شعر آبی

بر خاکت می کشند

و سینه های آبی تو

پرنده،

آسمان

شراع،

کشتی

می شوند


چشمه های آبی

از سیاهی چادر می جوشند

سینه های تو د رقاب آبی

ستاره

ودستبند

و

بیرق بلندی آزادی می شوند

عاشقان در همه میدان های جهان

گرد می آیند

و از سینه های تو گل آبی عشق می چینند

جهان غمگین

کنارت زانو می زند

وهمه آهوان زخمی از سینه هایت

می نوشند


قاب آبی ات را بما بده

زن مصری

دختران وطن  را آبستن آزادی کن

—————————-

پاریس

جمعه 4 دی

باز عاشقت شدم

شعر

 

 

 

دوباره

 

هزار باره

 

وقتی آفتاب از نگاهت

 

روئید

 

و فواره عشق از لبخندت طغیان کرد

 

دریاچه بنام تو شد

 

ودریا

 

و پرچم های همه ملل بنام تو سرود خواندند

 

 

 

یادت باشد

 

زیر آن صندلی چوبی شکسته

 

در میدان ملل

 

دوباره

 

هزار باره

 

عاشقت شدم

 

 

 

 

 

هوشنگ اسدی

 

11مهر- 1390- میدان ملل- زنو

 

 

 

عکس : نیک آهنگ کوثر