نقطه بی بازگشت

هوشنگ اسدی

http: //houshangassadi.com/

خرداد- ماه خیزش،اصلاحات و نزول و نزع حکومت اسلامی به نیمه می شود،  به سالگرد دیگری از قیام و رحلت «سید»ی می رسد که درقدرت، لقب «امام» گرفت، جمهوری اسلامی را بنا نهاد برخون و شمشیر؛ و چون رفت جانشینش تا بدانجا میراث «امام» را دامن گسترد که اکنون دست در دستان جبار بی رحمی دارد که جهان یکسره لعنتش می کند.

کوفی عنان، نماینده ويژه سازمان ملل متحد و اتحاديه عرب پس از ديدار با بشار اسد، دیکتاتورسوریه و تنها دوست و متحد «نظام» در جهان می گوید: «کشتار و اعمال خشونت آميز «به نقطه بی‌بازگشت» رسيده است.»

تصویر قربانیان قتل عام هولناک «حوله» درمنظرجهانیان است که با دیدن گلوی بریده کودکان بیگناه خون می گریند و در گزارش ها می خوانند: «بخشی از قربانيان با سلاح سرد يعنی چاقو کشته شده‌اند. به احتمال زياد، نيروهای لباس شخصی بشار اسد يا نيروهای شبه نظامی محلی هوادار حکومت، اقدام به اين کار کرده‌اند.»

اگر هم شکی در تکرار تجربه «لباس شخصی» های اعزامی از تهران در شهرهای سوریه بود، باسخنان جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران،برطرف می شود.

اسماعیل قاآنی، شرکت در عملیات نظامی و شبه‌نظامی در سوریه را تأیید می کند. اوبه خبرگزاری ایسنا می گوید: «جمهوری اسلامی «به‌طور فیزیکی و غیرفیزیکی» در عملیات نظامی، شبه‌نظامی و غیرنظامی در سوریه همگام با رژیم بشار اسد شرکت دارد.»

سردار قاآنی علت همپیوندی جمهوری اسلامی ـ سوریه را توضیح می دهد: «با وجود تمام اشکالاتی که دولت سوریه دارد و ما برای رفع آنها متذکر بوده‌ایم، اما سوریه جغرافیای مقاومت است و علت فشارهای آمریکا و اسرائیل به این دلیل است که دیدند تصرف آن امکان‌پذیر نیست.»

این مصاحبه، بلافاصله از خروجی سایت خبرگزاری «ایسنا» حذف می شود. اما در دهکده کوچک جهانی به سخنان نتانیاهو پیوند می خورد: «ایران بخشی جدایی ناپذیر از جنایات اسد است.»

شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشستی فوق‌العاده دولت بشار اسد را به‌خاطر استفاده از سلاح‌های سنگین در این قتل‌عام به‌شدت محکوم می کند.وزارت امور خارجه سوریه مدعی می شود، در این قتل‌عام دست نداشته و خود را بی‌گناه می داند.

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی و مجلس شورای اسلامی،عاملان این جنایت را، «تروریست‌ها»یی اعلام می کنند که از کشورهای همسایه وارد سوریه شده‌اند.

کشورهای مهم جهان سفرای سوریه را اخراج می کنند. حتی روسیه به نعل و به میخ می زند. سرگی لاوراف وزیر امور خارجه روسیه در دیداربا ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلستان،حرف تازه ای می زند: «تغییرات در سوریه را می پذیریم و نه با تاکید بر بقای حکومت بشار اسد. »

تنها «نظام»است که دستان خونین بشار اسد را رها نمی کند. علی اکبر صالحی می گوید: «جمهوری اسلامی معتقد است هر تغییری در سوریه باید با حفظ بشار اسد و رژیم او باشد.»

«شلیک» و «ترور» تنها زبانی است که «نظام مقدس جمهوری اسلامی» می شناسد. حتی برای یک ترانه خوان هم «بر اساس حکم مراجع تقلید،» بازی فلش » شلیک به مرتد » توسط مؤسسه هنر ناب اسلامی تولید می شود و به رایگان در فضای مجازی قرار می گیرد.

واشینگتن پست براساس اسناد کشف شده، از طرح هائی برای عملیات ترور در هفت کشور پرده بر می دارد که قرار بود در۱۳ ماه توسط عاملان جمهوری اسلامی انجام شود. این اسناد شباهت زیادی با مدارک کشف شده در طرح ترور سفیر سعودی در واشینگتن و دیپلمات هایی در هند، ترکیه، تایلند، پاکستان و گرجستان دارد. هند و تایلند جمهوری اسلامی را عامل این طرح ها معرفی کرده اند.

نمایندگی «نظام» در سازمان ملل این ادعا را رد می کند. واشینگتن پست می نویسد: «اجرای این طرح ها به طور ناگهانی با آغاز فصل بهار همزمان با تغییر لحن ایران در خصوص مذاکرات اتمی، متوقف شد.»

یک دیپلمات غربی این پرسش را مطرح می کند: «به نظر می رسد نیت آرام کردن اوضاع پیش از مذاکرات بود. در صورت شکست مذاکرات چه پیش خواهد آمد؟ »

مذاکرات بعدی هم در خرداد خواهد بود. در روزهای پایانی ماه «نظام اسلامی» در برابر یک چالش سرنوشت ساز به دقایق پایانی تصمیم گیری می رسد.

بعد ازمذاکرات بغداد که به گفته یک دیپلمات ناشناس ایرانی با «شکست کامل» روبرو شده، صحنه دیگر شده است.صادق زیبا کلام، روی مهمترین مساله دست می گذارد: «انکار تاثیر تحریم ها دیگر ممکن نیست.»

رئیس اتاق بازرگانی تهران، در نشست هیات نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران، یک جنبه از تاثیر تحریم ها را می شکافد. او تاثیر شرایط بانک ها در جمهوری اسلامی را «نگران کننده» می خواند و می گوید: «آمارها نشانگر اوضاع غیرعادی سیستم بانکی کشور است.حجم مطالبات معوق مانده بانک ها به ٥٤ هزار میلیارد تومان رسیده است.روابط بانک ها با بانک مرکزی «مناسب» نیست و در نتیجه، بانک ها در پرداخت تسهیلات قفل شده اند.»

 وای نت نیوز از «سایه عدم اعتماد بر فراز گفتگو ها» می نویسد. وال استریت ژورنال آینده گفت وگوها را چنین می بیند: «امید به مذاکرات ایران و پنج به اضافه یک کم شده».

گزارش کوتیدیانو حاکی است: «حالا وضعیت خطرناک است.»

استراتژی پیج می پرسد: «درد ایرانی ها چیست؟»

ایرانی ها، البته دردی جز صلح و دمکراسی ندارند. «نظام» حاکم بر ایران، همچنان باچراغ های خاموش حرک می کند. حرف های غیر رسمی مقامات، خبر از «مقاومت» می دهد، فقط پوشش فرق کرده است. به جای دهان پر دشنام احمدی نژاد، لبخند مرموز هاشمی رفسنجانی رویت می شود. علی اکبر ولایتی، می گوید: «بنای نظام این نیست که غنی سازی را متوقف کند.»

مصطفی پورمحمدی همین حرف را می زند: «همان گونه كه مذاكره كنندگان و مسئولان ما توجه دارند شرايط كنوني شرايط كوتاه آمدن در مقابل ۱+۵ نيست. نبايد اين تلقي پيش بيايد كه بايد كوتاه بياييم،تا مشكلات حل شود.اگر ما كوتاه بياييم غرب تلاش مي‌كند فشار عليه ما را افزايش دهد تا روند كوتاه آمدن ما به سطحي كه او مي‌خواهد برسد.»

حسن سبحانی‌نیا٬ عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم هم شیوه فرار به جلو را برمی گزیند: «ازغنی‌سازی ۲۰ درصد اورانیوم عبور کرده ایم.»

هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا، موضع کشورش را تکرار می کند: «همزمان با زمینه سازی برای مذاکرات مسکو در چارچوب سیاست دوسویه، فشار را ادامه می‌دهیم. همه تحریم‌ها بر جای خود باقی است و در این مدت هم ادامه خواهد داشت. انتخاب با ایران است که به تعهدات بین‌المللی خود عمل کند و به جهان درباره نیت‌های خود اطمینان دهد یا نه.»

وضع «نظام»در جهان چنین است. در داخل بهتر است؟ پسرغلامعلی حداد عادل حرف هایی می زند که ادیب آداب دانی چون ناصر زراعتی هم جوش می آورد ومی نویسد: «باشنیدن این حرف ها به مفهومِ دقیقِ این اصطلاح پی خواهید برد: «گوزپیچ شدن.»حضرات خودشان هم می دانند که «گوزپیچ» شده اند.»

و حتی دستچین اخبارهفته هم برای تائیدحرف های پسر»غلام علی» که پدرش درانتخابات ریاست مجلس از «علی» شکست خورده کفایت می کندتا پنجره دیگری به «گوزپیچ» جمهوری اسلامی بگشاید که قرار بود فرهنگ واخلاق اسلامی را در ایران حاکم و سپس به سراسر جهان صادر کند.

فرمانده ناجا از پرونده ۹۰۰ تجاوز به زنان و مردان درماه خبر می دهد. از توضیح بیشتر روشن می گردد که ۴۰ درصد آمار تجاوز مربوط به زنان است و ۶۰ درصد بقیه علیه افراد زیر ۱۵سال. در واقع منظور سردار از «مردان» همان کودکان است که قربانی لواط می شوند. سردار احمدی‌مقدم با نهایت افتخار اعلام می فرمایند: «تا خرداد سه سال پیش هدف اصلی متجاوزان به عنف، بانوان و دختران جوان بودند و حالا در دهه اول خرداد سال ۹۱ دیگر مردها هم از تهدیدی به نام تجاوز در امان نیستند.»

قاعدتا افتخار تبدیل ایران به سرزمین قوم لوط نصیب امام خامنه ای می شود که آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید قم، این هفته او را «نائب امام زمان» و «فرمانده کل قوا در تمام دنیا» معرفی می کند.

مدیرکل حوزه ریاست پزشکی قانونی کشور هم خبر افتخارآفرین دیگری می دهد: «ایران، رتبه اول مصرف تریاک در دنیا.»

و گند گشایش «خانه بد نام اینترنتی» زیر پوشش صیغه، فضای مجازی را پر می کند.

و»نظام» بازهم نسخه کهنه می پیچد و درتابستانی دیگر «چماق امنیت» رامستقر می کند.میادین، مراکز خرید، پارک ها، اماکن تفریحی و کوهستان ها، اتومبیل ها، مدارس و دانشگاه ها، غرفه های نمایشگاه ها و… توسط پلیس نظامی می شوند.فروش کراوات برای هزارمین بار به مشکل جامعه تبدیل و جمع آوری کراوات‌ها از مغازه‌ها آغاز می شود. مراقبت از حجاب زنان شدت بیسابقه ای می گیرد.

مه آفرید خسروی، متهم ردیف اول «اختلاس بزرگ تاریخ»فریادش در دادگاه بلند می شود. نام مسوولان بلندپایه جمهوری اسلامی را که دراختلاس دست دارند بزبان می آورد. اسم علاالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم که تکراری است. سخن از محسن رضائی و سردار رستم قاسمی و البته رحیم مشائی می رود.

او از دادستانی و دادگاه به خاطر «امنیتی کردن پرونده» انتقاد می کند: «همه را ترسانده‌اید که جرات نکنند حرف بزنند. چرا شما نمی‌گذارید من در تلویزیون مصاحبه کنم؟ در واقع من ۱۰ ماه در بازداشت هستم، آیا این درست است؟»

بعد معلوم می شود که ایشان با محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در منزلش، پارک لویزان، دفترش و در خیابان ظفر ملاقات و جلسه‌داشته است تا شرکتی را برای دور زدن تحریم‌ها در خارج از کشور دایر کند.

ایشان با اشاره به جلسه‌ای با حضور اسفندیار رحیم مشایی در هتل لاله تهران می فرمایند: «دفتر آقای مشایی در پاستور بود ولی جلسه ما در اتاق خواب برگزار شد. فکرش را بکنید در مورد بزرگ‌ترین پروژه کشور باید در اتاق خواب هتل لاله تصمیم‌گیری می‌کردیم.»

خانم ها! آقایان! واقعافکرش را بکنید. این حرف ها تاریخی است: «مدیر چفیه دور گردنش می‌اندازد و تسبیح دستش می‌گیرد و یقه‌اش را می‌بندد و هر کاری دلش می‌خواهد انجام می‌دهد.»

جدال سه قوه بر سر «فساد مالی» و «تفسیر قانون» تمام هفته ادامه دارد.از اسفندیار رحیم مشایی و محمدرضا رحیمی، به عنوان «اختلاس گر»، «رشوه گیر» و «کار چاق کن» نام برده می شود.

و بالاخره به جائی می رسد که اطلاعاتی ها به تیپ هم می زنند. واز تلاش مصلحی برای ادغام نهادهای امنیتی خبر می رسد.

سروکله سردار امنیتی دیگری بنام سراج پیدا می شود.در حرم عبدالعظیم و در جمع هادیان سیاسی ارشد سپاه درباره خطرشکل گیری جبهه و مثلث هاشمی رفسنجانی (فتنه) احمدی نژاد (انحرافی) و انشقاقیون اصولگرا (علی لاریجانی) علیه رهبری هشدار می دهد.

به فرمایش این سردار امنیتی مثلث (هاشمی-احمدی نژاد و لاریجانی ) در چهار موضوع تحریم ها،-مذاکرات هسته ای،-رابطه با امریکا و انتخابات ۹۲ در حال تحمیل نظرات خود بر «آقا» هستند. و هدف نهائی: «خوراندن جام زهر مذاکره و رابطه با امریکا به رهبری است.»

هاشمی و احمدی نژاد شانه به شانه به مجلس می روند. رئیس مجمع تشخیص مملکت باز هم ازمذاکره با آمریکا می گوید. علی لاریجانی هم رئیس موقت مجلس می شود.  اینها قرار است جام زهر به دست آقا بدهند؟ باید منتظر ماند تا وضع «آقا» روشن شود. فعلا که رئیس گردان محافظینش،- سردار جباری،تکلیف محمد خاتمی را روشن می کند که هنوز دارد «رای دادن» به «نظام» را توجیه وتفسیرمی کند: «خاتمی که می‌خواهد پس از این همه خیانت به میان مردم بازگردد، باید جلوی مردم زانو زده و بگوید غلط کردم. او باید خجالت بکشد و توبه کند.»

خرداد ما ه به نیمه می رسد. «نظام» تدارک سالگرد» قیام خونین ۱۵ خرداد» و «رحلت حضرت امام خمینی» را می بیند. مردم آماده هجوم به شهرهای شمالی می شوند. مصطفی تاجزاده می گوید: «زمام کشور به دست چکمه پوشان است.»

چکمه پوشان باز بر طلب جنگ می کوبند. کوفی عنان دست خالی از سوریه بر می گردد. لابد علی لاریجانی، خبری دارد که خطاب به آمریکا می گوید: «متوجه عواقب خطرناک مداخله نظامی در سوریه باشید.»

لئون پانته آ، وزیر دفاع آمریکا، انگار به او جواب می دهد: «گزینه نظامی علیه ایران نه تنها در دسترس بلکه آماده است.»

خداپدرمصطفی ایزدی معاون ستاد کل نیروهای مسلح را بیامرزد که حرفی می زند برای سیر خندیدن: «طبق فرمایشات مقام معظم رهبری ما در علوم انسانی ۲۰۰-۳۰۰ سال از دنیا جلو هستیم.»

و حافظ که در نیمه شب چهارشنبه به سخن است:

در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد

وقت است که همچون مه تابان به درآیی

بر رهگذرت بسته‌ام از دیده دو صد جوی

تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی

حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو

بازآید و از کلبه احزان به درآیی


باسن معظم لله

مدرن‌ترین جنگنده‌های امریکایی در فاصله ۳۲۰ کیلومتری خاک ایران فرود می‌آیند، «عده‌ای از آقایان و حتی قضات» گرد دیزی می‌نشینند و برای غارت کشورنقشه می‌کشند. «اراجیف» نماینده ولی فقیه بر ملا،  جزئیات قول شرف قاضی محبوبش فاش، وتمثال معظم اله در کنار آیه‌ای از قران کریم به زیارتگاه مبدل می‌شود.

و اردیبهشت ۱۳۹۱ است به نیمه. از بهاری چنین عفن، کدامین سال بر خیزد. قاضی القضات «نظام» که جز فرمانبر صاحب باسن مربوطه نیست از «وجود یک اختاپوس ارتباطی بزرگ در کشور» خبر می‌دهد که «تخلف» این بارش «بیش از ده‌ها میلیون یورو و چندین میلیون دلار» است. اسنادی بدست می‌آید «حاوی اطلاعات مستند درباره فساد اداری و تبهکاری اقتصادی در سیستم بانکی جمهوری اسلامی دردوره ریاست محمد جهرمی بر بانک صادرات» که فقط یک میلیارد تومانش به مسعود ده نمکی داده شده است تا لات‌ها را انقلابی کند.

جبهه متحد اصول‌گرایان از هزینه‌های میلیاردی با بودجه نهادهای دولتی برای ارسال اس.‌ام. اس علیه خود خبر می‌دهد و اعضای جبهه پایداری رقیب را متهم به انتشار جزوه‌هایی با تیراژ میلیونی در نماز جمعه می‌کنند.

انگار نه انگار که «در آزاد‌ترین کشور دنیا» که ولی فقیه اولش دست و بازوی کارگران را می‌بوسید، دردوران سلطه «باسن معظم اله» به کارگران در روز جهانی کارگر حتی اجازه راه پیمائی نداده‌اند. اما همه برای دفع «افسد» به «فاسد» یاد تولید ملی افتاده‌اند.

هاشمی رفسنجانی که حضوردگرباره‌اش در صحنه ملموس‌تر می‌شود، از اینکه «۲۴ میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی در سال تولید ملی» اختصاص داده‌اند اظهار تاسف می‌کند. علی لاریجانی که مشغول بازی پینگ پنگ لغو و تصویب مصوبه‌ها با احمدی‌نژاد است، از خرید سالیانه ۸۰ میلیون‌دلارچوب بستنی ازآلمان، و حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار واردات میوه خبر می‌دهد. و بدون اینکه بروی خودش بیاورد مجلس تحت امری که ریاستش را ایشان یدک می‌کشند، بر بودجه مهرتصویب می‌زند، می‌پرسد: «چطور ما می‌توانیم اتم را بشکافیم اما نمی‌توانیم چوب بستنی بسازیم؟ اگر مردم ما آناناس و موز مصرف نکنند، آیا دچار سوءهاضمه می‌شوند؟»

«تفکر شهید مطهری» رابه میان می‌کشد تا لابد تنور تبلیغ برای انتخاب علی مطهری را داغ کند که باید بیاید و بعنوان یک قهرمان ملی تازه نجات بخش ملت شود.

«نزاع فاسدان بر سر فساد» در اوج است. آمارهای فساد در قم منتشر می‌شود مایه افتخار: پایتخت تشیع؛ غرق در الکل و اعتیاد.  پدیده «مردان فاحشه» در ایران رسانه‌ای می‌شود؛ امری که در سال‌های اخیر پدیدار شده وگسترش یافته‌ و «نه تنها در میان گروهی معدود از زنان دارای سنین بالا، بلکه حتی در میان برخی دختران جوان» مشتری دارد.

فقر و فحشاء که وعده نابود شدنشان را ولی فقیه اول داده بود، به روزگار ولی دوم در هم تنیده‌اند. روزنامه‌های شرق، دنیای اقتصاد، و اعتماد گزارش‌هایی درباره «انتقاد روحانیون بلندپایه از گرانی‌ها» و «کاهش ۵۰ درصدی قدرت خرید مردم» منتشر می‌کنند.

شرق می‌نویسد: «گرانی‌ها دولت را به زانو درآورده است.»

گزارش نشریه‌ آلمانی ویرتشافتزبلت تکان دهنده است: «اوضاع اقتصادی ایران وخیم‌تر از آن است که مسئولان این کشور ادعا می‌کنند. به نظر می‌رسد مسئله‌ اکثریت ایرانیان پیش از آنکه مسئله هسته‌ای باشد تامین ابتدایی‌ترین مایحتاج روزمره است.»

بخش عمده گرانی با تحریم جهانی ارتباط مستقیم دارد. به نوشته اشپیگل: «جمهوری اسلامی در دور زدن تحریم‌ها موفق نبوده است.»

تحریم‌ها مدام دامنه بیشتری می‌گیرند. یک گروه لابی حقوقی امریکایی بنام «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» به رهبری مارک والاس سفیر سابق امریکا در سازمان ملل صندوق جهانی پول را تحت فشار قرار داده تا رابطه خود با ایران را محدود کند.

«نظام» که چراغ اطلاع رسانی رابرای مردم ایران کاملا خاموش کرده است، لغو یا توقف تحریم‌ها را هدف دارد. تحریمهائی که در فاصله کمی از نشست بغداد –ـ سوم خرداد-ـ به سرمنزل تحریم رسمی نفت می‌رسد.

زمینه مناسب برای تحریم کامل نفت فراهم شده است. دو خبراختصاصی رویترز از وضعیت بازار نفت، افق راروشن می‌کند:

– آمار صادرات نفت ایران به کمترین میزان خود در ۲۰ سال گذشته رسیده است.

– عراق و عربستان سعودی، کمبود بازار را جبران کرده‌اند.

انگشتان فلزی اقتصاد که مدام فشارش را بر گلوی «نظام » بیشتر می‌کند از صفحات قطور پرونده دهساله اتمی مِی آید. آشی که رهبر دوم به دستور رهبر اول بار گذاشت و حالا دارد بدجوری بطرف «نقطه جوش» می‌رود.

نشریه آرتیکولو تره، فضای بعد از نشست استانبول را دراین عنوان خلاصه می‌کند: «از طبل جنگ تا مذاکره و گفتمان.»

ترکیه را می‌توان «دوست سابق» دید. عنوان «تودی زمان» بسیار پرمعنی است: «ترکیه خود را از دست ایران خلاص می‌کند.»

ترک‌ها سخت از سیاست «فریب» جمهوری اسلامی جا خورده‌اند. انتقال محل گفت‌و‌گو‌ها از استانبول به بغداد، «نظام» را از حمایت یک میانجی قابل اعتماد و موثر برای «چانه زنی اتمی» محروم کرد. مسکو و بغداد می‌کوشند این نقش را بعهده بگیرند. بغداد در جست‌و‌جوی یافتن موقعیتی منطقه‌ای، روی گرفتن «فتوا» ی مجدد حرام بودن سلاح اتمی از رهبر جمهوری اسلامی حساب بازکرده واز میزبانی بهره می‌برد.

روس‌ها با طرح «گام به گام» فعال شده‌اند. سرگئی ریابکوف معاون وزیر خارجه روسیه و محمود رضا سجادی سفیر جمهور اسلامی در مسکو همزمان این طرح را تائید می‌کنند. کرملین جامه نقش «میانجی مورد اعتماد» می‌پوشد و «نظام» محتاطانه قدم بر می‌دارد.

رضا تقی زاده-ـ تحلیل گر سیاسی ـ– منظر روس‌ها را چنین ترسیم می‌کند: «کاخ کرملین همین روز‌ها شاهد جا بجایی در راس هرم قدرت سیاسی و آغاز سومین دور ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین خواهد بود. فشار‌های داخلی و خارجی طی ماه‌های اخیر چهره نخست وزیر کنونی و رییس جمهور آینده روسیه را بشدت مخدوش ساخته است. پوتین مایل است با بدست گرفتن شاخه زیتون، پیش از تصاحب دوباره قدرت، مناسبات روسیه با غرب و بخصوص آمریکا را در مسیر توسعه همکاری‌ها قرار دهد. ایفای نقش مثبت در قبال برنامه اتمی ایران و کره شمالی، می‌تواند تا حدودی به تامین این هدف کمک کند.»

علی باقری-ـ داماد رهبرـ معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی از چین به مسکو رفته است. مانند دور گذشته رایزنی اصلی بعهده اوست. نمایندگان جمهوری اسلامی و آژانس بین المللی انرژی اتمی هم دیدار دو روزه‌ای در پیش دارند.

علی‌اصغر سلطانیه، نماینده «نظام» در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ابراز امیدواری می کند که مذاکرات آتی –ـ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ـ- با آژانس به «حل مسایل باقیمانده» منجر شود.

چهارمین بار است که مذاکرات به دقیقه نود می‌رسد. در سه بار گذشته «مقام معظم» بر همه تصمیمات خط بطلان کشیده‌اند. این بار که از طریق داماد مربوطه مستقیما در مذاکرات حضور دارند، باید در انتظار حاصل بود: نوشیدن جام زهر برای ایران یا اصرار بر ساختن سلاح اتمی برای حفظ «نظام»؟

در انتظاراین لحظه است که همزمان با آغاز مانور «سپرجزیره» چندین فروند از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های اف- ۲۲ در یکی از پایگاه‌هایی که با ایران نزدیک به ۳۲۰ کیلومتر فاصله دارد، فرود می‌آیند. خصوصیت این جنگنده‌ها قدرت استتار و تکنیک بسیار مدرن آنهاست و در حال حاضر گران‌قیمت‌‌ترین هواپیمای جنگی دنیا به شمار می‌روند.

احمد وحیدی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، استقراراین جنگنده‌ها را اقدامی «مضر» می‌خواند.

دیپلماسی تنش زا ادامه دارد. دعوا با کشورهای عربی، آمریکا، کانادا و اسرائیل وارد مرحله تازه‌ای می‌شود. همزمان با درخواست وزارت خارجه از امارات برای پایان دادن به «گستاخی»، از بازداشت سه ایرانی به اتهام تلاش برای ترور سفیر خاندان آل سعود در مصر و احتمال اقدام تلافی جویانه جمهوری اسلامی در مقابل کانادا خبر می‌رسد. دفتر امور ویزای سفارت کانادا در ایران تعطیل می‌شود.

سردار محمد علی جعفری که دستانش به خون نداو سهراب آغشته است، دست به تهدید تازه‌ای می‌زند: «سپاه مخالفان را از سرراه بر می‌دارد.»

تنها کسانی مانندغلامعلی خیاط خلقی، اجازه فعالیت دارند که خود را بعنوان طراح پروژه قدیمی انتقال آب دریای خزر به کویر جا زده‌اند و تازه طرح جدید بسیار بزرگی هم دارند که «اندازه و فراگیری» اش از این پروژه هم بزرگ‌تر و هدف آن مهیا کردن مقدمات ظهور امام زمان است.

بهار تلخ دیگری است که به روزهای سرنوشتی خرداد می‌رود.

رضا شهابی کارگر در بند، از»زندان شیخ»، اوین بند ۳۵۰ سالن ۱ اطاق ۳ می نویسد:

«از قصه پر غصه آزادی ستیزی و حکایت پر شکایت عدالت گریزی در این دیار گویی گریزی نیست. نسل امروز تاوان سکوت نسل دیروز در برابر انحراف از آزادی، استقلال و عدالت را می‌پردازد. پس فریاد بر آوریم تا نسل فردا ما را به عتاب خطاب نکنند. این باغ ویران را هر روز بری و زندان ایران را هر روز می‌ه‌مان تازه تری می‌رسد. من تنها به در بند بودن فعالین کارگری و خودم اعتراض نمی‌کنم، آری من به‌‌ همان شدت و با‌‌ همان قوت به زندانی شدن فعالان آزادیخواه و شخصیت‌های مردمی، روزنامه نگاران، دانشجویان و زنان آزادیخواه اعتراض می‌کنم، به نقض حقوق اولیه زحمتکشان اعتراض می‌کنم، به استثمار و بهره کشی از کارگران اعتراض می‌کنم. من به فقر و تبعیض مخصوصا برای طبقه فرودست جامعه اعتراض می‌کنم و در یک کلام به نقض حقوق بشر اعتراض می‌کنم.»

و فریاد فرخ یزدی که در زندان » شاه» دهانش دوختند بر بام فلک می شود:

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی

دست خود ز جان شستم از برای آزادی

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را

می‌دوم به پای سر در قفای آزادی

با عوامل تکفیر صنف ارتجاعی باز

حمله می‌کند دایم بر بنای آزادی

در محیط طوفای زای، ماهرانه در جنگ است

ناخدای استبداد با خدای آزادی

شیخ از آن کند اصرار بر خرابی احرار

چون بقای خود بیند در فنای آزادی

دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین

می‌توان تو را گفتن پیشوای آزادی

فرخی ز جان و دل می‌کند در این محفل

دل نثار استقلال، جان فدای آزادی


منفور در حد تیم ملی (هوشنگ اسدی)

نجشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۰

هوشنگ اسدی

وزیرخارجه «نظام» هفته دوم آذرماه رابه جان می زند تا زهر «اشغال لانه جاسوسی انگلستان» رابگیرد؛ و هنوز نفس تازه نکرده «سفارت مجازی ایالات متحده آمریکا » میهمان فضای مجازی می شود.

و در فاصله بسته شدن درهای سفارت حقیقی و برآمدن سفارت مجازی، جهان چندگام بلند دیگر برای «انزوای فزاینده»ـ- بقول نوول ابزرواتور-ـ جمهوری اسلامی بر می دارد. تحریم نفت، بانک مرکزی، 180 شخصیت و شرکت، دستاورد «غرب» از تکرار بازی نخ نما وقدیمی جمهوری اسلامی است که به سرعت برملا و به ضدخودتبدیل می شود.

هنوز «دانشجویان بسیجی» در سفارت انگلستان سر گرم غارت و سرقت اند که تهران دست به تهدید می زند: «اقدام متقابل در قبال اخراج دیپلمات‌های ایرانی از لندن». برادران دارند پلوی نذری می خورند و ادای اشغال سفارت آمریکارا در می آورند. وزارت خارجه هم در چهارچوب سناریوی جدید با «ابراز تاسف» راه برائت می جوید.

دامینیک چیلکات، سفیر بریتانیا به کشورش برمی گردد و درچندجمله کوتاه که به رسانه ها می گوید، نشان می دهد جهان از الگوی رفتاری «نظام» آگاهی کامل دارد؛ همان که وال استریت ژورنال «فریب‌کاری و طفره رفتن‌های استادانه خاص جمهوری اسلامی» می خواندش. سفیر بریتانیا از ماجرای حمله به سفارت کشورش پرده بر می دارد وحتی بانام ونشان افراد ذینفع: «ایران کشوری نیست که درآن به صورت خودش تظاهراتی شکل بگیرد و پس از آن به یک سفارت خارجی حمله شود. این اقدام تنها با اطلاع و حمایت نظام انجام می‌شود. اشخاصی مانند علی لاریجانی و علاءالدین بروجردی به خاطر مقاصد سیاسی خود متمایل بودند فضا پرتنش بشود.»

دست هم روی زخم ناجور بروجرودی، از شرکای اصلی «اختلاس بزرگ تاریخ»، می گذارد ویکی از قبیله مهر برپیشانی ها را مجبور به تکذیبی می کندکه به صدتائیدمی ارزد.

گاردین و ساندی هرالد ـ دو نشریه انگلیسی ـ نشانی سردارقاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس را پشت صحنه حمله به سفارت می دهند ودر باره نقش فزاینده سپاه در سیاست خارجی می نویسند. اخباری هم از نقش فعال سردار شکنجه، محمد رضا نقدی دراین ماجرا رسانه ای می شود. از محمود احمدی نژاد خبری نیست که نیست. او در سال 1358 هم مخالف حمله به سفارت آمریکا بود،و نقشه اشغال سفارت شوروی سابق رادر سر داشت، وحالا مانند رهبر از لب نمی گشاید. و ناگهان سردار احمدرضا رادان از قاتلان زندان کهریزک می فهمد که مهاجمان «تحریک» شده اند و درمیان آنها افراد نفوذی بوده اند. البته سردارکه تجربه کشتار در سوریه را هم دارد توضیح نمی دهد که این نفوذی ها با کسانی که سازمان «سیا» در میان مداحان عزاداری‌ها در ایران نفوذ داده تا «آهنگ‌ها و اشعار مورد نظر خود» را وارد مداحی ها کنند رابطه ای دارند یانه.هرچه هست این دوعملیات همزمان و در ماه محرم انجام شده است. عده ای «تحریک» کرده اند و برادران بسیجی را «بازی» داده اند تابه سفارت انگلستان حمله کنند. گروه دوم به فرمایش معاون فرهنگی و تبلیغات نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران، شعر ترانه های لوس انجلسی را برداشته و به جایشان اشعاری در باره امام حسین گذاشته اند و مراسم سینه زنی را به محفل رقاصی تبدیل کرده اند. واقعا دست آوردبزرگی است برای «نظام مقدس» که می خواهد فرهنگ جهان را تغییر بدهد، امابعد از سی و چندسال هنوز نتوانسته برای ماه محرم هم چند تا مدح دست و پا کند.

هنوز کسی از مداحان نفوذی دستگیر نشده تا به صحت حرف های معاون فرهنگی سپاه «اعتراف» کند،اما یکی ازمهاجمان به سفارت می گوید: «ما بازی خوردیم».دیگری دروبلاگش نویسد: «آرزوی جنبش دانشجویی درتسخیرلانه جاسوسی انگلیس پس از سالها محقق شد.اما دستوراز بالا آمد و امر، امر ولایی است که باید هر چه سریعتر اینجا را تخلیه کنیم و بیرون برویم». بله. «امر ولایی برای خروج از سفارت بریتانیا» از همان مرکزصدور دستور حمله صادر شده است.علی اکبر صالحی فرصت حضور در کنفرانس افغانستان در آلمان را مغتنم می شمارد تا عذر خواهی دولتی ها راجهانی کند. انگلستان هم فهرست تخریب و چپاول «دانشجویان بسیجی» را می فرستد و «خواستارغرامت می شود: یک میلیون پوند هزینه «بازی خوردن» بسیجی.

و هنوز پاسخ تند جهان به حمله بسیجی ها به سفارت در راه است. حمله به سفارت انگلستان – چه حاصل تدبیر «رهبر فرزانه» باشد وچه کار نفوذی ها- در بهترین لحظه ممکن انجام شده است: درآستانه اجلاس اتحادیه اروپاومطرح شدن طرح تحریم نفت در سنای آمریکا. اروپائیان تردید نمی کنند و دست به تحریم ۱۸۰ شخصیت و شرکت ایرانی می زنندو بر سر تحریم صنعت نفت ایران اجماع حاصل می گردد. نمایندگان مجلس سنای آمریکا هم به اتفاق آرا طرحی را با هدف تحریم بانک مرکزی ایران به تصویب می رسانند تابعدازامضای اوباما، مرحله جدید تحریم ها شکل بگیرد.

وال استریت ژورنال، در باره سه محور قدیمی تحریم توضیح می دهد: «متلاشی کردن شبکه‌های تهیه تسلیحات مورد نیاز جمهوری اسلامی، محدودسازی و نظارت بر تراکنش‌های مالی ایران، و جلوگیری از فعالیت شرکت‌های حمل و نقل ایرانی که رابطه‌شان با برنامه هسته‌ای ایران به اثبات رسیده است.»و محورهای جدید را بر می شمارد: «بخش انرژی ایران و نقض حقوق بشر.»

بر این بستر آماده، یک مقام ارشد آمریکایی جمهوری اسلامی را یک «دولت منفور در سطح جهانی» می خواند و از کره جنوبی و دیگر همپیمانان ایالات متحده می خواهد تا بر شدت تحریم‌های خود علیه ایران بیافزایند.

استرالیا نخستین کشوری است که جواب مثبت می دهد. چین وروسیه به بازی دو سر بردخود ادامه می دهند. روسیه حرفی می زند که بیشتر به «سخره» کردن «نظام» می ماند: «روسیه که در قبال تحریم احتمالی خرید نفت ایران از سوی اتحادیه اروپا «بی‌طرف» می ماند، چون هیچ‌گونه واردات نفتی از ایران ندارد.» چین هم می گوید طرفدار عدم برخورد احساسی و تصمیم گیری واقعگرایانه است.

آخرین خبر هفته حکایت دارد: «کنگره آمریکا می‌کوشد تا از لغو جواز کشتی‌ها و سکوهای اکتشاف نفت به عنوان ابزار جدیدی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران استفاده کند.به گزارش روزنامه آمریکایی واشینگتن پست، تحت تاثیر این فشار‌ها شرکت نروژی «دت نورسکه وریتاس» که از عمده‌ترین موسسات بین‌المللی صدور جواز کشتی و سکو‌های دریایی اکتشاف نفت است، تمام مناسبات خود را با ایران قطع کرده است.»

دامنه تفسیر در باره بازی دوسر باخت جمهوری اسلامی در حمله به سفارت انگلستان ازهمیشه گسترده تر است و نظریه تلاش برای سرپوش گذاشتن بر حادثه مهم اصفهان طرفداران بیشتری دارد. این نظریه از حضور فرماندهان مهم سپاه در پشت صحنه مایه می گیرد و به گزارش موسسه علوم و امنیت بین المللی پیوند می خورد.

نخستین گزارش های دقیق رسیده از اصفهان حکایت از آن دارد که صدای مهیب انفجار هفته گذشته مربوط به یکی از پایگاه های موشکی و اتمی سپاه در این منطقه بوده است. گزارش موسسه علوم و امنیت بین المللی، نشان می دهد که پایگاه های اتمی و موشکی سپاه با دقت شناسائی و حمله به آنها عملا آغاز شده است.

العربیه که حوادث ایران رااز نزدیک دنبال می کند، می نویسد: «در پی انفجار هولناك غرب تهران كه پدر برنامه‌ی موشكی ايران را همراه با دهها تن از نيروهايش از بين برد و شايد پيش از زيانهای تسليحاتی به اعتماد به نفس حكومتيان ايران لطمه وارد كرد، انفجار اصفهان پيش آمد و قلب ايران را لرزاند. اما همگان ترجيح دادند در هر دو مورد، حقايق را مسكوت بگذارند.»

تایمز لندن می نویسد: «عکس های ماهواره ای تایمز تایید می کند که انفجاری که روز دوشنبه در شهر اصفهان رخ داد باوجود تکذیب مقامهای جمهوری اسلامی مربوط به تاسیسات غنی سازی اورانیوم در این منطقه بود. این عکس ها به روشنی موج بزرگی از دود و خرابی را نشان می دهد و بر ادعاهای ایران که چنین انفجاری در این منطقه رخ نداده خط بطلان می کشد. منابع اطلاعاتی اسراییل به تهران تایمز گفتند که تردیدی نیست انفجار در مرکز تاسیسات هسته ای اصفهان رخ داده و این «تصادفی نیست». یک منبع اطلاعاتی نظامی گفت: این انفجار به تاسیسات اصفهان به ویژه دستگاه هایی که گمان می رود انبار مواد خام را در خود داشت آسیب زده است.»

العربیه هم درعنوان و هم در مطلب خود تاکید می کند: «جنگ آغاز شده، ولی رسما اعلام نمی‌شود.»

وزیر دفاع اسرائیل و نخست وزیر امارات متحده عربی جنگ را چنان تصویر می کنند که گویا شاهدش هستند.ایهود باراک، می گوید: » در برخورد با ایران تمام گزینه ها روی میز قرار دارد.» در حال حاضر «حمله به تاسيسات هسته ای ايران در دستور کار قرار ندارد. ولی ممکن است زمانی پيش بيايد که مجبور شويم دست به چنين کاری بزنيم. چنين حمله ای برای اسرائيل خطر چندانی در بر ندارد.حمله نظامی عليه ايران برای اسرائيل ويرانگر نخواهد بود. جنگ يک مسافرت تفريحی نيست، ولی اگر اسرائيل ناچار به انجام آن شود، مادامی که مردم در خانه های خود باشند، تلفاتی در حد ۵۰ هزار، پنج هزار و حتی ۵۰۰ نفر نيز نخواهيم داشت.»

شیخ محمد بن رشید آل مکتوم، می گوید: «در صورت حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل، تمام شهرهای ایران در 24 ساعت منهدم خواهند شد.»

جمهوری اسلامی هم ظاهرا برای این جنگ آماده شده است: «روزنامه بريتانيايی ديلی تلگراف در شماره سه شنبه ۱ خود گزارش داد که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ايران، نيروهای خود را در وضعيت جنگی قرار داده است.»

تصویر خوفناکی است: 500 کشته در اسرائیل، ایران سراسرویران. پیش بینی خوفناک در عاشورای 90 که خون جانباختگان عاشورای 88 درآن می جوشد. فیلم های تازه از سرکوب خونین مردم منتشر می شود. شهین مهین فر، مجری باسابقه رادیو و تلویزیون و مادر امیرارشد تاجمیر یکی از جانباختگان به فریاد در می آید وپرده سکوت می درد: «به امیر گفتم نرو، گفت به خاطر وطنم می روم. گفتم تو وطن من هستی، گفت خودخواه نباش مادر، وطن تو امیراست اما وطن من 70 میلیون ایرانی است و برای آنها می روم. او با این حرفش مرا شرمنده کرد و رفت و دیگر بازنگشت.»

رضا شهابی، از اعضای سنديکای کارکنان شرکت واحد که حدود ۱۹ ماه است در زندان اوين در بازداشت به سر می‌برد، در اعتراض به «بلاتکليفی» و ادامه بازداشتش عاشورا را در اعتصاب غذا بسر می برد.

بی دلیل نیست که محمد نوری زاد، در نامه دیگری به نایب امام زمان، با مقایسه واقعه عاشورا و وضعیت فعلی ایران از آیت الله خامنه ای می خواهد کربلای سال شصت و یک هجری را رها کند و به کربلای ایران بنگرد: «کربلا اینجاست. شمر اینجاست. خولی اینجاست. سرهای به نیزه شده اینجاست. اسیراینجاست. زنان وطفلان پای برهنه و گریزان اینجایند. اشقیا اینجایند. آری اشقیا اینجایند. کجا؟ پاکان سپاه به کنار، یک نگاهی به چهره ی پاسداران فربه از مال حرام بیاندازید، پاسدارانی که نفس زنان از بالا کشیدن اموال مردم به نزد شما شتاب می کنند، اشقیا اینانند. کسانی که یک روز در صف مردم بودند و امروز به برکت دلارهای نفتی و اسکله های قاچاق وپیمانهای بدون مناقصه و سهام مخابرات و هزار فرصت اقتصادی و سیاسی واطلاعاتی، خنده کنان به فوج اسرا می نگرند و شلاق به دست، قهقهه سرمی دهند و اسلحه به دست، مراقب اند اسیری از صفِ اسارت خروج نکند.»

وتاسوعا و عاشوراپشت سر گذاشته می شود؛ حکومتی تر، کنترل شده تر، محدودتر و نمایشی تر از هر سال دیگر. تنها امام جمعه های حکومتی ـ این عمله ظلمه دوران ـ-جهان را چون سید محمد موسوی، امام جمعه چابهار می بینند: «فریاد شهیدان تاسوعای چابهار فقط در این نقطه از میهن اسلامی ایران متمركز نیست بلكه كاخ های تمامی فراعنه و حكام جور را در عالم می لرزاند و جرقه های آن در وال استریت، منهتن و سایر ایالت های آمریكا و انگلیس مشاهده می شود.»

ویکی نیست به این نابغه بگوید که وال استریت و منهتن نام ایالت های آمریکا نیست. منتهن مرکز شهر نیویورک است و وال استریت یکی از خیابان هایش.

ودرمتن این نادانی تاریخی است که آیت اله اشرافی، مهدوی کنی،یک دست دردست عزرائیل و یک دست به دامان مقام رهبری، اورا با بوش و مائوتسه تونگ مقایسه می کند: «مردم آنجا هم آنها را رهبر می‌دانند، ولی ما آقای خامنه‌ای را به معنای عام و آنچه که در دنیا مرسوم است، رهبر نمی‌دانیم، بلکه می‌گوییم ایشان نائب امام زمان«عج» است و نوعی تقدس برای این جایگاه قائلیم. من در آقاي خامنه​اي تقوا و عدالت و مردمداری و زهد را می‌بینم. ایشان تمام خصوصیاتی را که یک فقیه نایب امام زمان«عج» باید داشته باشد، دارند.»

مهدوی کنی، میرحسین موسوی در حصرخانگی را سوسیالیست می خواند وپرده از مشکل او با » نظام» بر می دارد: «اگر مقام ولایت و مقام رهبری را قبول داشت، نتیجه انتخابات را می‌پذیرفت و می‌رفت تا در دوره‌های بعد شرکت کند، ولی این کار را نکرد.»

مهدوی کنی که در لب گور به ریاست خبرگان رهبری بر کشوری منصوب شده که جوانترین جمعیت جهان را دارد،به روی مبارک نمی آورد حرف های محمد رضا فرزين، معاون وزير امور اقتصادی و دارايی را که می گوید: «متأسفانه نه تنها ۴۱ درصد اقتصاد کشور از ماليات معاف است، بلکه اطلاعات آنها نيز در دسترس نيست.»و این همان بخش اقتصاد کشوراست که زیرنظر رهبری در اختیار باندهای قدرت و ثروت است. می برند و می چایند ودشنام هایش را به نام امام زمان واریز می کنند.

مقامات دولتی خود «نظام» فقط همین هفته اعلام می کنند: «نيمی از چای مصرفی کشور قاچاق است،» کشور «در مرحله موج سوم شيوع بيماری ايدزاز طريق روابط پر خطر جنسی» قراردارد و زیر سایه نایب امام زمان طبق گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل با رتبه یکصدو بیستم «همچنان جز فاسدترین کشورهای جهان» است و ده‌ها مرتبه از قطر (رده ۲۲)، کویت (رده ۵۴) و ترکیه (مقام ۶۱) پایین‌تر.

در آخرین روز هفته هم «آثار شکست تنها پیروزیِ دولت هویدا می شود» و «كسري 8 هزار ميلياردي دولت از محل هدفمندسازي» از پرده بیرون می افتد.

آذرماه نه تنها ماه آخر پائیز، روزشمار سقوط دیکتاتور دیگری هم هست که دو قلوی منطقه ای جمهوری اسلامی یعنی سوریه باشد.

وزیر خارجه آمریکا می گوید سوریه بیش از همیشه منزوی شده است.شورای حقوق بشر سازمان ملل در نشست فوق‌العاده‌خود‎ با تصویب قطعنامه‌ای رژیم بشار اسد را به‌خاطر سرکوب خونین معترضان محکوم می کند. این قطع‌نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد تحویل داده خواهد شد تا در شورای امنیت در مورد «واکنش مناسب» علیه حکوت سوریه تصمیم‌گیری شود.

بشا راسد برای اولین بار بایک تلویزیون آمریکائی مصاحبه می کند وهمان حرف های دیکتاتورهای در حال سقوط را می زند: «من برای محافظت از مردم بهترین کارها را انجام داده ام، لذا احساس گناه نمی کنم. شما باید برای جان هایی که از دست رفته اند متاسف باشید. اما وقتی که کسی را نمی کشید، نباید احساس گناه کنید.من رییس جمهور هستم. من صاحب کشور نیستم، لذا اینها نیروهای من نیستند.»

کاخ سفيد اظهارات بشار اسد را «بی اعتبار» می خواند. گزارش ها حاکی است که ترکيه تحريم هاي تازه ای عليه حکومت سوريه اعمال کرده است.شرکت نفت توتال، فعالیت های خود در سوریه را متوقف می کند. هيلاری کلينتونآماده دیدار با مخالفان حکومت سوريه است.برهان غلیون رئیس شورای ملی معترضان سوریه ‌می‌گوید: «چنانچه این شورا بتواند در سوریه به قدرت برسد، روابط نظامی دمشق با ایران را قطع خواهد کرد و مانع از رسیدن اسلحه از راه سوریه به حماس و حزب الله خواهد شد.»

روزنامه اسرائيلی هاآرتص به نقل از مقامات ارشد فلسطينی در حماس، گزارش می دهد که جمهوری اسلامی حماس را «تهديد» کرده است که «پشت کردن» اين جنبش به بشار اسد، «عواقبی سخت» خواهد داشت و ايران کمک های مالی و تسليحاتی به حماس را قطع خواهد کرد. جمهوری اسلامی به سران حماس اخطار داده است در کنار اين اقدامات تنبيهی، آموزش نيروهای حماس (در ايران، لبنان و سوريه از سوی سپاه پاسداران ايران) را نيز قطع خواهد کرد. «نیروهای حماس برای این تهدید تره هم خرد نمی کنند و درحال ترک سوریه هستند. میلیون ها دلار هزینه از جیب ملت ایران برباد می رود.

هنوز، تنها سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان است که بر اجرای «فتوای امام خامنه ای» – قابله و ارباب خود- درباره ضرورت حمایت از تمامی نمادها» اصرار دارد و سخنانش تیتر اول رسانه های حکومتی می شود.

  

جنگ گرگها در این فضای متشنج ادامه دارد. روزنامه جمهوری اسلامی خبر می دهد که «جريان انحرافی دولت» به منظور فعاليت های انتخاباتی «توزيع پول در بين ائمه جمعه سراسر کشور» را آغاز کرده است. هدف نهائی آنها به گفته مهدی طائب، فرمانده قرارگاه امنيتی-ـ اطلاعاتی موسوم به «عمار» سرنگونی نظام است.لابد برای همین هم رئیس شان در دهه عاشورا پیراهن سفیدپوشیده و جنگ تازه تمام عیاری رادامن زده است.

محمد کاظم انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت، در نقش نظریه پرداز چهارچوب «نظام» راتعیین می کنید: «قبول نظام،رهبری، امام و قانون و غیریت باغرب.» و حضوردوم خردادی ها در انتخابات راتمام شده می داند. ظاهرا حر فهای مهدوی کنی را نشنیده یا قبول ندارد که شرط شرکت اصلاح طلبان درانتخابات قبول اشتباهات آنهاست.

حرف های محمد موسوی خوئينی رامی توان پاسخ به قبیله آشفته گرگان تلقی کرد: «فرصت برای ورود به انتخابات مجلس تمام شده است و حتی نوشتن نامه «فدايت شوم» برای اصلاح طلبان هم ديگر نتيجه ای ندارد… حاکميت هم… از اصلاح طلبان عبور کرده است و از حضور آنان در انتخابات استقبال نمی کند. حاکميت هم اگر يک کار خوب در باره اصلاح طلبان کرده باشد همين است که راه را برای ورود اصلاح طلبان به چنين مجلسی بسته است.»

هفته دوم آذرماه 1390 تمام می شود وسالی دیگر بر 16 آذر می گذرد. جرقه ای در قلب استبدادی دیگر که به شعله مبدل شد.

آیت‌الله دستغیب به مستبدانی که به نام مذهب روی قاتلین سه یار دبستانی را سفید کردند،و تاحدتیم ملی موردنفرت هستند، هشدار می دهد: «هشدار می دهد: بیدار شوید…»

مجید دری-ـ دانشجوی اخراجی و زندانی-ـ از زندان می نویسد: «در هر دانشگاهی هستید و دانشجوی هر رشته‌ای سلام مرا پذیرا باشید از دور‌ها، از پس این دیوار‌ها و رابطه‌ای که سالیان فاصله انداخته. با امید روزهای بهتر، آینده‌ای درخشان و سرزمینی سبز. همه می‌دانند دانشگاه هنوز زنده است و دانشجو همچنان پیشرو.من و تو یکی شویم از هرشعله‌یی بر‌تر که هیچگاه شکست را برما چیرگی نیست چرا که از عشق رویینه تنیم.»

بهاره هدایت، دانشجوی دیگر اخراج شده، در زندان شعری کوتاه بر دستمال کاغذی می نویسید و در ملاقات به همسرش امین احمدیان می دهد:

گفتم: ‏

این باغ ار گلِ سرخ بهاران بایدش؟

گفت‏: ‏

صبری تا کرانِ روزگاران بایدش

تازیانه ی رعد و نیزه ی آذرخشان نیز هست،

گر نسیم و بوسه های نرمِ باران بایدش

گفتمش: ‏

‏خالی ست شهر از عاشقان , وینجا نماند،

مردِ راهی تا هوایِ کویِ یاران بایدش

گفت: ‏

چون روحِ بهاران آید از اقصای شهر

مردها جوشد ز خاک‏

‏آنسان که از باران گیاه

و آنچه می باید کنون

صبرِ مردان و دلِ امیدواران بایدش


تگ   هوشنگ اسدی

 

مقالات مربوط به این نویسنده
۱۷ آذر ۱۳۹۰
۱۰ آذر ۱۳۹۰
۳ آذر ۱۳۹۰
۲۶ آبان ۱۳۹۰
۱۹ آبان ۱۳۹۰
۵ آبان ۱۳۹۰
۲۸ مهر ۱۳۹۰
۲۱ مهر ۱۳۹۰
۱۴ مهر ۱۳۹۰
۷ مهر ۱۳۹۰
۳۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۴ شهريور ۱۳۹۰
۲۲ شهريور ۱۳۹۰
۱۷ شهريور ۱۳۹۰
۱۰ شهريور ۱۳۹۰
۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۷ مرداد ۱۳۹۰
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ تير ۱۳۹۰
۲۳ تير ۱۳۹۰
۲۲ تير ۱۳۹۰
۲۱ تير ۱۳۹۰
۱۵ تير ۱۳۹۰
۷ تير ۱۳۹۰
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
۱۸ خرداد ۱۳۹۰
۵ خرداد ۱۳۹۰
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
۳۱ فروردين ۱۳۹۰
۲۴ فروردين ۱۳۹۰
۱۸ فروردين ۱۳۹۰
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۱ اسفند ۱۳۸۹
۲۳ بهمن ۱۳۸۹
۲۰ بهمن ۱۳۸۹
۱۳ بهمن ۱۳۸۹
۶ بهمن ۱۳۸۹
۲۹ دى ۱۳۸۹
۱۸ دى ۱۳۸۹
۸ دى ۱۳۸۹
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۲ آذر ۱۳۸۹
۱ آذر ۱۳۸۹
۲۷ آبان ۱۳۸۹
۷ مهر ۱۳۸۹
۱ مهر ۱۳۸۹
۲۵ شهريور ۱۳۸۹
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
۸ شهريور ۱۳۸۹
۳ شهريور ۱۳۸۹
۲۸ مرداد ۱۳۸۹
۲۱ مرداد ۱۳۸۹
۶ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۶ تير ۱۳۸۹
۹ تير ۱۳۸۹
۲ تير ۱۳۸۹
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
۲۰ خرداد ۱۳۸۹
۱۵ خرداد ۱۳۸۹
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
۵ خرداد ۱۳۸۹
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۶ فروردين ۱۳۸۹
۱۸ فروردين ۱۳۸۹
۲۸ اسفند ۱۳۸۸
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
۵ اسفند ۱۳۸۸
۲۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
۱ بهمن ۱۳۸۸
۲۴ دى ۱۳۸۸
۱۶ دى ۱۳۸۸
۱۳ دى ۱۳۸۸
۹ دى ۱۳۸۸
۲۶ آذر ۱۳۸۸
۱۸ آذر ۱۳۸۸
۱۱ آذر ۱۳۸۸
۲۷ آبان ۱۳۸۸
۲۵ آبان ۱۳۸۸
۲۱ آبان ۱۳۸۸
۱۴ آبان ۱۳۸۸
۶ آبان ۱۳۸۸
۳۰ مهر ۱۳۸۸
۹ مهر ۱۳۸۸
۱ مهر ۱۳۸۸
۲۵ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۴ شهريور ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۳۱ تير ۱۳۸۸
۲۴ تير ۱۳۸۸
۱۷ تير ۱۳۸۸
۱۱ تير ۱۳۸۸
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
۲۴ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۱ بهمن ۱۳۸۷
۴ بهمن ۱۳۸۷
۱ بهمن ۱۳۸۷
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۹ دى ۱۳۸۶
۱۰ دى ۱۳۸۶
۲۹ آبان ۱۳۸۶
۱۳ تير ۱۳۸۶
۲۴ خرداد ۱۳۸۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
۲۸ اسفند ۱۳۸۵

جام زهر آقا (هوشنگ اسدی)

هوشنگ اسدی

«دانشجويان بسيجی» – نام مستعار نیروهای امنیتی-ـ نظامی وابسته به بیت رهبری، سه شنبه به سفارت انگلستان یورش می برند و با باز آفرینی کاریکاتوری «اشغال لانه جاسوسی» همه رویدادهای هفته اول آذرماه را تحت الشعاع این حادثه آفرینی خطرناک قرار می دهند.

ماه آخر پائیزوقتی می رسد که جبهه های جنگ علیه «نظام»مدام گسترده تر، حلقه محاصره پیوسته تنگتر وعمق رویدادها مرتب آشکارتر می شود.

عکس های ماهواره ای، ویران شدن پایگاه موشکی سپاه درپادگان ملارد بر اثر انفجار موتورموشک بالستیک را درمنظر جهانیان قرار می دهد. پدرموشکی جمهوری اسلامی تنها فرد شناخته شده درمیان 37 نفری است که قربانی شده اند. علی اکبر صالحی رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی که حالا در مقام وزیر خارجه، «برگشت می خورد» و مجبور می شود بدلیل اجرایی شدن تحریم های بین المللی از آسمان مجارستان برگردد، اعتراف می کند که فرد قبلی ترور شده ـ مجید شهریاری ـ «بر جسته ترین دانشمند هسته ای ایران بوده است.»

«دانشجوی بسیجی» هم که تصویر ملکه انگستان را واژگونه گرفته و سخنرانی تهییجی خودرا با نام شهریاری آغاز می کند، از خونخواهی او سخن می راند.

تحریم نفت وارد مرحله تازه ای می شود. روزنامه های معتبرجهان می نویسند: «باید زنگ‌های خطر را در تهران به صدا درآورد.»

ایتالیا بزرگترین خریدار اروپائی نفت ایران، لوله ها را می بندد. کشور بعدی فرانسه است. سردار تکیه زده بر صندلی وزارت نفت، می گوید: «نفت ایران جایگزین ندارد.»

خبر از ورود نفت عراق به بازار می رسدو در حجم وسیع. آمریکا، کانادا و کره جنوبی، تحریم‌هایی را علیه صنعت پتروشیمی ـ بیش از ۶۰ درصد صادرات اصطلاحا غیرنفتی ایران- اعمال می کنند. لندن در موقعیت یکی از پایتخت‌های بانکی دنیا، روابط مالی خود را با بانک مرکزی ایران که دریافت‌کننده درآمدهای نفتی است، قطع کرده است.

کشورهای عضو اتحادیه اروپا امروز -۱۰ آذر / ۱ دسامبر- در مورد تشدید تحریم‌ها ی جمهوری اسلامی تصمیم می گیرند. روزنامه آلمانی «زود دویچه تسایتونگ» خبر می دهد: «وزیر امور خارجه آلمان، گیدو وستروله، پیشنهادهایی را برای ارائه به کشورهای اروپایی آماده کرده که توقف واردات نفت از ایران و تحریم بانک تجارت از رئوس اصلی آن محسوب می‌شود.»

حسن منصور-ـ اقتصاد دان ایرانی مقیم لندن-ـ افق تحریم را چنین می بیند: «در صورت وقوع تحريم گسترده بانک مرکزی و انرژی ايران، اقتصاد مملکت تا نسل ها بعد می تواند دچار بحران ساختاری شود. تحریم بانک مرکزی برای اقتصاد ايران بسيار ضربه هولناکی است. يعنی ضربه ای که از رهگذر اين تحريم ها بر اقتصاد ايران و به ويژه در درازمدت وارد می شود، ضربه ای است که با صرف ميلياردها هزينه و با گذر نسل ها جبران خواهد شد.اين هزينه ای است که جمهوری اسلامی برای اقتصاد نسنجيده بين المللی خودش می پردازد. »

معاون خزانه‌داری آمریکا به امارات و اسرائیل می رود تا درباره تحریم‌های ایران گفت و گوکند.

ششمين سقوط بزرگ بورس در 8 ماه اخیر از اولین نتایج برنامه جهانی «فلج بزرگ» است. اجلاس مجللی برای جلب سرمایه گذاران خارجی بر پا می شود. همه چیزبرای پذیرائی هست، از خاویار تافرش قرمز. روزنامه های اقتصادی نتیجه اجلاس را به تیتر تبدیل می کنند: «سرمايه گذاران خارجی نمی آيند، حتی با فرش قرمز.»

روزنامه‌های جهان صنعت و تهران امروز خبرهای دیگری هم دارند: «عنان ارز از‌کف بانک مرکزی رفت».

با آغاز تحریم‌های جدید و شکست بانک مرکزی جمهوری اسلامی در کنترل قیمت دلار «رکورد جدید ۱۳۶۵ تومان برای دلار به ثبت » می رسد. محمود بهمنی می گوید: «دستور دادیم سکه ارزان شود.»

محسنی اژه ای در هفته ای که روزنامه خراسان خبر از يك اختلاس ميلياردى جديد می دهد، هنوز در تلاش برای مهار سونامی «اختلاس بزرگ تاریخ » است. می گوید: «فساد مالی اخیر متوجه کسانی است که در قدرت هستند.»

وتنها روی یک نام دست می گذارد: علینقی جهرمی.او پیشکار اقتصادی احمد جنتی در فارس و سپس پیشکار سیاسی او در شورای امنیت بود. به پاس خدماتش در کابینه اول احمدی نژاد وزیر کار و سپس مدیرعامل بانک صادرات شد و به «بیت آقا» راه یافت. حالا هم برای خودش آزادانه می گردد.

لابد مشغول دادن مشاوره به نمیر المومنین ـ احمدجنتی ـ است که به رهبران سعودی و بحرین هشدار می دهد: «بگذارید مردم سرنوشت خودشان را تعیین کنند.»

سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان سعودی که کشورش برای پرکردن جای خالی نفت ایران بطور جدی در صحنه حضور دارد، می گوید: «ایران هنوز به مداخله در امور همسایگان خود و دیگر کشورهای منطقه ادامه می دهد.»

در مرکز این کشورها سوریه قرار دارد. سفیر جمهوری اسلامی در لبنان به صراحت تمام سخنان وزیر خارجه عربستان را تائید می کندغضنفر رکن آبادی، از حزب الله لبنان، حماس، جهاد اسلامی فلسطين و ساير تشکل های لبنانی و فلسطينی می خواهد که همه قوای خود را برای کمک به حفظ حکومت بشار اسد در سوريه «بسيج» کنند و به طور عملی و کلامی و تبليغی در کنار نظام سوريه بايستند. دلیل هم می آورد: «تحولات سوريه هم اينک از اهميت والايی برای دشمن برخورداراست و بايد همه توان خط مقاومت برای کمک به ملت و رهبری سوريه بسيج شود.»

احمدجنتی وسفیر نظامش ظاهرا از دیدار سران فتح و حماس در قاهره خبر ندارند وقامت دراز بشار اسد- متحد استراتژیک نظام – را نمی بینند که در انظارجهانیان پیوسته خم تر و خم تر می شود. سازمان ملل نظامیان سوریه را به «جنایت علیه بشریت» متهم می کند. حتی چین یک گام به جلو برمی دارد و اعلام می کند که بحران سوریه باید توسط اتحادیه عرب حل و فصل شود.

ضرب‌الاجل اتحادیه عرب به سوریه به پایان می رسد. وزیران امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب تحریم‌های اقتصادی علیه نظام سوریه را از تصویب می گذرانند و حمد بن جاسم آل ثانی وزیر امور خارجه قطر آن را در نشستی خبری در قاهره اعلام می کند: «بانک مرکزی سوریه توسط کشورهای عربی تحریم می‌شود و مبادله کالا با حکومت این کشور به جز کالاهای اساسی که بر زندگی مردم تاثیر می‌گذارد، متوقف می‌شود.»

احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه تركیه، همراهی کشورش با اتحادیه عرب را به اطلاع جهانیان می رساند: «تا زمانی كه یك دولت دموكراتیك در این كشور روی كار نیاید، تركیه روابط خود را با سوریه به حالت تعلیق درمی‌آورد.»

اوباش حاکم بر جمهوری اسلامی با هم می جنگندو برای جهان رجز می خوانند. یک فعال سیاسی از جمهوری‌اسلامی با عنوان «مزرعه حیوانات» نام می برد که در آن «همه باهم برابرند، اما بعضی از بقیه برابرترند». یک سایت احمدی‌نژاد را «میمونی» می داند که از «منبر انقلاب» بالا رفته است. جهان‌نیوز با اشاره به رایزنی احمدی‌نژاد برای عدم بازداشت جوان‌فکر و تلاش وی برای انفصال حکم حمید بقایی، از وی با عنوان فردی نام می بردکه برای نظام «شاخ و شانه و عربده» می‌کشد. اقدام روزنامه ایران در سفید منتشرکردن صفحه نخست خود «قرتی بازی مطبوعاتی» نامیده می شود و مدیران این موسسه «غاصبان روزنامه ایران» معرفی می گردند.

نوبت به حیدرمصلحی می رسد که بعد از نابود کردن سازمانهای اطلاعاتی جهان، مسخره ترین تحلیل تاریخ را از «مخالفان نظام» بر زبان بیاورد: «طبق کار اطلاعاتی انجام شده و اطلاعات به دست آمده که در اختیار ما قرار دارد، ما در کشور بعد از فتنه 88 با تعداد قابل توجهی از گروه‌های انحرافی مواجه هستیم.طبق فرمایشات رهبری خواص مردود و بی‌بصیرت به دسته‌های مختلفی از جمله خواص بی‌بصیرت، خواص مطرود، خواص غافل، فرصت طلب، مصلحت اندیش، منحط اخلاقی، غرب گرا، طرفدار حق ولی دنیا گرا، دنیا زده، ترسو و فاقد شجاعت تقسیم می‌شوند.»

و همه این گروهها هم «که با رهبری و نظام غیر همسو هستند» ودست در دست دشمنی دارند که لابد اهداف آنها توسط «کاراطلاعاتی سربازان بدنام امام زمان» کشف شده و» فعلا ازاین قرار است: «تمرکز اصلی دشمن بر زیر سؤال بردن سلامت انتخابات و القای شبهه تقلب در برگزاری آن است. تخریب چهره‌های ستونی نظام مانند رهبری، سپاه و بسیج، بزرگ جلوه کردن مشکلات مردم و ایجاد حس نارضایتمندی مردم نسبت به حاکمیت از جمله اهدافی است که آنها ـ امریکا و اسرائیل و استکبار و بدترکیب و خوش ترکیب ـ در کشور به دنبال رسیدن به آن هستند.»

حيدر مصلحی، این مهم را هم به ثبت تاریخ سیاسی می دهد: «انتخابات نهمين دوره مجلس «حساس ترين» انتخابات در عمر جمهوری اسلامی است و جريان های «فتنه، انحرافی و اصلاح‌طلبان» اهداف مشترکی برای مقابله با آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، دنبال می کنند.»

و ظاهرا بر اساس این تحلیل «بد ترکیب» است که «مجلس نوکران قدرت» به طرحی رای می دهد که در صورت تصویب نهایی سازمان بسیج ایران را مختار می‌سازد نیم درصد از «افزایش درآمد فروش نفت» را در اختیار بگیرد.

و بااین انگیزه تازه، رجز خوانی برای جهان شروع می شود. میرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوا فضای سپاه پاسداران می گوید: «درصورت «مورد تهدید» واقع شدن حکومت ایران توسط نیروهای نظامی خارجی، نخستین محلی که هدف حملات تلافی جویانه قرار می گیرد «سپرهای موشکی ناتو در خاک ترکیه» خواهد بود.»

سرتیپ پاسدار یدالله جوانی هدف رادورتر می برد: «در صورت حمله اسرائیل به مراکز هسته‌ای و حیاتی ایران، هر نقطه از خاک اسرائیل، ازجمله مراکز اتمی‌اش، هدف بالقوه برای حمله موشکی متقابل خواهد بود.»

 وسید احمد خاتمی از شیراز تاقلب تل آویومی رود: «دانم دم از حمله به ایران می‌زنند، ولی هیچ غلطی نتوانسته‌اند بكنند و نخواهند توانست بکنند، اگر ذره‌ای تجاوز به این مملكت داشته باشند، موشك‌های ایران قلب تل‌آویو را هدف قرار داده و آنرا با خاك یكسان خواهد كرد.»

وسرانجام تهدید ها در تهران عملیاتی می شود ویک سایت ایرانی مرحله اول حمله را چنین گزارش می دهد: «واحد فدائیان ولایت که سردار نقدی به تقلید از گارد شاهنشاهی درست کرده و سه روز قبل – روز بسیج- نیز یواشکی از برابر فرمانده کل قوا رژه رفت، ماموریت پیدا کرد تا از دیوار سفارت انگلیس بالا برود.»

سپس نوبت باغ قلهک می رسد و ساعتی بعدجهان ناظر لحظه به لحظه رویدادی است که با همه قوانین جهانی مغایرت داردو البته همان چیزی است که به کار بسیج افکارعمومی جهان می آید.

سناریو این بار کمی متفاوت نوشته شده یا درمتن رقابت جناح ها است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی از «رفتارهای غير قابل قبول معدودی» در حمله به سفارت بريتانيا در تهران «ابراز تاسف» می نماید.

دفتر تحکیم وحدت در بیانیه ای حمله به سفارت بریتانیا در تهران را محکوم می کند و مهاجمان به سفارت بریتانیا را وابستگان به جریان اقتدارگرای حاکم می داند.

اتحادجمهوری خواهان ایران در بیانیه خود می نویسد: «در کشوری که کم ترین تحرک شهروندان با قهر بی درنگ و بیرحم دولتی روبرو می شود، محتمل ترین گمانه زنی برای امکان برگزاری چنین بلوائی می تواند این باشد که اقلأ بخشی از رژیم می خواهد کشور را به ورطِۀ یک رودرروئی جدید با غرب بکشاند.»

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا، می گوید: «برخی همراهی ها در رژيم برای حمله عليه سفارت بريتانيا وجود داشته است.این نظر که مقام های ایرانی نمی تواستند از سفارت ما محافظت کنند یا اینکه حمله یاد شده بدون درجه ای از رضایت رژیم رخ داده است، خیالی خام است.»

رسانه های جهان بلافاصله حکومت ایران را «پشت حمله به سفارت» می بینند وداستان شوم اشغال سفارت آمریکا در سال 1358 را درخاطره ها زنده می کنند. و این جمله هگل که توسط مارکس جهانی شد، در فضای مجازی به گردش می افتد: «هر رویداد تاریخی دو بار اتفاق می افتد، باراول تراژدی وبار دوم کمدی» وتن از هراس به لرزه می افتد که تاریخ برای ایران «کمدی» راخط بزند و به جایش «فاجعه» بنشاند.

و جهان منتظر بحرکت در می آید. شورای امنیت سازمان ملل ـ ازجمله چین و روسیه-  این حرکت راشديدا محکوم می کند.رئیس شورای امینت با اعلام نگرانی عمیق تمامی اعضای این نهاد عالی سازمان ملل متحد، مقام‌های ایرانی را به انجام وظایف و تعهدات بین‌المللی‌شان فرامی خواند. انگلستان سفارت جمهوری اسلامی در لندن را می بندد.

در آخرین ساعات روز چهارشنبه رویترز خبر می دهد: «با توجه به پایین آمدن روابط دیپلماتیک میان بریتانیا و جمهوری اسلامی، لندن از تحریم نفتی ایران حمایت می کند و با همکاری متحدان آن را به اجرا خواهد گذاشت.»

آلمان، فرانسه ونروژ سفرای خود را می خوانند. نروژ تصمیم به تعطیل سفارتش می گیرد.ایتالیا راه رایزنی را بر می گزیند تا همین کار را کند.

آذر، ماه آخر پائیز با سخت ترین توفان ها آغاز شده است.جمهوری اسلامی فروش و عرضه بازی مشهور «بتل فیلد «۳ را ممنوع اعلام می کند. این بازی یک ماه پیش وارد بازار شده و حمله هوایی به پایتخت ایران، ازجمله عملیات نفربرها و جنگنده های آمریکایی را به تصویر می کشدو بازیگر نقش اول آن یک تفنگدار نیروی دریایی آمریکاست.

علیرضا نوریزاده و محمدنوری زاد در تهران و لندن آیت الله خامنه ای را به «نوشیدن جام زهر» دعوت می کنند. نوری زاد در جام زهررهبر شش داروی رهائی ایران از شرایط کنونی را ریخته است: «آزادی بی قید وشرط زندانیان سیاسی و دلجویی از آنان و از خانواده های آنان، ادغام سپاه در ارتش و جلوگیری از ورود سپاهیان به مواضع پولی و سیاسی و اطلاعاتی کشور، گفتگو با سازمان های بین المللی و رعایت خط قرمزهای بین المللی، بازگرداندن آزادی به صدا و سیما و رسانه ها و دادن حق اعتراض به مردم، پایبندی به همه تعهدات بین المللی معقول و منطبق با منافع ملی، به سرانجام رساندن داستان دستیابی به انرژی هسته ای بنحوی آبرومند و با بهره مندی از ظرفیت های معمول جهانی.»

و البته داروی اصلی همه دردها: آزادی. انتخابات آزاد با حضور همه نیروها و سلایق.

و به هنگام که رهبرجام زهر رامی نوشد، کسی باید این سخن نامه همکار ما بهمن احمدی اموئی به همسر دلاورش ژیلابنی یعقوب رابا صدای بلندبخواند تا بارگاه ظلم رافرو ریزد:

زندانیان سیاسی زن مدتی است همسایه دیوار به دیوار ما شده‌اند، ما محکم تر کف می‌زنیم و با صدای بلندتر شادی می‌کنیم، تا شادی مان را با آنها که در آن سوی دیوار هستند، تقسیم کنیم و بگوییم ما هنوز هم هستیم و هنوز هم بی شماریم.


تگ   هوشنگ اسدی

هوشنگ اسدی،نویسنده، روزنامه نگار و مترجم.متولد:۱۳۲۸
فعالیت مطبوعاتی:عضو شورای سردبیری کیهان تا سال ۱۳۵۷،سردبیر مجله گزارش فیلم،عضو شورای سردبیری روزآنلاین
کتاب ها:نان، گربه،نامه هایی به شکنجه گرم….

وب سایت شخصی
درباره من

مقالات مربوط به این نویسنده
۱۰ آذر ۱۳۹۰
۳ آذر ۱۳۹۰
۲۶ آبان ۱۳۹۰
۱۹ آبان ۱۳۹۰
۵ آبان ۱۳۹۰
۲۸ مهر ۱۳۹۰
۲۱ مهر ۱۳۹۰
۱۴ مهر ۱۳۹۰
۷ مهر ۱۳۹۰
۳۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۴ شهريور ۱۳۹۰
۲۲ شهريور ۱۳۹۰
۱۷ شهريور ۱۳۹۰
۱۰ شهريور ۱۳۹۰
۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۷ مرداد ۱۳۹۰
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ تير ۱۳۹۰
۲۳ تير ۱۳۹۰
۲۲ تير ۱۳۹۰
۲۱ تير ۱۳۹۰
۱۵ تير ۱۳۹۰
۷ تير ۱۳۹۰
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
۱۸ خرداد ۱۳۹۰
۵ خرداد ۱۳۹۰
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
۳۱ فروردين ۱۳۹۰
۲۴ فروردين ۱۳۹۰
۱۸ فروردين ۱۳۹۰
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۱ اسفند ۱۳۸۹
۲۳ بهمن ۱۳۸۹
۲۰ بهمن ۱۳۸۹
۱۳ بهمن ۱۳۸۹
۶ بهمن ۱۳۸۹
۲۹ دى ۱۳۸۹
۱۸ دى ۱۳۸۹
۸ دى ۱۳۸۹
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۲ آذر ۱۳۸۹
۱ آذر ۱۳۸۹
۲۷ آبان ۱۳۸۹
۷ مهر ۱۳۸۹
۱ مهر ۱۳۸۹
۲۵ شهريور ۱۳۸۹
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
۸ شهريور ۱۳۸۹
۳ شهريور ۱۳۸۹
۲۸ مرداد ۱۳۸۹
۲۱ مرداد ۱۳۸۹
۶ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۶ تير ۱۳۸۹
۹ تير ۱۳۸۹
۲ تير ۱۳۸۹
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
۲۰ خرداد ۱۳۸۹
۱۵ خرداد ۱۳۸۹
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
۵ خرداد ۱۳۸۹
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۶ فروردين ۱۳۸۹
۱۸ فروردين ۱۳۸۹
۲۸ اسفند ۱۳۸۸
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
۵ اسفند ۱۳۸۸
۲۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
۱ بهمن ۱۳۸۸
۲۴ دى ۱۳۸۸
۱۶ دى ۱۳۸۸
۱۳ دى ۱۳۸۸
۹ دى ۱۳۸۸
۲۶ آذر ۱۳۸۸
۱۸ آذر ۱۳۸۸
۱۱ آذر ۱۳۸۸
۲۷ آبان ۱۳۸۸
۲۵ آبان ۱۳۸۸
۲۱ آبان ۱۳۸۸
۱۴ آبان ۱۳۸۸
۶ آبان ۱۳۸۸
۳۰ مهر ۱۳۸۸
۹ مهر ۱۳۸۸
۱ مهر ۱۳۸۸
۲۵ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۴ شهريور ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۳۱ تير ۱۳۸۸
۲۴ تير ۱۳۸۸
۱۷ تير ۱۳۸۸
۱۱ تير ۱۳۸۸
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
۲۴ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۱ بهمن ۱۳۸۷
۴ بهمن ۱۳۸۷
۱ بهمن ۱۳۸۷
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۹ دى ۱۳۸۶
۱۰ دى ۱۳۸۶
۲۹ آبان ۱۳۸۶
۱۳ تير ۱۳۸۶
۲۴ خرداد ۱۳۸۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
۲۸ اسفند ۱۳۸۵

برخورد نهائی

 

آقایان تازه فهمیده اند «برخورد نهائی نزدیک است،» و چون موعد پاسخگوئی به سی و اندی سال جنایت و خیانت را خیلی دور نمی بینند، این دوره را «دوره نامردی» می خوانند و چه علاقه ای هم به «سوراخ موش» نشان می دهند.

رئیس جمهور آخرشان از وقتی توپ اختلاس بزرگ راتوی بیت رهبری برده و زنگوله را به گردن مجتبی خامنه ای و محمدجهرمی انداخته، چاک دهانش راکشیده و برای جهان کلاس ادب باز کرده است.

رقمی افسانه ای سومین هفته آبان را می پوشاند. درآمد نفت در سراسر تاریخ ایران 995 میلیارد دلار بوده که 450 میلیارد دلارش سهم دولت احمدی نژاد بوده است.

سالیانه 270 میلیون دلارش را صرف دست یابی به سلاح اتمی کرده اند که «نظام» راحفظ کنند، تا حالا سه هزار میلیارد تومان هم بالا کشیده شده است رسما، می ماند بقیه 450 میلیارد دلار. همه را به 500 نورچشمی «نظام» که در انگلیس درس می خوانند که نداده اند. کجا رفته این گنج که می شد باآن سه بار ایران رانو سازی کرد؟

 معلوم نیست «یاران دکتر» هم که بسیاریشان در آزادترین کشور دنیا با نام مستعار جمع شده اند، بخواهند جواب این پرسش ها را بدانند، اما «دکتر» ـ همان رئیس جمهور مقدس که ناگهان عبای امام زمانی فروگذاشت و روپوش دکتری پوشید ـ قرار نیست جواب این پرسش را بدهد. حرف های مهمتری دارد برای زدن.شمشیر را از رو بسته و رقیبان داخلی و جهانیان را به باد دشنام گرفته است.

هفته ای است که یکی از چهار پرونده جهانی «نظام مقدس جمهوری اسلامی» روی میز شورای امنیت می رود ودنیا اسناد اتمی شدن «قریب الوقوع» طالبان شیعه را بچشم می بیند.

هفته، تمام هفته سخن از جنگ رفته است. ال پائیس یکی از بیشمار وسایل ارتباطی جهان است که خبرمی دهد: «دوباره طبل های جنگ با ایران می کوبند.»

عناوین رامی توان دردوتیتر خلاصه کرد: «جنگ با ایران»، «جهان نگران جنگ در ایران». همکاران «روز» فضا را درگزارشحمله به ایران؛ بحث روز جهان منعکس می کنند.

 خبراز رزمایش های مشترک اسرائیل ـ ناتو می رسد. گاردین می نویسد: «ارتش بریتانیا خود را برای حمله احتمالی به ایران آماده می‌کند.» روزنامه های دیگر آمریکا را هم در همین موقعیت می بینند. نیکلای سارکوزی می گوید: » اگر موجودیت اسرائیل بخطر بیافتد، فرانسه دست روی دست نمی گذارد.»

کارچنان بالا می گیرد که روزنامه القدس العربی، چاپ لندن با این تیتر منتشر می شود: «ایران، پس از لیبی و قبل از سوریه!»

نخستین واکنش های سران «نظام» به سرزیر برف کردن می ماند. علی لاریجانی تاکيد دارد: «تحرک‌های غرب عليه جمهوری اسلامی ايران جنبه تهديدی برای نظام ندارد و بيشتر جنبه ايذايی و جنگ روانی دارد.»

سيداحمد خاتمي در نماز جمعه می گوید: «كشتي‌ آمريكا به شدت به گل نشسته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اشك آمريكا را درآورده است.»

اما خطر بدجوری در»نظام» را می کوبد. علی اکبر صالحی، به بخش انگلیسی روزنامه ترکی «حریت» می گوید: «ما برای جنگ آماده هستیم».

 تکذیب این خبر حریت راکسی نمی شوند و سخنان وزیر خارجه جمهوری اسلامی بطور گسترده ای در رسانه های اسراییل انعکاس می یابد.

سرانجام احمدوحیدی وزیردفاع به میدان می آید وهمان «ادبیات » رابکار می برد که احمدی نژاد گسترشش می دهد: «آماده پاسخگویی قدرتمندانه به هر گونه جهالت دشمنان هستیم.»

آندرس فوگ راسموسن، دبیر کل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی حرفی می زند که چند روز بعد با مواضع اجلاس «گروه ۲۰»، تکمیل می شود وسیاست غرب را روشن می کند: «ناتو به هیچ وجه قصد ندارد در ایران مداخله کند.»

باراک اوباما، و سران فرانسه، بریتانیا، آلمان و ایتالیا یک حرف می زنند: «شدت بخشیدن براقدامات تنبیهی علیه ایران و ادامه فشاربی سابقه بین‌المللی.»

همه در انتظار گزارش تازه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، لحظه شماری می کنند؛ سرانجام گزارش منتشر می شود. برای اولین بار اطلاعاتی محرمانه از فعالیت‌های تسلیحاتی اتمی جمهوری اسلامی در اختیار افکار عمومی قرار می گیرد: «ایران در فعالیت هایی برای تولیدتسلیحات اتمی درگیر بوده و روی طرح یک بمب اتمی، ازجمله آزمایش قطعات آن کار کرده و مدل های کامپیوتری کلاهک هسته ای راساخته است.»

یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، از «ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران» ابراز نگرانی می کند.

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا هشدار می دهد: «رويارويی بر سر برنامه هسته ای ايران در حال ورود به مرحله خطرناکی است.»

فرانسه با اعلام اینکه خواستار تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل شده از تلاش برای تصویب «تحریم‌هایی بی‌سابقه» علیه جمهوری اسلامی خبر می دهد.

روسيه از گزارش آژانس درباره ايران به خشم می آید. چین که همراه روسیه درغارت ایران دست دارد و بخش قابل توجهی از450 میلیارد دلار رابه جیب زده، از ایران می خواهد: «در پرونده هسته ای از خود صداقت و انعطاف نشان دهد.»

پاسخ جمهوری اسلامی را از پیش می توان حدس زد. اولین واکنش از علی‌اصغر سلطانیه، سفیر و نماینده دائم «نظام» در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است: «گزارش آژانس سياسی و تکراری است. آمانو عواقب اشتباه تاریخی خود را خواهد دید.»

 و محمود احمدی نژاد، به «بی‌ادبی و قلدری» و «گستاخی و پررویی» غرب حمله می برد، «با فکر و اندیشه در مقابل» آنها می‌ایستدو به جهان درس ادب می آموزدو همان حرفی می‌زند را که کارمندان کاخ سفید می‌گویند:

«این مردم اگر بخواهند بمب بسازند از شماها می‌ترسند؟ این مردم شما را آدم حساب نمی‌کنند. این مردم نیاز به بمب ندارند و اگر بخواهند شما را بزنند راهش را بلدند و طوری می‌زنند که صدایش در نیاید، اما جیغ بنفش شما بالا برود….ملت‌ها وقتی نام رئیس‌جمهور آمریکا را می‌شنوند، بالا می‌آورند….با این روش(مدیریت جهانی) نمی‌توان حتی یک طویله را اداره کرد….ما اگر بخواهیم حال آمریکا را بگیریم از چنین سلاح‌هایی استفاده نمی‌کنیم و برخورد ما سخت‌افزاری نیست.»

یک نفر باید به «دکتر» بگوید که «جیغ بنفش» مبحثی در شعر امروز ایران است و به تشبیه هوشنگ ایرانی از صدای قطار بر می گردد. کاش کسی هم از واکنش رئیس موساد از شنیدن این سخنان آخرین رئیس جمهور»نظام» فیلم گرفته باشد:

– «سر سوزنی از این مسیری که در پیش گرفته ایم عقب‌نشینی نخواهیم کرد».

با صرف میلیونها دلارهم نمی شد ماموری دست و پا کرد که درست ودرلحظه مناسب حرف دلخواه اسرائیل را بزند.

 
«دکتر» بعد ازنابودکردن سیستم سرمایه داری جهانی به سراغ میلیاردرهای داخلی می رود که اختلاس بزرگ رابه خانواده رحیم مشائی و از آنجا به آمریکا وصل کرده اند.

 مشائی یک درجه مظلومیت می گیرد و شانه به شانه «شهید آیت اله بهشتی» می ایستد؛ آن هم درهفته ای که محمد رضا نقدی کشف کرده جنبش وال استریت حاصل خون شهداست.

در نبرد گرگها، محسنی اژه ای که هنوز رد دندانش روی شانه عیسی سحرخیز هست، پشت درعنایت الله ریاحی، خواهرزاده اسفندیار رحیم‌مشایی، زوزه می کشد: «دیدارهای متعددی با برخی از لابی گران برای برقراری رابطه با آمریکا داشته است. همچنین انتقال بخشی از درآمدهای کلان جریان انحرافی به آمریکا توسط وی انجام شده است.»

علاوه بر او، ریاحی، حمید پورمحمدی، قائم مقام بانک مرکزی ـ – شاه کلیدپرونده-ـ هم دستگیر شده اند.»دکتر» آموزش ادب به رقیبان را هم ازیاد نمی برد.بازداشت پورمحمدی را «نامردی» می داند و خوب «نامردی جواب دارد». احمدی نژاد خصوصیات مخالفان خود را هم اعلام می کند:

– «یک عده دارند از خوردن منفجر می‌شوند و یک عده دارند از فقر می‌میرند. این بساط اشرافی‌گری باید جمع بشود.تمام نارضایتی‌های مردم مربوط به کثافت‌کاری‌های اینهاست. پابرهنه بودند و الآن اعیان‌نشین شده‌اند. مردم را به نظام بدبین کرده‌اند و حالا دم از ولایت می‌زنند. زمین‌های کلان در بالای شهر خریده‌اند و خانه‌های آنچنانی دارند. یک نفر از این‌ها هفتصد هکتار زمین در اطراف تهران را تصرف کرده که الآن ارزشی حدود هشتصد میلیارد تومان دارد. می‌گوید دولت ضدولایت فقیه شده. خودش همه چیز دارد و تنبل و بیکار است و لکه‌ای است بر دامن پاک ولایت فقیه.»

احمدی‌نژاد تهدید می کند: «اگر نیم ساعت به من فرصت صحبت دهند، قیمت سوراخ موش در تهران بالا خواهد رفت.» و برای نخستین بار هم فاش می سازد: «هفت هشت ماه نهادهای امنیتی به دروغ روی ما زوم کردند و از مسایل مهم غافل شدند.»

 هنوز گردگیری احمدی نژاد تمام نشده که پرونده جهانی دیگری علیه جمهوری اسلامی ورق تازه ای می خورد.کمیته حقوق بشر سازمان ملل نگرانی‌های عمده خود را از وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز می کند. این کمیته بسیاری از قوانین کشور جمهوری اسلامی را در تضاد با تعهدات بین‌المللی واصول حقوق بشر می داند.

 لابد برای تائیداین گزارش است که محل زندان خانگی شیخ دلاور را تغییر می دهند و

نیروهای امنیتی به دفتر کار سابق میرحسین موسوی هجوم می برند و برخی وسایل دفتر را خارج می کنند. پیرمردهای محترمی مثل محمد توسلی، علی رشیدی وجوان خواننده ای مانند آریا آرام‌نژادرا به زندان می اندازند. و ازخواهر 70 ساله دکترپیمان چند ساعت بازجوئی می کنند.

عید قربان، یکی از دو عید اصلی مسلمانان، می رسد. اهل سنت ایران از مخالفت دوباره جمهوری اسلامی با برگزاری نماز جماعت روز عید در تهران خبر می دهند. همزمان نیروهای امنیتی از سفر مفتی محمدقاسم قاسمی و مولانا احمد نارویی، دو تن از شخصیت‏های اهل سنّت ایران، برای به جا آوردن مناسک حج در عربستان سعودی جلوگیری می کنند. اهل سنت می گویند: «هم از نماز محرومیم، هم از حجّ.»

دادستان مشهد هم رکوردی جهانی را به ثبت می رساند: «در زندان سه هزار نفری مشهد، ۱۳ هزار زندانی داريم.»

بایدهم دراین فضای سرشار از آزادی، رهبر جمهوری اسلامی در نخستین واکنش مستقیم به مرگ معمر قذافی دیکتاتور لیبی، او را «خبیث و دیکتاتور» بخواند. و از قضا مصاحبه ای از مهدی کروبی پخش می شود که پیش از حصر خانگی ضبط شده است. سخنان شیخ که درایام کهنسالی، خانه اش، زندان نظامی شده که خود از پایه گذارانش بوده، روایت تازه ای است از نحوه رسیدن سیدعلی خامنه ای برهبری و افزودن مطلقه به ولایت فقیه به خواست او؛ و حکایت رهبری خامنه ای را چنانکه هاشمی رفسنجانی می گفت و به توصیه آیت اله خمینی وصل می کرد، سخت خدشه دار می کند.

 بعد از مطلقه کردن ولی فقیه، قدم بعدی هم ـ آنطور که محمد دهقان فاش می سازد-ـ برای تغییر قانون اساسی و حذف رئیس جمهور از یکسال پیش بدستور علی خامنه ای کلید خورده است.» دفترآقا حتما ترجیح می دهد باچراغ خاموش کلک بندهای مثبت قانون اساسی را بکند که محترمانه گوش راوی را می کشد و بحث دراین باره را ممنوع می سازد.

هفته سوم آبا ن ماه 1390 به پایان می رسد. «نظام» به یاری «نظامیان» تدارک آینده را می بیند.

حرف های حسن فیروزآبادی، رییس ستادکل نیروها، نشان می دهد که راه بروی هرکسی جز منصوبین «آقا» که باید از صندوق های رای بیرون بیایند، بسته است: «جریان فتنه متحد آمریکایی‌ها بوده و جریان انحرافی با آمریکایی‌ها دم‌خور است. ولی ممکن است برای تبلیغات خود برنامه‌ریزی‌هایی انجام دهند و کاندیداهای خود را به صورت پوشیده، گمنام و سفید وارد انتخابات کنند.»

افزایش فشار به رهبران سبز ودستگیری چهره های ملی را می توان در همین متن دید.

بیانیه ۳۶ زندانی سیاسی هم دراین فضا معنا پیدامی کند: «از انتخابات آزاد استقبال کنیم؛ به انتخابات ناسالم مشروعیت ندهیم.»

در منطقه، محاصره سوریه و جمهوری اسلامی کاملتر می شود. الغنوشی که پس از مخالفان قذافی در لیبی، دومین پیروز رسمی تحولات اخیر منطقه‌ای است، به راه آنها می رود و همتایان دیکتاتورستیز خود در سوریه را به رسمیت می شناسد. سفارت سوریه را در کشورش را می‌بندد و سفیرش را اخراج می‌کند.

با ادامه سرکوب مخالفان در سوريه و نقض توافق هفته‌ گذشته‌ حکومت دمشق با اتحاديه عرب، قطر خواستار برگزاری اجلاس اضطراری اين اتحاديه برای بررسی تحولات سوريه می شود.

يک نگاه اجمالی به استقرار نيروهای آمريکایی در منطقه نشان می دهد که ايران از بسياری جهات در محاصره اين نيروها قرار گرفته است.

آمريکا بيش از ۱۰۰ هزار سرباز در شرق ايران در افغانستان دارد؛ ناوهای ناوگان پنجم آمريکا در آبهای خليج فارس و دريای عمان و فراتر حضور آشکاری دارند؛ ۲۳ هزار نفر از نظاميان آمريکایی در کويت مستقر اند و قرار است به زودی تقويت شوند؛ آمريکا پايگاه های تدارکاتی در امارات دارد و سر فرماندهی لجستيک و پشتيبانی آمريکا در قطر استقرار يافته است؛ چند صد تن از نظاميان حاضر به خدمت يا بازنشسته آمريکایی در عراق به عنوان مربی و مستشار باقی خواهند ماند؛ و سامانه راداری ناتو برای هشدار سريع حمله های احتمالی ايران در ترکيه مستقر خواهد شد.

نيروی دريایی آمريکا معمولاً سه گروه رزمی که هر گروه از يک ناو هواپيمابر و تعدادی ناو های سطحی و زير سطحی تشکيل شده، در اطراف ايران مستقر ساخته است.دو گروه از اين گروه ها در خليج فارس و دريای عمان و شمال غربی اقيانوس هند گشت می زند و گروه سوم در دريای مديترانه در نزديکی آب های سوريه خود را بچشم می کشد. و ايران در تير رس هر سه گروه قرار دارد.

حمله نظامی را کسی آرزونمی کند و قادر به تعیین زمانش نیست.نبرد رسانه ای در فضایی که افکار عمومی را روز بروز بیشتر برای «برخورد نهائی» آماده می کند ادامه دارد. نظرسنجی نشان می دهد: «۴۱ درصد اسرائیلی‌ها خواهان حمله نظامی به ایران هستند.»

جنگ اقتصادی، وسیعتر و ژرفتر می شود. سردار رستم قاسمی که از قرارگاه خاتم الانبیاء به وزارت نفت آمد، تا توی دهان کمپانی های نفتی جهان بزند و بر بحران نفت غلبه بیاید، به عملی نبودن وعده های نفتی اعتراف می کند: «تحریم دستمان را بسته است.»

در تبیلغات جهانی، جمهوری اسلامی بتدریج جای القاعده را می گیرد. واشنگتن پست می نویسد: «ایران اولین تهدید آمریکا در خاورمیانه است. تهدید اصلی آمریکا و دیگر متحدان ما از این پس کاملاً روشن است. این تهدید از جانب ایران می آید. خطر تهران از خطر القاعده که رو به کاهش است، فراتر رفته.»

توصیه نیویورک پست، بوی خون می دهد: «حکومت خمیني گرا ها دشمن مردم ایران، اسرائیل و غرب است. کساني که به بمباران ایران فکر مي کنند باید این توصیه ماکیاولي را به یاد داشته باشند: دشمن فاني ات را زخمي نکن و بگذار زندگي کند. یا او را به دوستت بدل کن یا او را بکش.»

مقامات وزارت امور خارجه امریکا می‌گویند که ماه‌های نوامبر و دسامبر( آبان و آذر) ماه‌های بسیار حساس و پراشکالی در رابطه با ایران خواهد بود.

و سرما نه تنها در سیاست، بر زندگی هم حاکم است. نیمه پائیز درتهران زمستان می شودو آنقدر برف می بارد که کمر درختان کهنسال را می شکند. احمد شاملو، شاعر نامدار، سرمای امروزرا می بیند:

برف نو! برف نو! سلام، سلام

بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام

پاكی آوردی ای امید سپید

همه آلودگی‌ست این ایام

راه شومی‌ست می‌زند مطرب

تلخواری‌است می‌چكد در جام

و شاعر گمنام در فیس بوک، آفتاب فردا را که از برف طالع می شود:

آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلالو آفتاب رامی بینیم
زیر بوته ای از برف
که این دفعه

درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود