باسن معظم لله

مدرن‌ترین جنگنده‌های امریکایی در فاصله ۳۲۰ کیلومتری خاک ایران فرود می‌آیند، «عده‌ای از آقایان و حتی قضات» گرد دیزی می‌نشینند و برای غارت کشورنقشه می‌کشند. «اراجیف» نماینده ولی فقیه بر ملا،  جزئیات قول شرف قاضی محبوبش فاش، وتمثال معظم اله در کنار آیه‌ای از قران کریم به زیارتگاه مبدل می‌شود.

و اردیبهشت ۱۳۹۱ است به نیمه. از بهاری چنین عفن، کدامین سال بر خیزد. قاضی القضات «نظام» که جز فرمانبر صاحب باسن مربوطه نیست از «وجود یک اختاپوس ارتباطی بزرگ در کشور» خبر می‌دهد که «تخلف» این بارش «بیش از ده‌ها میلیون یورو و چندین میلیون دلار» است. اسنادی بدست می‌آید «حاوی اطلاعات مستند درباره فساد اداری و تبهکاری اقتصادی در سیستم بانکی جمهوری اسلامی دردوره ریاست محمد جهرمی بر بانک صادرات» که فقط یک میلیارد تومانش به مسعود ده نمکی داده شده است تا لات‌ها را انقلابی کند.

جبهه متحد اصول‌گرایان از هزینه‌های میلیاردی با بودجه نهادهای دولتی برای ارسال اس.‌ام. اس علیه خود خبر می‌دهد و اعضای جبهه پایداری رقیب را متهم به انتشار جزوه‌هایی با تیراژ میلیونی در نماز جمعه می‌کنند.

انگار نه انگار که «در آزاد‌ترین کشور دنیا» که ولی فقیه اولش دست و بازوی کارگران را می‌بوسید، دردوران سلطه «باسن معظم اله» به کارگران در روز جهانی کارگر حتی اجازه راه پیمائی نداده‌اند. اما همه برای دفع «افسد» به «فاسد» یاد تولید ملی افتاده‌اند.

هاشمی رفسنجانی که حضوردگرباره‌اش در صحنه ملموس‌تر می‌شود، از اینکه «۲۴ میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی در سال تولید ملی» اختصاص داده‌اند اظهار تاسف می‌کند. علی لاریجانی که مشغول بازی پینگ پنگ لغو و تصویب مصوبه‌ها با احمدی‌نژاد است، از خرید سالیانه ۸۰ میلیون‌دلارچوب بستنی ازآلمان، و حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار واردات میوه خبر می‌دهد. و بدون اینکه بروی خودش بیاورد مجلس تحت امری که ریاستش را ایشان یدک می‌کشند، بر بودجه مهرتصویب می‌زند، می‌پرسد: «چطور ما می‌توانیم اتم را بشکافیم اما نمی‌توانیم چوب بستنی بسازیم؟ اگر مردم ما آناناس و موز مصرف نکنند، آیا دچار سوءهاضمه می‌شوند؟»

«تفکر شهید مطهری» رابه میان می‌کشد تا لابد تنور تبلیغ برای انتخاب علی مطهری را داغ کند که باید بیاید و بعنوان یک قهرمان ملی تازه نجات بخش ملت شود.

«نزاع فاسدان بر سر فساد» در اوج است. آمارهای فساد در قم منتشر می‌شود مایه افتخار: پایتخت تشیع؛ غرق در الکل و اعتیاد.  پدیده «مردان فاحشه» در ایران رسانه‌ای می‌شود؛ امری که در سال‌های اخیر پدیدار شده وگسترش یافته‌ و «نه تنها در میان گروهی معدود از زنان دارای سنین بالا، بلکه حتی در میان برخی دختران جوان» مشتری دارد.

فقر و فحشاء که وعده نابود شدنشان را ولی فقیه اول داده بود، به روزگار ولی دوم در هم تنیده‌اند. روزنامه‌های شرق، دنیای اقتصاد، و اعتماد گزارش‌هایی درباره «انتقاد روحانیون بلندپایه از گرانی‌ها» و «کاهش ۵۰ درصدی قدرت خرید مردم» منتشر می‌کنند.

شرق می‌نویسد: «گرانی‌ها دولت را به زانو درآورده است.»

گزارش نشریه‌ آلمانی ویرتشافتزبلت تکان دهنده است: «اوضاع اقتصادی ایران وخیم‌تر از آن است که مسئولان این کشور ادعا می‌کنند. به نظر می‌رسد مسئله‌ اکثریت ایرانیان پیش از آنکه مسئله هسته‌ای باشد تامین ابتدایی‌ترین مایحتاج روزمره است.»

بخش عمده گرانی با تحریم جهانی ارتباط مستقیم دارد. به نوشته اشپیگل: «جمهوری اسلامی در دور زدن تحریم‌ها موفق نبوده است.»

تحریم‌ها مدام دامنه بیشتری می‌گیرند. یک گروه لابی حقوقی امریکایی بنام «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» به رهبری مارک والاس سفیر سابق امریکا در سازمان ملل صندوق جهانی پول را تحت فشار قرار داده تا رابطه خود با ایران را محدود کند.

«نظام» که چراغ اطلاع رسانی رابرای مردم ایران کاملا خاموش کرده است، لغو یا توقف تحریم‌ها را هدف دارد. تحریمهائی که در فاصله کمی از نشست بغداد –ـ سوم خرداد-ـ به سرمنزل تحریم رسمی نفت می‌رسد.

زمینه مناسب برای تحریم کامل نفت فراهم شده است. دو خبراختصاصی رویترز از وضعیت بازار نفت، افق راروشن می‌کند:

– آمار صادرات نفت ایران به کمترین میزان خود در ۲۰ سال گذشته رسیده است.

– عراق و عربستان سعودی، کمبود بازار را جبران کرده‌اند.

انگشتان فلزی اقتصاد که مدام فشارش را بر گلوی «نظام » بیشتر می‌کند از صفحات قطور پرونده دهساله اتمی مِی آید. آشی که رهبر دوم به دستور رهبر اول بار گذاشت و حالا دارد بدجوری بطرف «نقطه جوش» می‌رود.

نشریه آرتیکولو تره، فضای بعد از نشست استانبول را دراین عنوان خلاصه می‌کند: «از طبل جنگ تا مذاکره و گفتمان.»

ترکیه را می‌توان «دوست سابق» دید. عنوان «تودی زمان» بسیار پرمعنی است: «ترکیه خود را از دست ایران خلاص می‌کند.»

ترک‌ها سخت از سیاست «فریب» جمهوری اسلامی جا خورده‌اند. انتقال محل گفت‌و‌گو‌ها از استانبول به بغداد، «نظام» را از حمایت یک میانجی قابل اعتماد و موثر برای «چانه زنی اتمی» محروم کرد. مسکو و بغداد می‌کوشند این نقش را بعهده بگیرند. بغداد در جست‌و‌جوی یافتن موقعیتی منطقه‌ای، روی گرفتن «فتوا» ی مجدد حرام بودن سلاح اتمی از رهبر جمهوری اسلامی حساب بازکرده واز میزبانی بهره می‌برد.

روس‌ها با طرح «گام به گام» فعال شده‌اند. سرگئی ریابکوف معاون وزیر خارجه روسیه و محمود رضا سجادی سفیر جمهور اسلامی در مسکو همزمان این طرح را تائید می‌کنند. کرملین جامه نقش «میانجی مورد اعتماد» می‌پوشد و «نظام» محتاطانه قدم بر می‌دارد.

رضا تقی زاده-ـ تحلیل گر سیاسی ـ– منظر روس‌ها را چنین ترسیم می‌کند: «کاخ کرملین همین روز‌ها شاهد جا بجایی در راس هرم قدرت سیاسی و آغاز سومین دور ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین خواهد بود. فشار‌های داخلی و خارجی طی ماه‌های اخیر چهره نخست وزیر کنونی و رییس جمهور آینده روسیه را بشدت مخدوش ساخته است. پوتین مایل است با بدست گرفتن شاخه زیتون، پیش از تصاحب دوباره قدرت، مناسبات روسیه با غرب و بخصوص آمریکا را در مسیر توسعه همکاری‌ها قرار دهد. ایفای نقش مثبت در قبال برنامه اتمی ایران و کره شمالی، می‌تواند تا حدودی به تامین این هدف کمک کند.»

علی باقری-ـ داماد رهبرـ معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی از چین به مسکو رفته است. مانند دور گذشته رایزنی اصلی بعهده اوست. نمایندگان جمهوری اسلامی و آژانس بین المللی انرژی اتمی هم دیدار دو روزه‌ای در پیش دارند.

علی‌اصغر سلطانیه، نماینده «نظام» در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ابراز امیدواری می کند که مذاکرات آتی –ـ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ـ- با آژانس به «حل مسایل باقیمانده» منجر شود.

چهارمین بار است که مذاکرات به دقیقه نود می‌رسد. در سه بار گذشته «مقام معظم» بر همه تصمیمات خط بطلان کشیده‌اند. این بار که از طریق داماد مربوطه مستقیما در مذاکرات حضور دارند، باید در انتظار حاصل بود: نوشیدن جام زهر برای ایران یا اصرار بر ساختن سلاح اتمی برای حفظ «نظام»؟

در انتظاراین لحظه است که همزمان با آغاز مانور «سپرجزیره» چندین فروند از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های اف- ۲۲ در یکی از پایگاه‌هایی که با ایران نزدیک به ۳۲۰ کیلومتر فاصله دارد، فرود می‌آیند. خصوصیت این جنگنده‌ها قدرت استتار و تکنیک بسیار مدرن آنهاست و در حال حاضر گران‌قیمت‌‌ترین هواپیمای جنگی دنیا به شمار می‌روند.

احمد وحیدی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، استقراراین جنگنده‌ها را اقدامی «مضر» می‌خواند.

دیپلماسی تنش زا ادامه دارد. دعوا با کشورهای عربی، آمریکا، کانادا و اسرائیل وارد مرحله تازه‌ای می‌شود. همزمان با درخواست وزارت خارجه از امارات برای پایان دادن به «گستاخی»، از بازداشت سه ایرانی به اتهام تلاش برای ترور سفیر خاندان آل سعود در مصر و احتمال اقدام تلافی جویانه جمهوری اسلامی در مقابل کانادا خبر می‌رسد. دفتر امور ویزای سفارت کانادا در ایران تعطیل می‌شود.

سردار محمد علی جعفری که دستانش به خون نداو سهراب آغشته است، دست به تهدید تازه‌ای می‌زند: «سپاه مخالفان را از سرراه بر می‌دارد.»

تنها کسانی مانندغلامعلی خیاط خلقی، اجازه فعالیت دارند که خود را بعنوان طراح پروژه قدیمی انتقال آب دریای خزر به کویر جا زده‌اند و تازه طرح جدید بسیار بزرگی هم دارند که «اندازه و فراگیری» اش از این پروژه هم بزرگ‌تر و هدف آن مهیا کردن مقدمات ظهور امام زمان است.

بهار تلخ دیگری است که به روزهای سرنوشتی خرداد می‌رود.

رضا شهابی کارگر در بند، از»زندان شیخ»، اوین بند ۳۵۰ سالن ۱ اطاق ۳ می نویسد:

«از قصه پر غصه آزادی ستیزی و حکایت پر شکایت عدالت گریزی در این دیار گویی گریزی نیست. نسل امروز تاوان سکوت نسل دیروز در برابر انحراف از آزادی، استقلال و عدالت را می‌پردازد. پس فریاد بر آوریم تا نسل فردا ما را به عتاب خطاب نکنند. این باغ ویران را هر روز بری و زندان ایران را هر روز می‌ه‌مان تازه تری می‌رسد. من تنها به در بند بودن فعالین کارگری و خودم اعتراض نمی‌کنم، آری من به‌‌ همان شدت و با‌‌ همان قوت به زندانی شدن فعالان آزادیخواه و شخصیت‌های مردمی، روزنامه نگاران، دانشجویان و زنان آزادیخواه اعتراض می‌کنم، به نقض حقوق اولیه زحمتکشان اعتراض می‌کنم، به استثمار و بهره کشی از کارگران اعتراض می‌کنم. من به فقر و تبعیض مخصوصا برای طبقه فرودست جامعه اعتراض می‌کنم و در یک کلام به نقض حقوق بشر اعتراض می‌کنم.»

و فریاد فرخ یزدی که در زندان » شاه» دهانش دوختند بر بام فلک می شود:

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی

دست خود ز جان شستم از برای آزادی

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را

می‌دوم به پای سر در قفای آزادی

با عوامل تکفیر صنف ارتجاعی باز

حمله می‌کند دایم بر بنای آزادی

در محیط طوفای زای، ماهرانه در جنگ است

ناخدای استبداد با خدای آزادی

شیخ از آن کند اصرار بر خرابی احرار

چون بقای خود بیند در فنای آزادی

دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین

می‌توان تو را گفتن پیشوای آزادی

فرخی ز جان و دل می‌کند در این محفل

دل نثار استقلال، جان فدای آزادی


عورت و ملائکه

 

هوشنگ اسدی

اردیبهشت ماه جلالی است در ایران. بادها باید عطر گل سرخ به جهان ببرند و آواز بلبلان بپراکنند. دریغا، دریغ!بوی گند » نظام» ازاستخری دربرزیل سر برمی کشد و داستان زیر آبی دیپلمات جمهوری اسلامی برای لمس»اندام خصوصی»دخترکان آن رسوائی جهانی می شودکه » فرانکشتاین‌ها»- به تعبیر زیبای دکتر ابراهیم یزدی- آن را » تفاوت فرهنگی» می نامند.

» نظام» مقدسی است براستی که یکی از اعاظم مداحان اهل بیتش، رئیس جمهور را «آلت تناسلی» می خواند، سردارش امام جمعه روسپیان برهنه می شود، دیپلماتش به نام «حکمت اله» راه به «عورت» دختر بچگان می جوید و رهبرش همچنان آن را در سایه حمایت ملائک می بیندو می فرماید که چند وچون امور «به بركت اسلام است؛ به بركت كمك الهي و كمك ملائكة اللَّه است.»

سخنان آیت اله خامنه ای، خطاب به گروه‌هاي جهادي فلسطيني در سال ۱۳۸۸، اینروزها لابد بخاطر «شرایط جنگی» ـ- به گفته دبیرهیات منصفه مطبوعات –ـ در سطح گسترده ای پخش می شود: «نيروي نظامي‌مان، نيروي اقتصادي‌مان، امكانات مالي‌مان، امكانات تبليغاتي‌مان، گستره‌ فعاليت سياسي‌مان با آمريكا قابل مقايسه نيست.» و با اینهمه «رهبرمعظم» دست از ماشه اتم که بهانه هولناک ترین جنگ تاریخ است؛ بر نمی دارد. سربازانش لابد آن سردار و مداح و دیپلماتند و اتکایش به» كمك ملائكة اللَّه.»

ابوالفضل قدیانی ـ– زندانی سیاسی –ـ در دادگاه به یکی از فرانکشتین ها که قاضی مقیسه نامی باشد می گوید: «آقای خامنه ای طاغوت زمانه است.» و «مقام عظمای ولایت » که بقول محمد نوری زاد حق دارد خودش را به ندیدن و نشنیدن بزند، «افتخارات تاریخی طاغوت» رادر حضور فرماندهان نیروی زمینی به سخره می گیرد.» رهبر جمهوری اسلامی ایران» انگار که دارد در باره تاریخ یک کشور باستانی دیگر حرف می زند، سلسله پادشاهی هخامنشی را که سنگ بنای ایران را نهادند به تحقیر وتوهین «طاغوت» می نامد. برای نشان دادن اوج»دانش» خود که دیگر همه حوزه ها را درنوردیده و حالا به تاریخ رسیده، خشایارشا را «خشایارشاه» می خواند و می فرماید: «از اینجا بلند شوند، بیش از یک میلیون سرباز را بردارند ببرند طرف یونان – اینها افتخارات تاریخىِ طاغوت ماست؛ بعد هم شکست‌خورده و کشتى‌شکسته و نابودشده برگردند به کشور. اینها در خدمت منافع ملى نیستند؛ در خدمت جاه‌طلبى‌هاى سیاسى‌اند.»

ابوالفضل قدیانی در دادگاه می گوید: «آقای خامنه ای در شهر قم مردم ایران را میکروب دانست. اوست که کشور را ویران کرده و در دوران رهبری و مدیریتش دزدی ۳ هزار میلیاردی رخ داده، اما به جای پذیرش اشتباهش در حمایت از دولت مستقر، از معترضین دزدی ۳ هزار میلیاری می خواهد که قضیه را کش ندهند!»

و حتما در ادامه همین «خدمات» است که «رهبر معظم» لابد بر بستر «منافع ملی» و نه در متن «جاه طلبی» چون خشایارشا، هیچ هشداری را بر نمی تابد که آخرین آن را نامه تاریخی اولین وزیر خارجه جمهوری اسلامی فریاد می کند.

اسنادی که این هفته «موسسه علوم و امنیت بین المللی» منتشر می کند، نشان می دهد که برنامه دست یابی به جنگ افزار هسته ای چگونه کلید خورده است: «در آوریل سال ۱۹۸۴(۱۳۶۳) در جریان یک جلسهٔ مقامات بلندپایه سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در کاخ ریاست جمهوری در شهر تهران، آیت‌الله علی خامنه‌ای که در آن زمان رئیس جمهور ایران بود اعلام کرد که آیت‌الله روح‌الله خمینی رهبر وقت و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفته‌است که برنامه هسته‌ای ایران دوباره فعال شود.براساس گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای در آن جلسه این تنها راه تضمین امنیت رژیم جمهوری اسلامی در برابر توطئه‌های دشمنان، بخصوص آمریکا و اسرائیل و فراهم کردن زمینه‌های ظهور امام زمان است. آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه این جلسه می‌افزاید که وجود جنگ‌افزار هسته‌ای در دست سربازان خدا عامل مهمی برای مهار خطرهایی است که ایران را تهدید می‌کنند.»

در اردیبهشت ۹۱ دیروز به امروز پیوند می خورد. کسی که درجای رئیس جمهور پرونده اتمی را کلید زد، امروز درمقام رهبر صاحب مطلق آن است.

مردم ایران از شنیدن کمترین خبردر باره مساله ای که هست و نیست آنها به آن مربوط است، محرومند.اگر «آزادی» درکشورهای دیگر هم مانند جمهوری اسلامی تام وتمام بود، علی اکبر کسائیان نامی که دبیرهیات منصفه مطبوعات فرمایشی است؛می توانست «شرایط اضطراری» اعلام وبدلیل محاصره «تحریم‌ها و تهدید به جنگ» همین قانون مطبوعات نیم بند را تعطیل و همه خبرها را زندانی کند.

اما در جهان آزاد اخباروتفاسیردرجریان مداوم خود، به سرعت بسوی سوم خرداد و بغدادی می دوند که آخرین تیر تکش سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و اکنون درمیدان جنگ لفظی با آنکارا بسر می برد.

گری سيمور مشاور اوباما در امور خلع سلاح که در مذاکرات استانبول شرکت داشت، می گوید: «به نظر می‌رسید ایرانی‌ها علاقه بسیار بیشتری به وارد شدن به مذاکرات واقعی نشانی می‌دادند، خیلی کمتر شاخ و شانه می‌کشیدند و دیگر پیش شرط نمی‌گذاشتند؛ این آمادگی را هم داشتند که درباره مسئله هسته‌ای صحبت کنند.»

برخی از منابع برهمین اساس از «سناریوی برون رفت تدریجی و آبرومندانه جمهوری اسلامی از برنامه اتمی» خبر می دهند. لوموند می نویسد: «حتی روسیه و چین هم در مورد خطرناک بودن بیش از حد آن اشاراتی داشته اند. ایرانی ها در چانه زدن تا لبه پرتگاه می روند، اما بنظر نمی رسد به پریدن هم علاقه ای داشته باشند.»

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در گزارشی با عنوان «آماده شدن زمینه برای معامله با ایران» از تعامل پشت پرده ایران و غرب برای تعلیق غنی سازی اورانیوم ۲۰ درصدی و متوقف ساختن غنی سازی اورانیوم در تاسیساتی زیر زمینی با خلوص بالاتر خبر می دهد.

گروهی از ناظران معتقدند که حضور جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکرات بیشتر یک اقدام دیپلماتیک زیرکانه بوده است تا نشانه‌ای قابل اطمینان مبنی بر تمایل به توافق. درو اقع سیاست» نرمش در گفتار، پافشاری بردرخواست» بر متن کشتن زمان دنبال می شده است.

به نوشته ال مانیتور بر اساس شواهد تازه مذاکرات استانبول نزدیک بوده است به شکست بینجامد.در پایان مذاکرات رسمی، سعید جلیلی و کا‌ترین اشتون یک بار دیگر به طور جداگانه با یکدیگر ملاقات و گفت‌وگو کرده اند. در این مذاکره ۹۰ دقیقه‌ای که در دفتر وزیر خارجه ترکیه برگزار شده، سعید جلیلی با سماجت فراوان و شاید نزدیک به صد بار خواستار لغو یا به تعویق انداختن تحریم‌ها شده است. واین جواب را از کاترین اشتون شنیده که درخواست لغو این تحریم‌ها واقع‌بینانه نیست و تصمیم‌گیری در این زمینه در حوزه اختیارات او قرار ندارد.

تبدیل لغو تحریم به خواست و در واقع شرط اصلی مذاکرات «بغداد» پشتیبان این نظر است.پرویز سروری٬ رییس کمیته امنیت در کمیسیون امنیت ملی مجلس می گوید: «لغو تحریم‌های بین‌المللی شرط جمهوری اسلامی برای ادامه مذاکرات ایران با گروه ۱+۵ در بغداد است.»

سردار قاسمی، وزیر نفت جمهوری اسلامی، تهدید کهنه ای را تکرار می کند: «اگر اروپایی‌ها تحریم نفت ایران را لغو نکنند که امیدواریم در بغداد چنین کنند، حتما صادرات نفت به اروپا را قطع خواهیم کرد.»

هنوز مانده تا بغداد دو دانگی، که راه به مذاکره نزدیکتر کند و یا کلید جنگ را بزند که اسرائیل انتظارش را می کشد.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در روزی که آيين های ساليانه گراميداشت ياد قربانيان هولوکاست برگزار می شود، موضع حمله را از سر می گیرد: «کسانی که تهدید ایران برای نابودی موجودیت اسرائیل را انکار می کنند از هولوکاست درس نگرفته اند. اگر جلوی برنامه هسته ای ايران گرفته نشود، ممکن است يهوديان دوباره مانند زمان هيتلر قتل عام شوند و فاجعه هولوکاست تکرار گردد.»

ژنرال بنی گانتس، رييس ستاد مشترک ارتش اسراييل، از آمادگی برای حمله خبر می دهد: «نيروهای اسراييلی در حال انجام عمليات ويژه، فراتر از مرزهای اين کشور هستند و آماده خواهند بود، در صورت صدور دستور، به تأسيسات هسته ای ايران، حمله کنند. ما فکر می کنيم که يک ايران هسته ای بسيار بد است، بهمين دليل جهان بايد ايران را متوقف کند و اسراييل بايد جلوی آنرا بگيرد. ما در حال برنامه ريزی بر اين اساس هستيم. در اصل، ما آماده عمل هستيم.»

و تا نوبت حمله نظامی برسدیا نه، جنگ در زمینه های دیگر ادامه دارد و با شدت تمام.اندونزی و فیلیپین می‌گویند از ایران نفتی وارد نمی‌کنند و ترکیه و هند برای جایگزین کردن بخشی از واردات نفت خود از ایران به دنبال فروشنده‌های دیگر می‌گردند.

خبرگزاری رویترز گزارش می دهد: «نیمی از نفتکش های دریایی ایرانی بعلت تحریم ها در خلیج فارس لنگر انداخته و به جای تحویل نفت، به نوعی ذخیره روی آب تبدیل شده اند. بندر خارک در حال حاضر ميزبان ۱۴ نفتکش بزرگ است که هرکدام نزديک به دو ميليون بشکه نفت خام بارگيری کرده اند ولی مجبور شده اند لنگر بياندازند و مقصدی نداشته باشند.»

و درهمین حال محمود بهمنی در آمریکاست تا از مرکز اقتصاد سرمایه داری جهانی، کمک بگیرد. رئیس کل بانک مرکزی از صندوق بین‌المللی پول می خواهد تا برای جبران فشار ناشی از تحریم نفتی ایران بر کشورهای کم‌درآمد واردکننده نفت، منابع لازم را در اختیار این کشورها بگذارد. ظاهرا این مقام عالیرتبه «اقتصادی» حتی این موضوع ساده را نمی داند که صندوق بین‌المللی پول قانونا موظف به جبران خسارات ناشی از تحریم نفتی ایران نیست.

و درست در همین موقع به شبکه اینترنتی وزارت نفت حمله ویروسی می شود. ستاد بحران می کوشد از این جنگ نرم دست خالی بر نگردد.

کارخانه اتومبیل سازی «پورشه» آلمان، روابط خود را با جمهوری اسلامی قطع می کند. گروه بسیار بانفوذ «اتحاد علیه برنامه اتمی ایران» وقتی بعد از مطالعه فهرست «کشورهای تحت نظر» دریافت که صنعت اتومبيل سازی ايران، به عنوان سيزدهمين خودروسازی بزرگ جهان، عمدتاً توسط دولت و سپاه پاسداران اداره مي شود، مبارزه عليه صنعت خودروسازی جمهوری اسلامی را شروع کرد. این هفته نوبت به پورشه رسید که تنها در چند ماه گذشته درتهران بالغ بر ۱۷ميليون دلار فروش داشته است.

مارک والاس، سفير سابق آمريکا در سازمان ملل متحد، اقدام پورشه را هشدار و پيامی به جمهوری اسلامی خواند تا به غنی سازی و برنامه های مشکوک به ساخت سلاح اتمی خود و حمايت از تروريسم پايان دهد.

و تاهفته تمام شود، کميته تحريم سازمان ملل متحد، يک شرکت ايرانی و دو «عضو نیروی قدس» سپاه پاسداران را به دليل دخالت در قاچاق سلاح به نيجريه به فهرست تحريمی خود اضافه می کند. تحريم های آمريکا شامل تامين‌ کنندگان فناوری برای سرکوب در ايران، سپاه و وزارت اطلاعات- و سوريه می شود.

تحریم در متن اقتصاد ویران جمهوری اسلامی، تاثیر خود را می بخشد.حتی محمود احمدی نژاد که پس از ۲ سال به جلسه مجمع تشخیص مصلحت رفته است به گرانی اعتراف می کند. علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، که نم نمک حضورش در صحنه بیشتر بچشم می آید، و عکس خندانش در کنار رئیس جمهور نظام واقعا دیدنی است، «اوضاع کنونی اقتصاد، اشتغال و تولید» را نامطلوب می داند.

الیاس نادران، نماینده مجلس شورای اسلامی آماری ارائه می کند: «قدرت خرید مردم، ۴۰درصد کاهش يافته است.»

علیرضا محجوب که به هر دری می زند تا برای راه پیمائی روزجهانی کارگر مجوز بگیرد، از اخراج صد هزار كارگردر سال گذشته خبر می دهد. یک مقام مسئول در وزارت صنعت، معدن و تجارت از «دستور ویژه ذخیره‌سازی گسترده ۱۰ قلم کالا» پرده بر می دارد.برنج، روغن، شکر، گوشت قرمز، گوشت مرغ، قند، گندم، ذرت، جو از جمله این کالاها هستند.

احمد کریمی اصفهانی، دبیرجامعه انجمن‌های اصناف بازارمی گوید: «گرانی‌های امروز در هیچ دولتی سابقه نداشته است.امروز مسئله گرانی به آفت جامعه تبدیل شده.هیچ وقت سابقه نداشت که در خلال یک سال قیمت کالاهای اساسی و مصرفی نزدیک به ۵۰ درصد افزایش یابد.»

سعید درخشانی، رئیس اتحادیه سوپرمارکت و مواد پروتئینی، خبرهای غم انگیزی دارد: «اکثر کارخانه‌ها جنس تولید نمی‌کنند، بنابراین کالا گران شده است. برای مثال مدت‌ها کره در بازار توزیع نمی‌شد و در حال حاضر نیز این کالا به مقدار خیلی کم و با قیمت بالا‌تر عرضه می‌شود.حتی حالا که روغن (در بازار) توزیع می‌شود، قیمت آن ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است. روغن پنج کیلویی ۱۲ هزار و ۴۰۰ تومان بود که اکنون با نرخ ۱۴ هزار و ۸۰۰ تومان عرضه می‌شود.»

فریدون خاوند ـ– اقتصاد دان-ـ وضعیت اقتصادی را جمع بندی می کند: «کشور، با سخت‌ترین و طولانی‌ترین رکود اقتصادی بعد از جنگ با عراق روبرو شده‌است.»

و»نظام» با این وضعیت اقتصادی، دست از پشت سوریه بر نمی دارد. همانها که امروز از یاری «نظام» به کشتار مردم سوریه پرده بر می دارند، لابد روزی ارقام نجومی دلارهای پرداخت شده به حکومت بشار اسد را فاش خواهندکرد.

برهان غلیون رئیس شورای ملی سوریه پس ازدیدار با محمد عمرو وزیر خارجه مصر تاکید می کند که ادامه کشتار مردم توسط رژیم سوریه با پشتیبانی ایران و پوشش روسیه صورت می گیرد. او به تاکید می گوید: «ایرانی ها خود را به جای اسد طرف نبرد می پندارند.اگر حمایت ایران و پوشش روسیه نبود، رژیم اسد جرات نمی کرد دست به این همه کشتار بی سابقه بزند.»

و هفته ای است که ایهود باراک، وزير دفاع اسرائيل، می گوید: «سقوط حکومت بشار اسد در سوريه «بسيار مثبت» و ضربه بزرگی برای ايران خواهد بود.محور ضد اسرائيلی وابسته به ايران در لبنان و غزه نيز از سقوط بشار اسد لطمه خواهد خورد.»

وزرای امور خارجه ۷۰ کشور عضو گروه «دوستان مردم سوريه» در پايان نشست سوم خود در پاريس پايتخت فرانسه اعلام می کنند: «طرح صلح کوفی عنان آخرين امید برای حل و فصل مسالمت آميز بحران سوريه است.»

عربستان سعودی بار ديگر بر ضرورت مسلح کردن مخالفان حکومت بشار اسد تاکيد می ورزد.

هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمريکا می گويد: «اسد آخرين فرصت را از دست ندهد.»

اردیبهشت دیگر آمده است. فصل گل به رنج و اندوه آغشته است. «نظام» چنان سرزمین گل و بلبل را به فلاکت انداخته که از چهار سو به تاراج خاکش دست گشوده اند. حالا بر طبل مالکیت سه جزیره ایرانی بر خلیج همیشگی پارس می کوبند.

«نظام» در پی نجات سوریه است. حالا که » علی مانده و حوضش «، دکتر ابراهیم یزدی به «تاریخ » می نگرد که «مملو است از نمونه‌هایی که در یک بزنگاه، سر ایشان را زیر آب می‌کنند.» فرانکشتین ها دست اندر کارند. راه مذاکره با امریکا را سفت و سخت بسته اند. دکتر صادق زیباکلام، چه زیبا این حکایت را با شواهد و شجاعت باز می گوید.

جبهه پایداری به رهبری مصباح یزدی، روی اینترنت شبکه تلویزیونی راه انداخته است.سازمان دهی، «حلقه‌های صالحین» را به سردار شکنجه، زائیده عراق محمد رضا نقدی سپرده اند. هدف نهایی این طرح تربیت عقیدتی و سیاسی و کادرسازی برای بسیج و کشور از پایین‌ترین سطح ممکن یعنی مساجد و مدارس است.

حتی حزب موتلفه به هراس افتاده است.دبیر کلش محمد نبی حبیبی، می گوید:»برخی‌ها دور خیز کرده‌اند تا کاندیداهای حزب موتلفه اسلامی در تهران رای نیاورند و تخریب‌های بسیار سازماندهی شده‌ای را به کار بسته‌اند. »

سرنوشت کتاب به بهمن دری سپرده اند که از معاونت فرهنگی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز نهاد ریاست جمهوری به وزارت فرهنگ و ارشاد آمده و سابقه ریاست انتشارات کل سپاه پاسداران را هم در کارنامه دارد.

دادستان قم از طلاب «بازداشت سگ گردان ها و نجات بدحجابان در قم» را می خواهد. دادستان سابق

سعید مرتضوی که از بد نامی و جنایت تنهابا اسداله لاجوردی قابل قیاس است، در منصب ریاست تأمین اجتماعی ماندگار می شود. اخبار تکذیب نشده حکایت دارد که او اسرار قتل عام مطبوعات بدستور بیت رهبری را ضبط کرده و به بیرون از کشور فرستاده است. ماندنش نتیجه معامله بر سر این سی دی است که می گویند باید در آمریکا سراغش را گرفت. معلوم نیست چراحداد عادل که بر سر «سوگند شرافت» مرتضوی سنگ روی یخش کردند، هنوز منتظر استعفای اوست.

کسی هنوز رازهای مرتضوی رانشنیده است، اما خبر دیدار نوروزی دو تن از حقوقدان های شورای نگهبان، با یکی از مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی رسانه ای می شود.دو حقوق‌دان می گویند:» میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس نهم که در پایان اسفند ۱۳۹۰ برگزار شد اینگونه بود: -کل کشور: ۳۸ در صد – تهران۱۸ درصد که هشت درصد آرای اخذ شده باطله و سفید بوده است.»

آن مقام عالی رتبه پس از شنیدن آمار واقعی، می پرسد «آیا رهبری از این آمار اطلاع دارند؟»

و معلوم می شود که «معظم له»-ـ لابد زیر سایه ملائکه ـ– دستور فرموده اند بین ۲۵ تا ۳۰ درصد به آمار اضافه شود.

در این بهار غم انگیز، مقامات» نظام» برای تسکین مردم حرف های خنده دار هم می زنند. انگار که نرگس محمدی بیمار را در بحرین درمقابل پدرومادر پیرش گرفته باشند، یادر۱۲ روز گذشته ۱۷ تن را همانجا اعدام کرده باشند، یک مقام وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی خواستار توقف «نقض فاحش حقوق بشر» در بحرین می شود و می‌گوید بحرین باید ضمن توجه به مطالبات مردم به سرکوب‌ها در این کشور پایان دهد.

احمد توکلی نیز هم در صحن علنی مجلس از به «هچل» انداختن سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه با نتیجه ای حیرت آور خبر می دهد:» و اگر تمام اين سؤالات منتشر شود، غرب‌زده‌ترين کاربران اينترنت هم حق را به جمهوری اسلامی می‌دهند و به اين نتيجه می رسند که آمريکا منطق ندارد.»

معلوم نیست چرا که «نظام» مانع ازتعلق گرفتن این افتخار به سایت الف شده است.

هفته تمام می شود. کمتر از یک ماه به مذاکرات بغداد مانده است.نیویورک‌تایمز از» تأسیس سرویس جدید اطلاعاتی پنتاگون با محور ایران» پرده بر می دارد.

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه، در اظهار نظری که رسانه‌های روسیه «بی‌سابقه» توصیف کرده‌اند برای اولین بار ایران و کره شمالی را «تهدید هسته‌ای» می نامد.ارتشبد نیکلای ماکاروف می گوید : «تهدید همیشه هست، به همین خاطر ما از نزدیک پیشرفت هسته‌ای بسیاری از کشور‌ها را زیر نظر داریم. نتایج تحلیل‌هایی که روسیه به همراه آمریکا انجام داده تایید می‌کند که احتمال وجود تهدید هسته‌ای از طرف ایران وجود دارد و ما متقاعد شدیم که واقعا باید یک سامانه دفاع موشکی برای مقابله با این تهدید‌ها راه‌اندازی شود.»

روس ها دارند برگ های بازی را عوض می کنند؟

کسی آخرین هشدارها را خواهد شنید؟

دکتر ابراهیم یزدی در جواب حجتی کرمانی و انگار که به تاریخ، می نویسد:

«شاه رفت خبر بود. صدام آن را نگرفت. صدام رفت، مبارک و بن‌علی نگرفتند. بن‌علی و مبارک رفتند، قذافی گفت آن‌ها بلد نبودند من می‌دانم چه‌کار کنم. قذافی رفت، اسد خبر را نمی‌پذیرد؟ علی صالح عبدالله و حاکم بحرین و سایر امیران خاورمیانه نمی‌پذیرند که وقت رحیل فرا رسیده است.عصر حکومت‌های تک نفره‌ی مادام‌العمری تمام شده است.در دقیقه‌ی ۹۰ هستیم. باید کاری کرد، قبل از آن که از دست شما و مقام رهبری و من دیگر کاری بر نیاید. اما چه کسانی باید این جام را به دست مقام رهبری بدهند. شما و تمامی کسانی که با شما هم‌سو و هم‌فکر هستند و با ایشان نزدیک، این وظیفه و تکلیف تاریخی را بر عهده دارند.»

و دکتر محمدملکی، دلسوخته از دستگیری نرگس محمدی فریاد بر می کشد:

«به تاریخ بنگرید و از سرنوشت دیگران عبرت بگیرید.بس کنید. ۳۳ سال کشور عزیزمان ایران را تبدیل به یک سرزمین سوخته نموده‌اید. به اطرافتان بنگرید آیا جز فساد، دزدی، دروغ، اعتیاد و فحشاء و دشمنی چیزی می‌بینید؟ مطمئن باشید بهار آزادی مردم ایران نزدیک است و پشیمانی حاکمان ظلم و جور خیلی دیر. »

آخرین فرصت

سال نخست دهه نود به آخر می رسد. «نظام مقدس جمهوری اسلامی» به رهبری «عادلترین، فرزانه ترین، هوشیارترین و محبوبترین رهبر جهان» ایران را به آستانه جنگی چنان مخوف و درانتظار کشیده است که دیگر درآستانه بهار سخن از «آخرین فرصت» و چند وچون «بعد از حمله» می رود.

در شهرهای ایران بر خرمن های آتش که درخود همه تاریخ «ایران» را دارد، فریاد مرگ بر دیکتاتور می گذرد و در ژنوگزارش اوج ایران کشی اوباش تحت فرمان دیکتاتور، جهان را به گریه می اندازد.

همه حوادث هفته آخر ماه پایانی سال ۱۳۹۰، ادامه وقایع سال است و ریشه در رویدادهای سی و چندساله سلطه جمهوری اسلامی بر ایران دارد: نبرد خدای آزادی با ناخدای استبداد. روند تجزیه ووحدت جامعه ایران پیرامون این دو قطب تاریخی شدت تمام می گیرد. مجمع روحانیون مبارز به یار زندانی خود، شیخ دلاور و مردم ایران پشت می کند به تمامی، دست تردید از دستان مردم می کشدو دستان خونین نظام را می گیرد. محمد خاتمی که در مرگ جلاد بزرگ اسداله لاجوردی لباس اندوه به تن کرد، پیشاپیش مجمعیون رای به صندوق تحریم شده ملت می اندازد. جانشین او محمود احمدی نژاد، درحال برکشیدن سعید مرتضوی قاتل مطبوعات است. مخالفین او در مجلس و دیگر گرگهای رقیب، برای نخستین بار سرمایه ایران را به تمامی در اختیارمقاطعه کار بزرگ، سردار رستم قاسمی می گذارند به سالی که راز ترکمانچای دوم از پرده بیرون افتاده است. ازسه سال پیش درآمد حاصل از فروش نفت را اختیار دولت چین گذاشته اند تا به عنوان پشتوانه ال سی خرید کالا برای ایران استفاده گردد. حالا زمام ثروت کشور به سرداری از» سپاه» می دهند.

هنرمندی پرآوازه آبروی خود به چندسکه نقد می فروشد. مهدی خزعلی دراعتصاب غذا به سوی مرگ در زندان می رود. محمدنوری زاد در سودای به آتش کشیدن خود روزهای خوب را انتظار می کشد. فائزه هاشمی رخت می پوشد که سال را در زندان نو کند. پدرش هنوز با رهبر نردعشق می بازد و از اوقات تلخی آقا می گوید و در دقایق آخر روی آخرین صندلی مانده از قدرت تثبیت می شود. محمود احمدی نژاد دردقیقه نود سال نود به مجلس می رود. فضای مجازی که هنوز از خشم علیه رای خاتمی شعله وراست، مجلس رفتن آخرین رئیس جمهور را رصدمی کند: «براي اولين بار در تاريخ جمهوري اسلامي يك رييس جمهور در مجلس سين جيم شد…» وصله ايستادگي در برابر ولايت فقيه به دولت نمي چسبد! «نمایشی مضحک… دلقکی آمد به دلقکان دیگر طعنه و کنایه و نیش زد و رفت.»

دیگری نام»سیرک» بر این مجلس می گذارد و سخن احمدی نژاد را برجسته می کند: «آخر سال و شب عید است و می‌خواهیم با هم صفا کنیم.» نشریات جهان، جمله آخر محمد جوادلاریجانی را در اجلاس حقوق بشر ژنو بازتاب می دهند:» کشورما پرچمدار حقوق بشر در جهان است.» حتمازادگاهش عراق را نمی گوید، منظورش ایران است که اسامی زندانیانش را درمجمع جهانی خوانده اند. یکیشان عبدالرضا قنبری، معلم زندانی که دارند تیغ مرگ را به عنوان عیدی برایش تیز می کنند.

از آغازدهه نود که نگاه هفته برسم چند ساله مدام رصد و گزارشش کرده است «ابرهای تیره» و «بادهای تغییر» مدام بر آسمان ایران گذشته اند.کسانی از هراس بر باد رفتن ایران فریاد زده اند «یکی خامنه ای را بیدار کند»، فریادشان در «رفتار لجن» گم شده است. رهبر وپایورانش درداخل، «آخرین رئیس جمهور» را نم نمک بدرقه کرده اند تا راه برای حکومت سلطانی هموار شود. در خارج، «رجزخوانی درآستانه فروپاشی» را ادامه داده اندتا با تهدید ساختن سلاح اتمی برای بقای خودتضمین بگیرند. جهان، با «انزوای جهانی»، «تغییر رژیم و  برخورد نهائی»، «کندن پوست گربه» را در دستور کار قرار داده است. مردمان فریادبر کشیده اند دیگر «چه انقلابی؟ چه اسلامی؟» آخر دیده اند که در سالگرد انقلاب «ماکت امام، جسد انقلاب» را می برند. «زمستان سخت» رسیده و «سوسمار بی باک»  برای بلعیدن ایران دهانی گشوده است انباشته از مخوف ترین سلاح ها. درآخرین روزهای سال، هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجۀ آمریکا، از سرگئی لاورف، همتای روسی خود، می خواهد که این نکته را به مسئولان جمهوری اسلامی ایران گوشزد : «گفت وگوهای ماه آوریل ـ– فروردین-ـ میان تهران و گروه کشورهای موسوم به گروه ١+۵«آخرین فرصت» برای جلوگیری از جنگ است.»

گفتی دهه نود به جنگ نوشته اند؛ جنگی که فاجعه هشت ساله درگیری با عراق در برابرش به بازی کودکانه ای می ماند.

دهه های «انقلاب اسلامی» بر سرشت واحد تلاش برای استقرار حکومت مذهبی به قرائت قائلان به نظریه ولایت فقیه در ایران، سرگذشت های گوناگون داشته اند.

دهه پنجاه، دهه تثبیت نهادهای » انقلاب اسلامی» است. ولی فقیه اول ـ– آیت اله خمینی-ـ از تاکتیک جذب همه نیروها برای حذف شاه به استراتژی پیاده کردن نظریه ولایت فقیه وجانشینی نظام دینی بجای نظام عرفی، بر می گردد. در اولین گام ها «شکستن قلمها» ی دگراندیشان و حذف کامل آنها از صحنه زندگی اجتماعی در دستور کار قرار می گیرد و د ردهه شصت به نسل کشی خونبار تابستان ۶۷می رسد.

 

دهه شصت، دهه هشتاد

از قدرت گیری اندیشه و نیروهای جانبدارباز سازی اقتصادی- سیاسی به شیوه اصلاحی در درون «نظام» آغاز شدو به حاشیه راندن هاشمی- خاتمی وحذف «اصلاحات» رسید.

دهه شصت- که نام «دهه وحشت بزرگ» گرفت- بیشترین سال هایش زیر نگین ولایت ولی فقیه اول گذشت. باید تابستان خوفناک شصت و هفت می رسید. هزاران زندانی قتل عام می شدند تا فقیه اول راحت بربستر مرگ بگذارد. و هنوز کفن دریده اش خشک نشده بود که با ترفندی و نشست و برخاستی، ولی فقیه دوم را منصوب کردندو هم او هنوز نیامده، ختم قانون اساسی نیمه کاره ولی فقیه را گرفت و فرمان حکومت مطلقه به نام خود نوشت.

استقرار تام وتمام اندیشه ولائی ولی فقیه دوم سیدعلی خامنه ای که ریشه هایش به آموزه های سید قطب بر می گردد و سیسستم تشکیلاتی خود را در فدائیان اسلام می یابد، و باید میراث سیدمجتبی نواب صفوی را به سید مجتبی خامنه ای بسپارد، در زمان محمد خاتمی کلید خورد و در دوران محمود احمدی نژاد عملیاتی شد.

اندیشه ولائی سیدعلی خامنه ای در دشمنی کینه توزانه با «جهان نو» خلاصه می شود ودر داخل و خارج ایران، مبارزه برای نابودی همه دیدگاههای بیرون از این اندیشه را دنبال می کند.

«طالبانیسم شیعه» اسلامگرایان سنتی را درنحله های گوناگون خود، – موتلفه، حجتیه، القاعده، فدائیان اسلام، مصباحیسم… سازمان واحد می دهد و نیروهای امنیتی ـ سیاسی را به محافظت ازآن بر می گمارد. هدف نهائی رسیدن به «خلافت اسلامی»، حرکت در متن شوونیسم ایرانی برای حذف اسرائیل، شکست غرب و اعمال مدیریت اسلام بر جهان است.

نام این مجموعه «نظام» و رهبر و مقتدا و پیشوای آن سیدعلی خامنه ایست. ایران، سکوی پرتاب اندیشه «نظام» و حافظ و تضمین کننده ادامه راهش بمب اتمی.

همه حوادث ایران از زمان ولایت ولی فقیه دوم، به ویژه در دهه هشتاد در پرتو این سیاست «نظام» قابل درک و تعقیب است؛سیاستی که در دهه ۹۰ در داخل وخارج ایران به مرحله سرنوشتی می رسد.

در داخل کشور، حذف یا اشغال سیستماتیک نهادهای عرفی، ازسازمان های اقتصادی گرفته تا نهادهای هنری-ـ خانه سینما-ـ و موسسات انتشاراتی ـ– دو نشر چشمه و ثالث ـ- از کودکستان تا موسسات آموزش عالی-ـ دانشگاه آزاد-ـ بی وقفه ادامه می یابد. نیروهای»بصیر» امنیتی ـ– عقیدتی عهده دار همه امور، از تدریس در دانشگاه تا حل مشکل ارز در خیابانها می شوند. برنامه، حذف طبقه متوسط و اندیشه معطوف به «من» و»آزادی» اش باهر وسیله ممکن است از فیلم تا شکنجه، وجانشین کردن » توده» خرافات زده که در فیلم تقدیس می شود و اسلحه به دست روانه خیابان می گردد. ولی فقیه دوم، با تمام نیرو «بدنه اجتماعی» خود را سازمان می دهد، صاحب بصیرت می سازد و مسلح می کند.

انتخابات مهندسی شده مجلس نهم، راه را برای حذف رئیس جمهور و به صحنه آوردن نخست وزیری هموار می کند که از هم اکنون خود را «غلام خانه زاد» می خواند و بیشترازاینکه به کار ولی فقیه کنونی بیاید، وظیفه نوکری به دامادش مجتبای ولیعهد رادارد تا دستان دومجتبای محبوب «آقا» بهم برسد. از این منظر، ولی فقیه دوم بیشتر زمینه ساز ایجاد «خلافت اسلامی» است تا فرمانده آن برای فتح جهان.

سیاست «نظام» با مخالفت و مقاومت بسیارجدی در داخل و خارج از کشور مواجه است. پاسخ نیروهای داخلی مشت آهنین، زندان و شکنجه و اعدام است. نیروهای سیاسی، افراد واندیشه ها یا به «نظام» گردن می گذارند، یاسکوت پیشه می سازند. پاسخ کمترین مقاومت ومخالفت، زندان و شکنجه است. درآخرین روزهای سال ۹۰ از نخست وزیر و رئیس مجلس پیشین گرفته تا انبوه نمایندگان مجلس و روزنامه نگاران در بندند. وحتی سخن از مرگ دکترمهدی خزئلی در بند می رود که پدرش از ستون های «نظام» بود و حتی برای شفاعت جان فرزند به درگاه رهبری اجازه ورود نیافت. تصمیم نهائی برای ترک مردم توسط مجمع روحانیون مبارز به رهبری سید محمد خاتمی، روانه زندان شدن فائزه هاشمی و…حذف محمود احمدی نژاد حتی، دراین چهار چوب قابل درک است.

سیاست «نظام»، جهان را هم به اتحادی بی سابقه علیه آن بسیج کرده است. «جهان علیه تهران» به هماهنگی بی سابقه ای رسیده است. حماس که راه خوددیگر کرد.دمشق که درحال فروپاشی است و حزب الله لبنان درکنار «نظام» مانده اند؛و چین و روسیه که در شطرنج پیچیده جهانی منافع خودرا می جویند تا لحظه موعود. در تمام طول سال ۹۰ حلقه محاصره وتحریم مدام به گرد ایران تنگتر شده است. حمله در سال ۹۱چندان قطعی به نظر می رسد که دیگر بحث در باره بعد از حمله آغاز شده است.

آخرین سخنان، رویدادهای و هشدارهای سال بوی مرگ و جنگ می دهند. هنری کيسينجرمی گوید: «آمريکا بايد فرض را بر اين بگذارد که ايران در پی سلاح هسته‌ای است.» ایران اتمی، باسرعت فزاینده ای به یکی از مسائل اصلی انتخابات در راه آمریکا تبدیل می شود. جمهوریخواهان با صراحت از جنگ برای سرنگونی «حکومت آیت اله ها» سخن می گویند. آخرین تهدیدات میت رمنی که دارد به سرعت بقیه رقبا را پشت سر می گذارد بی سابقه است. اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸را در خاطرها زنده می کند ومی گوید: «امروز آمریکا و جهان به شکلی غریب با شرایطی مشابه مواجه هستند؛ با این تفاوت که این بار خطر بزرگ‌تری در کمین است. در حالی که باراک اوباما در کاخ سفید زانوی غم در بغل گرفته، همان تندروهای اسلامی در حال پیشرفت سریع به سوی ساخت مخرب‌ترین سلاح‌های تاریخ جهان هستند.به هیچ وجه نمی‌توان با بی تفاوتی از کنار این مهم عبور کرد. سه دهه است که آیت‌الله‌های حاکم بر ایران از تروریسم در سراسر جهان حمایت کرده‌اند. اگر تنها یک درس از حملات ۱۱ سپتامبر گرفته باشیم این است که تروریسم در عصر اتمی امکاناتی دهشتناک را در بر داشته، آنچنان که توانایی ایجاد هراس را در مقیاس‌هایی بسیار بزرگ دارد.از اینها گذشته، رهبران ایران به صراحت اعلام کرده‌اند که خواهان نابودی کشور اسرائیل هستند. اگر وسیله نیل به این هدف غیر انسانی را به دست آورند، خاورمیانه یک‌شبه به انبار باروت تبدیل خواهد شد. پیامدهای این وضعیت برای اسرائیل، برای دیگر هم‌پیمانان ما و برای نیروهای خودِ ما در منطقه تصورناپذیر خواهد بود.»

نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که برای اخطار آغاز جنگ به و اشنگتن رفته بود، بالبهای خندان و دست های پر ازقرارداد دریافت مخوف ترین سلاح ها به کشورش بر می گردد ومی گوید: «حمله به ایران؛ نه چند روز آینده، نه چند سال آینده.»

پانه‌تا وزیر دفاع آمریکا در مصاحبه با نشریه «نشنال جورنال» تاکید می کند: «ارتش آمریکا یک طرح اضطراری خاص برای حمله نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران آماده ساخته است.» بعدحرف هائی می زند که حتی پیش از حمله به عراق و افغانستان شنیده نشده است: «حمله نظامی آمریکا بسیار کوبنده‌تر از حمله نظامی اسرائیل علیه تاسیسات اتمی ایران خواهد بود.»

ژنرال هربرت کارلایل، معاون ستاد فرماندهی نیروی هوایی آمریکا، در کنفرانس دفاعی «کردیت سوئیس مک الیس» روی چند دلیل «کوبنده تر» بودن حمله آمریکادست می گذارد:»در صورت برخورد نظامی با ایران از یک بمب سنگرشکن تازه به وزن ۱۳۶۰۰ کیلوگرم استفاده خواهد شد. قدرت نفوذ این بمب در لایه‌های دفاعی شگفت‌انگیز است و ما هم‌چنان روی بهبود عملکرد آن کار می‌کنیم. در صورت برخورد نظامی با سوریه و ایران، نیرو‌های آمریکا در اجرای عملیات نظامی، از تفکر تاکتیکی تازه‌ای که در وزارت دفاع از آن به عنوان «جنگ هوا دریا» یاد می‌شود، استفاده خواهند کرد.از شبکه‌های پیشرفته ارتباطی بین نیرو‌های مختلف نظامی و عملیات چندبعدی در هوا، دریا، فضا، و فضای مجازی (اینترنت) علیه خطوط دشمن استفاده خواهد شد.وجود قابلیت‌های فضایی، ظرفیت سایبری، نسل پنجم سلاح‌های هوایی و هواپیماهای جنگنده، و نیرو‌هایی که از خود جای پای اندکی بر جای می‌گذارند، نشانه عزم آمریکا برای استفاده از نوآوری‌های تسلیحاتی در یک صحنه نظامی واقعی است.»

رضا تقی زاده ـ تحلیلگر مسائل ایران- دست به مقایسه کوچکی می زند: «قدرت تخریب تنها یک عدد از بمب های فوق، بیش از قدرت تخریب ناشی از پرتاب ۴۰ فروند موشک شهاب ۳ ایران است.»

تنها تصویر صحنه، بهار را عزا می کند. بمب ها فرومی ریزند و گلهای سرخ ایران را شخم می زنند. سیاست ماجراجویانه «نظام» در جهنم را به روی ایران گشوده است. پاسخ جهان را با تهدیدهای توخالی می دهند که تنهاکاربردش تندتر کردن آتش جنگ است. محمود احمدی نژاد پوسیدن گزینه ها را روی میز تبلیغ می کند.دیگر به تمامی یاد آور دائی جان ناپلئون است که دارد باتفنگ خالی خدمت «انگلیسی های بی ناموس» می رسد. غضنفر رکن آبادی- ـ سفیر جمهوری اسلامی در بیروت ـ– هم در کنارش سبز می شود: «ما خود را آماده کرده ایم و هم اکنون ۱۱ هزار فروند موشک آماده شلیک به آمریکا و اسرائیل و مصالح آنها در جهان داریم.»

لابد دیگر چون کسی برای این رجزخوانی ها تره هم خرد نمی کند، طبق معمول در دقیقه نود خبراز گشودن درهای مخفی سایت «پارچین» می دهند و نامه برای اعلام اراده از سرگیری گفت وگو می نویسند. اولی دیگر دیر شده است.کارشناسان هسته ای و تسليحاتی «موسسه علوم و امنيت بين المللی» می گويند که در عکس های ماهواره ای که از مرکز «پارچين» در ايران گرفته شده است وجود آشيانه و يا اصطلاحا اتاقک های مخصوص انفجارهای بسيار قوی را تشخيص داده اند.

برای دومی ـ– گفت وگو-ـ «هنوز» فرصت هست.اوباما و كامرون در مقاله مشتركی در واشنگتن پست می نویسند: «هنوز زمان و فضا براي پيگيري راه حلي ديپلماتيك برای مساله هسته اي ايران وجود دارد.»

آخرین هفته سال برای «نگاه هفته» است. تازه ترین خبرها حاکی است چهار افسر ارشد ارتش سوریه به مخالفان پیوسته اند. دیگر می توان بشار اسد را یک مرده سیاسی محسوب کرد.

عضو اتاق بازرگانی تهران، تصویری تمام از اقتصاد کشور می دهد: «وضعیت اقتصادی این روزهای کشور تداعی کننده دهه ۶۰ است. به عبارتی هم اکنون اقتصاد ما شرایطی همچون وضعیت دوران جنگ را تجربه می‌کند، با این تفاوت که در آن زمان سیستم بانکی ما تحریم نبود و تنها منابع ارزی کشور کاهش یافته بود. اما در حال حاضر اگر ارز هم وجود داشته باشد امکان مبادله وجود ندارد.»

و جهان در انتظار مذاکرات بهار، سلاح های مخوف را برق می اندازد و پیچ تحریم ها راسفت و سفت تر می کند.دو نماینده مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را ارائه می کنند که بر اساس آن شرکت های بین المللی که به جمهوری اسلامی خدمات بیمه می دهند و یا معاملاتش را بیمه می کنند از دسترسی به سیستم مالی و بانکی آمریکا محروم خواهند شد.

سال ۹۰ تمام می شود. یکی دو روز دیگر. عمو نوروز از راه دراز می آید. از زمانی که جان خود در تیرکرد آرش، ایران چنین از درون در اشغال و از بیرون در خطر نبوده است. کتاب سووشون به دست مردمان می دهد عمو نوروز که خالقش تازه بر بادهای بهاری رفته است و همچنان انتظار «سحر» رامی کشد:

«گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید، و درخت‌هایی در شهرت، و بسیار درختان در سرزمین‌ات و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی، سحر را ندیدی؟»

و بهاریه سیاوش کسرائی را درمقدم بهار می خواند:

تو قامت بلند تمنایی ای درخت

همواره خفته است در آغوشت آسمان

بالایی ای درخت

دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار

زیبایی ای درخت

وقتی كه بادها

در برگ های در هم تو لانه می كنند

وقتی كه بادها

گیسوی سبز فام تو را شانه می كنند

غوغایی ای درخت

وقتی كه چنگ وحشی باران گشوده است

در بزم سرد او

خنیاگر غمین خوش آوایی ای درخت

در زیر پای تو

اینجا شب است و شب زدگانی كه چشمشان

صبحی ندیده است

تو روز را كجا

خورشید را كجا

در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت

چون با هزار رشته تو با جان خاكیان

پیوند می كنی

پروا مكن ز رعد

پروا مكن ز برق كه بر جایی ای درخت

سر بركش ای رمیده كه همچون امید ما

با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت

درخت، ایران است. باغبان هایش را کشته اند و یا به زندان برده اند. تبر در دست ولی فقیه دوم مانده است. شهامت این را دارد که در «آخرین فرصت» زمینش بگذارد و چون ولی فقیه اول جام زهر بر گیرد؟


منفور در حد تیم ملی (هوشنگ اسدی)

نجشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۰

هوشنگ اسدی

وزیرخارجه «نظام» هفته دوم آذرماه رابه جان می زند تا زهر «اشغال لانه جاسوسی انگلستان» رابگیرد؛ و هنوز نفس تازه نکرده «سفارت مجازی ایالات متحده آمریکا » میهمان فضای مجازی می شود.

و در فاصله بسته شدن درهای سفارت حقیقی و برآمدن سفارت مجازی، جهان چندگام بلند دیگر برای «انزوای فزاینده»ـ- بقول نوول ابزرواتور-ـ جمهوری اسلامی بر می دارد. تحریم نفت، بانک مرکزی، 180 شخصیت و شرکت، دستاورد «غرب» از تکرار بازی نخ نما وقدیمی جمهوری اسلامی است که به سرعت برملا و به ضدخودتبدیل می شود.

هنوز «دانشجویان بسیجی» در سفارت انگلستان سر گرم غارت و سرقت اند که تهران دست به تهدید می زند: «اقدام متقابل در قبال اخراج دیپلمات‌های ایرانی از لندن». برادران دارند پلوی نذری می خورند و ادای اشغال سفارت آمریکارا در می آورند. وزارت خارجه هم در چهارچوب سناریوی جدید با «ابراز تاسف» راه برائت می جوید.

دامینیک چیلکات، سفیر بریتانیا به کشورش برمی گردد و درچندجمله کوتاه که به رسانه ها می گوید، نشان می دهد جهان از الگوی رفتاری «نظام» آگاهی کامل دارد؛ همان که وال استریت ژورنال «فریب‌کاری و طفره رفتن‌های استادانه خاص جمهوری اسلامی» می خواندش. سفیر بریتانیا از ماجرای حمله به سفارت کشورش پرده بر می دارد وحتی بانام ونشان افراد ذینفع: «ایران کشوری نیست که درآن به صورت خودش تظاهراتی شکل بگیرد و پس از آن به یک سفارت خارجی حمله شود. این اقدام تنها با اطلاع و حمایت نظام انجام می‌شود. اشخاصی مانند علی لاریجانی و علاءالدین بروجردی به خاطر مقاصد سیاسی خود متمایل بودند فضا پرتنش بشود.»

دست هم روی زخم ناجور بروجرودی، از شرکای اصلی «اختلاس بزرگ تاریخ»، می گذارد ویکی از قبیله مهر برپیشانی ها را مجبور به تکذیبی می کندکه به صدتائیدمی ارزد.

گاردین و ساندی هرالد ـ دو نشریه انگلیسی ـ نشانی سردارقاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس را پشت صحنه حمله به سفارت می دهند ودر باره نقش فزاینده سپاه در سیاست خارجی می نویسند. اخباری هم از نقش فعال سردار شکنجه، محمد رضا نقدی دراین ماجرا رسانه ای می شود. از محمود احمدی نژاد خبری نیست که نیست. او در سال 1358 هم مخالف حمله به سفارت آمریکا بود،و نقشه اشغال سفارت شوروی سابق رادر سر داشت، وحالا مانند رهبر از لب نمی گشاید. و ناگهان سردار احمدرضا رادان از قاتلان زندان کهریزک می فهمد که مهاجمان «تحریک» شده اند و درمیان آنها افراد نفوذی بوده اند. البته سردارکه تجربه کشتار در سوریه را هم دارد توضیح نمی دهد که این نفوذی ها با کسانی که سازمان «سیا» در میان مداحان عزاداری‌ها در ایران نفوذ داده تا «آهنگ‌ها و اشعار مورد نظر خود» را وارد مداحی ها کنند رابطه ای دارند یانه.هرچه هست این دوعملیات همزمان و در ماه محرم انجام شده است. عده ای «تحریک» کرده اند و برادران بسیجی را «بازی» داده اند تابه سفارت انگلستان حمله کنند. گروه دوم به فرمایش معاون فرهنگی و تبلیغات نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران، شعر ترانه های لوس انجلسی را برداشته و به جایشان اشعاری در باره امام حسین گذاشته اند و مراسم سینه زنی را به محفل رقاصی تبدیل کرده اند. واقعا دست آوردبزرگی است برای «نظام مقدس» که می خواهد فرهنگ جهان را تغییر بدهد، امابعد از سی و چندسال هنوز نتوانسته برای ماه محرم هم چند تا مدح دست و پا کند.

هنوز کسی از مداحان نفوذی دستگیر نشده تا به صحت حرف های معاون فرهنگی سپاه «اعتراف» کند،اما یکی ازمهاجمان به سفارت می گوید: «ما بازی خوردیم».دیگری دروبلاگش نویسد: «آرزوی جنبش دانشجویی درتسخیرلانه جاسوسی انگلیس پس از سالها محقق شد.اما دستوراز بالا آمد و امر، امر ولایی است که باید هر چه سریعتر اینجا را تخلیه کنیم و بیرون برویم». بله. «امر ولایی برای خروج از سفارت بریتانیا» از همان مرکزصدور دستور حمله صادر شده است.علی اکبر صالحی فرصت حضور در کنفرانس افغانستان در آلمان را مغتنم می شمارد تا عذر خواهی دولتی ها راجهانی کند. انگلستان هم فهرست تخریب و چپاول «دانشجویان بسیجی» را می فرستد و «خواستارغرامت می شود: یک میلیون پوند هزینه «بازی خوردن» بسیجی.

و هنوز پاسخ تند جهان به حمله بسیجی ها به سفارت در راه است. حمله به سفارت انگلستان – چه حاصل تدبیر «رهبر فرزانه» باشد وچه کار نفوذی ها- در بهترین لحظه ممکن انجام شده است: درآستانه اجلاس اتحادیه اروپاومطرح شدن طرح تحریم نفت در سنای آمریکا. اروپائیان تردید نمی کنند و دست به تحریم ۱۸۰ شخصیت و شرکت ایرانی می زنندو بر سر تحریم صنعت نفت ایران اجماع حاصل می گردد. نمایندگان مجلس سنای آمریکا هم به اتفاق آرا طرحی را با هدف تحریم بانک مرکزی ایران به تصویب می رسانند تابعدازامضای اوباما، مرحله جدید تحریم ها شکل بگیرد.

وال استریت ژورنال، در باره سه محور قدیمی تحریم توضیح می دهد: «متلاشی کردن شبکه‌های تهیه تسلیحات مورد نیاز جمهوری اسلامی، محدودسازی و نظارت بر تراکنش‌های مالی ایران، و جلوگیری از فعالیت شرکت‌های حمل و نقل ایرانی که رابطه‌شان با برنامه هسته‌ای ایران به اثبات رسیده است.»و محورهای جدید را بر می شمارد: «بخش انرژی ایران و نقض حقوق بشر.»

بر این بستر آماده، یک مقام ارشد آمریکایی جمهوری اسلامی را یک «دولت منفور در سطح جهانی» می خواند و از کره جنوبی و دیگر همپیمانان ایالات متحده می خواهد تا بر شدت تحریم‌های خود علیه ایران بیافزایند.

استرالیا نخستین کشوری است که جواب مثبت می دهد. چین وروسیه به بازی دو سر بردخود ادامه می دهند. روسیه حرفی می زند که بیشتر به «سخره» کردن «نظام» می ماند: «روسیه که در قبال تحریم احتمالی خرید نفت ایران از سوی اتحادیه اروپا «بی‌طرف» می ماند، چون هیچ‌گونه واردات نفتی از ایران ندارد.» چین هم می گوید طرفدار عدم برخورد احساسی و تصمیم گیری واقعگرایانه است.

آخرین خبر هفته حکایت دارد: «کنگره آمریکا می‌کوشد تا از لغو جواز کشتی‌ها و سکوهای اکتشاف نفت به عنوان ابزار جدیدی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران استفاده کند.به گزارش روزنامه آمریکایی واشینگتن پست، تحت تاثیر این فشار‌ها شرکت نروژی «دت نورسکه وریتاس» که از عمده‌ترین موسسات بین‌المللی صدور جواز کشتی و سکو‌های دریایی اکتشاف نفت است، تمام مناسبات خود را با ایران قطع کرده است.»

دامنه تفسیر در باره بازی دوسر باخت جمهوری اسلامی در حمله به سفارت انگلستان ازهمیشه گسترده تر است و نظریه تلاش برای سرپوش گذاشتن بر حادثه مهم اصفهان طرفداران بیشتری دارد. این نظریه از حضور فرماندهان مهم سپاه در پشت صحنه مایه می گیرد و به گزارش موسسه علوم و امنیت بین المللی پیوند می خورد.

نخستین گزارش های دقیق رسیده از اصفهان حکایت از آن دارد که صدای مهیب انفجار هفته گذشته مربوط به یکی از پایگاه های موشکی و اتمی سپاه در این منطقه بوده است. گزارش موسسه علوم و امنیت بین المللی، نشان می دهد که پایگاه های اتمی و موشکی سپاه با دقت شناسائی و حمله به آنها عملا آغاز شده است.

العربیه که حوادث ایران رااز نزدیک دنبال می کند، می نویسد: «در پی انفجار هولناك غرب تهران كه پدر برنامه‌ی موشكی ايران را همراه با دهها تن از نيروهايش از بين برد و شايد پيش از زيانهای تسليحاتی به اعتماد به نفس حكومتيان ايران لطمه وارد كرد، انفجار اصفهان پيش آمد و قلب ايران را لرزاند. اما همگان ترجيح دادند در هر دو مورد، حقايق را مسكوت بگذارند.»

تایمز لندن می نویسد: «عکس های ماهواره ای تایمز تایید می کند که انفجاری که روز دوشنبه در شهر اصفهان رخ داد باوجود تکذیب مقامهای جمهوری اسلامی مربوط به تاسیسات غنی سازی اورانیوم در این منطقه بود. این عکس ها به روشنی موج بزرگی از دود و خرابی را نشان می دهد و بر ادعاهای ایران که چنین انفجاری در این منطقه رخ نداده خط بطلان می کشد. منابع اطلاعاتی اسراییل به تهران تایمز گفتند که تردیدی نیست انفجار در مرکز تاسیسات هسته ای اصفهان رخ داده و این «تصادفی نیست». یک منبع اطلاعاتی نظامی گفت: این انفجار به تاسیسات اصفهان به ویژه دستگاه هایی که گمان می رود انبار مواد خام را در خود داشت آسیب زده است.»

العربیه هم درعنوان و هم در مطلب خود تاکید می کند: «جنگ آغاز شده، ولی رسما اعلام نمی‌شود.»

وزیر دفاع اسرائیل و نخست وزیر امارات متحده عربی جنگ را چنان تصویر می کنند که گویا شاهدش هستند.ایهود باراک، می گوید: » در برخورد با ایران تمام گزینه ها روی میز قرار دارد.» در حال حاضر «حمله به تاسيسات هسته ای ايران در دستور کار قرار ندارد. ولی ممکن است زمانی پيش بيايد که مجبور شويم دست به چنين کاری بزنيم. چنين حمله ای برای اسرائيل خطر چندانی در بر ندارد.حمله نظامی عليه ايران برای اسرائيل ويرانگر نخواهد بود. جنگ يک مسافرت تفريحی نيست، ولی اگر اسرائيل ناچار به انجام آن شود، مادامی که مردم در خانه های خود باشند، تلفاتی در حد ۵۰ هزار، پنج هزار و حتی ۵۰۰ نفر نيز نخواهيم داشت.»

شیخ محمد بن رشید آل مکتوم، می گوید: «در صورت حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل، تمام شهرهای ایران در 24 ساعت منهدم خواهند شد.»

جمهوری اسلامی هم ظاهرا برای این جنگ آماده شده است: «روزنامه بريتانيايی ديلی تلگراف در شماره سه شنبه ۱ خود گزارش داد که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ايران، نيروهای خود را در وضعيت جنگی قرار داده است.»

تصویر خوفناکی است: 500 کشته در اسرائیل، ایران سراسرویران. پیش بینی خوفناک در عاشورای 90 که خون جانباختگان عاشورای 88 درآن می جوشد. فیلم های تازه از سرکوب خونین مردم منتشر می شود. شهین مهین فر، مجری باسابقه رادیو و تلویزیون و مادر امیرارشد تاجمیر یکی از جانباختگان به فریاد در می آید وپرده سکوت می درد: «به امیر گفتم نرو، گفت به خاطر وطنم می روم. گفتم تو وطن من هستی، گفت خودخواه نباش مادر، وطن تو امیراست اما وطن من 70 میلیون ایرانی است و برای آنها می روم. او با این حرفش مرا شرمنده کرد و رفت و دیگر بازنگشت.»

رضا شهابی، از اعضای سنديکای کارکنان شرکت واحد که حدود ۱۹ ماه است در زندان اوين در بازداشت به سر می‌برد، در اعتراض به «بلاتکليفی» و ادامه بازداشتش عاشورا را در اعتصاب غذا بسر می برد.

بی دلیل نیست که محمد نوری زاد، در نامه دیگری به نایب امام زمان، با مقایسه واقعه عاشورا و وضعیت فعلی ایران از آیت الله خامنه ای می خواهد کربلای سال شصت و یک هجری را رها کند و به کربلای ایران بنگرد: «کربلا اینجاست. شمر اینجاست. خولی اینجاست. سرهای به نیزه شده اینجاست. اسیراینجاست. زنان وطفلان پای برهنه و گریزان اینجایند. اشقیا اینجایند. آری اشقیا اینجایند. کجا؟ پاکان سپاه به کنار، یک نگاهی به چهره ی پاسداران فربه از مال حرام بیاندازید، پاسدارانی که نفس زنان از بالا کشیدن اموال مردم به نزد شما شتاب می کنند، اشقیا اینانند. کسانی که یک روز در صف مردم بودند و امروز به برکت دلارهای نفتی و اسکله های قاچاق وپیمانهای بدون مناقصه و سهام مخابرات و هزار فرصت اقتصادی و سیاسی واطلاعاتی، خنده کنان به فوج اسرا می نگرند و شلاق به دست، قهقهه سرمی دهند و اسلحه به دست، مراقب اند اسیری از صفِ اسارت خروج نکند.»

وتاسوعا و عاشوراپشت سر گذاشته می شود؛ حکومتی تر، کنترل شده تر، محدودتر و نمایشی تر از هر سال دیگر. تنها امام جمعه های حکومتی ـ این عمله ظلمه دوران ـ-جهان را چون سید محمد موسوی، امام جمعه چابهار می بینند: «فریاد شهیدان تاسوعای چابهار فقط در این نقطه از میهن اسلامی ایران متمركز نیست بلكه كاخ های تمامی فراعنه و حكام جور را در عالم می لرزاند و جرقه های آن در وال استریت، منهتن و سایر ایالت های آمریكا و انگلیس مشاهده می شود.»

ویکی نیست به این نابغه بگوید که وال استریت و منهتن نام ایالت های آمریکا نیست. منتهن مرکز شهر نیویورک است و وال استریت یکی از خیابان هایش.

ودرمتن این نادانی تاریخی است که آیت اله اشرافی، مهدوی کنی،یک دست دردست عزرائیل و یک دست به دامان مقام رهبری، اورا با بوش و مائوتسه تونگ مقایسه می کند: «مردم آنجا هم آنها را رهبر می‌دانند، ولی ما آقای خامنه‌ای را به معنای عام و آنچه که در دنیا مرسوم است، رهبر نمی‌دانیم، بلکه می‌گوییم ایشان نائب امام زمان«عج» است و نوعی تقدس برای این جایگاه قائلیم. من در آقاي خامنه​اي تقوا و عدالت و مردمداری و زهد را می‌بینم. ایشان تمام خصوصیاتی را که یک فقیه نایب امام زمان«عج» باید داشته باشد، دارند.»

مهدوی کنی، میرحسین موسوی در حصرخانگی را سوسیالیست می خواند وپرده از مشکل او با » نظام» بر می دارد: «اگر مقام ولایت و مقام رهبری را قبول داشت، نتیجه انتخابات را می‌پذیرفت و می‌رفت تا در دوره‌های بعد شرکت کند، ولی این کار را نکرد.»

مهدوی کنی که در لب گور به ریاست خبرگان رهبری بر کشوری منصوب شده که جوانترین جمعیت جهان را دارد،به روی مبارک نمی آورد حرف های محمد رضا فرزين، معاون وزير امور اقتصادی و دارايی را که می گوید: «متأسفانه نه تنها ۴۱ درصد اقتصاد کشور از ماليات معاف است، بلکه اطلاعات آنها نيز در دسترس نيست.»و این همان بخش اقتصاد کشوراست که زیرنظر رهبری در اختیار باندهای قدرت و ثروت است. می برند و می چایند ودشنام هایش را به نام امام زمان واریز می کنند.

مقامات دولتی خود «نظام» فقط همین هفته اعلام می کنند: «نيمی از چای مصرفی کشور قاچاق است،» کشور «در مرحله موج سوم شيوع بيماری ايدزاز طريق روابط پر خطر جنسی» قراردارد و زیر سایه نایب امام زمان طبق گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل با رتبه یکصدو بیستم «همچنان جز فاسدترین کشورهای جهان» است و ده‌ها مرتبه از قطر (رده ۲۲)، کویت (رده ۵۴) و ترکیه (مقام ۶۱) پایین‌تر.

در آخرین روز هفته هم «آثار شکست تنها پیروزیِ دولت هویدا می شود» و «كسري 8 هزار ميلياردي دولت از محل هدفمندسازي» از پرده بیرون می افتد.

آذرماه نه تنها ماه آخر پائیز، روزشمار سقوط دیکتاتور دیگری هم هست که دو قلوی منطقه ای جمهوری اسلامی یعنی سوریه باشد.

وزیر خارجه آمریکا می گوید سوریه بیش از همیشه منزوی شده است.شورای حقوق بشر سازمان ملل در نشست فوق‌العاده‌خود‎ با تصویب قطعنامه‌ای رژیم بشار اسد را به‌خاطر سرکوب خونین معترضان محکوم می کند. این قطع‌نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد تحویل داده خواهد شد تا در شورای امنیت در مورد «واکنش مناسب» علیه حکوت سوریه تصمیم‌گیری شود.

بشا راسد برای اولین بار بایک تلویزیون آمریکائی مصاحبه می کند وهمان حرف های دیکتاتورهای در حال سقوط را می زند: «من برای محافظت از مردم بهترین کارها را انجام داده ام، لذا احساس گناه نمی کنم. شما باید برای جان هایی که از دست رفته اند متاسف باشید. اما وقتی که کسی را نمی کشید، نباید احساس گناه کنید.من رییس جمهور هستم. من صاحب کشور نیستم، لذا اینها نیروهای من نیستند.»

کاخ سفيد اظهارات بشار اسد را «بی اعتبار» می خواند. گزارش ها حاکی است که ترکيه تحريم هاي تازه ای عليه حکومت سوريه اعمال کرده است.شرکت نفت توتال، فعالیت های خود در سوریه را متوقف می کند. هيلاری کلينتونآماده دیدار با مخالفان حکومت سوريه است.برهان غلیون رئیس شورای ملی معترضان سوریه ‌می‌گوید: «چنانچه این شورا بتواند در سوریه به قدرت برسد، روابط نظامی دمشق با ایران را قطع خواهد کرد و مانع از رسیدن اسلحه از راه سوریه به حماس و حزب الله خواهد شد.»

روزنامه اسرائيلی هاآرتص به نقل از مقامات ارشد فلسطينی در حماس، گزارش می دهد که جمهوری اسلامی حماس را «تهديد» کرده است که «پشت کردن» اين جنبش به بشار اسد، «عواقبی سخت» خواهد داشت و ايران کمک های مالی و تسليحاتی به حماس را قطع خواهد کرد. جمهوری اسلامی به سران حماس اخطار داده است در کنار اين اقدامات تنبيهی، آموزش نيروهای حماس (در ايران، لبنان و سوريه از سوی سپاه پاسداران ايران) را نيز قطع خواهد کرد. «نیروهای حماس برای این تهدید تره هم خرد نمی کنند و درحال ترک سوریه هستند. میلیون ها دلار هزینه از جیب ملت ایران برباد می رود.

هنوز، تنها سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان است که بر اجرای «فتوای امام خامنه ای» – قابله و ارباب خود- درباره ضرورت حمایت از تمامی نمادها» اصرار دارد و سخنانش تیتر اول رسانه های حکومتی می شود.

  

جنگ گرگها در این فضای متشنج ادامه دارد. روزنامه جمهوری اسلامی خبر می دهد که «جريان انحرافی دولت» به منظور فعاليت های انتخاباتی «توزيع پول در بين ائمه جمعه سراسر کشور» را آغاز کرده است. هدف نهائی آنها به گفته مهدی طائب، فرمانده قرارگاه امنيتی-ـ اطلاعاتی موسوم به «عمار» سرنگونی نظام است.لابد برای همین هم رئیس شان در دهه عاشورا پیراهن سفیدپوشیده و جنگ تازه تمام عیاری رادامن زده است.

محمد کاظم انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت، در نقش نظریه پرداز چهارچوب «نظام» راتعیین می کنید: «قبول نظام،رهبری، امام و قانون و غیریت باغرب.» و حضوردوم خردادی ها در انتخابات راتمام شده می داند. ظاهرا حر فهای مهدوی کنی را نشنیده یا قبول ندارد که شرط شرکت اصلاح طلبان درانتخابات قبول اشتباهات آنهاست.

حرف های محمد موسوی خوئينی رامی توان پاسخ به قبیله آشفته گرگان تلقی کرد: «فرصت برای ورود به انتخابات مجلس تمام شده است و حتی نوشتن نامه «فدايت شوم» برای اصلاح طلبان هم ديگر نتيجه ای ندارد… حاکميت هم… از اصلاح طلبان عبور کرده است و از حضور آنان در انتخابات استقبال نمی کند. حاکميت هم اگر يک کار خوب در باره اصلاح طلبان کرده باشد همين است که راه را برای ورود اصلاح طلبان به چنين مجلسی بسته است.»

هفته دوم آذرماه 1390 تمام می شود وسالی دیگر بر 16 آذر می گذرد. جرقه ای در قلب استبدادی دیگر که به شعله مبدل شد.

آیت‌الله دستغیب به مستبدانی که به نام مذهب روی قاتلین سه یار دبستانی را سفید کردند،و تاحدتیم ملی موردنفرت هستند، هشدار می دهد: «هشدار می دهد: بیدار شوید…»

مجید دری-ـ دانشجوی اخراجی و زندانی-ـ از زندان می نویسد: «در هر دانشگاهی هستید و دانشجوی هر رشته‌ای سلام مرا پذیرا باشید از دور‌ها، از پس این دیوار‌ها و رابطه‌ای که سالیان فاصله انداخته. با امید روزهای بهتر، آینده‌ای درخشان و سرزمینی سبز. همه می‌دانند دانشگاه هنوز زنده است و دانشجو همچنان پیشرو.من و تو یکی شویم از هرشعله‌یی بر‌تر که هیچگاه شکست را برما چیرگی نیست چرا که از عشق رویینه تنیم.»

بهاره هدایت، دانشجوی دیگر اخراج شده، در زندان شعری کوتاه بر دستمال کاغذی می نویسید و در ملاقات به همسرش امین احمدیان می دهد:

گفتم: ‏

این باغ ار گلِ سرخ بهاران بایدش؟

گفت‏: ‏

صبری تا کرانِ روزگاران بایدش

تازیانه ی رعد و نیزه ی آذرخشان نیز هست،

گر نسیم و بوسه های نرمِ باران بایدش

گفتمش: ‏

‏خالی ست شهر از عاشقان , وینجا نماند،

مردِ راهی تا هوایِ کویِ یاران بایدش

گفت: ‏

چون روحِ بهاران آید از اقصای شهر

مردها جوشد ز خاک‏

‏آنسان که از باران گیاه

و آنچه می باید کنون

صبرِ مردان و دلِ امیدواران بایدش


تگ   هوشنگ اسدی

 

مقالات مربوط به این نویسنده
۱۷ آذر ۱۳۹۰
۱۰ آذر ۱۳۹۰
۳ آذر ۱۳۹۰
۲۶ آبان ۱۳۹۰
۱۹ آبان ۱۳۹۰
۵ آبان ۱۳۹۰
۲۸ مهر ۱۳۹۰
۲۱ مهر ۱۳۹۰
۱۴ مهر ۱۳۹۰
۷ مهر ۱۳۹۰
۳۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۴ شهريور ۱۳۹۰
۲۲ شهريور ۱۳۹۰
۱۷ شهريور ۱۳۹۰
۱۰ شهريور ۱۳۹۰
۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۷ مرداد ۱۳۹۰
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ تير ۱۳۹۰
۲۳ تير ۱۳۹۰
۲۲ تير ۱۳۹۰
۲۱ تير ۱۳۹۰
۱۵ تير ۱۳۹۰
۷ تير ۱۳۹۰
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
۱۸ خرداد ۱۳۹۰
۵ خرداد ۱۳۹۰
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
۳۱ فروردين ۱۳۹۰
۲۴ فروردين ۱۳۹۰
۱۸ فروردين ۱۳۹۰
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۱ اسفند ۱۳۸۹
۲۳ بهمن ۱۳۸۹
۲۰ بهمن ۱۳۸۹
۱۳ بهمن ۱۳۸۹
۶ بهمن ۱۳۸۹
۲۹ دى ۱۳۸۹
۱۸ دى ۱۳۸۹
۸ دى ۱۳۸۹
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۲ آذر ۱۳۸۹
۱ آذر ۱۳۸۹
۲۷ آبان ۱۳۸۹
۷ مهر ۱۳۸۹
۱ مهر ۱۳۸۹
۲۵ شهريور ۱۳۸۹
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
۸ شهريور ۱۳۸۹
۳ شهريور ۱۳۸۹
۲۸ مرداد ۱۳۸۹
۲۱ مرداد ۱۳۸۹
۶ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۶ تير ۱۳۸۹
۹ تير ۱۳۸۹
۲ تير ۱۳۸۹
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
۲۰ خرداد ۱۳۸۹
۱۵ خرداد ۱۳۸۹
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
۵ خرداد ۱۳۸۹
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۶ فروردين ۱۳۸۹
۱۸ فروردين ۱۳۸۹
۲۸ اسفند ۱۳۸۸
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
۵ اسفند ۱۳۸۸
۲۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
۱ بهمن ۱۳۸۸
۲۴ دى ۱۳۸۸
۱۶ دى ۱۳۸۸
۱۳ دى ۱۳۸۸
۹ دى ۱۳۸۸
۲۶ آذر ۱۳۸۸
۱۸ آذر ۱۳۸۸
۱۱ آذر ۱۳۸۸
۲۷ آبان ۱۳۸۸
۲۵ آبان ۱۳۸۸
۲۱ آبان ۱۳۸۸
۱۴ آبان ۱۳۸۸
۶ آبان ۱۳۸۸
۳۰ مهر ۱۳۸۸
۹ مهر ۱۳۸۸
۱ مهر ۱۳۸۸
۲۵ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۴ شهريور ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۳۱ تير ۱۳۸۸
۲۴ تير ۱۳۸۸
۱۷ تير ۱۳۸۸
۱۱ تير ۱۳۸۸
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
۲۴ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۱ بهمن ۱۳۸۷
۴ بهمن ۱۳۸۷
۱ بهمن ۱۳۸۷
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۹ دى ۱۳۸۶
۱۰ دى ۱۳۸۶
۲۹ آبان ۱۳۸۶
۱۳ تير ۱۳۸۶
۲۴ خرداد ۱۳۸۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
۲۸ اسفند ۱۳۸۵

رجزخوانی درآستانه فروپاشی (هوشنگ اسدی)

هوشنگ اسدی

 سخت توفانی است این پائیز.وزیر دفاع آمریکا شتابان از آسمان ابری منطقه که مدام بر ایران می بارد، می گذرد تا اسرائیل را از «حمله خودسرانه» مانع شود و حرفی می زند سخت پرمعنا:»هراقدامی در قبال ايران مستلزم جلب همکاری جامعه بين المللی است.»

شاید گزارش روزنامه گاردین، روشنی بیشتری بر گفته او بیاندازد:»آمریکا ممکن است ظرف یک سال آینده تاسیسات هسته‌ای ایران را از هوا و دریا مورد حمله قرار دهد. دولت بریتانیا هم معتقد است که در صورت چنین حمله‌ای به تاسیسات ایران، بریتانیا نیز باید از اقدام آمریکا حمایت و حتی در آن مشارکت کند.»

اسرائیل  باآزمایش موشک بالستیکی که قادر است کلاهک هسته ای حمل کند و  ايران را هدف قرار دهد، ضلع سوم این حمله خواهد بود؟

نشریات بیشتری با عنوان» ایران به دنبال سلاح اتمي است» بر دکه ها می آیند. فقط یکی شان » یور واسیا» است. جنگ لفظی بر سر ترور سفیر عربستان در پایتخت آمریکا به اوج تازه ای می رسد.

آمريکا، رهبران جمهوری اسلامی را » ریاکار» و» یاوه گو»  می خواند وبرای تحريم بانک مرکزی ايران با همپيمانان خود از جمله اتحاديه اروپا گفت و گو می کند.

در آخرین ساعات چهارشنبه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا طرح افزایش تحریم‌های ایران از جمله گسترده کردن دامنه شرکت‌هایی که با تهران همکاری دارند و نیز اقداماتی برای پیش بردن طرح تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را به اتفاق آرا تصویب می کند.

نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد جدید عربستان که وزیر کشور هم هست، می گوید:» راه سازشی با جمهوری اسلامی در مورد «توطئه ترور» سفیر عربستان در واشنگتن وجود ندارد.ما آماده برخورد با هر سناریویی هستیم… با هر وسیله‌ای که نیاز باشد.»

سفر برای» تسلیت دیپلماتیک» علی اکبر صالحی و خم شدنش تاحددست بوسی پادشاه عربستان ثمری نداده است. انگارنه انگارسخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفته است: » ما و عربستان سعودی در روابط دوجانبه هیچ محدودیتی در همكاری‌ها نداریم.طبیعی است كه ما فكر می‌كنیم تقویت همكاری‌ها می‌تواند طراحی‌های دشمنان منطقه را خنثی كند.»

حتی روی نخست وزیر قطر را هم زمین انداخته اند. شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، خواستار گفت‌وگوی  مستقیم دو طرف بر سر این موضوع شده بود.» قطر کوچولو» حالا دراندازه های یک قدرت بزرگ در صحنه است. فریدون خاوند –ـ اقتصاد دان-ـ  درهفته ای که سپردن آسمان ایران برای جابجائی مسافران به قطر رسانه ای شده است، می گوید:»میدان گازی پارس جنوبی هم به ایران تعلق دارد و هم به قطر، ولی قطری‌ها به خاطر بهره‌برداری از تکنولوژی و سرمایه بین‌المللی، سهم شیر را از آن خودشان کرده‌اند. گویا قرار است در آسمان ایران هم همین اتفاق بیفتد.دوحه، پایتخت قطر، به مرکزی برای برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی تبدیل شده است. مقر دائمی سازمان کشورهای صادرکننده گاز هم در همین شهر است. شبکه خبری الجزیره، با شهرت و نفوذ بین‌المللی‌اش، به قطر تعلق دارد. مسابقات جام جهانی فوتبال سال ۲۰۲۲ در قطر برگزار می‌شود. مهم‌ترین باشگاه فوتبال فرانسه از سوی قطری‌ها خریداری شده است. در جریان عملیات اخیر ناتو در لیبی، حضور قطر در کنار نیروهای غربی بسیار چشمگیر بود.»

در بحران سوریه، قطر یک پای قدرت است و به بشار اسد اخطار می دهد. مقایسه قطر، با جمعیتی کمتر از یک میلیون نفر، باجمهوری اسلامی که رهبرانش آن را «ابر قدرت» توصیف می کنند،بر چشم هر ایرانی  اشک حسرت می نشاند.

پاسخ» ابرقدرت» پوشالی جمهوری اسلامی به اقدامات عربستان و آمریکا، نامه ای است که در صفحه اول کیهان تهران 5 هزار تیراژی جهان را به جنگ می خواند و توی دهان استکبارجهانی می زند. رهبر هم نعره کشان ازراه می رسد و «هزار سند غیرقابل خدشه را» به رخ می کشد که برای از میان بردن «آبروی آمريکا و مدعيان حقوق بشر» ارائه خواهند شد.

وزیر خارجه اش هم پاسخی » دیپلماتیک»  می دهد تا نشان دهنده واکنش تهران به طرح راه اندازی سفارتخانه مجازی آمريکا برای ايرانيان باشد:»پليس بين الملل از تهران خواسته است تا درباره غلام شکوری، يکی از متهمان توطئه ترور سفير عربستان سعودی، تحقیق کند ولی ما در ايران ۱۵۰ غلام شکوری داريم.»

کاش بجای این همه » غلام» و شارلاتان‌ها، نوکیسه‌ها، و پاچه‌خوار‌هاکه بقول مجید محمدی جنس استبداد را جورمی کنند، یک مهندس بازرگان داشتیم که استعفای تاریخی اش بحث روزاست .

دکتر ابراهیم یزدی، تجربه تلخ انقلاب اسلامی را بیادهمتایان مهندس بازرگان می آورد که با کت و کروات و پاپیون قدرت را در لیبی و تونس تحویل می گیرند و نگاهشان به اسلام میانه رو ترکیه است .آنها می توانند اولین وزیر خارجه جمهوری اسلامی را در » دادگاه انقلاب» ببیند. او می گوید:» مطابق قانون، رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. بنابراین رسیدگی به اتهامات وارده را در صلاحیت دادگاه انقلاب نمی‌دانم و سکوت اختیار خواهم کرد. وکلای اینجانب نیز ماذون به دفاع نیستند. «

 ویکی از «غلام» ها که رامين مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه باشد، خبر ارسال نامه به آمريکا را تائید می کند. نامه ای که بعدا آمریکائی ها می گویند هفت صفحه دارد ، در تبلیغات » نظام»چنان منطقی و کوبنده است که «آمریکا باید طبق  درخواست تهران اتهامات خود را کنار بگذارد و از جمهوری اسلامی عذرخواهی کند.»

پاسخ رسمی  وزارت امور خارجه آمريکا، در عرف دیپلماتیک معنائی جز جنگ ندارد:» رجز خوانی» ،» یاوه گوئی».

حالا آن هزار سند بجای  خود،معلوم نیست چرا جمهوری اسلامی » نامه دندان شکن» خود را منتشر نمی کند تا دستکم مردم ایران ازنامه ای که » دشمن» دست به دست می کندو به آن می خندد، مطلع شوند.

وهر کدام ازاین » اسناد»مانند پاس  های طلائی در محافل تصمیم گیری جهانی به آبشار آمریکا می انجامد و هورای اسرائیل.

نشست مشترک کميته فرعی امنيت داخلی در امور ضد تروريسم و اطلاعات، و کميته فرعی نظارت، تحقيقات و مديريت مجلس نمايندگان آمریکا، برگزار می شود.هدف نشست، بررسی توانايی و قصد دولت جمهوری اسلامی ايران برای انجام عمليات تروريستی در خاک آمريکا است. پيتر کينگ، نماينده جمهوریخواه نيويورک در مجلس نمايندگان و رییس کميته امنيت داخلی اين مجلس، نشست را چنین آغاز می کند:» اين اقدام- طرح ترور سفیر عربستان در واشنگتن- اعلان جنگ عليه آمريکا است.»

این نماینده جمهوریخواه، از دولت آمریکا می خواهد که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران را از سازمان ملل اخراج کند، چون :»بسیاری از آنها جاسوس هستند.»

سخنانش یاد آور فضای سیاسی آمریکا بعد از  حمله 11 سپتامبر است و در سیاست رسمی آمریکا هم منعکس می شود.

جی کانری سخنگوی کاخ دریک نشست خبری می گوید:»رهبران جمهوری اسلامی ریاکارندودرپیوند با رخدادهای بهار عربی با اعمال خود مدام نشان داده اند که به تعهدات بین المللی خود پشت پا می زنند، و ما دراین باره بسیار نگرانیم. »

و شاید برای پاسخگوئی به این نگرانی است که روزنامه های جهان می نویسند:»دولت اوباما قصد دارد با خروج نیروهایش از عراق، حضور نظامی خود در خلیج فارس را تقویت کند. این جابه‌جایی و استقرار نیرو در کویت به منظور جلوگیری از فروپاشی امنیتی در عراق و احتمالا مقابله‌ نظامی با ایران صورت می‌گیرد.»

یکی از مهمترین حلقه های محاصره محکمترمی شود.جمعی از نمایندگان ادوار مجلس در خارج از کشور تحلیلی پیرامون رخدادهای اخیر در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران منتشر می کنند. انگار که در سراشیب سقوط – نگاه هفته پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۰ –  را رنگ و لعاب اسلامی زده و  اندکی از انفاس » نظام» برآن افزوده باشند ، حلقه های دیگرمحاصره را یکایک باز می کنند. روی سخنشان با آیت اله خامنه ای است.

رهبرجمهوری اسلامی، جواب همه نصایح را با سخنانی می دهد که از آن نشئه افیون به مشام می رسد. می گويد که «دشمنان» نگران «گسترش و الگو برداری از اين انديشه سياسی مستحکم هستند .دست نظام جمهوری اسلامی ايران در همه عرصه ها پر است.» نمونه هم می دهد: «ارائه انديشه سياسی نو به دنيا، به نام مردم سالاری دينی که از لحاظ مبانی فکری و اعتقادی، بسيار مستحکم و از لحاظ علمی، قابل اجرا و پيش رونده است. »

و از قضا حوادث روز هم از «اندیشه سیاسی نو» خبر می دهد و هم از»مردمسالاری دینی» و به تمامی.

هفته ای است که  سرنخ های بزرگترین اختلاس تاریخ به بیت آقا و ولیعهد محبوب ایشان آقا مجتبی می رسد. واقعا دست جمهوری اسلامی پر است. معلوم می شود علاء‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، و چند تن دیگر از نمایندگان در اختلاس «سه هزار میلیارد تومانی» دست داشته اند.

آقازاده، نماينده رشت، اسامی را اعلام می کند:»ارسلان فتحی‌پور و محمد دهقان .»  وهمگی  جزو بازهای مجلس هستند و تندترین شعارهارا می دهند. محمد دهقان همان است که مواضع «آقا» را برای حذف ریاست جمهوری تببین می کند و رسما خواستار بر پائی دو مجلس می شود تاسیستم شاهنشاهی دوباره احیاء شود.

خبر از رفت و آمدها و تهدید ها وجلسات پنهان و آشکار می رسد. سر انجام مجلس » بفرموده»و  به راحتی قضیه استیضاح وزیر اقتصادرا ماست مالی می کند و با دخالت مستقیم و آشکار لاریجانی رئیس مجلس، یکی از عوامل اختلاس 3 میلیارد دلاری تبرئه می شود. سئوال از احمدی نژاد موضوعیت خود را از دست می دهد. علی مطهری بارای نمایندگان درمجلس می ماند.

مهدی خزعلی، درگفت و گو با روزماجرا را کالبد شکافی می کند:» تهدیدات محمود احمدی نژاد و اطرافیانش و توافقات پشت پرده باعث شد تا مجلس شورای اسلامی در لحظات آخر وزیر اقتصاد و دارایی را ابقا کند و شورای اسلامی به اختلاس بزرگ رای بدهد.»

علی مطهری همان حرف خزعلی را می زند:» هیات رئیسه مجلس از پرونده‌های زیر بغل رئیس جمهور می‌ترسد.»

وحرفی به لاریجانی  می گوید  که پای «همشیره» راهم  به میان می کشد. فرزند شهید مطهری معلم اول انقلاب می گوید:»اگر آقای لاریجانی که داماد ما هم هست در جایگاه ریاست جمهوری چنین خطاهایی را انجام می داد، من از ایشان هم سئوال می کردم.لاریجانی داماد ناخلفی است چون با طرح سئوال همراهی نکرد.»

پسر میرزا هاشم آملی روحانی برجسته شیعه هم جواب می دهد : «مراقب خودتان و همشیره تان باشید.»

نه تنها باید ازاین » اندیشه سیاسی نو» الگو برداری کرد، بلکه باید در کلاس های» کش» شناسی جهان هم به تدریس اش پرداخت. رهبر آزاده فرموده بودند که» کش ندهید.»

کار» مردمسالاری دینی» به جائی می رسد که رئیس دولت»آزادترین کشور دنیا» دست به تاسیس»تلویزیون اینترنتی پرزیدنت » می زند تا حرف هایش را از سانسور تلویزیون سرداران درامان دارد.

بزرگترین  اپراتور تلفن همراه هم – به گزارش روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال-

با شرکت چینی هوآوی قراردادی می بندد تا بتواند افراد را در ایران بر اساس محل تلفن همراه آنها ردیابی کند.

و البته الگو برداری به «مردمسالاری» ختم نمی شود. عدالت و اخلاق حاکم بر جمهوری اسلامی هم » پیشرونده» است.

طبق آخرین گزارش صندوق بین‌المللی پول از منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی ایران همچنان بالا‌ترین نرخ تورم در منطقه را دارد و در عرصه تولید نفت و گاز نیز بیش از پیش موقعیت خود را در برابر رقیبان از دست داده و می‌دهد.

خط فقر در تهران یک میلیون و دویست هزار تومان است و اختلاف دستمزدها با هزینه خانوار رقم ناچیزی درحدود نهصد هزارتومان.

لابد برای همین هم در آمدهای میلیونی مردم به مصرف شیشه (متامفتامین) اختصاص می یابد .پرویز مظاهری، دبیر همایش سالانه انجمن روانپزشکان ایران می گوید: «مصرف شیشه در ایران نسبت به تریاک و حشیش پیشی گرفته است و جوانان با تصور اینکه این ماده شوم اعتیادآور نیست به دام آن می افتند.»

تنها می ماند مشکل ازدواج که آن راهم حجت الاسلام قرائتی حل می کند:» بخل زن‌ها باعث می‌شود که يک ميليون زن جوان بيوه هست.»

و چنان این الگو در جهان بازتاب دارد که به نوشته واشنگتن پست :» درکشورهای عربی

کسی دنبال تاسیس جمهوری اسلامی نیست.»

علی خامنه ای در آستانه فروپاشی درتهران رجز می خواند. بشاراسد، بر تخت لرزان قدرت، تهدید می کند منطقه را به آ تش می کشد.

روزنامه فرانسوی فیگارو می نویسد: «سپاه پاسداران در مورد تحولات سوریه دچار دودستگی شده است ؛ بخشی از سپاه تجهیزات نظامی در اختیار نیروهای دولتی می گذارد اما گروه دیگری که واقع گرایانه مسائل را دنبال می کند از سرکوب تظاهرکنندگان انتقاد می کند. یک گروه طرفدار تشکیل شورای عالی نظامی در سوریه است و گروه دیگری که از بشار اسد حمایت می کند با این پیش بینی موافق است اما با تشکیل این شورا برای خلع اسد مخالف است.»

جمهوری اسلامی، دور زدن بشار اسد را کلید زده است. به نوشته العربیه«نمايندگانی از ايران و آمريکا در يکی از کشورهای اروپايی مسائل سوريه را بررسی»می کنند.

سوریه سرانجام با طرح اتحادیه عرب موافقت می کند.متن توافق را شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، نخست وزیر قطر رسما د راختیار رسانه ها می گذارد:» دولت سوریه می پذیرد  همه نوع خشونت در این کشور را متوقف کند، بازداشت شدگان حوادث اخیر را آزاد کند، نیروهای نظامی را از شهرها و مناطق مسکونی خارج سازد، به رسانه های مستقل اجازه دهد از واقعیت‌ها در سوریه گزارش تهیه کنند، به نمایندگان اتحادیه عرب اجازه دهد از همه مناطق سوریه دیدار کنند و به سرپرستی اتحادیه عرب با مخالفان گفت وگو کند.»

آیا سوریه به این توافقات  عمل می کند؟ با الگوی جمهوری اسلامی بدرود می گوید و اسلام میانه روترکیه را در دستور کار قرار می دهد؟ توافق نیمه شب چهارشنبه، آغاز تحقق این سخن اردوغان نیست؟:» مقاومت با شکوه مردم سوریه پیروز خواهد شد»

پاسخ را تاریخ بسیار نزدیک خواهد داد. وآخرین برگ بازی بزرگ خاورمیانه، ایران خواهد بود که باردیگر سرنوشتش به تمامی در دستان  یک دیکتاتور است.

مصطفی تاجزاده سراشیب سقوط را به رهبرجمهوری اسلامی یا دآور شده بود.نوبت محمد نوری زاد است که» رهبر» را به درک لحظه می خواند  وانتظار دارد» ایشان افق های خونین و پر تنش و پر از خونریزی راببینند» و هشدار می دهد» همه چیز دارد از دست می رود… ما هم در مجاورت یک فروپاشی بزرگ و فاجعه بزرگ هستیم…»

مهدی خزعلی همین حرف را می زند:»در سراشیبی سقوط هستیم؛ این سراشیبی به سرعت پیش می رود و هر دو جناح حاکم با هم خواهند رفت.اینطور نیست که رفتن احمدی نژاد، جشن جناح مقابل در حاکمیت باشد بلکه آنها نیز رفتنی هستند و خواهند رفت.»

و جمعی از نمایندگان ادوار مجلس که در خارج از کشوربسر می برند، برهمین مسیر می روند. جمع بندی تحلیل فاطمه حقیقت جو، احمد سلامتیان، اسماعیل گرامی مقدم، علی مزروعی، علی اکبر موسوی (خوئینی) و حسن یوسفی اشکوری ؛ چنین است:»در شرایط کنونی کلید حل مشکلات و مقابله با بحران ها و تهدیدهای جاری درداخل و خارج ایران در دستان مقامات حاکم است که می توانند آب رفته را به جوی بازگردانند و تا شرایط بدتر از این نشده رهبری نظام، که به هر تقدیر فعلا تمام امور در دست اوست، باید در سیاستهای داخلی و بین المللی کشور تجدید نظر اساسی به عمل آورد.طبعا مسئولیت هرگونه مداخله نظامی خارجی به عهده مقاماتی است که با اعمال سیاست های اقتداگرایانه در داخل و ماجراجویانه در خارج کشورمان را به دامن این شرایط بحرانی و دشوار فرو انداخته اند و هنوز کلید حل مشکل نیز به دست آنهاست، البته اگر فرصت را دریابند، و فرصت سوزی نکنند تا روزی فرا رسد که دیگر کاری نتوان کرد و جز حسرت نتوان خورد.»

همه اینان مسلمانند واگر فرزندان » نظام» نباشند، مدیران و نمایندگان و باورمندانند که یکایک را از»قایق نظام» پیاده کرده اند.

سید علی حسینی خامنه ای صدای اینان را خواهد شنیدو یا براه صدام و قذافی خواهد رفت؟

سخت توفانی است این پائیز و زمستان دارد چه زود می رسد. ۱۰۶ سانتی متر برف در سیاه بیشه کندوان مازندران باریده است. و برف سیاه استبداد مذهبی بر سراسر ایران می بارد.

برزین آذر مهر است که می پرسد و جواب می دهد:

چگونه خواهی از زنجیرِ شب رستن؟

رهیدن از زمستان‌های این سان سرد و طولانی

و پیوستن به تابستانه‌های گرم و نورانی

بوَد کار توای در وهم خود،

یک عمر زندانی؟!

***

در آن سوتر

میان بیشه‌ی انبوه

در آن جایی که از هر سوی رگبار خطر خیزد

فراهم آمده خیلی ز مرغان دگر اندیش

به سر شوری و در دل موجی از غوغا

که در سر

گویی آهنگی و فرهنگی دگر دارند

و کجتابی شب را هیچ طوری برنمی‌تابند

و بر هر تازه راهی

شبچراغی بر فراز راه می‌گیرند،

و «ره» از «چه» مشخص می‌کنند

بهر کسانی که

به تاریکی شب

پا می‌نهند در راه.

جهان تیره ست و

شب سنگین و

بی‌چهره،

در این دهشت سرا

هرگز نخواهد رُست بر شاخی

گلی زیبا و بایسته

مگر آنی که از شور درون

پوینده و رویاست،

چو آن موجی که

در دریا،

توفنده!

چو آن رنجی که

زاینده!

چو آن دستی که

سازنده!

چو آن روحی که

کاونده!

چوآن دادی که

بر بیداد

تازنده!

چوآن عشقی که

دارد

رنگ آینده!