عورت و ملائکه

 

هوشنگ اسدی

اردیبهشت ماه جلالی است در ایران. بادها باید عطر گل سرخ به جهان ببرند و آواز بلبلان بپراکنند. دریغا، دریغ!بوی گند » نظام» ازاستخری دربرزیل سر برمی کشد و داستان زیر آبی دیپلمات جمهوری اسلامی برای لمس»اندام خصوصی»دخترکان آن رسوائی جهانی می شودکه » فرانکشتاین‌ها»- به تعبیر زیبای دکتر ابراهیم یزدی- آن را » تفاوت فرهنگی» می نامند.

» نظام» مقدسی است براستی که یکی از اعاظم مداحان اهل بیتش، رئیس جمهور را «آلت تناسلی» می خواند، سردارش امام جمعه روسپیان برهنه می شود، دیپلماتش به نام «حکمت اله» راه به «عورت» دختر بچگان می جوید و رهبرش همچنان آن را در سایه حمایت ملائک می بیندو می فرماید که چند وچون امور «به بركت اسلام است؛ به بركت كمك الهي و كمك ملائكة اللَّه است.»

سخنان آیت اله خامنه ای، خطاب به گروه‌هاي جهادي فلسطيني در سال ۱۳۸۸، اینروزها لابد بخاطر «شرایط جنگی» ـ- به گفته دبیرهیات منصفه مطبوعات –ـ در سطح گسترده ای پخش می شود: «نيروي نظامي‌مان، نيروي اقتصادي‌مان، امكانات مالي‌مان، امكانات تبليغاتي‌مان، گستره‌ فعاليت سياسي‌مان با آمريكا قابل مقايسه نيست.» و با اینهمه «رهبرمعظم» دست از ماشه اتم که بهانه هولناک ترین جنگ تاریخ است؛ بر نمی دارد. سربازانش لابد آن سردار و مداح و دیپلماتند و اتکایش به» كمك ملائكة اللَّه.»

ابوالفضل قدیانی ـ– زندانی سیاسی –ـ در دادگاه به یکی از فرانکشتین ها که قاضی مقیسه نامی باشد می گوید: «آقای خامنه ای طاغوت زمانه است.» و «مقام عظمای ولایت » که بقول محمد نوری زاد حق دارد خودش را به ندیدن و نشنیدن بزند، «افتخارات تاریخی طاغوت» رادر حضور فرماندهان نیروی زمینی به سخره می گیرد.» رهبر جمهوری اسلامی ایران» انگار که دارد در باره تاریخ یک کشور باستانی دیگر حرف می زند، سلسله پادشاهی هخامنشی را که سنگ بنای ایران را نهادند به تحقیر وتوهین «طاغوت» می نامد. برای نشان دادن اوج»دانش» خود که دیگر همه حوزه ها را درنوردیده و حالا به تاریخ رسیده، خشایارشا را «خشایارشاه» می خواند و می فرماید: «از اینجا بلند شوند، بیش از یک میلیون سرباز را بردارند ببرند طرف یونان – اینها افتخارات تاریخىِ طاغوت ماست؛ بعد هم شکست‌خورده و کشتى‌شکسته و نابودشده برگردند به کشور. اینها در خدمت منافع ملى نیستند؛ در خدمت جاه‌طلبى‌هاى سیاسى‌اند.»

ابوالفضل قدیانی در دادگاه می گوید: «آقای خامنه ای در شهر قم مردم ایران را میکروب دانست. اوست که کشور را ویران کرده و در دوران رهبری و مدیریتش دزدی ۳ هزار میلیاردی رخ داده، اما به جای پذیرش اشتباهش در حمایت از دولت مستقر، از معترضین دزدی ۳ هزار میلیاری می خواهد که قضیه را کش ندهند!»

و حتما در ادامه همین «خدمات» است که «رهبر معظم» لابد بر بستر «منافع ملی» و نه در متن «جاه طلبی» چون خشایارشا، هیچ هشداری را بر نمی تابد که آخرین آن را نامه تاریخی اولین وزیر خارجه جمهوری اسلامی فریاد می کند.

اسنادی که این هفته «موسسه علوم و امنیت بین المللی» منتشر می کند، نشان می دهد که برنامه دست یابی به جنگ افزار هسته ای چگونه کلید خورده است: «در آوریل سال ۱۹۸۴(۱۳۶۳) در جریان یک جلسهٔ مقامات بلندپایه سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در کاخ ریاست جمهوری در شهر تهران، آیت‌الله علی خامنه‌ای که در آن زمان رئیس جمهور ایران بود اعلام کرد که آیت‌الله روح‌الله خمینی رهبر وقت و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفته‌است که برنامه هسته‌ای ایران دوباره فعال شود.براساس گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای در آن جلسه این تنها راه تضمین امنیت رژیم جمهوری اسلامی در برابر توطئه‌های دشمنان، بخصوص آمریکا و اسرائیل و فراهم کردن زمینه‌های ظهور امام زمان است. آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه این جلسه می‌افزاید که وجود جنگ‌افزار هسته‌ای در دست سربازان خدا عامل مهمی برای مهار خطرهایی است که ایران را تهدید می‌کنند.»

در اردیبهشت ۹۱ دیروز به امروز پیوند می خورد. کسی که درجای رئیس جمهور پرونده اتمی را کلید زد، امروز درمقام رهبر صاحب مطلق آن است.

مردم ایران از شنیدن کمترین خبردر باره مساله ای که هست و نیست آنها به آن مربوط است، محرومند.اگر «آزادی» درکشورهای دیگر هم مانند جمهوری اسلامی تام وتمام بود، علی اکبر کسائیان نامی که دبیرهیات منصفه مطبوعات فرمایشی است؛می توانست «شرایط اضطراری» اعلام وبدلیل محاصره «تحریم‌ها و تهدید به جنگ» همین قانون مطبوعات نیم بند را تعطیل و همه خبرها را زندانی کند.

اما در جهان آزاد اخباروتفاسیردرجریان مداوم خود، به سرعت بسوی سوم خرداد و بغدادی می دوند که آخرین تیر تکش سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و اکنون درمیدان جنگ لفظی با آنکارا بسر می برد.

گری سيمور مشاور اوباما در امور خلع سلاح که در مذاکرات استانبول شرکت داشت، می گوید: «به نظر می‌رسید ایرانی‌ها علاقه بسیار بیشتری به وارد شدن به مذاکرات واقعی نشانی می‌دادند، خیلی کمتر شاخ و شانه می‌کشیدند و دیگر پیش شرط نمی‌گذاشتند؛ این آمادگی را هم داشتند که درباره مسئله هسته‌ای صحبت کنند.»

برخی از منابع برهمین اساس از «سناریوی برون رفت تدریجی و آبرومندانه جمهوری اسلامی از برنامه اتمی» خبر می دهند. لوموند می نویسد: «حتی روسیه و چین هم در مورد خطرناک بودن بیش از حد آن اشاراتی داشته اند. ایرانی ها در چانه زدن تا لبه پرتگاه می روند، اما بنظر نمی رسد به پریدن هم علاقه ای داشته باشند.»

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در گزارشی با عنوان «آماده شدن زمینه برای معامله با ایران» از تعامل پشت پرده ایران و غرب برای تعلیق غنی سازی اورانیوم ۲۰ درصدی و متوقف ساختن غنی سازی اورانیوم در تاسیساتی زیر زمینی با خلوص بالاتر خبر می دهد.

گروهی از ناظران معتقدند که حضور جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکرات بیشتر یک اقدام دیپلماتیک زیرکانه بوده است تا نشانه‌ای قابل اطمینان مبنی بر تمایل به توافق. درو اقع سیاست» نرمش در گفتار، پافشاری بردرخواست» بر متن کشتن زمان دنبال می شده است.

به نوشته ال مانیتور بر اساس شواهد تازه مذاکرات استانبول نزدیک بوده است به شکست بینجامد.در پایان مذاکرات رسمی، سعید جلیلی و کا‌ترین اشتون یک بار دیگر به طور جداگانه با یکدیگر ملاقات و گفت‌وگو کرده اند. در این مذاکره ۹۰ دقیقه‌ای که در دفتر وزیر خارجه ترکیه برگزار شده، سعید جلیلی با سماجت فراوان و شاید نزدیک به صد بار خواستار لغو یا به تعویق انداختن تحریم‌ها شده است. واین جواب را از کاترین اشتون شنیده که درخواست لغو این تحریم‌ها واقع‌بینانه نیست و تصمیم‌گیری در این زمینه در حوزه اختیارات او قرار ندارد.

تبدیل لغو تحریم به خواست و در واقع شرط اصلی مذاکرات «بغداد» پشتیبان این نظر است.پرویز سروری٬ رییس کمیته امنیت در کمیسیون امنیت ملی مجلس می گوید: «لغو تحریم‌های بین‌المللی شرط جمهوری اسلامی برای ادامه مذاکرات ایران با گروه ۱+۵ در بغداد است.»

سردار قاسمی، وزیر نفت جمهوری اسلامی، تهدید کهنه ای را تکرار می کند: «اگر اروپایی‌ها تحریم نفت ایران را لغو نکنند که امیدواریم در بغداد چنین کنند، حتما صادرات نفت به اروپا را قطع خواهیم کرد.»

هنوز مانده تا بغداد دو دانگی، که راه به مذاکره نزدیکتر کند و یا کلید جنگ را بزند که اسرائیل انتظارش را می کشد.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در روزی که آيين های ساليانه گراميداشت ياد قربانيان هولوکاست برگزار می شود، موضع حمله را از سر می گیرد: «کسانی که تهدید ایران برای نابودی موجودیت اسرائیل را انکار می کنند از هولوکاست درس نگرفته اند. اگر جلوی برنامه هسته ای ايران گرفته نشود، ممکن است يهوديان دوباره مانند زمان هيتلر قتل عام شوند و فاجعه هولوکاست تکرار گردد.»

ژنرال بنی گانتس، رييس ستاد مشترک ارتش اسراييل، از آمادگی برای حمله خبر می دهد: «نيروهای اسراييلی در حال انجام عمليات ويژه، فراتر از مرزهای اين کشور هستند و آماده خواهند بود، در صورت صدور دستور، به تأسيسات هسته ای ايران، حمله کنند. ما فکر می کنيم که يک ايران هسته ای بسيار بد است، بهمين دليل جهان بايد ايران را متوقف کند و اسراييل بايد جلوی آنرا بگيرد. ما در حال برنامه ريزی بر اين اساس هستيم. در اصل، ما آماده عمل هستيم.»

و تا نوبت حمله نظامی برسدیا نه، جنگ در زمینه های دیگر ادامه دارد و با شدت تمام.اندونزی و فیلیپین می‌گویند از ایران نفتی وارد نمی‌کنند و ترکیه و هند برای جایگزین کردن بخشی از واردات نفت خود از ایران به دنبال فروشنده‌های دیگر می‌گردند.

خبرگزاری رویترز گزارش می دهد: «نیمی از نفتکش های دریایی ایرانی بعلت تحریم ها در خلیج فارس لنگر انداخته و به جای تحویل نفت، به نوعی ذخیره روی آب تبدیل شده اند. بندر خارک در حال حاضر ميزبان ۱۴ نفتکش بزرگ است که هرکدام نزديک به دو ميليون بشکه نفت خام بارگيری کرده اند ولی مجبور شده اند لنگر بياندازند و مقصدی نداشته باشند.»

و درهمین حال محمود بهمنی در آمریکاست تا از مرکز اقتصاد سرمایه داری جهانی، کمک بگیرد. رئیس کل بانک مرکزی از صندوق بین‌المللی پول می خواهد تا برای جبران فشار ناشی از تحریم نفتی ایران بر کشورهای کم‌درآمد واردکننده نفت، منابع لازم را در اختیار این کشورها بگذارد. ظاهرا این مقام عالیرتبه «اقتصادی» حتی این موضوع ساده را نمی داند که صندوق بین‌المللی پول قانونا موظف به جبران خسارات ناشی از تحریم نفتی ایران نیست.

و درست در همین موقع به شبکه اینترنتی وزارت نفت حمله ویروسی می شود. ستاد بحران می کوشد از این جنگ نرم دست خالی بر نگردد.

کارخانه اتومبیل سازی «پورشه» آلمان، روابط خود را با جمهوری اسلامی قطع می کند. گروه بسیار بانفوذ «اتحاد علیه برنامه اتمی ایران» وقتی بعد از مطالعه فهرست «کشورهای تحت نظر» دریافت که صنعت اتومبيل سازی ايران، به عنوان سيزدهمين خودروسازی بزرگ جهان، عمدتاً توسط دولت و سپاه پاسداران اداره مي شود، مبارزه عليه صنعت خودروسازی جمهوری اسلامی را شروع کرد. این هفته نوبت به پورشه رسید که تنها در چند ماه گذشته درتهران بالغ بر ۱۷ميليون دلار فروش داشته است.

مارک والاس، سفير سابق آمريکا در سازمان ملل متحد، اقدام پورشه را هشدار و پيامی به جمهوری اسلامی خواند تا به غنی سازی و برنامه های مشکوک به ساخت سلاح اتمی خود و حمايت از تروريسم پايان دهد.

و تاهفته تمام شود، کميته تحريم سازمان ملل متحد، يک شرکت ايرانی و دو «عضو نیروی قدس» سپاه پاسداران را به دليل دخالت در قاچاق سلاح به نيجريه به فهرست تحريمی خود اضافه می کند. تحريم های آمريکا شامل تامين‌ کنندگان فناوری برای سرکوب در ايران، سپاه و وزارت اطلاعات- و سوريه می شود.

تحریم در متن اقتصاد ویران جمهوری اسلامی، تاثیر خود را می بخشد.حتی محمود احمدی نژاد که پس از ۲ سال به جلسه مجمع تشخیص مصلحت رفته است به گرانی اعتراف می کند. علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، که نم نمک حضورش در صحنه بیشتر بچشم می آید، و عکس خندانش در کنار رئیس جمهور نظام واقعا دیدنی است، «اوضاع کنونی اقتصاد، اشتغال و تولید» را نامطلوب می داند.

الیاس نادران، نماینده مجلس شورای اسلامی آماری ارائه می کند: «قدرت خرید مردم، ۴۰درصد کاهش يافته است.»

علیرضا محجوب که به هر دری می زند تا برای راه پیمائی روزجهانی کارگر مجوز بگیرد، از اخراج صد هزار كارگردر سال گذشته خبر می دهد. یک مقام مسئول در وزارت صنعت، معدن و تجارت از «دستور ویژه ذخیره‌سازی گسترده ۱۰ قلم کالا» پرده بر می دارد.برنج، روغن، شکر، گوشت قرمز، گوشت مرغ، قند، گندم، ذرت، جو از جمله این کالاها هستند.

احمد کریمی اصفهانی، دبیرجامعه انجمن‌های اصناف بازارمی گوید: «گرانی‌های امروز در هیچ دولتی سابقه نداشته است.امروز مسئله گرانی به آفت جامعه تبدیل شده.هیچ وقت سابقه نداشت که در خلال یک سال قیمت کالاهای اساسی و مصرفی نزدیک به ۵۰ درصد افزایش یابد.»

سعید درخشانی، رئیس اتحادیه سوپرمارکت و مواد پروتئینی، خبرهای غم انگیزی دارد: «اکثر کارخانه‌ها جنس تولید نمی‌کنند، بنابراین کالا گران شده است. برای مثال مدت‌ها کره در بازار توزیع نمی‌شد و در حال حاضر نیز این کالا به مقدار خیلی کم و با قیمت بالا‌تر عرضه می‌شود.حتی حالا که روغن (در بازار) توزیع می‌شود، قیمت آن ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است. روغن پنج کیلویی ۱۲ هزار و ۴۰۰ تومان بود که اکنون با نرخ ۱۴ هزار و ۸۰۰ تومان عرضه می‌شود.»

فریدون خاوند ـ– اقتصاد دان-ـ وضعیت اقتصادی را جمع بندی می کند: «کشور، با سخت‌ترین و طولانی‌ترین رکود اقتصادی بعد از جنگ با عراق روبرو شده‌است.»

و»نظام» با این وضعیت اقتصادی، دست از پشت سوریه بر نمی دارد. همانها که امروز از یاری «نظام» به کشتار مردم سوریه پرده بر می دارند، لابد روزی ارقام نجومی دلارهای پرداخت شده به حکومت بشار اسد را فاش خواهندکرد.

برهان غلیون رئیس شورای ملی سوریه پس ازدیدار با محمد عمرو وزیر خارجه مصر تاکید می کند که ادامه کشتار مردم توسط رژیم سوریه با پشتیبانی ایران و پوشش روسیه صورت می گیرد. او به تاکید می گوید: «ایرانی ها خود را به جای اسد طرف نبرد می پندارند.اگر حمایت ایران و پوشش روسیه نبود، رژیم اسد جرات نمی کرد دست به این همه کشتار بی سابقه بزند.»

و هفته ای است که ایهود باراک، وزير دفاع اسرائيل، می گوید: «سقوط حکومت بشار اسد در سوريه «بسيار مثبت» و ضربه بزرگی برای ايران خواهد بود.محور ضد اسرائيلی وابسته به ايران در لبنان و غزه نيز از سقوط بشار اسد لطمه خواهد خورد.»

وزرای امور خارجه ۷۰ کشور عضو گروه «دوستان مردم سوريه» در پايان نشست سوم خود در پاريس پايتخت فرانسه اعلام می کنند: «طرح صلح کوفی عنان آخرين امید برای حل و فصل مسالمت آميز بحران سوريه است.»

عربستان سعودی بار ديگر بر ضرورت مسلح کردن مخالفان حکومت بشار اسد تاکيد می ورزد.

هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمريکا می گويد: «اسد آخرين فرصت را از دست ندهد.»

اردیبهشت دیگر آمده است. فصل گل به رنج و اندوه آغشته است. «نظام» چنان سرزمین گل و بلبل را به فلاکت انداخته که از چهار سو به تاراج خاکش دست گشوده اند. حالا بر طبل مالکیت سه جزیره ایرانی بر خلیج همیشگی پارس می کوبند.

«نظام» در پی نجات سوریه است. حالا که » علی مانده و حوضش «، دکتر ابراهیم یزدی به «تاریخ » می نگرد که «مملو است از نمونه‌هایی که در یک بزنگاه، سر ایشان را زیر آب می‌کنند.» فرانکشتین ها دست اندر کارند. راه مذاکره با امریکا را سفت و سخت بسته اند. دکتر صادق زیباکلام، چه زیبا این حکایت را با شواهد و شجاعت باز می گوید.

جبهه پایداری به رهبری مصباح یزدی، روی اینترنت شبکه تلویزیونی راه انداخته است.سازمان دهی، «حلقه‌های صالحین» را به سردار شکنجه، زائیده عراق محمد رضا نقدی سپرده اند. هدف نهایی این طرح تربیت عقیدتی و سیاسی و کادرسازی برای بسیج و کشور از پایین‌ترین سطح ممکن یعنی مساجد و مدارس است.

حتی حزب موتلفه به هراس افتاده است.دبیر کلش محمد نبی حبیبی، می گوید:»برخی‌ها دور خیز کرده‌اند تا کاندیداهای حزب موتلفه اسلامی در تهران رای نیاورند و تخریب‌های بسیار سازماندهی شده‌ای را به کار بسته‌اند. »

سرنوشت کتاب به بهمن دری سپرده اند که از معاونت فرهنگی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز نهاد ریاست جمهوری به وزارت فرهنگ و ارشاد آمده و سابقه ریاست انتشارات کل سپاه پاسداران را هم در کارنامه دارد.

دادستان قم از طلاب «بازداشت سگ گردان ها و نجات بدحجابان در قم» را می خواهد. دادستان سابق

سعید مرتضوی که از بد نامی و جنایت تنهابا اسداله لاجوردی قابل قیاس است، در منصب ریاست تأمین اجتماعی ماندگار می شود. اخبار تکذیب نشده حکایت دارد که او اسرار قتل عام مطبوعات بدستور بیت رهبری را ضبط کرده و به بیرون از کشور فرستاده است. ماندنش نتیجه معامله بر سر این سی دی است که می گویند باید در آمریکا سراغش را گرفت. معلوم نیست چراحداد عادل که بر سر «سوگند شرافت» مرتضوی سنگ روی یخش کردند، هنوز منتظر استعفای اوست.

کسی هنوز رازهای مرتضوی رانشنیده است، اما خبر دیدار نوروزی دو تن از حقوقدان های شورای نگهبان، با یکی از مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی رسانه ای می شود.دو حقوق‌دان می گویند:» میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس نهم که در پایان اسفند ۱۳۹۰ برگزار شد اینگونه بود: -کل کشور: ۳۸ در صد – تهران۱۸ درصد که هشت درصد آرای اخذ شده باطله و سفید بوده است.»

آن مقام عالی رتبه پس از شنیدن آمار واقعی، می پرسد «آیا رهبری از این آمار اطلاع دارند؟»

و معلوم می شود که «معظم له»-ـ لابد زیر سایه ملائکه ـ– دستور فرموده اند بین ۲۵ تا ۳۰ درصد به آمار اضافه شود.

در این بهار غم انگیز، مقامات» نظام» برای تسکین مردم حرف های خنده دار هم می زنند. انگار که نرگس محمدی بیمار را در بحرین درمقابل پدرومادر پیرش گرفته باشند، یادر۱۲ روز گذشته ۱۷ تن را همانجا اعدام کرده باشند، یک مقام وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی خواستار توقف «نقض فاحش حقوق بشر» در بحرین می شود و می‌گوید بحرین باید ضمن توجه به مطالبات مردم به سرکوب‌ها در این کشور پایان دهد.

احمد توکلی نیز هم در صحن علنی مجلس از به «هچل» انداختن سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه با نتیجه ای حیرت آور خبر می دهد:» و اگر تمام اين سؤالات منتشر شود، غرب‌زده‌ترين کاربران اينترنت هم حق را به جمهوری اسلامی می‌دهند و به اين نتيجه می رسند که آمريکا منطق ندارد.»

معلوم نیست چرا که «نظام» مانع ازتعلق گرفتن این افتخار به سایت الف شده است.

هفته تمام می شود. کمتر از یک ماه به مذاکرات بغداد مانده است.نیویورک‌تایمز از» تأسیس سرویس جدید اطلاعاتی پنتاگون با محور ایران» پرده بر می دارد.

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه، در اظهار نظری که رسانه‌های روسیه «بی‌سابقه» توصیف کرده‌اند برای اولین بار ایران و کره شمالی را «تهدید هسته‌ای» می نامد.ارتشبد نیکلای ماکاروف می گوید : «تهدید همیشه هست، به همین خاطر ما از نزدیک پیشرفت هسته‌ای بسیاری از کشور‌ها را زیر نظر داریم. نتایج تحلیل‌هایی که روسیه به همراه آمریکا انجام داده تایید می‌کند که احتمال وجود تهدید هسته‌ای از طرف ایران وجود دارد و ما متقاعد شدیم که واقعا باید یک سامانه دفاع موشکی برای مقابله با این تهدید‌ها راه‌اندازی شود.»

روس ها دارند برگ های بازی را عوض می کنند؟

کسی آخرین هشدارها را خواهد شنید؟

دکتر ابراهیم یزدی در جواب حجتی کرمانی و انگار که به تاریخ، می نویسد:

«شاه رفت خبر بود. صدام آن را نگرفت. صدام رفت، مبارک و بن‌علی نگرفتند. بن‌علی و مبارک رفتند، قذافی گفت آن‌ها بلد نبودند من می‌دانم چه‌کار کنم. قذافی رفت، اسد خبر را نمی‌پذیرد؟ علی صالح عبدالله و حاکم بحرین و سایر امیران خاورمیانه نمی‌پذیرند که وقت رحیل فرا رسیده است.عصر حکومت‌های تک نفره‌ی مادام‌العمری تمام شده است.در دقیقه‌ی ۹۰ هستیم. باید کاری کرد، قبل از آن که از دست شما و مقام رهبری و من دیگر کاری بر نیاید. اما چه کسانی باید این جام را به دست مقام رهبری بدهند. شما و تمامی کسانی که با شما هم‌سو و هم‌فکر هستند و با ایشان نزدیک، این وظیفه و تکلیف تاریخی را بر عهده دارند.»

و دکتر محمدملکی، دلسوخته از دستگیری نرگس محمدی فریاد بر می کشد:

«به تاریخ بنگرید و از سرنوشت دیگران عبرت بگیرید.بس کنید. ۳۳ سال کشور عزیزمان ایران را تبدیل به یک سرزمین سوخته نموده‌اید. به اطرافتان بنگرید آیا جز فساد، دزدی، دروغ، اعتیاد و فحشاء و دشمنی چیزی می‌بینید؟ مطمئن باشید بهار آزادی مردم ایران نزدیک است و پشیمانی حاکمان ظلم و جور خیلی دیر. »

برف بهاری

پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۱

هوشنگ اسدی

برف بهاری پایتخت را می پوشاند. بازی اتمی دراستانبول بر صحنه می آید و فیلمنامه استعفاء در تهران کلید می خورد. و هنوز دوروز نگذشته، آفتاب واقعیت دو ترفند جدید «نظام» را هم به سرنوشت برفی دچارمی کند که زیر گرمای خورشید آب می شود.

هفته آخر ماه اول بهار است و چشم ها به استانبول دوخته که میهمان تیم های مذاکره کننده از ایران است و جهان. ریاست اسمی تیم جهان که باهشدار» آخرین شانس» آمده، بارونس کاترین اشتون است، بانوئی انگلیسی که سمت مسئولیت سیاست خارجی اتحادیه اروپا داردو درعمل مجری فرمانی است که مهر اصلی آن بنام ایالات متحده آمریکاست. رئیس ظاهری تیم «نظام» سعید جلیلی نام دارد و گوش بفرمان داماد رهبر که علی باقری باشد و مستقیم از «بیت» آمده است.

در صبحگاه شنبه بیست و ششم فروردین ماه می توان نخستین رویارویئ مستقیم «رهبر فرزانه» را با آمریکا دید. پیش ازهمه کیهان تهران همه این دیدار را به » فتوای آقا» پیوند زده است: سخنان مکرر سیدعلی خامنه ای درمشهد که سلاح کشتار اتمی را حرام خوانده بود و حتما برای زمینه سازی بازی استانبول.

حسین شریعتمداری در آستانه آغاز مذاکرات در واقع دستور «رهبر» به هیات مذاکره کننده را درسرمقاله کیهان علنی می کند: «در مواجهه با طرف مقابل حتما به فتوای حضرت آقا در تحریم به کارگیری سلاح هسته ای متوسل شوید و برایشان تبیین کنید که فتوای حضرت آقا چون مبانی فقهی و شرعی دارد می تواند یگانه و قوی‌ترین مستند برای تشخیص نیت ایران از دستیابی به انرژی هسته ای تلقی شود.»

هاشمی رفسنجانی هم فاش می کند: «رهبری بالاخره قبول کردند که در مسئله هسته ای انعطاف نشان دهند.» ومعلوم می شود: «مقام رهبری در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و خاتمی مکررا گلایه کرده بود که چرا رسانه های اروپائی آمریکائی مواضع وی را منتشر نمی سازند و درک نمی کنند که سکاندار اصلی سیاست خارجی و هسته ای مقام رهبری است نه کس دیگر. او حتی در آن تعبیر «مرا بایکوت کرده اند» را بکار برده بود.»

«غرب» سرانجام «پیام» رادریافته ودر صبحگاه شنبه بیست و ششم فروردین ماه می توان نخستین رویارویئ مستقیم «رهبر فرزانه» را با آمریکا دید.

هیات مذاکره کننده با روش جدید به میدان مسابقه بزرگ می رود. مربی تیم، همچنان پشت پرده و لحن ها آرام است. غیر از محمود احمدی نژاد که کاملا از بازی کنار گذاشته شده و در جنوب ایران رجزمی خواند، فضا چنین است که واشنگتن پست می نویسد «لحن ایران کاملا تغییر» کرده است. حتی سعید جلیلی و کاترین اشتون میهمانی بازی می کنند و دل می دهند و قلوه می ستانند. بارونس انگلیسی که در دیدار قبلی در تهران یقه پیراهن اش را بلندتر کرده بودند، این بارخود یک شال سفیددور گردنش بسته تا نماینده آقا موردغضب الهی واقع نشود.

شاید دو رئیس اسمی درهمان جا پیام وزیران خارجه گروه هشت را ازواشنگتن شنیده اند که در اجلاس خود از ایران خواسته اند در مذاکرات هسته ای، موضعی سازنده و جدی اتخاذ کند.

نشست با سخنان ۱۵ دقیقه‌ای کاترین اشتون آغاز می شود. هیچ کس نیست به ملت ایران بگوید چه می گذرد. ملت ایران «نظام» است و «نظام» سیدعلی حسینی خامنه ای که نماینده اش بازی را چنین شروع می کند که گاردین می نویسد:» اظهارات جلیلی در نشست استانبول، «طولانی»، «پرطمطراق» و «تبلیغاتی» نبود.»

نیویورک تایمز خبر دقیقتری دارد: «تیم ایرانی به «فتوای» آیت‌الله خامنه‌ای درباره «حرمت» سلاح هسته‌ای اشاره کرده است.»

در غیاب رسانه های مستقل ایرانی، روزنامه های غرب از قول دیپلمات ها می نویسند که «شدت تحریم‌های نفتی ایرانی‌ها را شگفت‌زده کرده و آنها واقعا لطمه دیده‌اند»، «همه نشانه‌ها حاکی از آن بود که ایرانی‌ها می‌خواهند جدی و سازنده باشند.»

اولین خبرها را می شود در این تیتر خلاصه کرد: «بازی مساوی با وقت اضافه ۵+۱ و ايران در استانبول».دوربعدی مذاکرات در بغداداست و درتاریخ سوم خرداد. گفتی همه سرنوشت انقلاب اسلامی باید در خرداد ماه رقم بخورد.

همه طرفین راضی به نظر می رسند و از «سازنده» بودن مذاکرات سخن می گویند. همه به خانه بر می گردند. بازارهای بورس نفس راحتی می کشند. دست ها برای استراحت از روی ماشه برداشته می شود.

علی اکبر صالحی، وزیر خارجه «نظام» که از مذاکرات هسته ای راضی است، روز دوشنبه از آمادگی جمهوری اسلامی برای حل نهایی این پرونده خبر می دهد: «در پی تهیه نقشه راهی گام به گام هستیم که هر طرف یک گام برای حل مسئله بردارد تا بتوانیم آن را تا آخر ادامه دهیم.»

سعید جلیلی٬که نان یک پایی را می خورد که در جنگ از دست داده، سیاست گام به گام را اعلام می کند: «جمهوری‌اسلامی در دور بعدی مذاکرات٬ به دنبال لغو تحریم‌هاست.»

علاء‌الدین بروجردی٬ رییس کمیسیون امنیت ملی که قاعدتا بعلت دست داشتن اساسی در اختلاس بزرگ باید در زندان باشد، از «قرار»ی خبر می دهد: «دور دوم مذاکرات قرار است درباره لغو تحریم‌های نفتی و بانکی جمهوری اسلامی بحث و تبادل نظر شود.» حسین ابراهیمی دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هم می گوید: «پیگیری لغو تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی محور مذاکرات آینده ایران با گروه ۱+۵ خواهد بود.»

علی اکبر صالحی، کارش به توصیه هم می کشد: «غرب در فاصله باقيمانده تا مذاکرات بغداد در جهت اعتمادسازی حرکت کرده و در اين مسير نسبت به رفع تحريم‌ها اقدام کند».

اسرائیل بلافاصله از آب گل آلود ماهی دلخواهش را می گیرد. شبکه ده تلويزيون اسرائيل برای نخستين بار امکان می یابد تا از فاصله ای بسيار نزديک در باره آمادگی های نيروی هوايی اسرائيل برای يک حمله احتمالی به تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی ايران فيلم و گزارش تهيه کند، و چنین عنوانی بر آن بگذارد: «لحظه حقيقت نزديک می شود».

مطبوعات اسرائیل مذاکرات استانبول را «دستخوش» پنج هفته ای به جمهوری اسلامی برای ادامه غنی‌سازی ارزیابی می کنند. نتانیاهومی گوید: «اسرائیل برای عدم حمله به ایران ضمانت نداده است.»

باراک اوباما، در پایان نشست کشورهای آمریکای لاتین در کلمبیا، درواقع جواب او را می دهد: «نه تنها هدیه‌ای به ایران داده نشده، بلکه برای ایران روشن شده که در صورت شکست مذاکرات، تحریم‌های شدیدتری در انتظارش خواهد بود.»

سخنگوی کاخ سفیدرسما اعلام می کند: «به جز ايرانی ها کسی درباره لغو تحريم ها صحبتی مطرح نکرده است.»

وزیر امور خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا، «پیشنهاد» رفع تحریم ها را رد و تاکید می کنند که به تحریم‌ها و فشارها علیه ایران ادامه می‌دهند.

ویلی سوندال وزیر خارجه دانمارک، که ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را برعهده دارد، تاکید می کند: «هیچ برنامه ای برای کاهش تحریم های اعمال شده علیه ایران وجود ندارد.تا زمانی که ایران گام هایی را درمتقاعد کردن جامعه بین المللی نسبت به برنامه های اتمی اش برندارد، تغییری در تحریم ها علیه این کشور صورت نخواهد گرفت.»

هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمريکا حرف را تمام می کند:» در حالی که ايران برای دور دوم مذاکرات در بغداد آماده می شود، آمريکا به تحريم‌های خود علیه ايران ادامه می دهد. این زحمت که نشان دهند تا چه اندازه جدی هستند بر عهده خود ایرانی‌هاست و ما تصمیم نداریم تحریم‌ها و فشارها علیه ایران را برداریم.من به عمل در مقابل عمل باور دارم. در صورت «اقدامات عملی از سوی ایران» آمریکا هم «اقدامات مقتضی» را انجام خواهد داد، اما «وقت» آن هنوز نرسیده است».

و همه بحال آماده باش بر می گردند. مقاطعه کار بزرگ سردار رستم قاسمی که اکنون ثروت نفت در اختیار اوست، می گوید: «به رغم تحريم های يک جانبه غرب صادرات نفت ايران هيچ کاهشی نداشته و اين اقتصاد غرب بوده است که از تحريم ها زيان ديده است. عربستان نمی تواند برای درازمدت جای خالی نفت ايران در بازارهای جهانی را پر کند.»

ولی معلوم نیست چرا به»منظور توسعه ساخت داخل و مقابله با تحريم‌ برخى از كالاهاى استراتژيك» دستور صادر می کند، آنهم دوتا.پیشتر هم دستور داده است نفتکش های ایران» با خاموش کردن رادار به فروش نفت ادامه بدهند.»

خبر می رسد که عربستان به پاکستان پیشنهاد » بسته جایگزین «برای طرف کردن نیازهای رو به رشد پاکستان در حوزه انرژی را داده است تا این کشور پروژه های واردات گازی، برقی و نفتی خود با ایران را متوقف کند.

هری رید، نماینده دموکرات و رئیس اکثریت سنای آمریکا، می‌گوید: «هر روزی که بدون اعمال بیشتر فشار از سوی ایالات متحده علیه ایران می‌گذرد، «جهان متضرر می‌شود و ایران نفع می‌برد». کنگره آمریکا باید با تصویب طرح تحریم‌های پیشنهادی جدید سنا علیه جمهوری اسلامی، به اعمال فشار بر تهران به دلیل برنامه هسته‌ایش ادامه دهد.»

دولت سوئیس روز چهارشنبه اعلام می کند که یازده شخصیت حقیقی و حقوقی دیگر ایران را تحریم کرده است.

تاثیر تحریم ها بر اقتصاد تازه دارد آشکار می شود.صندوق بین‌المللی پول در تازه‌ترین گزارش خود رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۱ را حدود ۲ درصد اعلام و رشد اقتصادی در سال جاری میلادی، ۲۰۱۲، را چهار دهم درصد، پیش بینی می کند.

نرخ رشد اقتصادی در کشورهای صادرکننده نفت برای سال ۲۰۱۱ حدود ۴ درصد و برای سال جاری میلادی ۴.۸ درصد برآورد شده است.

بر اساس گزارش جدید مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در زمستان ۹۰ با ۲٫۳ درصد افزایش به ۱۴٫۱ درصد رسیده است. این تغییر به معنای افزایش جمعیت بیکاران کشور از ۲٫۶ میلیون نفر به دو میلیون ۸۷۷ هزار نفر در عرض تنها سه ماه آخر سال ۹۰ است.

آمار تازه بانک مرکزی جمهوری اسلامی رشد قیمت‌ها در هفت سال گذشته را ۳۰۹ درصد می داندو

از ۳۸ و نیم درصد افزایش قیمت مواد خوراکی نسبت به سال گذشته خبر می‌دهد. رسانه های داخلی ازرشد ۴۰ درصدی کرایه و سرگردانی مستاجران می نویسند.

دلار تک نرخی از تابلوی صرافی‌ها رخت بر می بنددو سياست دلار تك نرخى ۱۲۲۶ تومانى بانك مركزى حتى درصرافى هاى تحت نظارت بانك مركزى بفراموشی سپرده می شود.

«زوال چایکاری در کشور؛ چای در انحصار وارد کنندگان» خلاصه سخنان نماینده مردم رامسر و تنکابن در مجلس است.

کارشناسان نتیجه می‌گیرند: «۹۰۰ هزار تومان تنها برای زندان ماندن یک خانواده چهارنفره کفایت می کند «.

بانک مرکزی جمهوری اسلامی در گزارشی هشدا ر می دهد: «کاهش سطح رفاه مردم و افزایش شکاف طبقاتی به مرز خطرناکی رسیده است.»

دست آورد «نظام» برای ملت ایران «اشباع بازار سلامت از داروهای جنسی گران قیمت» – به گزارش سلامت نيوز- و فریاد های «احمدی نژاد گشنمه!» پیرمرد ی است که بی وقفه د رکنار اتوموبیل رئیس جمهور در بندرعباس می دود و فضای فیس بوک رالبریز از اشک واندوه می کند.

و دستاوردهای دیگری هم هست که جمهوری اسلامی می تواند به آن فخرابدی کند.میانگین سن شروع تن‌فروشی در میان کودکان روسپی‌شده به ۱۷ سال می رسد و بیشترین فراوانی سن شروع تن‌فروشی در کودکان بین ۱۵ تا ۱۷ سال است.

موج جدید تزریق شیشه هم جانشین استعمال آن می شود که خطر شیوع بیمارى هاى عفونى و افزایش رفتارهاى پرخطر را افزایش می‌دهد.

فقط امپراطوری سپاه است که فربه تر می شود. این هفته سد هراز هم به تصاحب درمی آید و۱۷۰میلیارد ناقابل دیگر به جیب سپاه می ریزد.ثروت ملت گرسنه ای را که به فحشاء و اعتیاد کشانده شده است، صرف واردات مبل و مربا و شکلات از سراسر جهان می کنند.

رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، که به کرواسی سفر کرده، از قطع واردات کالا از ۱۰۰ شرکت اروپایی خبر می دهد. وگمرک ایران سیاهه این واردات را منتشر می کند: «مبلمان، لوستر، مجسمه و شکلات ومبلمان از ترکيه، ايتاليا، فرانسه و آلمان. انواع لوستر از ايتاليا، ترکيه، اسپانيا، بلژيک، آلمان، فرانسه و هلند. مجسمه های کوچک پلاستيکی و چوبی ازترکيه و ايتاليا. انواع شکلات و دستگاه های سازنده شکلات ازايتاليا، آلمان، دانمارک، ترکيه، سوئيس، بلژيک، اسپانيا، هلند، رومانی و اتريش. انواع مربا از يونان، اسپانيا، ايتاليا، بلژيک، ترکيه، آلمان و اتريش.»

می ماند خاک ایران که به توبره بکشندو ظاهرا از جزایر ایرانی خلیج فارس شروع کرده اند.وزیر امور خارجه امارات متحده عربی با تاکید بر اشغالگر بودن ایران، هشدار می دهد که «عواقب خطرناکی در انتظار» این کشور است. پاسخ ارتش جمهوری اسلامی واقعا خواندنی است. امیر سرلشکر عطاءالله صالحی می فرمایند: «آنها عددی نیستند.»

همه نیروی «نظام» صرف «بازی دو سرباخت حکومت اسد» می شود که لرزانندگان بساط دیکتاتوریش لابد «عددی» هستند. کار شناسان امور منطقه معتقدند: «طرح کوفی عنان برای حکومت سوریه بازی دوسر باخت است و دولت بشار اسد چه به آتش بس برقرار شده وفادار بماند و چه آن را نقض کند، در مسیر کاهش قدرت و چه بسا از دست دادن قدرت قرار گرفته است.»

مصطفی پورمحمدی هم از مهمترین نتیجه فروافتادن بشار اسد از قدرت می ترسد: «سرنگونی بشار اسد مقدمه ای برای رويارويی مستقيم با نظام است. آنها سوريه را به عنوان خط مقدم ما قرار داده و عليه حکومت سوريه بسيج شدند. آنها به اين نتيجه رسيدند که بايد اول ما را در مرزهای توسعه يافته و دور دست متوقف کنند، بعد به رويارويی مستقيم عليه ما روی بياورند.»

در درون «نظام» هم جنگ ادامه دارد. فیلمنامه استعفای قاضی کهریزک، این هفته کلید می خورد. باوجود حکمیت احمد توکلی و حداد عادل، سعید مرتضوی از سمت خود رسما استعفا نمی دهد.تنها نماینده ای که امضای استیضاح وزیر کار را پس نگرفته، از «خام شدن» نمایندگان طراح استیضاح سخن می گوید.

سعید مرتضوی به مجلسیان «قول شرف» داده بود که از سمت جدیدش یعنی ریاست سازمان تامین اجتماعی کناره گیری کند تا دیگر نیازی به استیضاح وزیر کار نباشد. اما پس از آنکه حداد عادل در قامت «حکم» با انتشار پیامی به طراحان استیضاح اطمینان می دهد که «مرتضوی پیشنهاد استعفا را پذیرفت و استیضاح وزیر را مطرح‌نکنید»، احمدی نژاد با استعفای وی مخالفت می کندو روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت می نویسد: «استعفای مرتضوی دروغ بوده است».

مرتضوی و احمدی نژاد با این اقدام، علاوه بر خارج کردن طرح استیضاح وزیر کار از دستور مجلس، حکمیت حداد عادل به عنوان فرد نزدیک به آیت الله خامنه ای و گزینه اصلی ریاست مجلس نهم را نیز زیر سئوال می برند.

محمود احمدی نژاد که طرح رساندن آب خزر را به زادگاهش کلید زده، در اقدامی تازه و اینبار از طریق سعید مرتضوی، قاضی ملقب به جلاد مطبوعات و متهم اصلی پرونده بازداشتگاه غیر قانونی کهریزک، مجلس را به گفته یکی از نمایندگان «مفتضح» می کند.

«نظام مقدس جمهوری اسلامی» تحت منویات «رهبر فرزانه» بازیهای دوسر باخت را پیش می برد و همچنان خواب پیروزی می بیند. حالا نوبت تیم ملی فوتبال برزیل است و براساس تجویز یک زاده عراق که درایران مشق شکنجه کرد و سردار محمد رضا نقدی شد. ایشان فرمایش می فرمایند: «اگر روزی تيم فوتبالی داشته باشيم که بازيکنان آن نماز شب بخوانند و با وضو و به نيت برافراشتن پرچم اسلام به ميدان بروند، می‌توانيم تيم فوتبال برزيل را هم شکست دهيم.»

تلاش برای ارتقاء مقام یک عراقی دیگر موسوم به محمد هاشمی شاهرودی برای جایگزینی آیت الله سیستانی هم لابد به همین دلیل ادامه دارد که پرچم اسلام را بعد از برزیل در سراسر دنیا برافرازند.

هفته تمام است و فروردین ماه.چندان پنهان نبود و کاملا آشکار می شود که تصمیم گیرنده در باره پرونده اتمی رهبری جمهوری اسلامی است.

ابوالفضل قدیانی که به مرخصی آمده است، بر همین اساس می گوید: «آقای خامنه مسئول اصلی فاجعه حاکم بر کشور است.»

باید چون محمد نوری زاد داس تیزی به دست گرفت و همه ی نجواهای پراکنده را با یک «آهای ای همه ی ایرانیان، به کجا می نگرید؟ درد اینجاست» بیخ بُرکند. سکوت که در گرفت، فریاد کرد:

«اینک درد! چه؟ فربگان! کدام فربگان؟ آنان که از سکوت ما و جهل ما فربگی گرفته اند و برهمین سکوت و جهل، بنای مرتفعی از فریب وحرام بالا برده اند. فربگانی که فریب را به کام ما فرومی فشرند و حرام را به ضربِ حُقه های رایجِ شرعی: به کام خود.»

با شکنجه گر ایرانی در هلند

بهار نو ، شکنجه گر ایرانی به آمستردام پایتخت هلند می آید و از زبان یکی از شکنجه شدگانش پرتو بر دهه خوفناک شصت می افکندو از گوشه ای از جنابات زندان ها پرده می گیرد.

 یکی از دهها رسانه جمعی هلند، چنین به استقبال نسخه هلندی «نامه هائی به شکنجه گرم» رفته بود که من حتی نمی توانم ان را به هلندی بر پیشانی کتابم بخوانم. خانمی کوچک اندام که گیسوانش داشت به سپیدی می زد، در لبخندش هزارتجربه حرفه ای بود و پرسش هایش بی امان و برنده، نویسنده مطلب بود.

 درهتل نویسندگان بودیم. در مرکز آمستردام و د رکنار یکی از هزاران ترعه. پنجره اتاق بزرگ و شیک بر صدای زنگ دوچرخه ها باز می شد، هیاهوی زندگی، فریاد جوانها و عبور جمعی دانشجویان . دریغا در این آفتاب زیبای بهاری، تنهاهمراهم شکنجه گرم بود که حسابی هم معروف شده است. بعضی از دهها روزنامه نگاری که برای مصاحبه آمدند، اول ا زهمه به شوخی می پرسیدند:

– برادر حمید چطور است…؟


 

و این خانم تازه به هتل نویسندگان آمده بود.اسم هتل البته هست آمباساد که نمی دانم چه معنائی دارد. اما همه می دانند که هتل مخصوص نویسندگان است. ساختمان قدیمی زیبائی دار دبا راهروهای پیچ درپیچ و بی پایان و همه آراسته به تابلوهای نقاشی. اولین کار پذیرش نه دادن پاسپورت و پر کردم فرم که  امضای کتابی است که نوشته ای. بعد که پائین می ای می بینی یکی از مسئولین پذیرش دارد کتابت را می خواند. بعد هم که کتاب تمام شد، می گذارندش توی کتابخانه زیبا و بزرگ هتل. وقت ترک هتل هم، پیش ا زهمه چیز باید دفترچه یادبود را بنویسی و ا مضاء کنی.

 بخود می گویم:

– عین هتل اوین خودمان است..

 دراین هتل، دارم با چندمین روزنامه نویس مصاحبه می کنم که همه اشان بجز یک نفر کتاب را خوانده اند و زیر سطور متعددی  را خط کشیده اند. خانم کوچک اندام، بعد از دو ساعت پرسش در باره موارد مختلف کتاب، می رسد به امروز ایران وبی مقدمه می پرسد:

– بعد از حمله چی می شود؟

 جوری از حمله حرف می زند که انگار یک فیلم سینمائی است وزمان شروع سانسسش هم معلوم. می گویم:

– بیخود می کنند حمله کنند… ایران من ویران می شود…

– از این ویرانتر؟ تازه دولت برادر حمید که همین را می گوید.

می فهمم حریف قدر است. یاد معاون سردبیر تایمزلندن می پرسم که همین موضع راد اشت. او می خواست صفتی روی آقای خامنه ای بگذارم و این یکی می خواهد تاگرفتن جواب موافقت باجنگ از من پیش برود. تجربه روزنامه نگاری و عشق ایران بهم می آمیزد و کم و بیش دعوایمان می شود. آخر می پرسد:

– حمله نکنند که می کنند، چه باید کرد؟

می گویم:

–  باید دموکراسی را در ایران نهادینه کرد…

 خنده بلندی می کندو بر می خیزد:

– این حکومت می گذارد شما دموکراسی بنا کنید؟

دست می دهد و می رود. روزنامه نویسان دیگرپشت در اتاق مخصوص مصاحبه هتل دارند باخانمی که مسئول تبلیغات کتاب است قهوه می خورند.

 راستش مصاحبه بعدی را کمی گیج می زنم. خوب است که خانم چاق سیاهپوست نه کتاب را خوانده و نه حرفه ای است.

و همه ایام مانده، درآفتاب درخشان، جنجال گنجشگان، سوت ترامواها و پیاده روی شادمانه مردم ، د رهولی می گذرد که بر اعماق دلم چنگ می زند. خبرنگارها ی دیگر هم از جنگ مانند یک خبر اعلام شده حرف می زنند. و مردمان سراسر دنیا در بادبهاری خندان می روند و خبر از سرزمین آفتابی ایران ندارند که گل هایش را برادر حمیدها پرپر کرده اند و سرزمینش را  بسوی ویرانی می برند.

 در خیابانها می روم. بهار از من نمی گذرد.

– پر کنی پیاله را..

 نه، این جام آتشین راه به حال خرابم نمی برد.

 به روزهای دور بر می گردم. اقای خامنه ای ماند که ایران بر باد دهد و من که پریشان در خیابانهای تبعید بروم…

**

وبر می گردم. و نامه مترجم کتاب می رسد:» در ۲۵ سالی که کارم ترجمه کتاب است، چنین عمیق درگیر کتابی نشده ام. اگر کتاب در خوانندگان هم همین تاثیری رابگذارد که بر من گذاشته است، چشمان بسیاری با زخواهد شد…»

 Dear Mr. Houshang Asadi

Thank you so much for the signed copy of Brieven aan mijn folteraar, the Dutch translation of Letters to my torturer.

Unfortunately, I wasn’t able to come to the signing session in person, to shake your hand, which would have been a great honor.

In the 25 years of my career as a translator, I have not encountered a book that moved me as deeply as yours, and I am proud to have contributed a little to the disclosure of your story to the people in Holland. It might hopefully help them to get a deeper understanding of the Iranian people, the regime and especially of the counter forces that are still defying those who stand in the way of liberty and equality for all.

If your book will impress the reader as much as it did me   , it should open the eyes of many.

With the highest regards,

Roelof Posthuma

و بعد لینک مصاحبه ها و گزارش ها می رسد. تقریبا همه مطبوعات مهم هلند در باره کتاب نوشته اند و یا مصاحبه های مرا منتشر کرده اند. خودم را می بینم که دارم بازبانی که یک کلمه اش را هم بلدنیستم، با مردم هلند حرف می زنم. این صدای مظلوم قربانیان دهه شصت ، فریاد خشم اعدام شدگان تابستان ۶۷ است که در هلند طنین می اندازد.

– آهای بچه ها، با هر عقیده و اعتقاد که بر دارهای مرگ رفتید، هرگز فکرنمی کردم روزی صدای شما شوم… گوش کنید. صدای شما ا زترعه ها می گذرد و به چهار سوی جهان می رود. ما همه بازخواهیم گشت  و روی همه دیوارهای وطن خواهیم نوشت:

– آزادی..

ودیگر هیچ ایرانی با هیچ شکنجه گری به آمستردام نخواهد آمد.

جنگ ادامه دارد (هوشنگ اسدی)

پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰

هوشنگ اسدی

تهدید به حمله نظامی به آتش بازی مرگ ختم می شود وموج انفجار دومین ماه پائیز را به پایان می برد که امسال از زمستان هم سرد تر است. جنگ که مدت هاست آغاز شده به مرحله تازه تر و بالاتری پا می گذارد.

تمام هفته سوم مهرماه، امواج توفانی که دو مقاله در روزنامه های گاردین و هاآرتص –ـ چاپ لندن و تل آویو-ـ بر انگیخته اند از سر جهان می گذرد. افکار عمومی جمهوری اسلامی را آماجی می بیند که باید درباره حمله نظامی به آن تصمیم نهائی را گرفت: «آری، یانه؟»

از فیدل کاسترو که آمریکا ستیزی  بازهم در کنار جباران «نظام» قرارش می دهد تا شاهزاده ترکی الفیصل-ـ مقام عالیرتبه امنیتی عربستان-ـ در باره حمله نظامی سخن می گویند.

می توان جمع بندی جهانی را در سه دیگاه متبلور یافت. اسرائیل که با انتشار خبر توفان را برانگیخته، خود مهارش می کند و چنانکه همه مرغان شکاری سیاست در دامش بیافتند.

شیمون پرز، تصویری عریان از جمهوری اسلامی در برابر جهانیان می گذارد: «حکومت حاکم بر ایران به لحاظ اخلاقی فاسد و پوسیده است. آنها تنها کشوری هستند که آزادانه و در ملاءعام، کشور دیگری را به نابودی تهدید می کنند. آن ها کسانی هستند که مخالفان و معترضان را یا می کشند و یا به زندان می اندازند، ضمن اینکه دست به تجهیز و گسترش تسلیحات می زنند و هرجایی که بتوانند، از ترور و ناامنی حمایت می کنند. »

بعد، در دو فراز، چهار هدف عمده را نشانه می گیرد: همراهی اسرائیل با جهان، راضی کردن افکار عمومی ضد جنگ، جهانی نشان دادن خطر جمهوری اسلامی و فشار روی گزینه تحریم. رییس جمهوری اسرائیل، به شبکه پرمخاطب تلویزیون آمریکا می گوید:» اقدام نظامی اولین راهکار برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی نیست. هیچگاه پیشنهاد من این نیست که اول از همه دست به اقدام نظامی بزنیم.به جای حمله نظامی، من از تحریم های اقتصادی بیشتر و فشار سیاسی بیشتر حمایت می کنم. با در دست داشتن چنین ابزارهایی می توان حمله اخلاقی کرد و نه حمله نظامی چرا که اقدامات ایران در حمایت از تروریسم، مسئله ای جهانی است و تمامی کشورهای جهان باید بر آن تمرکز کنند. ما هم مانند دیگر اعضای جامعه جهانی، راه اجماعی را دنبال می کنیم. ما به تنهایی دست به کار نمی شویم و به عنوان عضوی از جامعه متمدن جهانی، همگام با منطق جهانی تصمیم می گیریم. هر تصمیمی گرفته شود، ما هم به آن وفادار خواهیم بود. »

شاهزاده سعودی ـ ترکی الفیصل، مقام عالیرتبه پیشین امنیتی عربستان که سخنش سیاست این کشور تلقی می شود ـ- سخن پرز رابر جهان عرب منطبق می کند:» در تمام جهان عرب، رهبران ايران به طور مداوم و به شيوۀ پنهانی و نيز با پشتيبانی از سازمان هايی مانند حزب الله و ديگران، در امور داخلی دولتها دخالت  می کنند. در اين زمينه دلايل فراوانی، از جمله کشف توطئۀ ترور سفير عربستان در ايالات متحده در دست است که از دخالت نيروی قدس حکايت دارد.»

او مخالف حمله نظامی در لحظه کنونی و موافق افزایش تحریم هاست. همان حرفی که لئون پانه‌تا ـ– رئیس سابق سیا و وزیر کنونی دفاع ایالات متحده-ـ می زند: «آمريکا بر رويکرد ديپلماتيک در قبال ايران متمرکز است و هم‌اکنون درحال گفت وگو با متحدان خود برای «تشديد تحريم‌ها» عليه ايران است. حمله نظامی «آخرين چاره» است. »

نامزدهای حزب جمهوریخواه یک صدا با این سیاست مخالف وخواهان جنگ هستند. تقریبا همه یک حرف را می زنند:

– » شواهد آشکاری که فعاليت های ايران برای توليد سلاح هسته ای را ثابت می کند و خواست آن رژيم برای نابودی اسرائيل اکنون به شکل خطرناکی در برابر ما قرار گرفته است. اکنون زمان آن فرا رسيده که وجود اين تهديد را پذيرفت، با آن برخورد کرد و آن را از بين برد.»

–  » ما بايد در روش تا به امروز پرزيدنت اوباما که گزينه نظامی را کنار گذاشته است تجديد نظر کنيم. برای حفاظت از منافع حياتی آمريکا رييس جمهور اين کشور بايد آمادگی آن را داشته باشد که در بدترين حالت ممکن برای نابود کردن توان هسته ای ايران از نيروی نظامی استفاده کند.»

پاسخ جمهوری اسلامی-ـ مثل همیشه-ـ چیزی نیست جز حقیر جلوه دادن خطر، و دشنام و تهدید که بی دریغ نثار»دشمن»  می شودو بیشتر ازهمه بکار داغ کردن تنور اسرائیل می آید. کلید را آیت اله خامنه ای می زند که این هفته هم دستمال باران می شود. مصباح یزدی می گوید:» امروز نماد اسلام شخص مقام معظم رهبری است که مفاسد زیادی به دست مبارک ایشان از سر جامعه اسلامی و اسلام جهانی دفع شده است.»

دبیر کل حزب الله،او را رهبری نمونه در منطقه و جهان می داند .کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران اعلام می کند که رهبرجمهوری اسلامی با «سیم به امام زمان» وصل است.

احتمالا سیم این بار جای دیگری وصل می شود . این حرفهای رهبر جمهوری اسلامی نمی تواند پیام » امام زمان» باشد:»ملت استوار ایران، ملتی نیست که فقط بنشیند و نظاره گر تهدیدهای قدرتهای پوشالی مادی باشد که از درون کرم خورده هستند.هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیله‌اش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلی‌های محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام، ملت بزرگ ایران کند.»

و بعد هم» لات های سیاسی» به میدان می آیندو برای زمین و زمان عربده می کشند. وزیر دفاع، مواضع اسرائیل را «یاوه گویی» می داند. یک عضو ستاد نیروهای مسلح این کشور را سگ نگهبان آمریکا می نامد . تانوبت به سردار شکنجه، نقدی می رسد که برای فهمیدن حرفش نیاز به دیلماج هست: «پاسخ آمريکا در صورت حمله جمهوری اسلامی «التماس برای مذاکره» خواهد بود.»

و ازاین جهان پنهاور، تنهاحقوق بگیر معروف حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان  است که به این سمفونی نابخردی می پیوندد:» در صورت تجاوز به ایران و سوریه، جنگ محدود به این دو کشور نخواهد ماند.چنین جنگی منطقه ای خواهد بود، و این یک حساب و کتاب واقعی است.»

مسعود جزایری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و معاون فعلی ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، تهدید می کند: «آمریکا باید منتظر برخوردهای جدی جمهوری اسلامی باشد.»

و هنوز این تهدید به برخورد در فضا طنین انداز است که در قلب ایران و در مخزن موشک های شهاب آتش بازی می شود. معلوم نیست مامورین نفوذی حیدر مصلحی در سازمان های جاسوسی جهان با صدای انفجاری درپادگان سپاه، از خواب خرگوشی می پرند .این باررئیس موساد حتی لبخند معنی دار هم نمی زند. جمهوری اسلامی نه تنها  مانند همیشه بلافاصله تل آویو را نشان نمی دهد،که سردار سبک وزن را هم برای تکذیب به میدان می آورد. اما معلوم نیست چرا  همه آتش بازی را به حساب اسرائیل می نویسند.

انتشار یک ویروس صنعتی جدید در شبکه سایبری جهانی توسط اسرائیل وآمریکا رسانه ای می شود. ویروس کامپیوتری «دوکو» ویروس جدیدی است که پس از «استاکس‌نت» بار دیگر تاسیسات صنعتی را هدف گرفته است. اولین قربانی آن پدر»برنامه موشکی سپاه» است که حسن تهرانی مقدم نام داشت.

پاسخ آتش بازی در قلب پادگان سپاه باز هم تهدید است. در تهران «حسن فتحی» خبرنگاردر مصاحبه ای کوتاه با زبانی که سراسر «لکنت» و «بیم» ناشی از واکنش حکومت است، درباره انفجار پایگاه موشکی «ملارد»  می گوید: » باتوجه به صحبت‌های اخیر درباره اقدام حمله نظامی علیه ایران، مردم تهران هراسان و وحشت زده شده بودند و ترسیدند که مبادا حمله نظامی شده باشد.» بلافاصله دستگیرش می کنند.

مهدی طائب، رئیس قرارگاه عمار در مورد «پروژه‌ای» که تهرانی مقدم پیگیری می‌کرد، می گوید: «من از همین جا به شما می‌گویم که با شهادت سردار حسن تهرانی مقدم یک اتفاق بزرگ رخ خواهد داد.»

سردار سرلشگر فیروز آبادی هم همین سخن را بزبان می آورد:»تولید «محصول تحقيقاتی»،می تواند مشت محکمی بر دهان استکبار و رژيم غاصب باشد.»

و جهان در انتظار » اتفاق بزرگ» نمی ماند. جبهه های جنگ یکی بعد از دیگری فعال می شوند. جمهوری اسلامی یکایک را با » دشنام» می بندد.

تشدید تحریم ها که باراک اوباما»شدیدا گزنده» توصیفشان می کند، در برنامه آمریکا قرار می گیرد و بلافاصله ازجانب وزيران خارجه اتحاديه اروپا حمایت می شود.

پرونده اتمی همچنان باز است. اول هفته، هیلاری کلینتون، از مقامات جمهوری اسلامی می خواهد تا «ظرف چند روز آینده» به این گزارش پاسخ دهند.  وزیر خارجه آمریکا از مشورت واشینگتن با متحدانش درباره گام‌های بعدی در برابر ایران خبر می دهد.

علی اکبر  سلطانیه گزارش آژانس را «مزخرف» می خواند.

‌روزچهارشنبه خبر می رسد که قدرت‌های جهانی در زمینه کاستن از اختلافات خود بر سر نحوه واکنش به گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در زمینه فعالیت هسته‌ای ایران «پیشرفت » داشته‌اند.

و همزمان، پیش‌نویس قطعنامه‌ای از طرف آمریکا و عربستان در محکومیت اتهام توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در دبیرخانه سازمان ملل ثبت و توزیع می شود.  به گفته عبدالمحسن الیاس سخنگوی نمایندگی عربستان در سازمان ملل، این پیش نویس روز جمعه به رای گذاشته می‌شود.

جمهوری اسلامی، هشدار شدید الحن می دهد و قطعنامه را» کوتاه بینانه» ارزیابی می کند. نامه جمهوری اسلامی چنین تمام می شود:» آمریکا با ارائه پیش نویس قطعنامه ای که صرفاً بر مبنای ادعاهای نادرست برضد عضو دیگر سازمان ملل متحد شکل گرفته است، هدفی به غیر از پیشبرد سیاستهای کوتاه بینانه خود، از طریق استفاده ابزاری از مجمع عمومی این سازمان ندارد.»

در منطقه، زیرپای تنها متحد جمهوری اسلامی بیشتر و بیشتر خالی می شود. تركیه شورای ملی مخالفان سوریه را به رسمیت ‌می شناسد و اعلام می کند :»تصمیمات اتحادیه عرب در قبال سوریه را اجرا خواهد كرد.»

اتحادیه عرب از کشورهای عضو خواسته سفیران خود را از دمشق فرابخوانند.فرانسه سفیر خودرا از سوریه فرا می خواند.اتحاديه اروپا ۱۸ مقام دیگر سوريه را تحريم می کند.پادشاه اردن خواستار کناره گیری بشار اسد می شود. دیده بان حقوق بشر می گویدکه در سوریه جنایت علیه بشریت رخ داده است. یک دیپلمات آمریکایی خبرمی دهد: «برخی کشورهای عرب به بشار اسد پیشنهاد پناهنده شدن داده‌اند.» عصر چهارشنبهنظامیان مخالف بشار اسد که خود را «ارتش آزاد سوريه» می‌نامند،  با آر پی جی و آتشبار مسلسل به مجتمع بزرگ سازمان اطلاعات نيروی هوايی ارتش منطقه حرستا واقع در شمال دمشق حمله می کنند.

بشار اسد به راه صدام و قذافی می رود. منطقه از دیکتاتورها فاصله می گیرد. «جاسم حسین»، از رهبران گروه‌های سیاسی شیعیان بحرین، در تلویزیون ظاهر می شود تابگوید:» ما آلت دست ایران نیستیم .ما از حضور ناوگان آمریکا، و همچنین از مظاهر فرهنگ آمریکایی مثل کافه‌های زنجیره‌ای «استارباکس»» استقبال می‌کنیم.»

این سیاست‌مدار شیعه، یک اقتصاددان تحصیلکرده در آمریکاست. کت و شلوار و کراوات می‌پوشد و زبان انگلیسی را بدون نقص صحبت می‌کند.

همزمان خبرگزاری دولتی بحرین اعلام می کند: «اعضای گروهی که قصد انجام عملیات تروریستی در بحرین داشتند، با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در ارتباط بودند.» جمهوری اسلامی ادعای بحرین در مورد سپاه را «مضحک» می خواند .

روز پایانی هفته برای» نگاه» است. دقایقی دیگر شب درتهران از نیمه می گذرد. «احمدی‌نژاد می‌خواست اما نتوانست بیاید.«این را سردار رستم قاسمی دردومین روز از نخستین اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز  می گوید .کار اجلاس از سه شنبه در دوحه پایتخت قطر آغاز شده است . خبرگزاریها تا ساعتی پس از افتتاح رسمی اجلاس توسط امیر قطر، همچنان از حضور محمود احمدی‌نژاد و سخنرانی او در اجلاس گزارش داده‌اند، اما از رئیس دولت»جمهوری اوباش» خبری نیست که نیست.

شاید رئیس جمهور که دیگر قبای امام زمان را از تن خارج کرده، هاله نور رابرداشته و ذکر» فردوسی» گرفته است، باپرونده های امنیتی بیت آقا زیر بغلش رفته است تا مانع ریزش تخت جمشید شود که عکس ترک دیوارهایش قلب ایرانیان راشرحه شرحه کرده است.

هفته ای است که پسر سرداررضائی بطورمشکوکی از جهان  می رود. فیس بوک را موج  شعف رفتن «نمرالمومنین جنتی» به بیمارستان پر می کند.

آیت اله یوسف صانعی-ـ از مراجع تقلید-ـ در سایت شخصی خود می نویسد:» مشکلات مردم ایران ریشه در قدرت افسار گسیخته و بی قید و بند مسئولانی دارد که خود را تابع هیچ ضابطه و معیار شرعی، عقلی و عرفی ندانسته و تنها تابع هواهای شیطانی، ظالمانه و اقتدارگرایانه خود هستند.»

و» مسئولان» که همدیگر را» لات های سیاسی» خطاب کرده اند، تمام هفته درگیر جنگ بی پایان گرگهابوده اند. مجلس مصوبه «ننگین و بی‌شرمانه» ای را تصویب کرده است:حقوق مادام‌العمر برای مقامات.

بازار فحش و فحش کاری پر رونق تر از همیشه است.داوود احمدی نژاد می گوید:» سرکرده جريان انحرافی روی پای هوشنگ اميراحمدی بزرگ شد.»

اصولگرایان به تهدیدات دولتی ها چنین جواب دادمی دهند:»با وجود احمدی نژاد ایران نیاز به دشمن ندارد.»

بهمن اخوان، نماینده اصول‌گرای تفرش و آشتیان در مجلس، با انتشار نامه‌ای سرگشاده احمدی‌نژاد و حامیانش را «وکیل‌الدوله» می خواند و با «بنی‌صدر و رجوی» مقایسه می کند. درگیری لفظی میان محمود احمدی‌نژاد و برادران لاریجانی، به روزنامه دولتی ایران می رسد. این روزنامه بدون اشاره به نام علی لاریجانی، او را «لات سیاسی قدیمی» می خواند که اکنون «لات‌بازی‌هایش کسی را نمی‌ترساند». و چون دعوا به جائی نمی رسد،دو مقام دولتی بر سر یک پست دولتی نه چندان رده بالا  به روی هم هفت تیر می کشند. و کسی هم نمی پرسد هفت تیر پیش مامور دولتی که امنیتی هم نیست، چه می کند.

البته دراین میان، اقدامات اساسی به نفع کشور هم به انجام می رسد.

حجت‌الاسلام علیپور، دبیر ستاد منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال ایران، توطئه جدیدی را علیه «نظام» کشف می کند:»یک سری گروه‌های خارجی هستند که برنامه «راه بنداز، جا بنداز» را پیاده می‌کنند. متاسفانه این مدل ریش زیر چانه هم از اروپا آمده و متعلق به همجنس‌بازهای ایتالیایی است. »

مهم هم همین» ریش زیر چانه» است.چه اهمیت دارد که به نوشته روزنامه خراسان نیمی از دانش‌آموختگان دکترا بیکار باشند. حتی کک کسی هم از سوختن96 هزار هکتار بلوط های کهنسال جنگل های زاگرس نمی گزد.

اصلا کسی می شنود که عبدالرضا موسوی، رئیس هیات مدیره انجمن شرکت‌های هواپیمایی ایران، می گوید:» با آمدن هواپیماهای قطری صنعت هوایی ایران در مسیر نابودی می‌افتد.» و یا کاظم فرهمند نایب رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس اعلام می کند:» ایران اکنون به بزرگ‌ترین واردکننده گوشت در دنیا تبدیل شده است.»

آبان ماه هم رو به پایان است. پس از نامه آقامصطفی  تاج زاده به رهبر جمهوری اسلامی و درخواست او از مردم برای شکستن دیوار های هراس، هیچ خبری از او در دست نیست. نه ماه می شود که رهبران نمادین جنبش سبز، بندی خانه هایشان هستند. آیت الله یوسف صانعی و آیت الله علی محمد دستغیب،، خواستار رفع حصر خانگی آنها می شوند. ‌محمد خاتمی، برگزاری انتخابات آزاد و باز کردن فضای  سیاسی را عمده‌ترین مانع حمله به ایران می داند.

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه که با درایت اسلام میانه رو ترکیه را به الگو تبدیل کرده و قدم به قدم امپراطوری عثمانی را بر اساس شرایط روز بازسازی می کند، حرف های تاریخی می زند:»بشار اسد باید سرنوشت اسفبار آن کسی که به روی مردم خود آتش گشود را ببیند و درس بگیرد. به او گوشزد می کنم که آینده را نمی توان بر مبنای خون سرکوب شدگان بنا نهاد و نمی توان روی خون پایمال شدگان حکومت کرد.تاریخ رهبرانی که با خون آشامی حکمرانی کرده اند را ثبت خواهد کرد.»

اردوغان به درمی گوید که دیوار بشنود، رو به دمشق دارد و تهران رامی بیند،بشار را خطاب می کند، شاید سیدعلی از خواب بیدار شود.

و حافظ شیراز بانگ بر می کشد:

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرمی از خون سیاوشش باد


برخی مطالب و مقالات هوشنگ اسدی:

حاجی و گل‌های سرخ نویسنده هوشنگ اسدی

وافور بختیار  نویسنده هوشنگ اسدی

خجالت خجالت نویسنده هوشنگ اسدی

همه کیهان شده ایم نویسنده هوشنگ اسدی

شاه رفت ، خامنه ای امد نویسنده هوشنگ اسدی

قاتل شاهزادهنویسنده هوشنگ اسدی

نازلی سخن نگفت نویسنده هوشنگ اسدی

رجزخوانی درآستانه فروپاشی (هوشنگ اسدی)

هوشنگ اسدی

 سخت توفانی است این پائیز.وزیر دفاع آمریکا شتابان از آسمان ابری منطقه که مدام بر ایران می بارد، می گذرد تا اسرائیل را از «حمله خودسرانه» مانع شود و حرفی می زند سخت پرمعنا:»هراقدامی در قبال ايران مستلزم جلب همکاری جامعه بين المللی است.»

شاید گزارش روزنامه گاردین، روشنی بیشتری بر گفته او بیاندازد:»آمریکا ممکن است ظرف یک سال آینده تاسیسات هسته‌ای ایران را از هوا و دریا مورد حمله قرار دهد. دولت بریتانیا هم معتقد است که در صورت چنین حمله‌ای به تاسیسات ایران، بریتانیا نیز باید از اقدام آمریکا حمایت و حتی در آن مشارکت کند.»

اسرائیل  باآزمایش موشک بالستیکی که قادر است کلاهک هسته ای حمل کند و  ايران را هدف قرار دهد، ضلع سوم این حمله خواهد بود؟

نشریات بیشتری با عنوان» ایران به دنبال سلاح اتمي است» بر دکه ها می آیند. فقط یکی شان » یور واسیا» است. جنگ لفظی بر سر ترور سفیر عربستان در پایتخت آمریکا به اوج تازه ای می رسد.

آمريکا، رهبران جمهوری اسلامی را » ریاکار» و» یاوه گو»  می خواند وبرای تحريم بانک مرکزی ايران با همپيمانان خود از جمله اتحاديه اروپا گفت و گو می کند.

در آخرین ساعات چهارشنبه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا طرح افزایش تحریم‌های ایران از جمله گسترده کردن دامنه شرکت‌هایی که با تهران همکاری دارند و نیز اقداماتی برای پیش بردن طرح تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را به اتفاق آرا تصویب می کند.

نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد جدید عربستان که وزیر کشور هم هست، می گوید:» راه سازشی با جمهوری اسلامی در مورد «توطئه ترور» سفیر عربستان در واشنگتن وجود ندارد.ما آماده برخورد با هر سناریویی هستیم… با هر وسیله‌ای که نیاز باشد.»

سفر برای» تسلیت دیپلماتیک» علی اکبر صالحی و خم شدنش تاحددست بوسی پادشاه عربستان ثمری نداده است. انگارنه انگارسخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفته است: » ما و عربستان سعودی در روابط دوجانبه هیچ محدودیتی در همكاری‌ها نداریم.طبیعی است كه ما فكر می‌كنیم تقویت همكاری‌ها می‌تواند طراحی‌های دشمنان منطقه را خنثی كند.»

حتی روی نخست وزیر قطر را هم زمین انداخته اند. شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، خواستار گفت‌وگوی  مستقیم دو طرف بر سر این موضوع شده بود.» قطر کوچولو» حالا دراندازه های یک قدرت بزرگ در صحنه است. فریدون خاوند –ـ اقتصاد دان-ـ  درهفته ای که سپردن آسمان ایران برای جابجائی مسافران به قطر رسانه ای شده است، می گوید:»میدان گازی پارس جنوبی هم به ایران تعلق دارد و هم به قطر، ولی قطری‌ها به خاطر بهره‌برداری از تکنولوژی و سرمایه بین‌المللی، سهم شیر را از آن خودشان کرده‌اند. گویا قرار است در آسمان ایران هم همین اتفاق بیفتد.دوحه، پایتخت قطر، به مرکزی برای برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی تبدیل شده است. مقر دائمی سازمان کشورهای صادرکننده گاز هم در همین شهر است. شبکه خبری الجزیره، با شهرت و نفوذ بین‌المللی‌اش، به قطر تعلق دارد. مسابقات جام جهانی فوتبال سال ۲۰۲۲ در قطر برگزار می‌شود. مهم‌ترین باشگاه فوتبال فرانسه از سوی قطری‌ها خریداری شده است. در جریان عملیات اخیر ناتو در لیبی، حضور قطر در کنار نیروهای غربی بسیار چشمگیر بود.»

در بحران سوریه، قطر یک پای قدرت است و به بشار اسد اخطار می دهد. مقایسه قطر، با جمعیتی کمتر از یک میلیون نفر، باجمهوری اسلامی که رهبرانش آن را «ابر قدرت» توصیف می کنند،بر چشم هر ایرانی  اشک حسرت می نشاند.

پاسخ» ابرقدرت» پوشالی جمهوری اسلامی به اقدامات عربستان و آمریکا، نامه ای است که در صفحه اول کیهان تهران 5 هزار تیراژی جهان را به جنگ می خواند و توی دهان استکبارجهانی می زند. رهبر هم نعره کشان ازراه می رسد و «هزار سند غیرقابل خدشه را» به رخ می کشد که برای از میان بردن «آبروی آمريکا و مدعيان حقوق بشر» ارائه خواهند شد.

وزیر خارجه اش هم پاسخی » دیپلماتیک»  می دهد تا نشان دهنده واکنش تهران به طرح راه اندازی سفارتخانه مجازی آمريکا برای ايرانيان باشد:»پليس بين الملل از تهران خواسته است تا درباره غلام شکوری، يکی از متهمان توطئه ترور سفير عربستان سعودی، تحقیق کند ولی ما در ايران ۱۵۰ غلام شکوری داريم.»

کاش بجای این همه » غلام» و شارلاتان‌ها، نوکیسه‌ها، و پاچه‌خوار‌هاکه بقول مجید محمدی جنس استبداد را جورمی کنند، یک مهندس بازرگان داشتیم که استعفای تاریخی اش بحث روزاست .

دکتر ابراهیم یزدی، تجربه تلخ انقلاب اسلامی را بیادهمتایان مهندس بازرگان می آورد که با کت و کروات و پاپیون قدرت را در لیبی و تونس تحویل می گیرند و نگاهشان به اسلام میانه رو ترکیه است .آنها می توانند اولین وزیر خارجه جمهوری اسلامی را در » دادگاه انقلاب» ببیند. او می گوید:» مطابق قانون، رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. بنابراین رسیدگی به اتهامات وارده را در صلاحیت دادگاه انقلاب نمی‌دانم و سکوت اختیار خواهم کرد. وکلای اینجانب نیز ماذون به دفاع نیستند. «

 ویکی از «غلام» ها که رامين مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه باشد، خبر ارسال نامه به آمريکا را تائید می کند. نامه ای که بعدا آمریکائی ها می گویند هفت صفحه دارد ، در تبلیغات » نظام»چنان منطقی و کوبنده است که «آمریکا باید طبق  درخواست تهران اتهامات خود را کنار بگذارد و از جمهوری اسلامی عذرخواهی کند.»

پاسخ رسمی  وزارت امور خارجه آمريکا، در عرف دیپلماتیک معنائی جز جنگ ندارد:» رجز خوانی» ،» یاوه گوئی».

حالا آن هزار سند بجای  خود،معلوم نیست چرا جمهوری اسلامی » نامه دندان شکن» خود را منتشر نمی کند تا دستکم مردم ایران ازنامه ای که » دشمن» دست به دست می کندو به آن می خندد، مطلع شوند.

وهر کدام ازاین » اسناد»مانند پاس  های طلائی در محافل تصمیم گیری جهانی به آبشار آمریکا می انجامد و هورای اسرائیل.

نشست مشترک کميته فرعی امنيت داخلی در امور ضد تروريسم و اطلاعات، و کميته فرعی نظارت، تحقيقات و مديريت مجلس نمايندگان آمریکا، برگزار می شود.هدف نشست، بررسی توانايی و قصد دولت جمهوری اسلامی ايران برای انجام عمليات تروريستی در خاک آمريکا است. پيتر کينگ، نماينده جمهوریخواه نيويورک در مجلس نمايندگان و رییس کميته امنيت داخلی اين مجلس، نشست را چنین آغاز می کند:» اين اقدام- طرح ترور سفیر عربستان در واشنگتن- اعلان جنگ عليه آمريکا است.»

این نماینده جمهوریخواه، از دولت آمریکا می خواهد که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران را از سازمان ملل اخراج کند، چون :»بسیاری از آنها جاسوس هستند.»

سخنانش یاد آور فضای سیاسی آمریکا بعد از  حمله 11 سپتامبر است و در سیاست رسمی آمریکا هم منعکس می شود.

جی کانری سخنگوی کاخ دریک نشست خبری می گوید:»رهبران جمهوری اسلامی ریاکارندودرپیوند با رخدادهای بهار عربی با اعمال خود مدام نشان داده اند که به تعهدات بین المللی خود پشت پا می زنند، و ما دراین باره بسیار نگرانیم. »

و شاید برای پاسخگوئی به این نگرانی است که روزنامه های جهان می نویسند:»دولت اوباما قصد دارد با خروج نیروهایش از عراق، حضور نظامی خود در خلیج فارس را تقویت کند. این جابه‌جایی و استقرار نیرو در کویت به منظور جلوگیری از فروپاشی امنیتی در عراق و احتمالا مقابله‌ نظامی با ایران صورت می‌گیرد.»

یکی از مهمترین حلقه های محاصره محکمترمی شود.جمعی از نمایندگان ادوار مجلس در خارج از کشور تحلیلی پیرامون رخدادهای اخیر در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران منتشر می کنند. انگار که در سراشیب سقوط – نگاه هفته پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۰ –  را رنگ و لعاب اسلامی زده و  اندکی از انفاس » نظام» برآن افزوده باشند ، حلقه های دیگرمحاصره را یکایک باز می کنند. روی سخنشان با آیت اله خامنه ای است.

رهبرجمهوری اسلامی، جواب همه نصایح را با سخنانی می دهد که از آن نشئه افیون به مشام می رسد. می گويد که «دشمنان» نگران «گسترش و الگو برداری از اين انديشه سياسی مستحکم هستند .دست نظام جمهوری اسلامی ايران در همه عرصه ها پر است.» نمونه هم می دهد: «ارائه انديشه سياسی نو به دنيا، به نام مردم سالاری دينی که از لحاظ مبانی فکری و اعتقادی، بسيار مستحکم و از لحاظ علمی، قابل اجرا و پيش رونده است. »

و از قضا حوادث روز هم از «اندیشه سیاسی نو» خبر می دهد و هم از»مردمسالاری دینی» و به تمامی.

هفته ای است که  سرنخ های بزرگترین اختلاس تاریخ به بیت آقا و ولیعهد محبوب ایشان آقا مجتبی می رسد. واقعا دست جمهوری اسلامی پر است. معلوم می شود علاء‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، و چند تن دیگر از نمایندگان در اختلاس «سه هزار میلیارد تومانی» دست داشته اند.

آقازاده، نماينده رشت، اسامی را اعلام می کند:»ارسلان فتحی‌پور و محمد دهقان .»  وهمگی  جزو بازهای مجلس هستند و تندترین شعارهارا می دهند. محمد دهقان همان است که مواضع «آقا» را برای حذف ریاست جمهوری تببین می کند و رسما خواستار بر پائی دو مجلس می شود تاسیستم شاهنشاهی دوباره احیاء شود.

خبر از رفت و آمدها و تهدید ها وجلسات پنهان و آشکار می رسد. سر انجام مجلس » بفرموده»و  به راحتی قضیه استیضاح وزیر اقتصادرا ماست مالی می کند و با دخالت مستقیم و آشکار لاریجانی رئیس مجلس، یکی از عوامل اختلاس 3 میلیارد دلاری تبرئه می شود. سئوال از احمدی نژاد موضوعیت خود را از دست می دهد. علی مطهری بارای نمایندگان درمجلس می ماند.

مهدی خزعلی، درگفت و گو با روزماجرا را کالبد شکافی می کند:» تهدیدات محمود احمدی نژاد و اطرافیانش و توافقات پشت پرده باعث شد تا مجلس شورای اسلامی در لحظات آخر وزیر اقتصاد و دارایی را ابقا کند و شورای اسلامی به اختلاس بزرگ رای بدهد.»

علی مطهری همان حرف خزعلی را می زند:» هیات رئیسه مجلس از پرونده‌های زیر بغل رئیس جمهور می‌ترسد.»

وحرفی به لاریجانی  می گوید  که پای «همشیره» راهم  به میان می کشد. فرزند شهید مطهری معلم اول انقلاب می گوید:»اگر آقای لاریجانی که داماد ما هم هست در جایگاه ریاست جمهوری چنین خطاهایی را انجام می داد، من از ایشان هم سئوال می کردم.لاریجانی داماد ناخلفی است چون با طرح سئوال همراهی نکرد.»

پسر میرزا هاشم آملی روحانی برجسته شیعه هم جواب می دهد : «مراقب خودتان و همشیره تان باشید.»

نه تنها باید ازاین » اندیشه سیاسی نو» الگو برداری کرد، بلکه باید در کلاس های» کش» شناسی جهان هم به تدریس اش پرداخت. رهبر آزاده فرموده بودند که» کش ندهید.»

کار» مردمسالاری دینی» به جائی می رسد که رئیس دولت»آزادترین کشور دنیا» دست به تاسیس»تلویزیون اینترنتی پرزیدنت » می زند تا حرف هایش را از سانسور تلویزیون سرداران درامان دارد.

بزرگترین  اپراتور تلفن همراه هم – به گزارش روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال-

با شرکت چینی هوآوی قراردادی می بندد تا بتواند افراد را در ایران بر اساس محل تلفن همراه آنها ردیابی کند.

و البته الگو برداری به «مردمسالاری» ختم نمی شود. عدالت و اخلاق حاکم بر جمهوری اسلامی هم » پیشرونده» است.

طبق آخرین گزارش صندوق بین‌المللی پول از منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی ایران همچنان بالا‌ترین نرخ تورم در منطقه را دارد و در عرصه تولید نفت و گاز نیز بیش از پیش موقعیت خود را در برابر رقیبان از دست داده و می‌دهد.

خط فقر در تهران یک میلیون و دویست هزار تومان است و اختلاف دستمزدها با هزینه خانوار رقم ناچیزی درحدود نهصد هزارتومان.

لابد برای همین هم در آمدهای میلیونی مردم به مصرف شیشه (متامفتامین) اختصاص می یابد .پرویز مظاهری، دبیر همایش سالانه انجمن روانپزشکان ایران می گوید: «مصرف شیشه در ایران نسبت به تریاک و حشیش پیشی گرفته است و جوانان با تصور اینکه این ماده شوم اعتیادآور نیست به دام آن می افتند.»

تنها می ماند مشکل ازدواج که آن راهم حجت الاسلام قرائتی حل می کند:» بخل زن‌ها باعث می‌شود که يک ميليون زن جوان بيوه هست.»

و چنان این الگو در جهان بازتاب دارد که به نوشته واشنگتن پست :» درکشورهای عربی

کسی دنبال تاسیس جمهوری اسلامی نیست.»

علی خامنه ای در آستانه فروپاشی درتهران رجز می خواند. بشاراسد، بر تخت لرزان قدرت، تهدید می کند منطقه را به آ تش می کشد.

روزنامه فرانسوی فیگارو می نویسد: «سپاه پاسداران در مورد تحولات سوریه دچار دودستگی شده است ؛ بخشی از سپاه تجهیزات نظامی در اختیار نیروهای دولتی می گذارد اما گروه دیگری که واقع گرایانه مسائل را دنبال می کند از سرکوب تظاهرکنندگان انتقاد می کند. یک گروه طرفدار تشکیل شورای عالی نظامی در سوریه است و گروه دیگری که از بشار اسد حمایت می کند با این پیش بینی موافق است اما با تشکیل این شورا برای خلع اسد مخالف است.»

جمهوری اسلامی، دور زدن بشار اسد را کلید زده است. به نوشته العربیه«نمايندگانی از ايران و آمريکا در يکی از کشورهای اروپايی مسائل سوريه را بررسی»می کنند.

سوریه سرانجام با طرح اتحادیه عرب موافقت می کند.متن توافق را شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، نخست وزیر قطر رسما د راختیار رسانه ها می گذارد:» دولت سوریه می پذیرد  همه نوع خشونت در این کشور را متوقف کند، بازداشت شدگان حوادث اخیر را آزاد کند، نیروهای نظامی را از شهرها و مناطق مسکونی خارج سازد، به رسانه های مستقل اجازه دهد از واقعیت‌ها در سوریه گزارش تهیه کنند، به نمایندگان اتحادیه عرب اجازه دهد از همه مناطق سوریه دیدار کنند و به سرپرستی اتحادیه عرب با مخالفان گفت وگو کند.»

آیا سوریه به این توافقات  عمل می کند؟ با الگوی جمهوری اسلامی بدرود می گوید و اسلام میانه روترکیه را در دستور کار قرار می دهد؟ توافق نیمه شب چهارشنبه، آغاز تحقق این سخن اردوغان نیست؟:» مقاومت با شکوه مردم سوریه پیروز خواهد شد»

پاسخ را تاریخ بسیار نزدیک خواهد داد. وآخرین برگ بازی بزرگ خاورمیانه، ایران خواهد بود که باردیگر سرنوشتش به تمامی در دستان  یک دیکتاتور است.

مصطفی تاجزاده سراشیب سقوط را به رهبرجمهوری اسلامی یا دآور شده بود.نوبت محمد نوری زاد است که» رهبر» را به درک لحظه می خواند  وانتظار دارد» ایشان افق های خونین و پر تنش و پر از خونریزی راببینند» و هشدار می دهد» همه چیز دارد از دست می رود… ما هم در مجاورت یک فروپاشی بزرگ و فاجعه بزرگ هستیم…»

مهدی خزعلی همین حرف را می زند:»در سراشیبی سقوط هستیم؛ این سراشیبی به سرعت پیش می رود و هر دو جناح حاکم با هم خواهند رفت.اینطور نیست که رفتن احمدی نژاد، جشن جناح مقابل در حاکمیت باشد بلکه آنها نیز رفتنی هستند و خواهند رفت.»

و جمعی از نمایندگان ادوار مجلس که در خارج از کشوربسر می برند، برهمین مسیر می روند. جمع بندی تحلیل فاطمه حقیقت جو، احمد سلامتیان، اسماعیل گرامی مقدم، علی مزروعی، علی اکبر موسوی (خوئینی) و حسن یوسفی اشکوری ؛ چنین است:»در شرایط کنونی کلید حل مشکلات و مقابله با بحران ها و تهدیدهای جاری درداخل و خارج ایران در دستان مقامات حاکم است که می توانند آب رفته را به جوی بازگردانند و تا شرایط بدتر از این نشده رهبری نظام، که به هر تقدیر فعلا تمام امور در دست اوست، باید در سیاستهای داخلی و بین المللی کشور تجدید نظر اساسی به عمل آورد.طبعا مسئولیت هرگونه مداخله نظامی خارجی به عهده مقاماتی است که با اعمال سیاست های اقتداگرایانه در داخل و ماجراجویانه در خارج کشورمان را به دامن این شرایط بحرانی و دشوار فرو انداخته اند و هنوز کلید حل مشکل نیز به دست آنهاست، البته اگر فرصت را دریابند، و فرصت سوزی نکنند تا روزی فرا رسد که دیگر کاری نتوان کرد و جز حسرت نتوان خورد.»

همه اینان مسلمانند واگر فرزندان » نظام» نباشند، مدیران و نمایندگان و باورمندانند که یکایک را از»قایق نظام» پیاده کرده اند.

سید علی حسینی خامنه ای صدای اینان را خواهد شنیدو یا براه صدام و قذافی خواهد رفت؟

سخت توفانی است این پائیز و زمستان دارد چه زود می رسد. ۱۰۶ سانتی متر برف در سیاه بیشه کندوان مازندران باریده است. و برف سیاه استبداد مذهبی بر سراسر ایران می بارد.

برزین آذر مهر است که می پرسد و جواب می دهد:

چگونه خواهی از زنجیرِ شب رستن؟

رهیدن از زمستان‌های این سان سرد و طولانی

و پیوستن به تابستانه‌های گرم و نورانی

بوَد کار توای در وهم خود،

یک عمر زندانی؟!

***

در آن سوتر

میان بیشه‌ی انبوه

در آن جایی که از هر سوی رگبار خطر خیزد

فراهم آمده خیلی ز مرغان دگر اندیش

به سر شوری و در دل موجی از غوغا

که در سر

گویی آهنگی و فرهنگی دگر دارند

و کجتابی شب را هیچ طوری برنمی‌تابند

و بر هر تازه راهی

شبچراغی بر فراز راه می‌گیرند،

و «ره» از «چه» مشخص می‌کنند

بهر کسانی که

به تاریکی شب

پا می‌نهند در راه.

جهان تیره ست و

شب سنگین و

بی‌چهره،

در این دهشت سرا

هرگز نخواهد رُست بر شاخی

گلی زیبا و بایسته

مگر آنی که از شور درون

پوینده و رویاست،

چو آن موجی که

در دریا،

توفنده!

چو آن رنجی که

زاینده!

چو آن دستی که

سازنده!

چو آن روحی که

کاونده!

چوآن دادی که

بر بیداد

تازنده!

چوآن عشقی که

دارد

رنگ آینده!