خدا، شیطان و دلار

 

دراین پائیزتوفانی، برنده «جایزه دولتمرد جهان» می گوید ایران را «شیطان» اداره می کندویکی ازفرشتگان مقرب «بیت»، آیت اله خامنه ای را برتخت «سلطنت خدا» می نشاند.

وهرکه یک تنه ایران را دراختیاردارد، چه «شیطان» وچه «خدا»، حریف «سونامی دلار» نمی شود که بربادهای پائیزی می رود، رکورد تاریخی می زندودرطول هفته ۱۵درصد دیگرازارزش پول ملی را پودرمی کند؛وخبرتا به سخنگوی دولت آمریکامی رسد: «ارزش ریال در ماه های گذشته بیشتر از دو سوم کاهش یافته است.»

سونامی روزیکشنبه درمی گیرد، دلاربه رقم بی سابقه سه هزارتومان می رسد. ریال، فقط در این روز بیش از پنج درصد دیگر از ارزش خود را از دست می دهد. دو روزبعد۱۵ درصد ارزش پول ملی چون برگهای پائیزی برخاک می ریزد.کسی که ایران را اداره می کند، مهر سکوت از لب بر نمی دارد.محمود احمدی نژاد که کیهان «ساده لوح»و «مرعوب «می خواندش، دلار ۳۰۰۰ توماني را «جنگ رواني » می داند.وهنوز حرفش تمام نشده، ۹۰۰ تومان دیگر بر قیمت دلار افزوده می شود.

سایت قانون به پرسش «پول ایران چقدر پرستیژ دارد؟» جوابی چنین می دهد: «پول ایران به یکی ازکم ارزش‌ترین پول‌های جهان تبدیل شده است.پول همسایگان ایران از ایران قدرتمند تر است وحتی افغانی و دینارعراق که دو کشور جنگ زده هستند ارزش بیشتری ازپول ایران دارند.»

احمد باطبی که در فیس بوکش، لحظه به لحظه «سونامی دلار» را رصد می کند، می نویسد: «به برکت حکومت امام زمان، ریال، بی ارزش ترین پول منطقه شد، به پایین ترین ارزش خوددرتاریخ رسید و در بین ۱۴۱ کشورجهان مقام صد و چهل و یکم راکسب کرد.نمی دانم اگر امام راحل درقیدحیات بودند، بازهم می گفتند اقتصاد مال خر است و آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند و…»

ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، می گوید: «سقوط پول ایران نشان دهنده موفقیت تحریم های بسیار کوبنده ای است که جامعه بین المللی برای متوقف کردن برنامه هسته ای مشکوک جمهوری اسلامی وضع کرده است.»

دانی آیالون، معاون وزارت خارجه اسرائیل، معلوم است که نمی تواند خوشحالی خود را پنهان کند:» تحریم‌ها موثر بوده است.ایران در آستانه ورشکستگی قرار دارد. »

آويگدور ليبرمن، وزير امور خارجه اسرائيل، دست به پیش بینی می زند: «تظاهرات مخالفان در ايران که در ماه ژوئن سال ۲۰۰۹ روی داد، بارديگر روی خواهد داد، حتی با قدرت بيشتر.»

زمزمه بازگشت کوپن به اقتصاد کشوربه گوش می رسد.طرح ساماندهی نحوه توزیع کالاهای اساسی در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است. همکاران ما در روزاوضاع را چنین جمع بندی می کنند:بحران ارز؛ کشور در آستانه ناآرامی.

لابد «شیطان» یا «خدا»ی اداره کننده ایران به دیدارهای شبانه با «آقا امام زمان» رفته که حرفی نمی زند. حجت الاسلام سعیدی نماینده رهبری در سپاه همین روزها گفته است: «خمینی و خامنه ای مانند پیامبر و علی هستند.»

و در هفته ای که اعلام شده علی جنتی بعلت «کهولت سن» کمتر درنمازجمعه حاضر می شود، کاظم صدیقی از «منبر نماز جمعه»، روی دست صاحب منبر و سعیدی برخاسته و علی خامنه ای را بر تخت «سلطنت خدا» نشانده است: «ولایت فقیه جلوه‌ای از سلطنت خداست. انسان وقتی به سعادت دنیایی می‌رسد که زیر پرچم کسی قرار گیرد که بالاتر از او فقط خداست که آن یک نفر ولایت فقیه است.»

کسی نمی داند که مقام رهبری در وضعیت جدید خدایگونه وپیامبرمانندش از «آقا» «مدد» می گیرد یا برایش کلاس «بصیرت» گذاشته است. اما فرشتگان مقرب «بیت» او بروی مبارک نمی آورند که رئیس جمهور از فتح بزرگی برگشته و با سران چهار کشور از کوچکترين، فقيرترين و کم تاثيرگذارترين کشورها در عرصه بين الملل ديداروگفت وگو داشته است.اين کشورها که کومور، سوازيلند، سنت وينسنت و بوليوی باشند رویهم باندازه یک محله تهران جمعیت ندارند.

سایت «بازتاب امروز» که در نوک حمله علیه رئیس جمهور سابقا «محبوب» آقا قرار گرفته و بدجوری می تازد، از هزینه۶۰۰ ميليون دلاری کنفرانس غیرمتعهد ها پرده بر می دارد، مخارج سفرآخر «دکتر احمدی نژاد رابيست ميليون دلار» تخمین می زند و نتیجه می گیرد: «هر کلمه از سخنرانی های هشت گانه، بيش از دويست دلار مستقيم هزینه در برداشته است.»

فقط سردار محسن رضائی که صدایش «بازتاب» مداوم دارد و سایت فارس که محمود احمدی نژاد رسما آن را وابسته به «نهاد امنیتی- سپاهی»- یعنی همان سپاه پاسداران خودمان- معرفی می کند، نیستندکه بررئیس جمهورمی تازند.برادر حسین بازجودرروزنامه ضد ملی کیهان چوب رابدجوری برداشته ودرسرمقاله خود احمدی‌نژاد را فردی «دچار ساده لوحی»، «مرعوب»، بی بهره از «عقل سیاسی» و بی خبر «از فرمول های رایج استراتژیک»، توصیف می کند که «اگرچه رئيس جمهور و يكي از مسئولان بلندپايه جمهوري اسلامي ايران است ولي اتخاذ تصميم درباره مذاكره يا رابطه با آمريكا در حوزه مسئوليت و اختيارات قانوني ايشان نيست».

دکترعلی اکبرولایتی، همین حرف را می زند: «سیاست کلی جمهوری اسلامی در قبال آمریکا و ارتباط با این کشور هیچ تغییری نکرده و مانند گذشته است.»

محمدباقر ذوالقدر، سرداری که حالا معاون راهبردی قوه‌ی قضائیه است، آب پاکی راروی دست همه می ریزد: «تصمیم‌گیری درباره رابطه با آمریکا «منحصرا» دراختیار آیت‌الله علی خامنه‌ای ست.»

جنگ باآمریکا جای پیشنهاد مذاکره با آمریکا می نشیند و رئیس جمهوررا سینه به سینه «سونامی دلار» قرار می دهند.

مهدی غضنفری، وزير صنعت، معدن و تجارت جمهوری اسلامی، اولین قدم برای مقابله را بر می دارد: «نابسامانی بازار ارز صرفا اقتصادی نيست. دلال هايی که در بازار وجود دارند همواره به دنبال افزايش قيمت هستند، چرا که در هر حالت برای آنها سود ده خواهد بود و کسی نيست آنها را کنترل کند.»و خواستار دخالت نيروهای امنيتی در بازار ارز می شود.

رئیس دولت که درخواست نجات مشاورمطبوعاتیش اززندان باجواب منفی «مقام رهبری» و صادق لاریجانی-رئیس قوه «مستقل» قضائیه- روبروشده، دریک کنفرانس مطبوعاتی شرکت می کند که سایت «بازتاب امروز» آن را انتحاری لقب می دهد. رییس دولت دهم در این کنفرانس از علی و صادق لاریجانی، محمدباقر قالیباف، عزت‌الله ضرغامی، علی‌اکبر ولایتی، خبرگزاری فارس، هیات نظارت بر مطبوعات، مجلس، مراجع تقلید و… انتقاد می کند، آشفتگی در بازار ارز را به عوامل پنهان نسبت می دهد، انتقادها از دولت در زمینه اقتصادی را ناشی از بی‌اطلاعی می داند، از توقیف شرق و بازداشت علی‌اکبر جوان‌فکر گلایه دارد و نهادهای امنیتی را بابت عدم برخورد با «دشمن بیرونی و سودجویان داخلی» که به نظر وی باعث اختلال در بازار ارز هستند، مورد انتقاد قرارمی دهد.وسر انجام به خط آخر می رسد: یک خط می نویسیم خداحافظ!

محمود احمدی نژاد بعنوان رئیس دولتی که آزادی «تقریبا مطلق» رادر سیاست داشته، تاييد می کند که صادرات نفت ايران کاهش پيدا کرده است. راه حلش را هم می دهد: «انشاء الله جبران خواهیم کرد.»وبا همان فرهنگ » اقتصاد مال خراست»به مقابله سونامی می آید:

«در اين بازار ۲۲ نفرسرحلقه هستند وتمام سرنخ ها دردست آنهاست. آنجا ايستاده‌اند وموبايل دستشان است وبا هم درتماس هستند و يک دفعه می‌گويند «۲۰۰ تا بنداز بالا»، «۵۰۰ تا بنداز بالا»! اينها هيچ ربطی به اقتصاد ايران ندارد.فقط التهاب درست کرده‌اند. من حالا بايد چه کار کنم؟» و مشخص است چه نهادهايی بايد وارد عمل شوند.

و یک بار دیگر «سرکوب» برای درمان «اقتصاد» دردستور کار قرار می گیرد. هر اقتصاد دانی، سخن دکتر جمشید اسدی را تکرار می کند: «دولت که درآمد اصلی آن متکی به نفت است با مشکل فروش در بازار مواجه است.همزمان خزانه کشور نیز خالی است و با وجود تقاضای بالا برای ارز بین المللی دولت نمی‌تواند به‌‌ همان میزان عرضه داشته باشد و به این ترتیب باید در انتظار افزایش بیشتر قیمت‌ها باشیم و ارزش ریال نیز بیش از این سقوط خواهد کرد و می‌توان گفت این به معنای فروپاشی کامل اقتصاد ایران است.»

اما کسی گوشش به واقعیت تلخ نیست. سخنان عوامفریبانه رئیس جمهور، بلافاصله در فضای اقتصادی انعکاس می یابد: «بهای دلار که تا ساعت چهار بعد ازظهر سه‌شنبه حدود ۲۹۰ تومان کاهش پیدا کرده بود، درست بعد از اتمام کنفرانس مطبوعاتی دوباره اوج می گیرد و به ۳۶۲۰ تومان می رسد.»

ماموران امنیتی – نظامی هم بفرماندهی سردار «رادان» آماده یورش می شوندتا باتکرارجنایت «کهریزک» صورت مساله بحران اقتصادی راهم پاک کنند. صبح چهارشنبه دلالان مورداشاره رئیس جمهور رادستگیر می کنند وآتش نهفته زیرخاکسترسرکوب سربر می کشد. درتبریز و تهران و مشهد شلوغی در می گیرد. محمود احمدی نژاد پیش بینی وزیر اسرائیلی را درست سه روز بعد عملی می کند.

«شیطان» یا «خدا» که ایران را اداره می کند، «سونامی دلار»را به رئیس جمهور درحال سقوط واگذاشته که با یک تیر چند نشان بزند، هم بحران را به گردن «دکتر» بیندازد و هم دستان خود را پاک نشان دهد و هم چنانکه اخبار می گوید چاره ای برای «سرداران» خود ساخته بیاندیشد که در باره جنگ پیشاروی به پریشان گوئی افتاده اند.

فضا چنان توفانی و اخبار آنقدر انبوه است که خط قرمز ترسیمی بنیامین نتانیاهو، در مجمع عمومی سازمان ملل، بسرعت ازگردنه بیرون می افتد.

نخست‌وزیراسرائیل جهان را به دو بخش روشنایی وسیاهی تقسیم می کند: «اسلامگرایان ستیزه‌جومی‌خواهند به جهان مدرن پایان دهند.سرانجام نو رسیاهی رادرمی‌شکافد؛ خاورمیانه منزوی سرانجام دربرابر نور آزادی و فناوری سپر خواهد انداخت.ایران در زمره گروه‌هایی چون القاعده است. تصور کنید اگر القاعده به بمب اتم دست پیدا کند چه می‌شود.»
نخست‌وزیراسرائیل با ماژیک قرمزی که دردست دارد، خط قرمزی می کشد و می گوید: «جهان باید برای ایران خط قرمز مشخص کند.»

مواضع «ائتلاف جهانی» هم روشن است. گزارش فوربس از احتمال حمله نظامی به ایران اختصاص دارد: بعد از انتخابات، در صورت پیروزی اوباما.

گزارش ایل سوله ۲۴ اوره از واکنش جهانی در برابر ایران، بااین عنوان منتشر می شود: «کاسه صبرها دارد لبریز مي شود.»

خبرگزاری رويترزدر گزارشی، به بررسی موارد همکاری احتمالی اسرائيل با جمهوری آذربایجان در صورت اقدام نظامی یکجانبه تل آویو علیه تاسیسات اتمی ایران می پردازد: «دولت های باکو و تل آويونحوه استفاده ازپايگاه های هوايی آذربايجان و توانایی های جاسوسی پهبادهای اين کشوررا برای اجرای حمله ای درمقياس بزرگ توسط جنگنده های اسرائيلی به تاسيسات هسته ای ايران بررسی کرده اند.اين کشور همسايه شمالی ايران می تواند برای برخی از نقاط ضعف طرح حمله اسرائيل به ايران، مانند سوخت گيری جنگنده ها، عمليات جاسوسی و نجات خدمه های هواپيما را مرتفع سازد تا حمله يکجانبه اسرائيل به ايران قابليت اجرايی بيشتری پيدا کند.»

حمله نظامی، تمرین و تبلیغ می شود. جنگ اقتصادی با تمام نیرو ادامه دارد.هند برای سومین ماه پیاپی واردات نفت از ایران را کاهش می دهد. پالايشگاه «اسار» این کشوراز میزان خرید نفت از ايران تا ۴۰ درصد کم می کند.
بزرگترين شرکت خصوصی هند، اسار، نفت خام سنگين و فوق سنگين کشورهای آمريکای جنوبی را جايگزين واردات نفت ايران می کند.

آخرين موسسه رده بندی عمده بين المللی که متعلق به کره جنوبی است به همکاری با ايران پايان می دهد. موسسات رده بندی برای نفتکشها جواز سلامتی فنی کشتی صادر می کنند و بدون داشتن اين گواهينامه هيچ نفتکشی نمی تواند اجازه پهلوگيری در بنادر بين المللی داشته باشد.

اختلاف نظر در میان نیروهای مسلح نم نمک رخ می نماید و در سخنان آنها درزمی کند. «تهدید پوچ جنگ» به «احتمال واقعیت» تبدیل می شود. صحبت از جنگ سوم جهانی می رود. فراخوان جوانان برای حضور در جنگ مطرح می شود. سرتیپ پاسدار مسعود جزایری تهدیدات نظامی و اظهارات مقامات اسراییلی را «عملیات روانی دشمن» می خواند.ازچنین اظهاراتی انتقاد و اعلام می کند: «بهتر است این مقامات پاسخگویی به تهدیدان نظامی را به «دیگران» بسپارند.»

یک فرمانده نظامی، حرفی ازسرنبوغ می زندبرای ثبت درتاریخ.جواد استکی٬ فرمانده قرارگاه عملیاتی اصفهان از «احتمال حمله نظامی صد درصدی دشمن» خبر می دهد.

ظاهرا همین «احتمال صددر صدی» است که قطعیت «برخورد بزرگ» را که سر فصل هفته پیش بود، با پرسش این هفته مبدل می کند: «وقوع جنگ قطعی است یا نیست؟»

«سونامی دلار» و «حمله نظامی» بجای خود، «خدا» یا «شیطان» حاکم برایران، باردیگردرکنترل لباس زنان نا کام می ماند.

خبراز «شکست طرح گشت ارشاد»می رسد. فرمانده نیروی انتظامی به خشم مردم از برخوردهای نیروی انتظامی درقالب «گشت ارشاد» اعتراف و ضمن تایید درگیری های پراکنده مردم با عوامل این نیرودرهفته های اخیر، فاش می سازدکه گشت ارشاد طرح مطلوبی نبوده است. سردار احمدی مقدم از «تغییر رویکرد نیروی انتظامی» سخن می گوید، «پرخاشگري و رفتار تند» را محکوم می کند و از اخراج ۱۱۰۰ مامور پلیس متخلف وبرکناری سردار کارگر، معاون اجتماعی ناجا و متولی تشدید اقدامات پلیس در طرح «امنیت اجتماعی» پرده می گیرد.

فرمانده نیروی انتظامی اعتراف می کند که این نیروبین دو دیدگاه درباره حجاب در حال «کش آمدن» است. لابد سخنگوی یکی از نیروها آیت الله سبحانی است که حاصل مبارزه سی وچند ساله «نظام» برای اعمال حجاب اجباری را در اختیار عموم می گذارد: «جامعه به سمت بی حجابی می رود.»

معلوم نیست علی اکبر جوانفر که در زندان است ویکی ازاتهاماتش نوشتن مقاله اي است که درآن گفته شده «پوشیدن چادر براي زنان ایرانی یک امر سنتي یا محلي نیست و یک مسئله وارداتي است»، ترجیح می دهد نظرحضرت آیت اله را بخواند یا «قوانین و تخلفات ر اهنمائی و رانندگی» را مطالعه کند که علی آل‌کاظمی از پژوهشگران حوزوی با تفسیر آیه ۳۶ سوره «اسراء» از قرآن استخراج کرده است.

یکصد و ۱۸ کیلو طلا و ۴هزارکیلو نقره که شکل ضریح امام حسین را به خود گرفته بزودی به عراق منتقل می‌شود.این ضریح به نرخ امروز طلا، ۱۴میلیارد تومان به حساب مردم تمام شده است. کسی نمی داند که «خدا» یا «شیطان» حاکم بروطن به این گنبدمطلاخیره است ویا گوش به کشمکش دو پایورخوددارد. جنگ لفظی ميان محمدرضا رحيمی معاون اول رييس‌ جمهورومصطفی پورمحمدی رييس سازمان بازرسی کل کشوربرسر پرونده های فساد به جاهای باريک کشيده می شودوبه نوشته روزنامه خراسان «بحث بودجه‌های بی‌حساب و کتاب» را می گشاید.

به کسی از میزان و کم وکیف این «بودجه ها» خبر دقیق و کامل نمی دهند. اما تداوم مجازات سنگین برای جرایم کیفری مرتب رسانه ای می شودو قطع دست از کرمانشاه تا خوزستان خون آفتابه دزدها را بردامان حکومت ولائی می ریزد.

کارگران گرسنه اصفهان برای چندمین بار به خیابان می آیند. دست های پینه بسته شان که ولی فقیه اول می گفت برآنها بوسه می زند، از آسمان نان می خواهد و ولی فقیه دوم به نوشته تایمز لندن ده میلیارد دلار دراختیار بشار اسد می گذارد.

و درست در روزهائی که راز جنایتی دیگر از دیکتاتور دمشق از پرده بیرون می افتد.روزنامه ایتالیائی «کوریره دلا سیرا» فاش می سازدکه بشاراسد، شماره تلفن ماهواره ای معمر قذافی را باسازمان امنیت فرانسه، برای کاستن از فشار روی خودش تاخت زده است. مخفیگاه معمر قذافی بدینوسیله کشف و او به محض مشاهده به دست یک مامور سازمان امنیت فرانسه به قتل می رسد.

روزنامه های جهان عکس های بشاراسد-ـ قذافی را منتشر می کنند که دست های فشرده خودرا بعنوان پیروزی بلند کرده اند. لابد، متحداستراتژیک «نظام» که حتی نزدیکترین یارانش را می فروشد؛ پول های کارگران گرسنه ایران را می شمارد وبه تلویزیونش گوش می دهد که درخشمی کم سابقه به کسی دشنام می دهد که: «مقاومت را در مقابل قدرت فروخت…ننگ بر آن چیزی که پشت تریبون حزب اردوغان به عنوان شریکی در ستاد انتخاباتی اردوغان گفت آن هم پس از آنکه دوستی‌هایش با همسایگان خود از ارمنستان گرفته تا ایران، عراق، سوریه و یونان را به صفر رساند.»

مخاطب تلویزیون سوریه، خالد مشعل است که درترکیه ودرچهارمين کنگره حزب عدالت و توسعه حضور می یابد. دراین کنگره که درایران کاملا مسکوت می ماند و حتی اغلب رسانه های فارسی زبان خارج کشور هم به آن عنایتی نشان نمی دهند، ازجانب نشریات جهان «نمایش قدرت رهبری منطقه» ارزیابی می شود. دراین کنگره بیش از پنجاه میهمان خارجی واز جمله همه سران اخوان المسلمین حضور دارند. ریشه رابطه اردوغان با اخوان المسلمین موردبحث بسیاری ازرسانه های قرارمی گیردودر نشستی به نام

«اتحادیه جهانی جوانان مسلمان» که در سال هفتاد در عربستان سعودی برگزار شد، زادگاه تاریخی خود را می یابد. خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، که وقتی برای سخنرانی صدایش می کنند، ده دقیقه تمام موردتشویق قرار می گیرد، حرف هائی می زند که تهران و دمشق را با زهرآگین تیرها بهم می دوزد: «رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه رهبر جهان اسلام است و حزب عدالت و توسعه «چهره روشنی از اسلام » ارائه کرده و «اردوغان» نه تنها رهبر ترکیه، بلکه یک رهبر جهان اسلام است.»

خالد مشعل تا پیش از رویدادهای جاری در سوریه، دراین کشور مستقر بود و دفتر و بارگاه داشت. مسافر همیشه تهران بود.شخصا چک های میلیون دلاری از «رهبر فرزانه» می گرفت تا در «محورمقاومت» بماند.حماس در حال حاضر با دولت اخوان المسلمین در مصر و دولت ترکیه رابط نزدیک برقرار کرده است.

محمد مرسی، رئيس جمهور مصر هم در سخنرانی خود در مراسم افتتاحيه کنگره، بر حمايت کشورش از معترضان سوری تا سرنگونی نظام بشار اسد تاکيد می کند.

وزيران امور خارجه کشورهای شورای همکاری خليج فارس و آمريکا در نشست اين هفته خود در نيويورک، حمايت مالی و تسليحاتی «نظام» از دولت سوريه و دخالت جمهوری اسلامی در امور داخلی کشورهای شورای همکاری را، محکوم می کنند.

هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق می گوید: «بغداد از هواپیماهای ایرانی که از حریم هوایی عراق به سوریه می روند به طور رندوم خواهد خواست برای بازرسی فرود بیایند.»

اولین بازرسی هم انجام می شود. حسن دانایی فر، سفیر جمهوری اسلامی در بغداد برای دولت عراق توپ می آید: «این اقدام عراق خلاف توافقی است که میان سازمان‌های هواپیمایی دو کشور است و این مسئله حق عمل متقابل را برای ما محفوظ نگه می‌دارد. ما تمایل نداریم وارد چنین فضاهایی شویم. امیدواریم این مسئله دیگر تکرار نشود.»

منصف مرزوقی، رئیس جمهور تونس، خواهان دخالت کشورهای عربی در سوریه می شود.

«گنادی گاتيلوف» معاون وزير خارجه روسيه به ناتو و قدرت های غربی هشدار می دهد که پی گير بهانه برای دخالت نظامی در سوريه نباشند: «مسکو مخالف ايجاد کريدورهای انساندوستانه و يا منطقه حائل در سوريه است.»

جهان از سوریه می گوید. تهران هم عقب نمی ماند. تظاهرکنندگان تهران، فریاد می زنند: «سوریه را رهاکن، فکری بحال ما کن..» شعار معروف «نترسید، نترسید ما همه باهم هستیم» به خیابان های تبریز، مشهد و تهران ـ- که هنوز داوری درمورد کم و کیفشان خیلی زود است-ـ بر می گردد.

این شعاررا این بارپایوران «نظام» هم سر داده اند. احمد خاتمی عضو هیات ریسه مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران از مردم می خواهد تا در مقابل افزایش بی سابقه تورم، گرانی وتحریم ها یک «آخ» هم نگویند. مصطفی پورمحمدی رییس سازمان بازرسی کل کشورمردم راتشویق می کند تا «نترسند»، «جا نزده»، «عقب نکشند» و فقط «ایستادگی کنند.»

«خدا» یا» شیطان» روزآخرهفته برای «نگاه هفته» پیدایش می شود و دستور مقاومت می دهد: «هدف اصلی از افزایش فشارها وادار کردن ملت ایران به تسلیم است. اما ملت ایران هیچ‌گاه تسلیم فشارها نشده و نخواهد شد».

صادق زیباکلام می گوید: «اوضاع کشور در دوره جنگ بهتر از این بود. حتی در اوج جنگ تحمیلی هم با چنین شرایط بد اقتصادی مواجه نبوده‌ایم و در آن شرایط هم می‌توانستیم نفت خود را به سایر کشورها صادر کنیم و با همه قوا در برابر رژیم عراق بایستیم و شاهد چنین شرایط آشفته‌ای نباشیم. متاسفانه امروزه فقط با بحران اقتصادی مواجه نیستیم بلکه با بحران در حوزه بین المللی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبرو شده‌ایم. سیاست خارجی غلط دولت نهم و دهم عامل تنگنای اقتصادی و سیاسی است.»

ارزیابی این تحلیل گر روی موج سیاسی هاشمی رفسنجانی است که دولت رانشانه می رود: «امروز با وجود تمام مشکلات، ناامید نمی شویم و این وضع که تمام فرهیختگان و دلسوزان کشور ناراضی باشند قابل دوام نیست. همه باید صبورانه منتظر باشیم تا شرایط بهتری فراهم شود.»

لیبراسیون، رفسنجانی را در انتظار بازگشت به قدرت می بیند. اخبار رسیده از تهران از احتمال حضور او در انتخابات حکایت دارد و زیر این گزارش جمع بندی می شود: هاشمی بدون واهمه می آید؟

تحلیل گران دیگر بادیدگاه، آ ب ث از دستگیری فرزندان هاشمی همراهند و از محاصره گورباچف های ایران

سخن می رانند. محسن هاشمی رفسنجانی، فرزند ارشد اکبرهاشمی رفسنجانی، هم بااین فکرموافق است: «هدف اصلی برخوردهای اخیر، نه فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی بلکه خود اوست.»

هرچه هست به نوشته تحلیلگر صاحب نام فرانسوی «برنارد گتا» در روزنامه لیبراسیون: در تهران سنگ روی سنگ بند نمی شود.

و به گفته دکتر حسین باقر زاده تحلیل گر سیاسی: وقتی است که حکومت‌‌گران دیگر نمی‌‌توانند حکومت کنند…

شعارهای امروز تهران در فضای مجازی می چرخد:

– خامنه ای به هوش باش … ما مردمیم نه اوباش

– سوریه رو رها کن، فکری به حال ما کن

و شعرحسن صفورا چه بدل می نشیند:

هرگاه

هوا پس می شد

پدرم می گفت:

«بو قارا او قارالارا بنزمز»

حالا انگار هوا پس است

پس تر از پسین های پس، که سالهاست

هوای پس، گاهی سرخ می شود و گاهی سیاه تر

شاید هم هر دو رنگ

هوا پس است

پس

انگارچند رنگ

 

*بو قارا او قارالارا بنزمز = این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست


 

 

 

 

برف بهاری

پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۱

هوشنگ اسدی

برف بهاری پایتخت را می پوشاند. بازی اتمی دراستانبول بر صحنه می آید و فیلمنامه استعفاء در تهران کلید می خورد. و هنوز دوروز نگذشته، آفتاب واقعیت دو ترفند جدید «نظام» را هم به سرنوشت برفی دچارمی کند که زیر گرمای خورشید آب می شود.

هفته آخر ماه اول بهار است و چشم ها به استانبول دوخته که میهمان تیم های مذاکره کننده از ایران است و جهان. ریاست اسمی تیم جهان که باهشدار» آخرین شانس» آمده، بارونس کاترین اشتون است، بانوئی انگلیسی که سمت مسئولیت سیاست خارجی اتحادیه اروپا داردو درعمل مجری فرمانی است که مهر اصلی آن بنام ایالات متحده آمریکاست. رئیس ظاهری تیم «نظام» سعید جلیلی نام دارد و گوش بفرمان داماد رهبر که علی باقری باشد و مستقیم از «بیت» آمده است.

در صبحگاه شنبه بیست و ششم فروردین ماه می توان نخستین رویارویئ مستقیم «رهبر فرزانه» را با آمریکا دید. پیش ازهمه کیهان تهران همه این دیدار را به » فتوای آقا» پیوند زده است: سخنان مکرر سیدعلی خامنه ای درمشهد که سلاح کشتار اتمی را حرام خوانده بود و حتما برای زمینه سازی بازی استانبول.

حسین شریعتمداری در آستانه آغاز مذاکرات در واقع دستور «رهبر» به هیات مذاکره کننده را درسرمقاله کیهان علنی می کند: «در مواجهه با طرف مقابل حتما به فتوای حضرت آقا در تحریم به کارگیری سلاح هسته ای متوسل شوید و برایشان تبیین کنید که فتوای حضرت آقا چون مبانی فقهی و شرعی دارد می تواند یگانه و قوی‌ترین مستند برای تشخیص نیت ایران از دستیابی به انرژی هسته ای تلقی شود.»

هاشمی رفسنجانی هم فاش می کند: «رهبری بالاخره قبول کردند که در مسئله هسته ای انعطاف نشان دهند.» ومعلوم می شود: «مقام رهبری در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و خاتمی مکررا گلایه کرده بود که چرا رسانه های اروپائی آمریکائی مواضع وی را منتشر نمی سازند و درک نمی کنند که سکاندار اصلی سیاست خارجی و هسته ای مقام رهبری است نه کس دیگر. او حتی در آن تعبیر «مرا بایکوت کرده اند» را بکار برده بود.»

«غرب» سرانجام «پیام» رادریافته ودر صبحگاه شنبه بیست و ششم فروردین ماه می توان نخستین رویارویئ مستقیم «رهبر فرزانه» را با آمریکا دید.

هیات مذاکره کننده با روش جدید به میدان مسابقه بزرگ می رود. مربی تیم، همچنان پشت پرده و لحن ها آرام است. غیر از محمود احمدی نژاد که کاملا از بازی کنار گذاشته شده و در جنوب ایران رجزمی خواند، فضا چنین است که واشنگتن پست می نویسد «لحن ایران کاملا تغییر» کرده است. حتی سعید جلیلی و کاترین اشتون میهمانی بازی می کنند و دل می دهند و قلوه می ستانند. بارونس انگلیسی که در دیدار قبلی در تهران یقه پیراهن اش را بلندتر کرده بودند، این بارخود یک شال سفیددور گردنش بسته تا نماینده آقا موردغضب الهی واقع نشود.

شاید دو رئیس اسمی درهمان جا پیام وزیران خارجه گروه هشت را ازواشنگتن شنیده اند که در اجلاس خود از ایران خواسته اند در مذاکرات هسته ای، موضعی سازنده و جدی اتخاذ کند.

نشست با سخنان ۱۵ دقیقه‌ای کاترین اشتون آغاز می شود. هیچ کس نیست به ملت ایران بگوید چه می گذرد. ملت ایران «نظام» است و «نظام» سیدعلی حسینی خامنه ای که نماینده اش بازی را چنین شروع می کند که گاردین می نویسد:» اظهارات جلیلی در نشست استانبول، «طولانی»، «پرطمطراق» و «تبلیغاتی» نبود.»

نیویورک تایمز خبر دقیقتری دارد: «تیم ایرانی به «فتوای» آیت‌الله خامنه‌ای درباره «حرمت» سلاح هسته‌ای اشاره کرده است.»

در غیاب رسانه های مستقل ایرانی، روزنامه های غرب از قول دیپلمات ها می نویسند که «شدت تحریم‌های نفتی ایرانی‌ها را شگفت‌زده کرده و آنها واقعا لطمه دیده‌اند»، «همه نشانه‌ها حاکی از آن بود که ایرانی‌ها می‌خواهند جدی و سازنده باشند.»

اولین خبرها را می شود در این تیتر خلاصه کرد: «بازی مساوی با وقت اضافه ۵+۱ و ايران در استانبول».دوربعدی مذاکرات در بغداداست و درتاریخ سوم خرداد. گفتی همه سرنوشت انقلاب اسلامی باید در خرداد ماه رقم بخورد.

همه طرفین راضی به نظر می رسند و از «سازنده» بودن مذاکرات سخن می گویند. همه به خانه بر می گردند. بازارهای بورس نفس راحتی می کشند. دست ها برای استراحت از روی ماشه برداشته می شود.

علی اکبر صالحی، وزیر خارجه «نظام» که از مذاکرات هسته ای راضی است، روز دوشنبه از آمادگی جمهوری اسلامی برای حل نهایی این پرونده خبر می دهد: «در پی تهیه نقشه راهی گام به گام هستیم که هر طرف یک گام برای حل مسئله بردارد تا بتوانیم آن را تا آخر ادامه دهیم.»

سعید جلیلی٬که نان یک پایی را می خورد که در جنگ از دست داده، سیاست گام به گام را اعلام می کند: «جمهوری‌اسلامی در دور بعدی مذاکرات٬ به دنبال لغو تحریم‌هاست.»

علاء‌الدین بروجردی٬ رییس کمیسیون امنیت ملی که قاعدتا بعلت دست داشتن اساسی در اختلاس بزرگ باید در زندان باشد، از «قرار»ی خبر می دهد: «دور دوم مذاکرات قرار است درباره لغو تحریم‌های نفتی و بانکی جمهوری اسلامی بحث و تبادل نظر شود.» حسین ابراهیمی دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هم می گوید: «پیگیری لغو تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی محور مذاکرات آینده ایران با گروه ۱+۵ خواهد بود.»

علی اکبر صالحی، کارش به توصیه هم می کشد: «غرب در فاصله باقيمانده تا مذاکرات بغداد در جهت اعتمادسازی حرکت کرده و در اين مسير نسبت به رفع تحريم‌ها اقدام کند».

اسرائیل بلافاصله از آب گل آلود ماهی دلخواهش را می گیرد. شبکه ده تلويزيون اسرائيل برای نخستين بار امکان می یابد تا از فاصله ای بسيار نزديک در باره آمادگی های نيروی هوايی اسرائيل برای يک حمله احتمالی به تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی ايران فيلم و گزارش تهيه کند، و چنین عنوانی بر آن بگذارد: «لحظه حقيقت نزديک می شود».

مطبوعات اسرائیل مذاکرات استانبول را «دستخوش» پنج هفته ای به جمهوری اسلامی برای ادامه غنی‌سازی ارزیابی می کنند. نتانیاهومی گوید: «اسرائیل برای عدم حمله به ایران ضمانت نداده است.»

باراک اوباما، در پایان نشست کشورهای آمریکای لاتین در کلمبیا، درواقع جواب او را می دهد: «نه تنها هدیه‌ای به ایران داده نشده، بلکه برای ایران روشن شده که در صورت شکست مذاکرات، تحریم‌های شدیدتری در انتظارش خواهد بود.»

سخنگوی کاخ سفیدرسما اعلام می کند: «به جز ايرانی ها کسی درباره لغو تحريم ها صحبتی مطرح نکرده است.»

وزیر امور خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا، «پیشنهاد» رفع تحریم ها را رد و تاکید می کنند که به تحریم‌ها و فشارها علیه ایران ادامه می‌دهند.

ویلی سوندال وزیر خارجه دانمارک، که ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را برعهده دارد، تاکید می کند: «هیچ برنامه ای برای کاهش تحریم های اعمال شده علیه ایران وجود ندارد.تا زمانی که ایران گام هایی را درمتقاعد کردن جامعه بین المللی نسبت به برنامه های اتمی اش برندارد، تغییری در تحریم ها علیه این کشور صورت نخواهد گرفت.»

هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمريکا حرف را تمام می کند:» در حالی که ايران برای دور دوم مذاکرات در بغداد آماده می شود، آمريکا به تحريم‌های خود علیه ايران ادامه می دهد. این زحمت که نشان دهند تا چه اندازه جدی هستند بر عهده خود ایرانی‌هاست و ما تصمیم نداریم تحریم‌ها و فشارها علیه ایران را برداریم.من به عمل در مقابل عمل باور دارم. در صورت «اقدامات عملی از سوی ایران» آمریکا هم «اقدامات مقتضی» را انجام خواهد داد، اما «وقت» آن هنوز نرسیده است».

و همه بحال آماده باش بر می گردند. مقاطعه کار بزرگ سردار رستم قاسمی که اکنون ثروت نفت در اختیار اوست، می گوید: «به رغم تحريم های يک جانبه غرب صادرات نفت ايران هيچ کاهشی نداشته و اين اقتصاد غرب بوده است که از تحريم ها زيان ديده است. عربستان نمی تواند برای درازمدت جای خالی نفت ايران در بازارهای جهانی را پر کند.»

ولی معلوم نیست چرا به»منظور توسعه ساخت داخل و مقابله با تحريم‌ برخى از كالاهاى استراتژيك» دستور صادر می کند، آنهم دوتا.پیشتر هم دستور داده است نفتکش های ایران» با خاموش کردن رادار به فروش نفت ادامه بدهند.»

خبر می رسد که عربستان به پاکستان پیشنهاد » بسته جایگزین «برای طرف کردن نیازهای رو به رشد پاکستان در حوزه انرژی را داده است تا این کشور پروژه های واردات گازی، برقی و نفتی خود با ایران را متوقف کند.

هری رید، نماینده دموکرات و رئیس اکثریت سنای آمریکا، می‌گوید: «هر روزی که بدون اعمال بیشتر فشار از سوی ایالات متحده علیه ایران می‌گذرد، «جهان متضرر می‌شود و ایران نفع می‌برد». کنگره آمریکا باید با تصویب طرح تحریم‌های پیشنهادی جدید سنا علیه جمهوری اسلامی، به اعمال فشار بر تهران به دلیل برنامه هسته‌ایش ادامه دهد.»

دولت سوئیس روز چهارشنبه اعلام می کند که یازده شخصیت حقیقی و حقوقی دیگر ایران را تحریم کرده است.

تاثیر تحریم ها بر اقتصاد تازه دارد آشکار می شود.صندوق بین‌المللی پول در تازه‌ترین گزارش خود رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۱ را حدود ۲ درصد اعلام و رشد اقتصادی در سال جاری میلادی، ۲۰۱۲، را چهار دهم درصد، پیش بینی می کند.

نرخ رشد اقتصادی در کشورهای صادرکننده نفت برای سال ۲۰۱۱ حدود ۴ درصد و برای سال جاری میلادی ۴.۸ درصد برآورد شده است.

بر اساس گزارش جدید مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در زمستان ۹۰ با ۲٫۳ درصد افزایش به ۱۴٫۱ درصد رسیده است. این تغییر به معنای افزایش جمعیت بیکاران کشور از ۲٫۶ میلیون نفر به دو میلیون ۸۷۷ هزار نفر در عرض تنها سه ماه آخر سال ۹۰ است.

آمار تازه بانک مرکزی جمهوری اسلامی رشد قیمت‌ها در هفت سال گذشته را ۳۰۹ درصد می داندو

از ۳۸ و نیم درصد افزایش قیمت مواد خوراکی نسبت به سال گذشته خبر می‌دهد. رسانه های داخلی ازرشد ۴۰ درصدی کرایه و سرگردانی مستاجران می نویسند.

دلار تک نرخی از تابلوی صرافی‌ها رخت بر می بنددو سياست دلار تك نرخى ۱۲۲۶ تومانى بانك مركزى حتى درصرافى هاى تحت نظارت بانك مركزى بفراموشی سپرده می شود.

«زوال چایکاری در کشور؛ چای در انحصار وارد کنندگان» خلاصه سخنان نماینده مردم رامسر و تنکابن در مجلس است.

کارشناسان نتیجه می‌گیرند: «۹۰۰ هزار تومان تنها برای زندان ماندن یک خانواده چهارنفره کفایت می کند «.

بانک مرکزی جمهوری اسلامی در گزارشی هشدا ر می دهد: «کاهش سطح رفاه مردم و افزایش شکاف طبقاتی به مرز خطرناکی رسیده است.»

دست آورد «نظام» برای ملت ایران «اشباع بازار سلامت از داروهای جنسی گران قیمت» – به گزارش سلامت نيوز- و فریاد های «احمدی نژاد گشنمه!» پیرمرد ی است که بی وقفه د رکنار اتوموبیل رئیس جمهور در بندرعباس می دود و فضای فیس بوک رالبریز از اشک واندوه می کند.

و دستاوردهای دیگری هم هست که جمهوری اسلامی می تواند به آن فخرابدی کند.میانگین سن شروع تن‌فروشی در میان کودکان روسپی‌شده به ۱۷ سال می رسد و بیشترین فراوانی سن شروع تن‌فروشی در کودکان بین ۱۵ تا ۱۷ سال است.

موج جدید تزریق شیشه هم جانشین استعمال آن می شود که خطر شیوع بیمارى هاى عفونى و افزایش رفتارهاى پرخطر را افزایش می‌دهد.

فقط امپراطوری سپاه است که فربه تر می شود. این هفته سد هراز هم به تصاحب درمی آید و۱۷۰میلیارد ناقابل دیگر به جیب سپاه می ریزد.ثروت ملت گرسنه ای را که به فحشاء و اعتیاد کشانده شده است، صرف واردات مبل و مربا و شکلات از سراسر جهان می کنند.

رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، که به کرواسی سفر کرده، از قطع واردات کالا از ۱۰۰ شرکت اروپایی خبر می دهد. وگمرک ایران سیاهه این واردات را منتشر می کند: «مبلمان، لوستر، مجسمه و شکلات ومبلمان از ترکيه، ايتاليا، فرانسه و آلمان. انواع لوستر از ايتاليا، ترکيه، اسپانيا، بلژيک، آلمان، فرانسه و هلند. مجسمه های کوچک پلاستيکی و چوبی ازترکيه و ايتاليا. انواع شکلات و دستگاه های سازنده شکلات ازايتاليا، آلمان، دانمارک، ترکيه، سوئيس، بلژيک، اسپانيا، هلند، رومانی و اتريش. انواع مربا از يونان، اسپانيا، ايتاليا، بلژيک، ترکيه، آلمان و اتريش.»

می ماند خاک ایران که به توبره بکشندو ظاهرا از جزایر ایرانی خلیج فارس شروع کرده اند.وزیر امور خارجه امارات متحده عربی با تاکید بر اشغالگر بودن ایران، هشدار می دهد که «عواقب خطرناکی در انتظار» این کشور است. پاسخ ارتش جمهوری اسلامی واقعا خواندنی است. امیر سرلشکر عطاءالله صالحی می فرمایند: «آنها عددی نیستند.»

همه نیروی «نظام» صرف «بازی دو سرباخت حکومت اسد» می شود که لرزانندگان بساط دیکتاتوریش لابد «عددی» هستند. کار شناسان امور منطقه معتقدند: «طرح کوفی عنان برای حکومت سوریه بازی دوسر باخت است و دولت بشار اسد چه به آتش بس برقرار شده وفادار بماند و چه آن را نقض کند، در مسیر کاهش قدرت و چه بسا از دست دادن قدرت قرار گرفته است.»

مصطفی پورمحمدی هم از مهمترین نتیجه فروافتادن بشار اسد از قدرت می ترسد: «سرنگونی بشار اسد مقدمه ای برای رويارويی مستقيم با نظام است. آنها سوريه را به عنوان خط مقدم ما قرار داده و عليه حکومت سوريه بسيج شدند. آنها به اين نتيجه رسيدند که بايد اول ما را در مرزهای توسعه يافته و دور دست متوقف کنند، بعد به رويارويی مستقيم عليه ما روی بياورند.»

در درون «نظام» هم جنگ ادامه دارد. فیلمنامه استعفای قاضی کهریزک، این هفته کلید می خورد. باوجود حکمیت احمد توکلی و حداد عادل، سعید مرتضوی از سمت خود رسما استعفا نمی دهد.تنها نماینده ای که امضای استیضاح وزیر کار را پس نگرفته، از «خام شدن» نمایندگان طراح استیضاح سخن می گوید.

سعید مرتضوی به مجلسیان «قول شرف» داده بود که از سمت جدیدش یعنی ریاست سازمان تامین اجتماعی کناره گیری کند تا دیگر نیازی به استیضاح وزیر کار نباشد. اما پس از آنکه حداد عادل در قامت «حکم» با انتشار پیامی به طراحان استیضاح اطمینان می دهد که «مرتضوی پیشنهاد استعفا را پذیرفت و استیضاح وزیر را مطرح‌نکنید»، احمدی نژاد با استعفای وی مخالفت می کندو روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت می نویسد: «استعفای مرتضوی دروغ بوده است».

مرتضوی و احمدی نژاد با این اقدام، علاوه بر خارج کردن طرح استیضاح وزیر کار از دستور مجلس، حکمیت حداد عادل به عنوان فرد نزدیک به آیت الله خامنه ای و گزینه اصلی ریاست مجلس نهم را نیز زیر سئوال می برند.

محمود احمدی نژاد که طرح رساندن آب خزر را به زادگاهش کلید زده، در اقدامی تازه و اینبار از طریق سعید مرتضوی، قاضی ملقب به جلاد مطبوعات و متهم اصلی پرونده بازداشتگاه غیر قانونی کهریزک، مجلس را به گفته یکی از نمایندگان «مفتضح» می کند.

«نظام مقدس جمهوری اسلامی» تحت منویات «رهبر فرزانه» بازیهای دوسر باخت را پیش می برد و همچنان خواب پیروزی می بیند. حالا نوبت تیم ملی فوتبال برزیل است و براساس تجویز یک زاده عراق که درایران مشق شکنجه کرد و سردار محمد رضا نقدی شد. ایشان فرمایش می فرمایند: «اگر روزی تيم فوتبالی داشته باشيم که بازيکنان آن نماز شب بخوانند و با وضو و به نيت برافراشتن پرچم اسلام به ميدان بروند، می‌توانيم تيم فوتبال برزيل را هم شکست دهيم.»

تلاش برای ارتقاء مقام یک عراقی دیگر موسوم به محمد هاشمی شاهرودی برای جایگزینی آیت الله سیستانی هم لابد به همین دلیل ادامه دارد که پرچم اسلام را بعد از برزیل در سراسر دنیا برافرازند.

هفته تمام است و فروردین ماه.چندان پنهان نبود و کاملا آشکار می شود که تصمیم گیرنده در باره پرونده اتمی رهبری جمهوری اسلامی است.

ابوالفضل قدیانی که به مرخصی آمده است، بر همین اساس می گوید: «آقای خامنه مسئول اصلی فاجعه حاکم بر کشور است.»

باید چون محمد نوری زاد داس تیزی به دست گرفت و همه ی نجواهای پراکنده را با یک «آهای ای همه ی ایرانیان، به کجا می نگرید؟ درد اینجاست» بیخ بُرکند. سکوت که در گرفت، فریاد کرد:

«اینک درد! چه؟ فربگان! کدام فربگان؟ آنان که از سکوت ما و جهل ما فربگی گرفته اند و برهمین سکوت و جهل، بنای مرتفعی از فریب وحرام بالا برده اند. فربگانی که فریب را به کام ما فرومی فشرند و حرام را به ضربِ حُقه های رایجِ شرعی: به کام خود.»

با شکنجه گر ایرانی در هلند

بهار نو ، شکنجه گر ایرانی به آمستردام پایتخت هلند می آید و از زبان یکی از شکنجه شدگانش پرتو بر دهه خوفناک شصت می افکندو از گوشه ای از جنابات زندان ها پرده می گیرد.

 یکی از دهها رسانه جمعی هلند، چنین به استقبال نسخه هلندی «نامه هائی به شکنجه گرم» رفته بود که من حتی نمی توانم ان را به هلندی بر پیشانی کتابم بخوانم. خانمی کوچک اندام که گیسوانش داشت به سپیدی می زد، در لبخندش هزارتجربه حرفه ای بود و پرسش هایش بی امان و برنده، نویسنده مطلب بود.

 درهتل نویسندگان بودیم. در مرکز آمستردام و د رکنار یکی از هزاران ترعه. پنجره اتاق بزرگ و شیک بر صدای زنگ دوچرخه ها باز می شد، هیاهوی زندگی، فریاد جوانها و عبور جمعی دانشجویان . دریغا در این آفتاب زیبای بهاری، تنهاهمراهم شکنجه گرم بود که حسابی هم معروف شده است. بعضی از دهها روزنامه نگاری که برای مصاحبه آمدند، اول ا زهمه به شوخی می پرسیدند:

– برادر حمید چطور است…؟


 

و این خانم تازه به هتل نویسندگان آمده بود.اسم هتل البته هست آمباساد که نمی دانم چه معنائی دارد. اما همه می دانند که هتل مخصوص نویسندگان است. ساختمان قدیمی زیبائی دار دبا راهروهای پیچ درپیچ و بی پایان و همه آراسته به تابلوهای نقاشی. اولین کار پذیرش نه دادن پاسپورت و پر کردم فرم که  امضای کتابی است که نوشته ای. بعد که پائین می ای می بینی یکی از مسئولین پذیرش دارد کتابت را می خواند. بعد هم که کتاب تمام شد، می گذارندش توی کتابخانه زیبا و بزرگ هتل. وقت ترک هتل هم، پیش ا زهمه چیز باید دفترچه یادبود را بنویسی و ا مضاء کنی.

 بخود می گویم:

– عین هتل اوین خودمان است..

 دراین هتل، دارم با چندمین روزنامه نویس مصاحبه می کنم که همه اشان بجز یک نفر کتاب را خوانده اند و زیر سطور متعددی  را خط کشیده اند. خانم کوچک اندام، بعد از دو ساعت پرسش در باره موارد مختلف کتاب، می رسد به امروز ایران وبی مقدمه می پرسد:

– بعد از حمله چی می شود؟

 جوری از حمله حرف می زند که انگار یک فیلم سینمائی است وزمان شروع سانسسش هم معلوم. می گویم:

– بیخود می کنند حمله کنند… ایران من ویران می شود…

– از این ویرانتر؟ تازه دولت برادر حمید که همین را می گوید.

می فهمم حریف قدر است. یاد معاون سردبیر تایمزلندن می پرسم که همین موضع راد اشت. او می خواست صفتی روی آقای خامنه ای بگذارم و این یکی می خواهد تاگرفتن جواب موافقت باجنگ از من پیش برود. تجربه روزنامه نگاری و عشق ایران بهم می آمیزد و کم و بیش دعوایمان می شود. آخر می پرسد:

– حمله نکنند که می کنند، چه باید کرد؟

می گویم:

–  باید دموکراسی را در ایران نهادینه کرد…

 خنده بلندی می کندو بر می خیزد:

– این حکومت می گذارد شما دموکراسی بنا کنید؟

دست می دهد و می رود. روزنامه نویسان دیگرپشت در اتاق مخصوص مصاحبه هتل دارند باخانمی که مسئول تبلیغات کتاب است قهوه می خورند.

 راستش مصاحبه بعدی را کمی گیج می زنم. خوب است که خانم چاق سیاهپوست نه کتاب را خوانده و نه حرفه ای است.

و همه ایام مانده، درآفتاب درخشان، جنجال گنجشگان، سوت ترامواها و پیاده روی شادمانه مردم ، د رهولی می گذرد که بر اعماق دلم چنگ می زند. خبرنگارها ی دیگر هم از جنگ مانند یک خبر اعلام شده حرف می زنند. و مردمان سراسر دنیا در بادبهاری خندان می روند و خبر از سرزمین آفتابی ایران ندارند که گل هایش را برادر حمیدها پرپر کرده اند و سرزمینش را  بسوی ویرانی می برند.

 در خیابانها می روم. بهار از من نمی گذرد.

– پر کنی پیاله را..

 نه، این جام آتشین راه به حال خرابم نمی برد.

 به روزهای دور بر می گردم. اقای خامنه ای ماند که ایران بر باد دهد و من که پریشان در خیابانهای تبعید بروم…

**

وبر می گردم. و نامه مترجم کتاب می رسد:» در ۲۵ سالی که کارم ترجمه کتاب است، چنین عمیق درگیر کتابی نشده ام. اگر کتاب در خوانندگان هم همین تاثیری رابگذارد که بر من گذاشته است، چشمان بسیاری با زخواهد شد…»

 Dear Mr. Houshang Asadi

Thank you so much for the signed copy of Brieven aan mijn folteraar, the Dutch translation of Letters to my torturer.

Unfortunately, I wasn’t able to come to the signing session in person, to shake your hand, which would have been a great honor.

In the 25 years of my career as a translator, I have not encountered a book that moved me as deeply as yours, and I am proud to have contributed a little to the disclosure of your story to the people in Holland. It might hopefully help them to get a deeper understanding of the Iranian people, the regime and especially of the counter forces that are still defying those who stand in the way of liberty and equality for all.

If your book will impress the reader as much as it did me   , it should open the eyes of many.

With the highest regards,

Roelof Posthuma

و بعد لینک مصاحبه ها و گزارش ها می رسد. تقریبا همه مطبوعات مهم هلند در باره کتاب نوشته اند و یا مصاحبه های مرا منتشر کرده اند. خودم را می بینم که دارم بازبانی که یک کلمه اش را هم بلدنیستم، با مردم هلند حرف می زنم. این صدای مظلوم قربانیان دهه شصت ، فریاد خشم اعدام شدگان تابستان ۶۷ است که در هلند طنین می اندازد.

– آهای بچه ها، با هر عقیده و اعتقاد که بر دارهای مرگ رفتید، هرگز فکرنمی کردم روزی صدای شما شوم… گوش کنید. صدای شما ا زترعه ها می گذرد و به چهار سوی جهان می رود. ما همه بازخواهیم گشت  و روی همه دیوارهای وطن خواهیم نوشت:

– آزادی..

ودیگر هیچ ایرانی با هیچ شکنجه گری به آمستردام نخواهد آمد.

جام زهر آقا (هوشنگ اسدی)

هوشنگ اسدی

«دانشجويان بسيجی» – نام مستعار نیروهای امنیتی-ـ نظامی وابسته به بیت رهبری، سه شنبه به سفارت انگلستان یورش می برند و با باز آفرینی کاریکاتوری «اشغال لانه جاسوسی» همه رویدادهای هفته اول آذرماه را تحت الشعاع این حادثه آفرینی خطرناک قرار می دهند.

ماه آخر پائیزوقتی می رسد که جبهه های جنگ علیه «نظام»مدام گسترده تر، حلقه محاصره پیوسته تنگتر وعمق رویدادها مرتب آشکارتر می شود.

عکس های ماهواره ای، ویران شدن پایگاه موشکی سپاه درپادگان ملارد بر اثر انفجار موتورموشک بالستیک را درمنظر جهانیان قرار می دهد. پدرموشکی جمهوری اسلامی تنها فرد شناخته شده درمیان 37 نفری است که قربانی شده اند. علی اکبر صالحی رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی که حالا در مقام وزیر خارجه، «برگشت می خورد» و مجبور می شود بدلیل اجرایی شدن تحریم های بین المللی از آسمان مجارستان برگردد، اعتراف می کند که فرد قبلی ترور شده ـ مجید شهریاری ـ «بر جسته ترین دانشمند هسته ای ایران بوده است.»

«دانشجوی بسیجی» هم که تصویر ملکه انگستان را واژگونه گرفته و سخنرانی تهییجی خودرا با نام شهریاری آغاز می کند، از خونخواهی او سخن می راند.

تحریم نفت وارد مرحله تازه ای می شود. روزنامه های معتبرجهان می نویسند: «باید زنگ‌های خطر را در تهران به صدا درآورد.»

ایتالیا بزرگترین خریدار اروپائی نفت ایران، لوله ها را می بندد. کشور بعدی فرانسه است. سردار تکیه زده بر صندلی وزارت نفت، می گوید: «نفت ایران جایگزین ندارد.»

خبر از ورود نفت عراق به بازار می رسدو در حجم وسیع. آمریکا، کانادا و کره جنوبی، تحریم‌هایی را علیه صنعت پتروشیمی ـ بیش از ۶۰ درصد صادرات اصطلاحا غیرنفتی ایران- اعمال می کنند. لندن در موقعیت یکی از پایتخت‌های بانکی دنیا، روابط مالی خود را با بانک مرکزی ایران که دریافت‌کننده درآمدهای نفتی است، قطع کرده است.

کشورهای عضو اتحادیه اروپا امروز -۱۰ آذر / ۱ دسامبر- در مورد تشدید تحریم‌ها ی جمهوری اسلامی تصمیم می گیرند. روزنامه آلمانی «زود دویچه تسایتونگ» خبر می دهد: «وزیر امور خارجه آلمان، گیدو وستروله، پیشنهادهایی را برای ارائه به کشورهای اروپایی آماده کرده که توقف واردات نفت از ایران و تحریم بانک تجارت از رئوس اصلی آن محسوب می‌شود.»

حسن منصور-ـ اقتصاد دان ایرانی مقیم لندن-ـ افق تحریم را چنین می بیند: «در صورت وقوع تحريم گسترده بانک مرکزی و انرژی ايران، اقتصاد مملکت تا نسل ها بعد می تواند دچار بحران ساختاری شود. تحریم بانک مرکزی برای اقتصاد ايران بسيار ضربه هولناکی است. يعنی ضربه ای که از رهگذر اين تحريم ها بر اقتصاد ايران و به ويژه در درازمدت وارد می شود، ضربه ای است که با صرف ميلياردها هزينه و با گذر نسل ها جبران خواهد شد.اين هزينه ای است که جمهوری اسلامی برای اقتصاد نسنجيده بين المللی خودش می پردازد. »

معاون خزانه‌داری آمریکا به امارات و اسرائیل می رود تا درباره تحریم‌های ایران گفت و گوکند.

ششمين سقوط بزرگ بورس در 8 ماه اخیر از اولین نتایج برنامه جهانی «فلج بزرگ» است. اجلاس مجللی برای جلب سرمایه گذاران خارجی بر پا می شود. همه چیزبرای پذیرائی هست، از خاویار تافرش قرمز. روزنامه های اقتصادی نتیجه اجلاس را به تیتر تبدیل می کنند: «سرمايه گذاران خارجی نمی آيند، حتی با فرش قرمز.»

روزنامه‌های جهان صنعت و تهران امروز خبرهای دیگری هم دارند: «عنان ارز از‌کف بانک مرکزی رفت».

با آغاز تحریم‌های جدید و شکست بانک مرکزی جمهوری اسلامی در کنترل قیمت دلار «رکورد جدید ۱۳۶۵ تومان برای دلار به ثبت » می رسد. محمود بهمنی می گوید: «دستور دادیم سکه ارزان شود.»

محسنی اژه ای در هفته ای که روزنامه خراسان خبر از يك اختلاس ميلياردى جديد می دهد، هنوز در تلاش برای مهار سونامی «اختلاس بزرگ تاریخ » است. می گوید: «فساد مالی اخیر متوجه کسانی است که در قدرت هستند.»

وتنها روی یک نام دست می گذارد: علینقی جهرمی.او پیشکار اقتصادی احمد جنتی در فارس و سپس پیشکار سیاسی او در شورای امنیت بود. به پاس خدماتش در کابینه اول احمدی نژاد وزیر کار و سپس مدیرعامل بانک صادرات شد و به «بیت آقا» راه یافت. حالا هم برای خودش آزادانه می گردد.

لابد مشغول دادن مشاوره به نمیر المومنین ـ احمدجنتی ـ است که به رهبران سعودی و بحرین هشدار می دهد: «بگذارید مردم سرنوشت خودشان را تعیین کنند.»

سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان سعودی که کشورش برای پرکردن جای خالی نفت ایران بطور جدی در صحنه حضور دارد، می گوید: «ایران هنوز به مداخله در امور همسایگان خود و دیگر کشورهای منطقه ادامه می دهد.»

در مرکز این کشورها سوریه قرار دارد. سفیر جمهوری اسلامی در لبنان به صراحت تمام سخنان وزیر خارجه عربستان را تائید می کندغضنفر رکن آبادی، از حزب الله لبنان، حماس، جهاد اسلامی فلسطين و ساير تشکل های لبنانی و فلسطينی می خواهد که همه قوای خود را برای کمک به حفظ حکومت بشار اسد در سوريه «بسيج» کنند و به طور عملی و کلامی و تبليغی در کنار نظام سوريه بايستند. دلیل هم می آورد: «تحولات سوريه هم اينک از اهميت والايی برای دشمن برخورداراست و بايد همه توان خط مقاومت برای کمک به ملت و رهبری سوريه بسيج شود.»

احمدجنتی وسفیر نظامش ظاهرا از دیدار سران فتح و حماس در قاهره خبر ندارند وقامت دراز بشار اسد- متحد استراتژیک نظام – را نمی بینند که در انظارجهانیان پیوسته خم تر و خم تر می شود. سازمان ملل نظامیان سوریه را به «جنایت علیه بشریت» متهم می کند. حتی چین یک گام به جلو برمی دارد و اعلام می کند که بحران سوریه باید توسط اتحادیه عرب حل و فصل شود.

ضرب‌الاجل اتحادیه عرب به سوریه به پایان می رسد. وزیران امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب تحریم‌های اقتصادی علیه نظام سوریه را از تصویب می گذرانند و حمد بن جاسم آل ثانی وزیر امور خارجه قطر آن را در نشستی خبری در قاهره اعلام می کند: «بانک مرکزی سوریه توسط کشورهای عربی تحریم می‌شود و مبادله کالا با حکومت این کشور به جز کالاهای اساسی که بر زندگی مردم تاثیر می‌گذارد، متوقف می‌شود.»

احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه تركیه، همراهی کشورش با اتحادیه عرب را به اطلاع جهانیان می رساند: «تا زمانی كه یك دولت دموكراتیك در این كشور روی كار نیاید، تركیه روابط خود را با سوریه به حالت تعلیق درمی‌آورد.»

اوباش حاکم بر جمهوری اسلامی با هم می جنگندو برای جهان رجز می خوانند. یک فعال سیاسی از جمهوری‌اسلامی با عنوان «مزرعه حیوانات» نام می برد که در آن «همه باهم برابرند، اما بعضی از بقیه برابرترند». یک سایت احمدی‌نژاد را «میمونی» می داند که از «منبر انقلاب» بالا رفته است. جهان‌نیوز با اشاره به رایزنی احمدی‌نژاد برای عدم بازداشت جوان‌فکر و تلاش وی برای انفصال حکم حمید بقایی، از وی با عنوان فردی نام می بردکه برای نظام «شاخ و شانه و عربده» می‌کشد. اقدام روزنامه ایران در سفید منتشرکردن صفحه نخست خود «قرتی بازی مطبوعاتی» نامیده می شود و مدیران این موسسه «غاصبان روزنامه ایران» معرفی می گردند.

نوبت به حیدرمصلحی می رسد که بعد از نابود کردن سازمانهای اطلاعاتی جهان، مسخره ترین تحلیل تاریخ را از «مخالفان نظام» بر زبان بیاورد: «طبق کار اطلاعاتی انجام شده و اطلاعات به دست آمده که در اختیار ما قرار دارد، ما در کشور بعد از فتنه 88 با تعداد قابل توجهی از گروه‌های انحرافی مواجه هستیم.طبق فرمایشات رهبری خواص مردود و بی‌بصیرت به دسته‌های مختلفی از جمله خواص بی‌بصیرت، خواص مطرود، خواص غافل، فرصت طلب، مصلحت اندیش، منحط اخلاقی، غرب گرا، طرفدار حق ولی دنیا گرا، دنیا زده، ترسو و فاقد شجاعت تقسیم می‌شوند.»

و همه این گروهها هم «که با رهبری و نظام غیر همسو هستند» ودست در دست دشمنی دارند که لابد اهداف آنها توسط «کاراطلاعاتی سربازان بدنام امام زمان» کشف شده و» فعلا ازاین قرار است: «تمرکز اصلی دشمن بر زیر سؤال بردن سلامت انتخابات و القای شبهه تقلب در برگزاری آن است. تخریب چهره‌های ستونی نظام مانند رهبری، سپاه و بسیج، بزرگ جلوه کردن مشکلات مردم و ایجاد حس نارضایتمندی مردم نسبت به حاکمیت از جمله اهدافی است که آنها ـ امریکا و اسرائیل و استکبار و بدترکیب و خوش ترکیب ـ در کشور به دنبال رسیدن به آن هستند.»

حيدر مصلحی، این مهم را هم به ثبت تاریخ سیاسی می دهد: «انتخابات نهمين دوره مجلس «حساس ترين» انتخابات در عمر جمهوری اسلامی است و جريان های «فتنه، انحرافی و اصلاح‌طلبان» اهداف مشترکی برای مقابله با آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، دنبال می کنند.»

و ظاهرا بر اساس این تحلیل «بد ترکیب» است که «مجلس نوکران قدرت» به طرحی رای می دهد که در صورت تصویب نهایی سازمان بسیج ایران را مختار می‌سازد نیم درصد از «افزایش درآمد فروش نفت» را در اختیار بگیرد.

و بااین انگیزه تازه، رجز خوانی برای جهان شروع می شود. میرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوا فضای سپاه پاسداران می گوید: «درصورت «مورد تهدید» واقع شدن حکومت ایران توسط نیروهای نظامی خارجی، نخستین محلی که هدف حملات تلافی جویانه قرار می گیرد «سپرهای موشکی ناتو در خاک ترکیه» خواهد بود.»

سرتیپ پاسدار یدالله جوانی هدف رادورتر می برد: «در صورت حمله اسرائیل به مراکز هسته‌ای و حیاتی ایران، هر نقطه از خاک اسرائیل، ازجمله مراکز اتمی‌اش، هدف بالقوه برای حمله موشکی متقابل خواهد بود.»

 وسید احمد خاتمی از شیراز تاقلب تل آویومی رود: «دانم دم از حمله به ایران می‌زنند، ولی هیچ غلطی نتوانسته‌اند بكنند و نخواهند توانست بکنند، اگر ذره‌ای تجاوز به این مملكت داشته باشند، موشك‌های ایران قلب تل‌آویو را هدف قرار داده و آنرا با خاك یكسان خواهد كرد.»

وسرانجام تهدید ها در تهران عملیاتی می شود ویک سایت ایرانی مرحله اول حمله را چنین گزارش می دهد: «واحد فدائیان ولایت که سردار نقدی به تقلید از گارد شاهنشاهی درست کرده و سه روز قبل – روز بسیج- نیز یواشکی از برابر فرمانده کل قوا رژه رفت، ماموریت پیدا کرد تا از دیوار سفارت انگلیس بالا برود.»

سپس نوبت باغ قلهک می رسد و ساعتی بعدجهان ناظر لحظه به لحظه رویدادی است که با همه قوانین جهانی مغایرت داردو البته همان چیزی است که به کار بسیج افکارعمومی جهان می آید.

سناریو این بار کمی متفاوت نوشته شده یا درمتن رقابت جناح ها است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی از «رفتارهای غير قابل قبول معدودی» در حمله به سفارت بريتانيا در تهران «ابراز تاسف» می نماید.

دفتر تحکیم وحدت در بیانیه ای حمله به سفارت بریتانیا در تهران را محکوم می کند و مهاجمان به سفارت بریتانیا را وابستگان به جریان اقتدارگرای حاکم می داند.

اتحادجمهوری خواهان ایران در بیانیه خود می نویسد: «در کشوری که کم ترین تحرک شهروندان با قهر بی درنگ و بیرحم دولتی روبرو می شود، محتمل ترین گمانه زنی برای امکان برگزاری چنین بلوائی می تواند این باشد که اقلأ بخشی از رژیم می خواهد کشور را به ورطِۀ یک رودرروئی جدید با غرب بکشاند.»

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا، می گوید: «برخی همراهی ها در رژيم برای حمله عليه سفارت بريتانيا وجود داشته است.این نظر که مقام های ایرانی نمی تواستند از سفارت ما محافظت کنند یا اینکه حمله یاد شده بدون درجه ای از رضایت رژیم رخ داده است، خیالی خام است.»

رسانه های جهان بلافاصله حکومت ایران را «پشت حمله به سفارت» می بینند وداستان شوم اشغال سفارت آمریکا در سال 1358 را درخاطره ها زنده می کنند. و این جمله هگل که توسط مارکس جهانی شد، در فضای مجازی به گردش می افتد: «هر رویداد تاریخی دو بار اتفاق می افتد، باراول تراژدی وبار دوم کمدی» وتن از هراس به لرزه می افتد که تاریخ برای ایران «کمدی» راخط بزند و به جایش «فاجعه» بنشاند.

و جهان منتظر بحرکت در می آید. شورای امنیت سازمان ملل ـ ازجمله چین و روسیه-  این حرکت راشديدا محکوم می کند.رئیس شورای امینت با اعلام نگرانی عمیق تمامی اعضای این نهاد عالی سازمان ملل متحد، مقام‌های ایرانی را به انجام وظایف و تعهدات بین‌المللی‌شان فرامی خواند. انگلستان سفارت جمهوری اسلامی در لندن را می بندد.

در آخرین ساعات روز چهارشنبه رویترز خبر می دهد: «با توجه به پایین آمدن روابط دیپلماتیک میان بریتانیا و جمهوری اسلامی، لندن از تحریم نفتی ایران حمایت می کند و با همکاری متحدان آن را به اجرا خواهد گذاشت.»

آلمان، فرانسه ونروژ سفرای خود را می خوانند. نروژ تصمیم به تعطیل سفارتش می گیرد.ایتالیا راه رایزنی را بر می گزیند تا همین کار را کند.

آذر، ماه آخر پائیز با سخت ترین توفان ها آغاز شده است.جمهوری اسلامی فروش و عرضه بازی مشهور «بتل فیلد «۳ را ممنوع اعلام می کند. این بازی یک ماه پیش وارد بازار شده و حمله هوایی به پایتخت ایران، ازجمله عملیات نفربرها و جنگنده های آمریکایی را به تصویر می کشدو بازیگر نقش اول آن یک تفنگدار نیروی دریایی آمریکاست.

علیرضا نوریزاده و محمدنوری زاد در تهران و لندن آیت الله خامنه ای را به «نوشیدن جام زهر» دعوت می کنند. نوری زاد در جام زهررهبر شش داروی رهائی ایران از شرایط کنونی را ریخته است: «آزادی بی قید وشرط زندانیان سیاسی و دلجویی از آنان و از خانواده های آنان، ادغام سپاه در ارتش و جلوگیری از ورود سپاهیان به مواضع پولی و سیاسی و اطلاعاتی کشور، گفتگو با سازمان های بین المللی و رعایت خط قرمزهای بین المللی، بازگرداندن آزادی به صدا و سیما و رسانه ها و دادن حق اعتراض به مردم، پایبندی به همه تعهدات بین المللی معقول و منطبق با منافع ملی، به سرانجام رساندن داستان دستیابی به انرژی هسته ای بنحوی آبرومند و با بهره مندی از ظرفیت های معمول جهانی.»

و البته داروی اصلی همه دردها: آزادی. انتخابات آزاد با حضور همه نیروها و سلایق.

و به هنگام که رهبرجام زهر رامی نوشد، کسی باید این سخن نامه همکار ما بهمن احمدی اموئی به همسر دلاورش ژیلابنی یعقوب رابا صدای بلندبخواند تا بارگاه ظلم رافرو ریزد:

زندانیان سیاسی زن مدتی است همسایه دیوار به دیوار ما شده‌اند، ما محکم تر کف می‌زنیم و با صدای بلندتر شادی می‌کنیم، تا شادی مان را با آنها که در آن سوی دیوار هستند، تقسیم کنیم و بگوییم ما هنوز هم هستیم و هنوز هم بی شماریم.


تگ   هوشنگ اسدی

هوشنگ اسدی،نویسنده، روزنامه نگار و مترجم.متولد:۱۳۲۸
فعالیت مطبوعاتی:عضو شورای سردبیری کیهان تا سال ۱۳۵۷،سردبیر مجله گزارش فیلم،عضو شورای سردبیری روزآنلاین
کتاب ها:نان، گربه،نامه هایی به شکنجه گرم….

وب سایت شخصی
درباره من

مقالات مربوط به این نویسنده
۱۰ آذر ۱۳۹۰
۳ آذر ۱۳۹۰
۲۶ آبان ۱۳۹۰
۱۹ آبان ۱۳۹۰
۵ آبان ۱۳۹۰
۲۸ مهر ۱۳۹۰
۲۱ مهر ۱۳۹۰
۱۴ مهر ۱۳۹۰
۷ مهر ۱۳۹۰
۳۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۴ شهريور ۱۳۹۰
۲۲ شهريور ۱۳۹۰
۱۷ شهريور ۱۳۹۰
۱۰ شهريور ۱۳۹۰
۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۷ مرداد ۱۳۹۰
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ تير ۱۳۹۰
۲۳ تير ۱۳۹۰
۲۲ تير ۱۳۹۰
۲۱ تير ۱۳۹۰
۱۵ تير ۱۳۹۰
۷ تير ۱۳۹۰
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
۱۸ خرداد ۱۳۹۰
۵ خرداد ۱۳۹۰
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
۳۱ فروردين ۱۳۹۰
۲۴ فروردين ۱۳۹۰
۱۸ فروردين ۱۳۹۰
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۱ اسفند ۱۳۸۹
۲۳ بهمن ۱۳۸۹
۲۰ بهمن ۱۳۸۹
۱۳ بهمن ۱۳۸۹
۶ بهمن ۱۳۸۹
۲۹ دى ۱۳۸۹
۱۸ دى ۱۳۸۹
۸ دى ۱۳۸۹
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۲ آذر ۱۳۸۹
۱ آذر ۱۳۸۹
۲۷ آبان ۱۳۸۹
۷ مهر ۱۳۸۹
۱ مهر ۱۳۸۹
۲۵ شهريور ۱۳۸۹
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
۸ شهريور ۱۳۸۹
۳ شهريور ۱۳۸۹
۲۸ مرداد ۱۳۸۹
۲۱ مرداد ۱۳۸۹
۶ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۶ تير ۱۳۸۹
۹ تير ۱۳۸۹
۲ تير ۱۳۸۹
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
۲۰ خرداد ۱۳۸۹
۱۵ خرداد ۱۳۸۹
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
۵ خرداد ۱۳۸۹
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۶ فروردين ۱۳۸۹
۱۸ فروردين ۱۳۸۹
۲۸ اسفند ۱۳۸۸
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
۵ اسفند ۱۳۸۸
۲۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
۱ بهمن ۱۳۸۸
۲۴ دى ۱۳۸۸
۱۶ دى ۱۳۸۸
۱۳ دى ۱۳۸۸
۹ دى ۱۳۸۸
۲۶ آذر ۱۳۸۸
۱۸ آذر ۱۳۸۸
۱۱ آذر ۱۳۸۸
۲۷ آبان ۱۳۸۸
۲۵ آبان ۱۳۸۸
۲۱ آبان ۱۳۸۸
۱۴ آبان ۱۳۸۸
۶ آبان ۱۳۸۸
۳۰ مهر ۱۳۸۸
۹ مهر ۱۳۸۸
۱ مهر ۱۳۸۸
۲۵ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۴ شهريور ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۳۱ تير ۱۳۸۸
۲۴ تير ۱۳۸۸
۱۷ تير ۱۳۸۸
۱۱ تير ۱۳۸۸
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
۲۴ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۱ بهمن ۱۳۸۷
۴ بهمن ۱۳۸۷
۱ بهمن ۱۳۸۷
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۹ دى ۱۳۸۶
۱۰ دى ۱۳۸۶
۲۹ آبان ۱۳۸۶
۱۳ تير ۱۳۸۶
۲۴ خرداد ۱۳۸۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
۲۸ اسفند ۱۳۸۵

نامه هائی به شکنجه گرم در شبکه سراسری آلمان (هوشنگ اسدی)

فیلم  در باره کتاب «نامه هائی به شکنجه گرم» نوشته هوشنگ اسدی از پر بیننده ترین برنامه فرهنگی تلویزیون های آلمان پخش می شود.

این فیلم ، روز یکشنبه 23 اکتبر ( اول آبان) در ساعت
23.05
در برنامه ای تحت عنوان
titel thesen temperamente
از شبکه
ARD

آنونس فیلم در سایت شبکه تلویزیونی

http://www.daserste.de/ttt/beitrag_dyn~uid,dkusfwh3ybl0ovzx~cm.asp

این برنامه پر مخاطب ترین برنامه فرهنگی تلویزیون های آلمان است و بین 3 تا 5 میلیون بیننده دارد.
هوشنگ اسدی و نوشابه امیری دراین فیلم  حر ف های تازه ای را در باره کتاب» نامه هائی به شکنجه گرم»، زندان و زندگی مشترک خود مطرح ساخته اند.
» نامه هائی به شکنجه گرم» تابستان سال گذشته بزبان انگلیسی انتشار یافت و در تیرماه امسال جایزه جهانی کتاب حقوق بشر سال 2011 رانصیب نویسنده خود ساخت.
برنامه شبکه سراسری المان در باره کتاب» نامه هائی به شکنجه گرم» درآستانه انتشار چاپ دوم انگلیسی و متن فارسی کتاب پخش می شود.

هوشنگ اسدی در برنامه یک ساعته تلویزیون

ARD
از انتشار کتاب بزبان های هلندی، لهستانی، اسپانیولی  و آلمانی در آینده نزدیک خبر داده است.