جنگ ادامه دارد (هوشنگ اسدی)

پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰

هوشنگ اسدی

تهدید به حمله نظامی به آتش بازی مرگ ختم می شود وموج انفجار دومین ماه پائیز را به پایان می برد که امسال از زمستان هم سرد تر است. جنگ که مدت هاست آغاز شده به مرحله تازه تر و بالاتری پا می گذارد.

تمام هفته سوم مهرماه، امواج توفانی که دو مقاله در روزنامه های گاردین و هاآرتص –ـ چاپ لندن و تل آویو-ـ بر انگیخته اند از سر جهان می گذرد. افکار عمومی جمهوری اسلامی را آماجی می بیند که باید درباره حمله نظامی به آن تصمیم نهائی را گرفت: «آری، یانه؟»

از فیدل کاسترو که آمریکا ستیزی  بازهم در کنار جباران «نظام» قرارش می دهد تا شاهزاده ترکی الفیصل-ـ مقام عالیرتبه امنیتی عربستان-ـ در باره حمله نظامی سخن می گویند.

می توان جمع بندی جهانی را در سه دیگاه متبلور یافت. اسرائیل که با انتشار خبر توفان را برانگیخته، خود مهارش می کند و چنانکه همه مرغان شکاری سیاست در دامش بیافتند.

شیمون پرز، تصویری عریان از جمهوری اسلامی در برابر جهانیان می گذارد: «حکومت حاکم بر ایران به لحاظ اخلاقی فاسد و پوسیده است. آنها تنها کشوری هستند که آزادانه و در ملاءعام، کشور دیگری را به نابودی تهدید می کنند. آن ها کسانی هستند که مخالفان و معترضان را یا می کشند و یا به زندان می اندازند، ضمن اینکه دست به تجهیز و گسترش تسلیحات می زنند و هرجایی که بتوانند، از ترور و ناامنی حمایت می کنند. »

بعد، در دو فراز، چهار هدف عمده را نشانه می گیرد: همراهی اسرائیل با جهان، راضی کردن افکار عمومی ضد جنگ، جهانی نشان دادن خطر جمهوری اسلامی و فشار روی گزینه تحریم. رییس جمهوری اسرائیل، به شبکه پرمخاطب تلویزیون آمریکا می گوید:» اقدام نظامی اولین راهکار برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی نیست. هیچگاه پیشنهاد من این نیست که اول از همه دست به اقدام نظامی بزنیم.به جای حمله نظامی، من از تحریم های اقتصادی بیشتر و فشار سیاسی بیشتر حمایت می کنم. با در دست داشتن چنین ابزارهایی می توان حمله اخلاقی کرد و نه حمله نظامی چرا که اقدامات ایران در حمایت از تروریسم، مسئله ای جهانی است و تمامی کشورهای جهان باید بر آن تمرکز کنند. ما هم مانند دیگر اعضای جامعه جهانی، راه اجماعی را دنبال می کنیم. ما به تنهایی دست به کار نمی شویم و به عنوان عضوی از جامعه متمدن جهانی، همگام با منطق جهانی تصمیم می گیریم. هر تصمیمی گرفته شود، ما هم به آن وفادار خواهیم بود. »

شاهزاده سعودی ـ ترکی الفیصل، مقام عالیرتبه پیشین امنیتی عربستان که سخنش سیاست این کشور تلقی می شود ـ- سخن پرز رابر جهان عرب منطبق می کند:» در تمام جهان عرب، رهبران ايران به طور مداوم و به شيوۀ پنهانی و نيز با پشتيبانی از سازمان هايی مانند حزب الله و ديگران، در امور داخلی دولتها دخالت  می کنند. در اين زمينه دلايل فراوانی، از جمله کشف توطئۀ ترور سفير عربستان در ايالات متحده در دست است که از دخالت نيروی قدس حکايت دارد.»

او مخالف حمله نظامی در لحظه کنونی و موافق افزایش تحریم هاست. همان حرفی که لئون پانه‌تا ـ– رئیس سابق سیا و وزیر کنونی دفاع ایالات متحده-ـ می زند: «آمريکا بر رويکرد ديپلماتيک در قبال ايران متمرکز است و هم‌اکنون درحال گفت وگو با متحدان خود برای «تشديد تحريم‌ها» عليه ايران است. حمله نظامی «آخرين چاره» است. »

نامزدهای حزب جمهوریخواه یک صدا با این سیاست مخالف وخواهان جنگ هستند. تقریبا همه یک حرف را می زنند:

– » شواهد آشکاری که فعاليت های ايران برای توليد سلاح هسته ای را ثابت می کند و خواست آن رژيم برای نابودی اسرائيل اکنون به شکل خطرناکی در برابر ما قرار گرفته است. اکنون زمان آن فرا رسيده که وجود اين تهديد را پذيرفت، با آن برخورد کرد و آن را از بين برد.»

–  » ما بايد در روش تا به امروز پرزيدنت اوباما که گزينه نظامی را کنار گذاشته است تجديد نظر کنيم. برای حفاظت از منافع حياتی آمريکا رييس جمهور اين کشور بايد آمادگی آن را داشته باشد که در بدترين حالت ممکن برای نابود کردن توان هسته ای ايران از نيروی نظامی استفاده کند.»

پاسخ جمهوری اسلامی-ـ مثل همیشه-ـ چیزی نیست جز حقیر جلوه دادن خطر، و دشنام و تهدید که بی دریغ نثار»دشمن»  می شودو بیشتر ازهمه بکار داغ کردن تنور اسرائیل می آید. کلید را آیت اله خامنه ای می زند که این هفته هم دستمال باران می شود. مصباح یزدی می گوید:» امروز نماد اسلام شخص مقام معظم رهبری است که مفاسد زیادی به دست مبارک ایشان از سر جامعه اسلامی و اسلام جهانی دفع شده است.»

دبیر کل حزب الله،او را رهبری نمونه در منطقه و جهان می داند .کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران اعلام می کند که رهبرجمهوری اسلامی با «سیم به امام زمان» وصل است.

احتمالا سیم این بار جای دیگری وصل می شود . این حرفهای رهبر جمهوری اسلامی نمی تواند پیام » امام زمان» باشد:»ملت استوار ایران، ملتی نیست که فقط بنشیند و نظاره گر تهدیدهای قدرتهای پوشالی مادی باشد که از درون کرم خورده هستند.هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیله‌اش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلی‌های محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام، ملت بزرگ ایران کند.»

و بعد هم» لات های سیاسی» به میدان می آیندو برای زمین و زمان عربده می کشند. وزیر دفاع، مواضع اسرائیل را «یاوه گویی» می داند. یک عضو ستاد نیروهای مسلح این کشور را سگ نگهبان آمریکا می نامد . تانوبت به سردار شکنجه، نقدی می رسد که برای فهمیدن حرفش نیاز به دیلماج هست: «پاسخ آمريکا در صورت حمله جمهوری اسلامی «التماس برای مذاکره» خواهد بود.»

و ازاین جهان پنهاور، تنهاحقوق بگیر معروف حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان  است که به این سمفونی نابخردی می پیوندد:» در صورت تجاوز به ایران و سوریه، جنگ محدود به این دو کشور نخواهد ماند.چنین جنگی منطقه ای خواهد بود، و این یک حساب و کتاب واقعی است.»

مسعود جزایری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و معاون فعلی ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، تهدید می کند: «آمریکا باید منتظر برخوردهای جدی جمهوری اسلامی باشد.»

و هنوز این تهدید به برخورد در فضا طنین انداز است که در قلب ایران و در مخزن موشک های شهاب آتش بازی می شود. معلوم نیست مامورین نفوذی حیدر مصلحی در سازمان های جاسوسی جهان با صدای انفجاری درپادگان سپاه، از خواب خرگوشی می پرند .این باررئیس موساد حتی لبخند معنی دار هم نمی زند. جمهوری اسلامی نه تنها  مانند همیشه بلافاصله تل آویو را نشان نمی دهد،که سردار سبک وزن را هم برای تکذیب به میدان می آورد. اما معلوم نیست چرا  همه آتش بازی را به حساب اسرائیل می نویسند.

انتشار یک ویروس صنعتی جدید در شبکه سایبری جهانی توسط اسرائیل وآمریکا رسانه ای می شود. ویروس کامپیوتری «دوکو» ویروس جدیدی است که پس از «استاکس‌نت» بار دیگر تاسیسات صنعتی را هدف گرفته است. اولین قربانی آن پدر»برنامه موشکی سپاه» است که حسن تهرانی مقدم نام داشت.

پاسخ آتش بازی در قلب پادگان سپاه باز هم تهدید است. در تهران «حسن فتحی» خبرنگاردر مصاحبه ای کوتاه با زبانی که سراسر «لکنت» و «بیم» ناشی از واکنش حکومت است، درباره انفجار پایگاه موشکی «ملارد»  می گوید: » باتوجه به صحبت‌های اخیر درباره اقدام حمله نظامی علیه ایران، مردم تهران هراسان و وحشت زده شده بودند و ترسیدند که مبادا حمله نظامی شده باشد.» بلافاصله دستگیرش می کنند.

مهدی طائب، رئیس قرارگاه عمار در مورد «پروژه‌ای» که تهرانی مقدم پیگیری می‌کرد، می گوید: «من از همین جا به شما می‌گویم که با شهادت سردار حسن تهرانی مقدم یک اتفاق بزرگ رخ خواهد داد.»

سردار سرلشگر فیروز آبادی هم همین سخن را بزبان می آورد:»تولید «محصول تحقيقاتی»،می تواند مشت محکمی بر دهان استکبار و رژيم غاصب باشد.»

و جهان در انتظار » اتفاق بزرگ» نمی ماند. جبهه های جنگ یکی بعد از دیگری فعال می شوند. جمهوری اسلامی یکایک را با » دشنام» می بندد.

تشدید تحریم ها که باراک اوباما»شدیدا گزنده» توصیفشان می کند، در برنامه آمریکا قرار می گیرد و بلافاصله ازجانب وزيران خارجه اتحاديه اروپا حمایت می شود.

پرونده اتمی همچنان باز است. اول هفته، هیلاری کلینتون، از مقامات جمهوری اسلامی می خواهد تا «ظرف چند روز آینده» به این گزارش پاسخ دهند.  وزیر خارجه آمریکا از مشورت واشینگتن با متحدانش درباره گام‌های بعدی در برابر ایران خبر می دهد.

علی اکبر  سلطانیه گزارش آژانس را «مزخرف» می خواند.

‌روزچهارشنبه خبر می رسد که قدرت‌های جهانی در زمینه کاستن از اختلافات خود بر سر نحوه واکنش به گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در زمینه فعالیت هسته‌ای ایران «پیشرفت » داشته‌اند.

و همزمان، پیش‌نویس قطعنامه‌ای از طرف آمریکا و عربستان در محکومیت اتهام توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در دبیرخانه سازمان ملل ثبت و توزیع می شود.  به گفته عبدالمحسن الیاس سخنگوی نمایندگی عربستان در سازمان ملل، این پیش نویس روز جمعه به رای گذاشته می‌شود.

جمهوری اسلامی، هشدار شدید الحن می دهد و قطعنامه را» کوتاه بینانه» ارزیابی می کند. نامه جمهوری اسلامی چنین تمام می شود:» آمریکا با ارائه پیش نویس قطعنامه ای که صرفاً بر مبنای ادعاهای نادرست برضد عضو دیگر سازمان ملل متحد شکل گرفته است، هدفی به غیر از پیشبرد سیاستهای کوتاه بینانه خود، از طریق استفاده ابزاری از مجمع عمومی این سازمان ندارد.»

در منطقه، زیرپای تنها متحد جمهوری اسلامی بیشتر و بیشتر خالی می شود. تركیه شورای ملی مخالفان سوریه را به رسمیت ‌می شناسد و اعلام می کند :»تصمیمات اتحادیه عرب در قبال سوریه را اجرا خواهد كرد.»

اتحادیه عرب از کشورهای عضو خواسته سفیران خود را از دمشق فرابخوانند.فرانسه سفیر خودرا از سوریه فرا می خواند.اتحاديه اروپا ۱۸ مقام دیگر سوريه را تحريم می کند.پادشاه اردن خواستار کناره گیری بشار اسد می شود. دیده بان حقوق بشر می گویدکه در سوریه جنایت علیه بشریت رخ داده است. یک دیپلمات آمریکایی خبرمی دهد: «برخی کشورهای عرب به بشار اسد پیشنهاد پناهنده شدن داده‌اند.» عصر چهارشنبهنظامیان مخالف بشار اسد که خود را «ارتش آزاد سوريه» می‌نامند،  با آر پی جی و آتشبار مسلسل به مجتمع بزرگ سازمان اطلاعات نيروی هوايی ارتش منطقه حرستا واقع در شمال دمشق حمله می کنند.

بشار اسد به راه صدام و قذافی می رود. منطقه از دیکتاتورها فاصله می گیرد. «جاسم حسین»، از رهبران گروه‌های سیاسی شیعیان بحرین، در تلویزیون ظاهر می شود تابگوید:» ما آلت دست ایران نیستیم .ما از حضور ناوگان آمریکا، و همچنین از مظاهر فرهنگ آمریکایی مثل کافه‌های زنجیره‌ای «استارباکس»» استقبال می‌کنیم.»

این سیاست‌مدار شیعه، یک اقتصاددان تحصیلکرده در آمریکاست. کت و شلوار و کراوات می‌پوشد و زبان انگلیسی را بدون نقص صحبت می‌کند.

همزمان خبرگزاری دولتی بحرین اعلام می کند: «اعضای گروهی که قصد انجام عملیات تروریستی در بحرین داشتند، با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در ارتباط بودند.» جمهوری اسلامی ادعای بحرین در مورد سپاه را «مضحک» می خواند .

روز پایانی هفته برای» نگاه» است. دقایقی دیگر شب درتهران از نیمه می گذرد. «احمدی‌نژاد می‌خواست اما نتوانست بیاید.«این را سردار رستم قاسمی دردومین روز از نخستین اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز  می گوید .کار اجلاس از سه شنبه در دوحه پایتخت قطر آغاز شده است . خبرگزاریها تا ساعتی پس از افتتاح رسمی اجلاس توسط امیر قطر، همچنان از حضور محمود احمدی‌نژاد و سخنرانی او در اجلاس گزارش داده‌اند، اما از رئیس دولت»جمهوری اوباش» خبری نیست که نیست.

شاید رئیس جمهور که دیگر قبای امام زمان را از تن خارج کرده، هاله نور رابرداشته و ذکر» فردوسی» گرفته است، باپرونده های امنیتی بیت آقا زیر بغلش رفته است تا مانع ریزش تخت جمشید شود که عکس ترک دیوارهایش قلب ایرانیان راشرحه شرحه کرده است.

هفته ای است که پسر سرداررضائی بطورمشکوکی از جهان  می رود. فیس بوک را موج  شعف رفتن «نمرالمومنین جنتی» به بیمارستان پر می کند.

آیت اله یوسف صانعی-ـ از مراجع تقلید-ـ در سایت شخصی خود می نویسد:» مشکلات مردم ایران ریشه در قدرت افسار گسیخته و بی قید و بند مسئولانی دارد که خود را تابع هیچ ضابطه و معیار شرعی، عقلی و عرفی ندانسته و تنها تابع هواهای شیطانی، ظالمانه و اقتدارگرایانه خود هستند.»

و» مسئولان» که همدیگر را» لات های سیاسی» خطاب کرده اند، تمام هفته درگیر جنگ بی پایان گرگهابوده اند. مجلس مصوبه «ننگین و بی‌شرمانه» ای را تصویب کرده است:حقوق مادام‌العمر برای مقامات.

بازار فحش و فحش کاری پر رونق تر از همیشه است.داوود احمدی نژاد می گوید:» سرکرده جريان انحرافی روی پای هوشنگ اميراحمدی بزرگ شد.»

اصولگرایان به تهدیدات دولتی ها چنین جواب دادمی دهند:»با وجود احمدی نژاد ایران نیاز به دشمن ندارد.»

بهمن اخوان، نماینده اصول‌گرای تفرش و آشتیان در مجلس، با انتشار نامه‌ای سرگشاده احمدی‌نژاد و حامیانش را «وکیل‌الدوله» می خواند و با «بنی‌صدر و رجوی» مقایسه می کند. درگیری لفظی میان محمود احمدی‌نژاد و برادران لاریجانی، به روزنامه دولتی ایران می رسد. این روزنامه بدون اشاره به نام علی لاریجانی، او را «لات سیاسی قدیمی» می خواند که اکنون «لات‌بازی‌هایش کسی را نمی‌ترساند». و چون دعوا به جائی نمی رسد،دو مقام دولتی بر سر یک پست دولتی نه چندان رده بالا  به روی هم هفت تیر می کشند. و کسی هم نمی پرسد هفت تیر پیش مامور دولتی که امنیتی هم نیست، چه می کند.

البته دراین میان، اقدامات اساسی به نفع کشور هم به انجام می رسد.

حجت‌الاسلام علیپور، دبیر ستاد منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال ایران، توطئه جدیدی را علیه «نظام» کشف می کند:»یک سری گروه‌های خارجی هستند که برنامه «راه بنداز، جا بنداز» را پیاده می‌کنند. متاسفانه این مدل ریش زیر چانه هم از اروپا آمده و متعلق به همجنس‌بازهای ایتالیایی است. »

مهم هم همین» ریش زیر چانه» است.چه اهمیت دارد که به نوشته روزنامه خراسان نیمی از دانش‌آموختگان دکترا بیکار باشند. حتی کک کسی هم از سوختن96 هزار هکتار بلوط های کهنسال جنگل های زاگرس نمی گزد.

اصلا کسی می شنود که عبدالرضا موسوی، رئیس هیات مدیره انجمن شرکت‌های هواپیمایی ایران، می گوید:» با آمدن هواپیماهای قطری صنعت هوایی ایران در مسیر نابودی می‌افتد.» و یا کاظم فرهمند نایب رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس اعلام می کند:» ایران اکنون به بزرگ‌ترین واردکننده گوشت در دنیا تبدیل شده است.»

آبان ماه هم رو به پایان است. پس از نامه آقامصطفی  تاج زاده به رهبر جمهوری اسلامی و درخواست او از مردم برای شکستن دیوار های هراس، هیچ خبری از او در دست نیست. نه ماه می شود که رهبران نمادین جنبش سبز، بندی خانه هایشان هستند. آیت الله یوسف صانعی و آیت الله علی محمد دستغیب،، خواستار رفع حصر خانگی آنها می شوند. ‌محمد خاتمی، برگزاری انتخابات آزاد و باز کردن فضای  سیاسی را عمده‌ترین مانع حمله به ایران می داند.

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه که با درایت اسلام میانه رو ترکیه را به الگو تبدیل کرده و قدم به قدم امپراطوری عثمانی را بر اساس شرایط روز بازسازی می کند، حرف های تاریخی می زند:»بشار اسد باید سرنوشت اسفبار آن کسی که به روی مردم خود آتش گشود را ببیند و درس بگیرد. به او گوشزد می کنم که آینده را نمی توان بر مبنای خون سرکوب شدگان بنا نهاد و نمی توان روی خون پایمال شدگان حکومت کرد.تاریخ رهبرانی که با خون آشامی حکمرانی کرده اند را ثبت خواهد کرد.»

اردوغان به درمی گوید که دیوار بشنود، رو به دمشق دارد و تهران رامی بیند،بشار را خطاب می کند، شاید سیدعلی از خواب بیدار شود.

و حافظ شیراز بانگ بر می کشد:

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرمی از خون سیاوشش باد


برخی مطالب و مقالات هوشنگ اسدی:

حاجی و گل‌های سرخ نویسنده هوشنگ اسدی

وافور بختیار  نویسنده هوشنگ اسدی

خجالت خجالت نویسنده هوشنگ اسدی

همه کیهان شده ایم نویسنده هوشنگ اسدی

شاه رفت ، خامنه ای امد نویسنده هوشنگ اسدی

قاتل شاهزادهنویسنده هوشنگ اسدی

نازلی سخن نگفت نویسنده هوشنگ اسدی

زیر آب نظام – هوشنگ اسدی

رئیس جمهور امام زمانی که حالا نظریه پرداز اومانیسم شده است، حرف آخر را اول هفته می زند: کار تمام است. سپاه «ساده‌لوح و غافل» می داندش هنوز، و محموداحمدی نژاد در هفته ای که بزرگترین اختلاس تاریخ ایران به مبلغ ناچیزسه هزار ميلياردیلو رفته، دولتش را «پاک ترین دولت تاریخ» می داند و دارد برای چندمین باربه دامان «شیطان بزرگ» می رود. نیویورک:مکانی برای شعار درآشکار، سازش در خلوت.

هفته سوم شهریور است و اوضاع چنان آشفته وخطیر که 17شهریور فراموش می شود.  لینک سالگرد درگذشت آیت اله طالقانی به داغی نمی رسد. وهیچ کس هم یادش نیست در شهریور 1320ایران توسط متفقین اشغال شد الا احمدی نژاد که این ماجرا را هم دکانی کرده ست برای عوامفریبی.

تبلیغات دامنه داری شروع شده است تا چهره «امام خامنه ای» و رئیس جمهورش بر محور آزادی دو آمریکائی از تاریکی دیکتاتوری به روشنای آزادی خواهی آورده شود.

و احمد جنتي که خبر تائید دولت احمدی نژادرا از طرف امام زمان آورده بود، این باربعد از دیدار ناتمامش با عزرائیل پیامی دارد: «ولايت فقيه براي اين است كه جلويديكتاتوری‌ها را بگيرد.»
هفته ای  است که پلیس بين الملل- اينترپل- برای دستگيری معمر قذافی، فرزندش سيف الاسلام و عبدالله السنوسی، رئيس سابق سازمان اطلاعاتی ليبی، حکم بازداشت «قرمز» صادر کرده است. ولی فقیه که گویا صرف نداشت جلو دیکتاتوری قذافی رابگیرد، حالا دیکتاتور دیگر درحال سقوطی را که بشار اسد باشد و مخفیانه به تهران آمده تشویق به انجام «اصلاحات» می کند.

معلوم نیست در آن دیدار رئیس جمهور سوریه شعار «مرگ بردیکتاتور» خیابانهای تهران را به خاطر «کنترل کننده دیکتاتوری» آورده باشد یانه، اما حتما در بولتن های محرمانه این حرفهایمصطفی تاجزاده را منتشر کرده اند:

«اقتدارگرایان ایرانی تلاش می‌کنند با تجرید، تجزیه و تفکیک اصل ولایت فقیه از پیکره قانون اساسی، آن را عملاً به شکل «خدا- ولی فقیه- ایران» در آورند و به این ترتیب روایتی ولایی از اصل شاهنشاهی «خدا- شاه- میهن» به دست دهند.»

 رهبر جمهوری اسلامی  با افزودن معنای جدیدی از مطلقه به فرهنگ سیاسی بر همه این حرف ها خط بطلان می کشند: «مطلقه يعنی در دستِ کليددار اصلی نظام، حالت انعطافی وجود دارد. ولايت مطلقه فقيه يعنی انعطاف پذيری دستگاه ولايت.»
محمود احمدی نژاد، هم می گوید: «در ايران دمکراسی کنترل نشده وجود دارد و  من نماينده اکثريت هستم و در انتخابات آزاد و واقعی آرای اکثريت شرکت‌کنندگان را به دست آورده‌ام. کار تمام است.»

حالا «سارکوزی فکر می کند رئيس جنگل است»- به گفته رئیس دولت کشوری با دمکراسی کنترل نشده- فکر کند، اصل مردم ایرانند، که در فهرست «شاد‌ترین مردم دنیا» قراردارند وآنهم درجایگاه ۲۰۲، از بین ۲۲۰ کشور. و تازه دراین هفته یکرکورد جهانی دیگر هم نصیبشان می شود. خبر را روزنامه شرق می دهد: «انجمن صادر‌كنندگان گوشت گاو برزیل به تایمز‌مالی اعلام كرده كه ایران با پشت‌سر گذاشتن روسیه در سال‌جاری میلادی تبدیل به بزرگ‌ترین بازار صادرات گوشت گاو برزیل شده است.»

اصلا هم  مهم نیست که بین۱۰ تا ۳۰درصدبرقيمت دارو‌ها افزوده  شده و یابر اساس گزارش آکادمی ملی علوم آمریکا، ایران تا سال 2015 از صادرات نفت باز می ماند. مهم این است که ایرانیان آزادی کنترل نشده دارند.

و برای از بین بردن این «آزادی» است که جهانیان دست به دست هم داده اند. این هفته پروژه ۱۳۰ ميليون دلاری «نگهبان خزر» با همکاری آذربايجان، قزاقستان و ترکمنستان عملياتی می شود. آذربايجان دو رادار جديد  را با کمک امريکا، يکی در آستارا (مرز ايران) و ديگری در منطقه خيزی (مرز روسيه) مورد بهره برداری قرارمی دهد .۱۰ ميليون دلار کمکهای بلاعوض نظامی آمریکا در قالب ارائه قايق های تندرو، تجهيزات ديدبانی و ارتباطاتی پيشرفته به آذربايجان همدر راه است.

اوراسیا- نشریه روسی – می نویسد: «شادی مقامات جمهوری اسلامی از بحران اخیر در روابط ترکیه و اسرائیل، با انتشار خبر استقرار سیستم دفاع موشکی ناتو در ترکیه، به سرعت جای خود را به خشم می دهد. ترک ها این تصمیم را علی رغم درخواست های مکرر ایران برای عدم استقرار این سیستم در ترکیه، گرفته اند.»

جمهوری اسلامی، یک هفته بعد از سخنان نیکلای سارکوزی،  با ارسال نامه‌ای به سازمان ملل متحد رسماً از  رئیس‌جمهوری فرانسه، شکایت می کند: «در صورت حمله خارجی به خاک ایران «بدون تردید و درنگ» به آن واکنش نشان خواهد داد.

این نامه تازه منتشر شده  که تونی بلر- نخست وزیر  سابق انگلستان- به سارکوزی می پیوندد و حرفش تیتر روزنامه گاردین  می شود: «تغییر نظام ایران، موجب خشنودی منطقه.»

سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، اظهارات تونی بلر، نخست وزیر اسبق بریتانیا را بی ارزش می داند وشایسته پاسخ نمی شمارد، اما احمدی نژاد به این سخنان  واکنش نشان می دهد: «شما آرزويتان را به گور مى‌بريد من چه باشم يا نباشم شما كارتان تمام است و رو به جهنم مى‌رويد».

اخباری که از پیش نویس گزارش تازه آژانس بین‌المللی انرژی اتمیبه مطبوعات راه یافته، زمینه سخنان  سارکوزی-ـ بلر را آفتابی می کند: «گزارش حاکی از «نگرانی فزاینده» در باره «فعالیت‌های مربوط به توسعه محموله هسته‌ای برای استفاده در موشک‌هااز سوی ایران» است.»
«گزارش تازه و حیاتی» که به جزئیات میزان «توسعه بار هسته‌ای» و کاربرد موشکی آن در ایران می پردازد در اجلاس هفته آینده آژانس مطرح می شود.

سعید جلیلی، مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای جمهوری اسلامی، با ارسال نامه‌ای به کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا  به سیاستی  نخ نما توسل می جوید واز آمادگی ایران برای ازسرگیری دور جدیدی از گفت‌وگوهای هسته‌ای با قدرت‌های بزرگ خبر می دهد.

دشمنان برای انتخابات هم برنامه دارند که کاشف آن سردار نقدی، بی نیاز از معرفی، است: «تبديل انتخابات به چالشی برای نظام» و برای مقابله  باآن: «بايد هوشيار و با يکديگر صميمی باشيم و خويشتنداری کنيم. رقابت انتخاباتی حدی دارد، بايد حد شرافتمندانه آن حفظ شود.»

بیانیه مجلس خبرگان اولین قدم شرافتمندانه را بر می دارد: «به فتنه‌گران قدیم و جدید نصیحت مى‌کنیم که اگر با سیل خروشان ملت همراه نشوند، غرق مى‌‏گردند.»

فتنه قدیم را برادر محمدحسین صفارهرندی و اخراجی دولت احمدی نژاد، به دو دسته تقسم می کند «فتنه اصغر»- اعتراضات تیر 78- «وفتنه اکبر» – اعتراضات پس از انتخابات 88 – و جوری ادامه می دهد که انگار دارد بازهم سر مقاله کیهان را می نویسد: «می خواستندزیر آب اسلامیت نظام را بزنند. حقیقت اصلی در فتنه 88 براندازی نظام بود که 10 سال پیش از این یکی از عوامل مؤثر فتنه اعلام کرده بود که آنها به دنبال جایگاهی تشریفاتی برای رهبری هستند».

روح اله حسینیان ـ یار گرمابه وگلستان سعید امامی- که خودرا «جزو اخراجی های 4» می داند، می گوید: «تحليل لاريجاني اين بود كه موسوي رأي مي‌آورد.» وهمگان را به یاد تبریک پیروزی موسوی توسط لاریجانی می اندازد که تکذیبش را کسی باور نکرد و معنای زندانی بودن میر حسین موسوی را هم بیشتر روشن می کند.

حمید رسایی، نماینده حامی احمدی نژاد که اکنون به مخالفان مشایی پیوسته، از برنامه مفصل برای مقابله بافتنه جدید خبر می دهد: «جبهه پایداری تاكنون مجموعه‌ای از اظهار نظرهای 474 شخصیت‌ ملی در خصوص فتنه 88 و كودتای شكست خورده سبز را تهیه كرده و اگر مسیر حركت به سوی كسانی برود كه فاقد شرط اعلام شده باشند با انتشار عمومی مواضع این افراد جلوی هرگونه انحراف از منشور جامعتین را خواهد گرفت».

برخی از این خواص به گفته حجت الاسلام رهدار، عوام هستند: «مقدس‌های نادان»همچون ابوموسی اشعری. و فعلا یکیشان معرفی  شده است: علی مطهری. و یکی از اساتید حزب موتلفه هم که اسداله بادامچیان باشد، می کوشد هاشمی رفسنجانی رااز فهرست بیرون بکشد.

یک سر دیگر فتنه جدید را داوود احمدی نژاد معرفی می کندو اندکی مرز رقابت های «شرافتمندانه» را گسترش می دهد. برادر رئیس دولت مستقر  با مقایسه «جریان انحرافی» با «کاهنان معبد آمون» در عصر حضرت یوسف، آنان را به فساد «مالی، سیاسی و اخلاقی» متهم و خاطرنشان می کند: «این جریاندر صدد انحراف افکار عمومی و سنگ‌اندازی در زندگی مردم و چالش در نظام‌ ولایی است».

محموداحمدی نژاد، معتقد است: «این‌ها جریان انحرافی نیستند و خیلی هم آدمهایی ولایی و زلالی‌اند.»

ومصباح از یزدی ازراه می رسد. روزهائی  است که معلوم شده دادگاه به شکایت رحیم مشائی از منصور ارضی رسیدگی نمی کند. مفسر نظریات طالبانی» رهبر فرزانه» خیلی خیلی «شرافتمندانه» حرف های مداح محبوب رهبری را که مشائی را «آلت تناسلی» احمدی نژاد خوانده بود، تغییر می دهد و او را «تیر سه شعبه» می خواند. کاری هم به اظهارات همسایگان مشائی ندارد که می گویند سحرگاهان با صدای مناجات او بیدار می شوند.

هفته به انجام می رسد.  بازی آزادی دو زندانی آمریکائی ادامه دارد. قوه قضائیه «مستقل» جمهوری اسلامی می گوید آنها آزاد نشده اند و درخواست وکیلشان درحال بررسی است. محمود احمدی نژاد را که می گوید بخاطر رهبری سکوت کرده بازی داده اند و یا قرار است نسیم رافت اسلامی از بیت آقابوزد؟

دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، برای رام کردن شریک سرکش به روسیه رفته است تا ضرورت تغییر در سیاست‌های فرصت‌طلبانه کرملین در قبال تحولات منطقه‌ای را به ولادیمیر پوتین، نخست وزیر، و دیمیتری مدودیف، رئیس جمهور آن کشور، خاطرنشان کند.

و متن نامه ای از هدی صابر در فضای مجازی منتشر می شود:

باز جهان چرخان است

میل ها پویان است

و آینده، امیدواران

روشنی فردا از درز دیوارها، بس هویدا

***

برخی مطالب و مقالات هوشنگ اسدی:

حاجی و گل‌های سرخ نویسنده هوشنگ اسدی

وافور بختیار  نویسنده هوشنگ اسدی

خجالت خجالت نویسنده هوشنگ اسدی

همه کیهان شده ایم نویسنده هوشنگ اسدی

شاه رفت ، خامنه ای امد نویسنده هوشنگ اسدی

قاتل شاهزادهنویسنده هوشنگ اسدی

نازلی سخن نگفت نویسنده هوشنگ اسدی

خنده به عزرائیل هوشنگ اسدی

«یکی از همکاران مجلسی، چند روز پس از انتخابات سال ۸۸ می گفت این ۳ نفر را به من تحویل دهید، در میدان قیام اعدام می​کنم. هیچ اتفاقی هم نمی​افتد.»

راوی محمد رضا باهنر است. از مجلس منظورش مجلس شورای اسلامی و 3 نفرهمکسانی نیستند جز سران «فتنه»؛ یعنی موسوی و کروبی و خاتمی.

 نماینده مربوطه که قطعا جزو گروه بندی امنیتی – نظامی های مجلس است، «متاسفانه» طلب «میوه کال» می کرده است و آقای باهنر که دست راستش توی دست هیات موتلفه است باهماهنگی با مقامات بالای نظام، برنامه ای ریخته اند که لابد میوه برسد.

وحالا در نیمه ماه که هفته به سالگرد دیگری از 17شهریور می رسد، کسی نمی داند نماینده ای که می خواست «3 نفر» را در میدان قیام اعدام کند، کجاست؛ اما موسوی و کروبی و خاتمی در میدان اند و از کالی هم در آمده اند. حرف هایشان نشان می دهد درآفتاب حوادث که به خانه های امنیتی هم راه دارد، حسابی پخته شده اند.

مهدی کروبی-ـ شیخ دلاورـ- هفته پیش گفت که ذره ای کوتاه نمی آید. این هفته، نوبت میرحسین موسوی است. اووهمسرش زهرا رهنورد از هرنوع وسایل ارتباطی محرومند. حتی قلم وکاغذ ندارند و حتما نمی دانند که در زادگاه موسوی و ارومیه مردم به خیابان آمده اند. حتما اگر شعار اصلی تظاهرات را بشنوند، بغضشان می ترکد:

گلین گداخ آغلیاخ، اورمو گلین دولدوراخ
بیان بریم گریه کنیم، دریاچه ارومیه رو پر کنیم

حتما هم کسی به آنها نگفته که برای هر چهار نفر یک مامور فرستاده اند و معترضین به مرگ دریاچه ارومیه را بیرحمانه سرکوب کرده اند.

اما موسوی همان حرف شیخ رامی زند، حالا می خواهد اختصاص «۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیون دلار» برای نجات دریاچه ارومیه ازطرف دولت واقعیت باشد یا وعده سرخرمن.

میرحسین موسوی می گوید: «آینده روشن است. به توجه به تداوم وضعیت فعلی نمی توان امیدی به انتخابات و شرکت در آن داشت.»
محمد خاتمی که هنوز به اخبار دسترسی دارد و می تواند سخن بگوید، سقوط قذافی و به لرزه افتادن بساط قدر قدرتی بشار اسد را به وضعیت ایران پیوند می زند: «سخن مردم این کشورها این است که حکومت­های خودکامه باید بروند؛ سیستمی که می­گوید احزاب مختلف نباشند، باید برود و این خواسته­ها تبلور روح زمانه است. وضع کشور خوب نیست. مملکت دارد از بین می­رودو البته مثل ریگ هم دروغ می گویند.»

بعد همان را می گوید که موسوی و کروبی هم بی شک اگر مجال داشتند، می گفتند: «ما از حق مردم و آزادی انتخابات دفاع می­کنیم. ما حتی می­گوییم کسی که خدا و پیامبر را قبول ندارد، اگر دست به سلاح نمی­برد و براندازی نمی­کند، آزاد باشد. مگر می­شود انتخابات آزاد نباشد؟ مگر می­شود کروبی و موسوی در حصر و حبس باشند؛ افراد دیگری در حصر حیثیتی باشند؟»

محمد خاتمی، رک و راست- نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد – خواهان «انتخابات آزاد» است. همین خواست را 33 زندانی سیاسی هم دارند و در نامه ای از داخل زندان اعلامش می کنند.

و طالبان شیعه حاکم بر ایران که به گفته دکتر عبد الکریم سروش «هنوز مدافع برده داری هستند»، باتمام نیرو کشور را از بین می برند و مثل ریگ دروغ می گویند.

آیت الله نمازی-عضو مجلس خبرگان رهبری- به کشف تازه ای نایل می شود: «انتخابات در نظام توحیدی مبتنی بر اصول و فروع احکام دینی است و از همین رو باید 3عنصر فقه انتخاباتی، اخلاق انتخاباتی و قانون انتخابات مورد توجه قرار گیرد.» وازکاندیدا‌ها می خواهد برای مانور وحدت در جامعه ستاد تبلیغاتی مشترک بزنند.

حیدر مصلحی باردیگر در نقش سعید صحاف ظاهر می شود، برای «سران فتنه» تقاضای اشد مجازت می کندو ازنخستین» ائتلاف علنی و عمدتا مخفی» تاریخ سیاسی جهان پرده بر می دارد: «جریان فتنه» و «جریان انحرافی» ائتلافی علنی و عمدتاً مخفی، انجام داده‌اند. این دو جریان هر دو با ویژگی‌های مشترکی در راستای تقابل جدی با نظام و ولایت فقیه تحرکاتی را دارند و ائتلاف کرده‌اند تا به این وسیله با خط اصلی نظام و انقلاب اسلامی مقابله کنند. این دو جریان بر ملی‌گرایی افراطی، شبه مدرنیسم و ناکارآمد بودن اسلام و ناکارآمد بودن روحانیت تأکید دارند و درخصوص رابطه با آمریکا «دارای علاقه‌مندی جدی هستند.ائتلاف این دو جناح از پیچیده‌‏ترین مسائلی است که نظام با آن روبه‌رو است.

 احتمالا دراویش هم در چهار چوباین تحلیل مالیخولیائی می گنجند که با شعار «مرگ بر درویش آمریکائی» مورد حمله اوباش تحت فرمان قرار می گیرند، یک نفرشان را بضرب گلوله می کشند و خلوت دوردست کوآر و سروستان را با حکومت نظامی می آلایند.

لابد باید فکری هم باید برای چین، این متحد نازنین کنند که بازار ایران را یکسره در اختیارش گذاشته وکاری کرده اند که «فرش کاشان» به ایران صادر می کند، و حالا

گزارش‌ها حکایت دارد کهزمزمه کناره‌گیری از سرمایه‌گذاری‌های جدید در بخش انرژی ایران را ساز کرده است.
یکی از معاونان ارشد در کنگره آمریکا که نخواسته نامش فاش شود به خبرگزاری رویترز می گوید: «چینی‌ها به خاطر همکاری بیشتری که در زمینه تحریم‌های ایران با ما دارند در حال کسب اعتبار و امتیاز بیشتر نزد مقام‌های آمریکایی هستند.»

و البته فقط چینی ها که در نظریه نگاه به شرق – ساخته و پرداخته محمد جواد لاریجانی- به متحداستراتژیک جمهوری اسلامی تبدیل شدند، نیستند که نرم نرمک ساز دیگر می زنند. روس ها هم این هفته قرارداد نفتی ۵۰۰ میلیارد دلاری با آمریکایی‌ها امضاء می کنند ویک قدم دیگر به رویای جهانی شدن شرکت های خود در بخش انرژی نزدیک می شوند.

ترکیه هم روز روشن دست در دست آمریکا می گذارد وبا نصب رادار سامانه ضدموشکی سازمان ناتو در خاک خود موافقت می کند. نخستین هدف نصب این رادار «مقابله با تهدید موشکی جمهوری اسلامی ایران» است.

جمهوری اسلامی واکنشی سخت انفعالی به خرج می دهد. آخر دارند دندان های شیر پرچم را یکی یکی می کشند و باگام های سنجیده جلو می آیند:

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گزارش دیگری از برنامه اتمی ایران منتشر می کند که در آن برای نخستین بار از «افزایش» نگرانی‌های آژانس درباره ابعادِ احتمالیِ نظامیِ برنامه هسته‌ای ایران سخن به میان آمده است.

رضاتقی زاده-ـ تحلیلگر سیاسی-ـ می نویسد:»ابراز نگرانی دبیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در قبال فعالیت‌های مشکوک اتمی-موشکی جمهوری اسلامی، بخصوص طراحی کلاهک اتمی قابل نصب در دماغه موشک‌های بالستیک، و همچنین نصب سانتریفیوژهای پی-۱ در مرکز تازه غنی‌سازی اورانیوم در فردو، نشانه بی‌نتیجه ماندن طرح روسیه در زمینه انجام گفت‌وگو‌های گام‌به‌گام با تهران است.»

فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی، برگ کهنه ای را بار دیگر رومی کند: «اگر تحریم‌های ایران لغو شود و آژانس در گزارش‌هایش به «مطالعات ادعایی» و دیگر فعالیت‌های «اعلام‌نشده» اشاره نکند، می‌تواند برای یک دوره پنج ساله بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران نظارت داشته باشد.»

رئيس اداره سياسي سپاه پاسداران، تازه یاد حرف نیکلای سارکوزی در باره تهدید نظامی می افتد و توی دهان غرب می زند: «امروز ملت ايران تهديدهاي نظامي غرب را تهي مي‌بينند چون آمريكا و غرب در حد و اندازه‌اي نيست كه بتواند اقدام نظامي عليه ايران انجام دهد.»

وباین ترتیب در روزهائی که جهان به 11 سپتامبر می رسد، «یونس الموریتانی»، یکی از دیگر از سران القاعدهو مامور اجرای برنامه های بین المللی آن دستگیر می شود، جمهوری اسلامی غرب را سرجایش می نشاند و به حل و فصل مسائل داخلی می پردازد که برخی ازآنها مانندچادر سیاه از مساله اتمی هم مهمترند.

لاله افتخاری، نماینده مجلس در شبکه تلویزیونی قرآن، از این مهم جهانیان را مطلع می کند: «امروز چادر مشکی از بحث هسته‌ای برای ما مهمتر است.» و توضیح می دهد که «رواج بدحجابی به زمان آدم و حوا بر می گردد.این اقدامات از آنجا ریشه گرفته و هنوز چه در غرب و چه در داخل ادامه دارد.»

و تابحث لباس پیش می آید علی کریمی، پیراهن شماره 16تیم شالکه را در می آورد و قدم زنان در «وادی فتنه»آن را به جانباخته جنبش سبز اشکان سهرابی تقدیم می کند. و صدافسوس که شادمانی این گل ملی را خبر لبخند زدن احمد جنتی به عزرائیل بر باد می دهد.هزاران کاربر اینترنت بعد از شنیدن خبرفوت دبیر شورای نگهبان بر اثر سکته مغزی و قلبی دست بکار می شوندو در وصف نمیرالمومنین هزاران استتوس، توییت، یادداشت و… می نویسند. وسرانجام معلوم می شود کار، کار رسانه های توطئه گر و دست های پنهان بیگانگان بوده است وبس.

و ملت در آزاد ترین کشور دنیا به میمنت شنیدن این خبر برای خوردن بستنی باروکش طلا صف می کشند. قیمت این بستنی 400 هزارتومان است، تولید آن یک روز طول می‌کشد و باید یک روز قبل ثبت سفارش شود.

یک و نیم میلیون کارگری را که حسن صادقي، معاون دبیرکل خانه کارگر، خبر بیکار شدن آنها راداده است، قطعا نمی توانند به این صف بپیوندند. اما احتمال می رود، سر وکله پارچه فروشان و طلافروشان اعتصابی بازار که علیرغم جو پلیسی برای وساطت حبیب اله عسگراولادی هم تره خردنکرده اند؛ پیدا شود.

برای همین هم «دفتر آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در پاسخ به استفتایی در مورد خوردن بستنی طلا، هرگونه خوردن بستنی حاوی عنصر طلا را «حرام» اعلام می کند.» و به اینترتیب مساله فاصله طبقاتی ناچیز ناشی از استقرار عدل اسلامی هم از میان می رود.

هفته ای دیگر به پایان می رسد. معمرالقذافی که دنبال سوراخ موش می گردد، مخالفان خود را «زن» می نامد.

«بلال صائب» از استادان موسسه مطالعات بین‌المللی «مونتِری» در وب‌سایت «کریستین ساینس مانیتور» می‌نویسد: «عربستان سعودی با بزرگ‌ترین معضل و در عین حال بزرگ‌ترین فرصت در سیاست خارجی خود روبه‌رو است که نتیجه و پیامد آن برای آمریکا بسیار مهم خواهد بود.چگونگی برخورد عربستان با بحران سوریه نقش رهبری این کشور در منطقه و توانایی آن برای مهار ایران را تعیین خواهد کرد.»

جنگنده‌های سوریه دیوار صوتی شهر حمص را می شکنند وآلن ژوپه، وزیر خارجه فرانسه بشار اسد، رابه «ارتکاب جنایت علیه بشریت» متهم می کند. دخالت نظامی ناتواز همین مسیر می گذرد.

براساس نظرسنجی جدیدی که «جامعه اعراب آمریکایی» در شش کشور عربی انجام داده، میزان محبوبیت حکومت ایران در نگاه افکار عمومی عرب به شدت کاهش یافته‌است.در میان پاسخ‌دهندگان مصری فقط ۳۷ درصد نظر مثبتی راجع به نقش حکومت ایران دارند، در حالیکه درصد کسانی که در این کشور در سال ۲۰۰۶ به حکومت ایران با دید مثبت نگاه می‌کردند قریب به ۹۰ درصد بود. در عربستان سعودی درصد کسانی که نظر مثبتی به ایران داشتند از ۸۵ درصد در سال ۲۰۰۶ به شش درصد در سال جاری تنزل پیدا کرده و در اردن این دیدگاه از ۷۵ درصد به ۲۳ درصد کاهش یافته‌است.

ئون پانتا، وزیر دفاع جدید آمریکا، می‌گوید: «جنبش‌های جهان عرب قطعا به ایران هم خواهد رسید.انقلاب در ايران به نظر می‌رسد دير يا زود به وقوع می‌پيوندد.»
احمدجنتی در صف اول کسانی است که چندان در انتظار لبخند عزرائیل نخواهند ماند.

و خسروگلسرخی باآن فرنچ نظامی معروف، از فیس بوک سر بر می کشد و می خواند:

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟
گیرم که می کُشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟ !

خجالت! خجالت!

 می شورد. می شورد.

– گم شو بشار

– ما آزادی می خواهیم

– آزادی

– آزادی

مردم در خیابانند. کشته می شوند وباز هم  می آیند. بوی خاک از شهری در سوریه می زند: «حما غرق شده در پیکرهای تکه پاره مردمش و در زیر سایه چندش آور سکوت جهان آزاد، ماه هاست که ایستاده است؛ سال هاست که ایستاده است؛ ایستاده است …»

مردم چنان صدای «ابراهیم» را تکرار می کنند که زمان پاره پاره می شود. صدای او در تاب نیل به ام کلثوم می رسد و تا کنسرت های میهنی عارف قزوینی می آید.  صفحه های سی و سه دور به زحمت می چرخیدند هنوز و کجا  تا  رادیو وتلویزیون و ماهواره و اینترنت که تو درتهران بخوانی و من در پاریس گریه کنم. حما درجهان سر ریز می کند و به تابستان سبز می رسد.

پاریس بود و خون ندا تازه بود. ایران تکه تکه شده یکی می شد. دختران و پسران با دستبندهای سبز می آمدند و می پرسیدند:

– چکار باید بکنیم؟

 محسن مخملباف پر شور و پر خروش پشت میزی سرگرم مذاکره با خواننده نامدار بود که گویا همه هستی به او وامدار بود. شاهد بودم تا  گفت وگوی طولانی به پایان رسید. ساعات طولانی نشسته و شعری را با هم نوشته بودند. قرار بود، شعر در صدای خواننده نامدار درخیابان ها سرود نبرد شود. گفتی به سنت عارف بر می گشتیم. محسن آه بلندی کشید و خسته برخاست. باید جوانی را می دید که از لندن آمده بود و طرح سازمان جوانان را داشت و خودش از حالا وزارت جوانان را طلب می کرد. محسن پوزخندی زد وگفت:

– دیوانه است…

خواننده درمحاصره خیل عاشقان رفت و گفت و صد بار گفت و قول داد که تا پس فردا دست بالا- شعر رابه سرود تبدیل کند و بفرستد. ده روز بعد صدا رسید. همه با اشتیاق جمع شدیم. صدای سوزناکی ترانه ای دلگیر را می خواند. کسی پرسید:

– چه شد آن شعر؟

جواب این بود:

– خواننده نامدار پیغام داده است: من این را می پسندم و صلاح می دانم.

جوانان هنوز بودند و بسیار بودند، اما کسی این راز را ندانست و ما پیرانه سر خجالت کشیدیم و هر کدام به سوئی رفتیم.

پیکر ابراهیم قاشوش راپاره پاره یافتند. «بلبل انقلاب سوریه» که در» جمعه رفتن» صدها هزار نفر را به خیابان آورده بود، در بستر خشک رودخانه العاصی غرق بخون افتاده بود. گلوئی را که فریاد آزادی می کشید سراسر دریده بودند. ماموران امنیتی تهران – دمشق پیکر خواننده آزادی را چندان دریده بودند که تلویزیون العربیه نمی توانست  فیلم وعکسش را نشان بدهد.

پیکر بی جان رزا لوکزامبورگ را هم در رودخانه یافته بودند ومهر خونین سربازان هیتلر رابر سراسر بدنش دیده بودند. دستهای بی جان زن انقلابی هنوز به دسته چمدان کهنه پر ازاعلامیه ای، حلقه بود.

» جمعه رفتن» راهم فرهاد خوانده بود و رفته بود و حالا در گور دوردستش در حاشیه پاریس با مردگان از آرزوی بازگشت می گفت.

ما، من شدیم. جمع پریشان حافظ  از قلب تاریخ برگشت. آنکه صدایش اسطوره بود آنقدر با لباس نظامی بر بالای تانک های صدامی ایستاد  تا مرگ صدایش زد. دیگری که  آوازش پدیده است  و هنوز می تواند چند هزار ایرانی را گرد بیاورد، دارد در گرانترین شهر دنیا به صحنه می رود. و ما، ما که برای خرید یک کتاب  دیناری نمی دهیم، و ما، ما ایرانیان عزیز که اگر هرکدام ماهی فقط یک یورو بدهیم صاحب رسانه ملی می شویم، از چهار سوی اروپا روانه ایم. نفری چندصد یورو خرج  می کنیم. می رقصیم. می نوشیم. شاید هم آخر سر جام های خودرا برای پرچم ایران بالا ببریم.

مبارک است عزیزان. حالش را ببریم. گور پدر وطن.

خاک بوی خون گرفت: «نتیجه اعتراضات سوریه هر چه باشد، حما به تاریخ پیوسته است. حافظ اسد یک بار در سال 1982 حما را به خاک و خون کشید. تعداد کشته های شهر در آن سال آنقدر زیاد بود که جزو آمار محسوب نمی شود. حداقل و در خوشبینانه ترین گزارش ها 10 هزار نفر. بشار اسد فرزند خلف دیکتاتور، 30 سال پس از پدر، خاطره تاریخ را در حما بار دیگر به خون مزین کرد. این شهر آنقدر در خون زنان و مردان خود آب تنی خواهد کرد تا عاقبت آزادی را برای سوریه به ارمغان بیاورد. شاید امروز، شاید فردا»

در تهران و شهرهای دیگر آدمکشان نایب امام زمان شمشیرها را از رو بستند. گرفتند وبردند وکشتند. رقم جانباختگان ما به دویست نفر نرسید. در کمیت ما کجا و سوریه کجا؟ کشته شدن هنر نیست. جان دادن در راه آزادی کمیت نیست، کیفیت است. تونس با خودسوزی یک نفرشعله ور شد. مهم این است که زندگان نبردافزار جانباختگان را زمین نگذارند. ما چنین کردیم. خون جان باختگان را بهانه تازه کردن دعواهای کهنه کردیم. باچوپ پرچمها که همه سه رنگ ایران را داشت، اما نشانه هایش فرق می کرد به جان هم افتادیم.

درتهران پیکر جنبش آزادی را کشتند و ما در سراسر جهان روحش را پاره پاره کردیم. جلاد را واگذاشتیم و به جان هم افتادیم. دست به دست هم دادیم و موسوی و کروبی را به حبس خانگی انداختیم. حالا گریبان خاتمی را گرفته ایم. از مسعود بهنود هم نمی گذریم. دنبال شکار می گردیم. رد خون تازه را می جوئیم.

و بامزه است واقعا. بعد افسرده می شویم. بقول صادق هدایت» چس ناله» می کنیم. یکیمان هوس دمپختک مامانش را می کند. دیگری در اندوه جاده هراز آه می کشد. وشاید از شدت افسردگی است که بجان هم می افتیم و

….. و سکوت بهتر. کیهان به اندازه کافی خوراک دارد. شاید در این سکوت به خود بیائیم. به خود برگردیم.

خانم ها! آقایان !

من به خودم می گویم:

خجالت، خجالت!

نمی دانم اگر در آینه های تو در تو ندا را ببینیم که هنوز ما را می نگرد،چه می گوید؟شاید خون از دهانش تراوش کند و صدای جنبش را به ما برگرداند:

خانم ها! آقایان!هنوز ما همه با هم هستیم…

شایدسهراب شال سبز غرقه در خونش را تکان بدهد وبانگ بر کشد:

– خانم ها! آقایان! نترسیم، نترسیم

از کهریزک، فریاد شکنجه شدگان و از سلولهای انفرادی، فریاد زندانیان، شاید چنین بر آید:

خانم ها! آقایان! نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران

راستی یادمان هست؟

جانم فدای ایران

جانم فدای ایران

ودریغا،زهرا کاظمی را می بینم. درسالگرد قتلش، عکس ما رامی گیرد و زیر لب شعر فروغ می خواند:

مردم،

گروه ساقط مردم

دلمرده و تکيده و مبهوت

در زير بار شوم جسدهاشان

از غربتي به غربت ديگر مي رفتند

و ميل دردناک جنايت

در دستهايشان متورم ميشد

 گاهي جرقه اي، جرقه ناچيزي

اين اجتماع ساکت بيجان را

يکباره از درون متلاشي ميکرد

آنها به هم هجوم ميآوردند

مردان گلوي يکديگر را

با کارد ميدريدند

بوی خاک می زند:»یک دنیا اشک و احترام برای سرافرازترین مردم تاریخ و یک دنیا پستی و نفرت از آن سیاه ترین دیکتاتورها در سوریه و حامیانشان در ایران. «

و درخیابان های سوریه صدای ابراهیم سرود شده است:

آزادی در راه است

 ای بشار مشروعیت تو سقوط کرده

گورت را گم کن

 ای بشار، ای دروغگو، سخنرانی هایت تو خالی است

 آزادی در راه است

طائب و رادان به دستور سید علی در ایران کشتند و حالا در سوریه می کشند. مردم در خیابان اند. اپوزیسیون سوریه گرد آمده اند. غیر ازحزب کمونیست همه با هم اند. سوری ها متحدند و پیروزند. ما متفرق ایم و بازنده ایم. راز دوام جهوری اسلامی تفرقه و ترس ماست.

خانم ها! آقایان!

 همه افتخارات تاریخی پیشکش، بیائید آینه حقیقت رامقابل رخسارمان بگیریم:

می توانیم به خود بگوییم سرافرازترین مردم دنیا…؟

حرف روز

حاجی و گل‌های سرخ

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/august/23/article/-9a9322aaa1.html

وافور بختیار

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/august/07/article/-e60e249e16.html

خجالت خجالت

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/july/12/article/-f6d4e12a93.html

همه کیهان شده ایم

http://news.gooya.com/politics/archives/2010/07/107552.php

شاه رفت ، خامنه ای امد

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/january/16/article/-efcec35954.html

قاتل شاهزاده

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/january/08/article/-de1ab5ce7d.html

نازلی سخن نگفت

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/november/22/article/-7983dba7c1.html

گور پدر ایران

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/august/30/article/-727bca0591.html

ایران: حوادث امروز، فردای جهان

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/july/10/article/-1f9a5e2ace.htm

زبان سگ، زبان آقا

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/june/05/article/-79f284442d.html

ندا یا ژولیت ؟

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/may/01/article/-b8e7de1e50.html

قیصر، وزیر و بازیگر

ttp://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/november/16/article/-e132d840f4.html

بازهم اعتراف می کنم

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/july/07/article/-71aac11019.html

نترسید، نترسید، ما بسیاریم

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/june/15/article/-dd707f2306.html

هان! بشنو سروش آزادی

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/may/18/article/-58d18c1d82.html

برادر حسين راست مي گويد

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/may/05/article/-6d1d2a6345.htm

سرنوشت عجيب يک عکس

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/february/09/article/-55ce0aadab.html

بر ميهنم چه رفته است؟

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2008/october/16/article/-0466996242.html

خانه سياه است

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2007/december/31/article/-acc3b3ee28.html

اي سرکوزي! اي جوان!

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2007/november/20/article/-e4c43326c4.htm

کتاب

روزهای قتل عام گلسرخ

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/august/10/article/-bbce21bbfa.html

آقاي خامنه اي و هم سلولي هايش

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/february/19/article/-07e94de635.htm

حاجي بيا حال کن….

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2008/august/14/article/-4a3484e2c9.htm

گل ياپوچ با کروبي در زندان شاه

tp://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2008/march/22/article/-e4cf584865.htm

دو قربانی کیهان

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-0bcb0bf949.html

سینمائی

قاب خالی از شال آبی

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/may/31/article/-481ecf2943.html