردن زندانی و درهم‌شکستن او اگر با شکنجه ميسر نشود، از راه توطئه و تفتين و شايعه به نتيجه می‌رسد.اين شيوه‌ای کهنه است. ماموران امنيتی خبرهای دروغ می‌پراکنند ، شايعه‌ها را منتشر می‌سازند و ما که قربانيان آن‌هائيم ، دام امنيتی را به‌عنوان حقيقت و دفاع از حقانيت، در سراسر جهان پهن می‌کنيم. ما، ناخواسته مامور امنيتی می‌شويم. سخن «سربازان بدنام امام زمان» را کسی باور نمی‌کند. اما وقتی نام‌داران ردای آن‌ها را بر تن می‌کنند، دروغ به واقعيت و پلشتی به حقيقت مبدل می‌شود.

مهاجرت با ما شروع نشده است، شايد هم با ما به آخر نرسد. اما باورکنيد گندش را درهمين چندماهه‌ی بعد از کودتای انتخاباتی درآورده‌ايم. اولين مهاجرت دامنه‌دار بعد از به توپ‌بستن مجلس اول مشروطيت توسط مستبدی چکمه‌پوش شکل گرفت. مبارزانی که از قضا بيش‌ترين آن‌ها روزنامه‌نگار بودند، مجبور به ترک وطن شدند. استانبول و قاهره و برلين پناه‌گاه اصلی بود. کمی هم پاريس و لندن. کتاب ارزش‌مند «برلنی» نوشته دکتر جمشيد بهنام را تورقی کنيم. آن گريخته‌گان از استبداد بقالی کوچکی در برلين به‌راه انداختند. با درآمد آن قوت روزانه را تامين کردند، روزنامه ايرانشهر را منتشر ساختند و انديشه قانون و آزادی را رواج دادند به زمانی که چندماهی طول می‌کشيد تا نشريه آن‌ها به تهران برسد. در استانبول و قاهره هم وضع چنين بود.

دهخدای بزرگ که در پاريس می‌گشت و به تقی‌زاده می‌نوشت: «پول برای خريدن نان ندارم»، اکنون بخش بزرگی از فرهنگ ماست و ديگران و ديگران. چه آنان که در پای درخت نسترن سرشان را بريدند و چه ديگران که سرانجام بازگشتند.

وما صدواندی سال بعد، چه می‌کنيم؟ با اين‌همه رسانه که خبر و انديشه را مثل برق جابه‌جا می‌کنند، به‌راستی در چه کاريم؟ کارهای خردی را هم صدالبته کرده‌ايم. اما در عصری مشابه که مستبدی ديگرنعلين بر گلوی فرهنگ و انديشه‌ی ميهن ما گذاشته است، بيش‌تر سرگرم چه هستيم؟ فرهنگ می‌سازيم يا در فکر ساخت‌وسازيم و بدتر از آن براندازيم؟ اشغال‌گران ميهن زخمی، ما را به اتهام «براندازی» رانده‌اند؛ و تازه در جهان آزاد دريافته‌ايم که راست می‌گفتند. منتها ما برانداز خوديم.

سال پيش در چنين روزهائی شما به تن د ر ميهن و ما به قلب در غربت، برابر ديکتاتور صف‌کشيده بوديم. بی‌آن‌که نام و مسلک هم را بپرسيد به خيابان می‌رفتيد. فرياد مرگ بر ديکتاتور سرمی‌داديد. ما تکرارش می‌کرديم و استبداد بی‌پرسيدنِ نام و اعتقاد کسی به آزادی شليک می‌کرد.

راستی را کسی می‌داند ندا چه اعتقادی داشت؟ سهراب چه؟ امير؟ و… تنها يک خروش بود که جهان را درمی‌نورديد:
– مرگ بر ديکتاتور..
– نه غزه، نه لبنان، جان‌ام فدای ايران
– ما همه‌گی ندائيم ، ما همه يک‌صدائيم
– نترسيد، نترسيد… ما همه با هم هستيم

و هنوز سالی بيش‌تر نرفته، ما که چنين به‌جان هم افتاده‌ايم ، بايد سرود را ديگر کنيم:
– نترسيد، نترسيد… ما همه با هم نيستيم

ما فريادهای سال پيش را ديگر می‌کنيم. » نه غزه، نه لبنان» را از حافظه تاريخ خط می‌زنيم و می‌نويسيم «هم غزه، هم لبنان» ما با چفيه‌های سبز در پاريس می‌گرديم و از خطوط می‌گوئيم، از جدائی. از خودی و غير خودی. ما از تورنتو دستور اخراج افرادی را می‌دهيم که عضو «سازمان» تحت فرمائدهی پدرمان بوده‌اند، چون ضدانقلاب‌اند. چرا؟ چون با فلان شبکه‌ی تلويزيونی مصاحبه کرده و پرده از شکنجه‌های خود برداشته‌اند. ما در لندن… ما در لوس آنجلس

فريادهای نفرت‌آور خودی وغير خودی مدام بلند و بلندتر می‌شود. زمزمه‌ی شوم اتهامات، پيوسته دامنه‌ی بيش‌تری می‌گيرد. رقابت‌ها به تخطئه کشيده است به توطئه. يادمان رفته است که همه قربانيان استبداديم و اگر در ميهن بوديم در سلول‌ها و بندها بايد گرمای ۴۴ درجه را تاب می‌آورديم. و اگر آب می‌خواستيم، دشنام می‌شنيديم.

فراموش کرده‌ايم که تا استبداد هست ما هم درغربتيم. چشم‌های‌مان را باز کنيم. کنار گوش‌مان مبارزانی را ببينيم که مسلسل در دست داشتند و خوردن قرص سيانور برای‌شان آسان‌تر از فرودادن آب دهان بود. ما که جای خود را داريم. سرنوشت همه ما يکی است اگر سرشت آزادی را درنيابيم و به ظاهر بسنده کنيم: درغربت می‌پوسيم اگر کنار هم نباشيم.

تلخ است. تلخ. جرس استبداد را نمی‌شنويم، هرچند خود از ره‌روان کاروانيم. جمهوری اسلامی در هرچه شکست خورده، در يک امر حياتی موفق شده است. حکومت سی ساله‌ی جور، مخالفان‌اش را هم به شکل خود در آورده است. هر کدام ما حسن طائب شده‌ايم. به شيوه‌ی سردار نقدی سخن می‌گوئيم و خدای من بروش بردار بازجو حسين شريعتمداری می‌نويسيم.

خانم ها! آقايان!
حواس مبارک‌تان هست؟ گرگ هاری شده‌ايم. تلخ است. تلخ. قرار بود همه‌ی ما رسانه باشيم، همه کيهان برادر حسين شده‌ايم.