سرب داغ و پرنده

  

بوی «سرب داغ»  عطر گلهای سرخ ابدی شیراز را می راند، باد بهاری ضجه سگان را تا نیشابور می بردو به کشتار تاریخی مغولان پیوند می زند. زمزمه «پول های کثیف» بر سراسر ایران می وزد و راه را، حتی بر صدای شجریان می بندد.

بهار ۱٣۹۴ است، فصلی دیگر از آرزوهای بر باد رفته. تمام ماه اول بهار در «جو» پرونده اتمی می گذرد. دلواپسان و دلخوشان چون دن کیشوت سرگرم پره های چوبی آسیاب های بادی اند و وزرای خارجه «میش» سابق و «گرگ» پیشین، خوراک سانتریفیوژها را چنان تدارک می بینند که بعد از سی وچند سال درهای بسته «لانه جاسوسی» را بروی آمریکایی ها باز می کند.

«روز آن لاین» و «نگاه هفته» به آستانه ده سالگی می رسند. بر اساس آخرین اخبار ۴۲ میلیون ایرانی به شبکه های اجتماعی دسترسی دارند وحتی کارشناسان ارتش با انتشار تحقیقی به تاثیر این شبکه ها بر سبک زندگی ایران اعتراف می کنند. کمیته دفاع از روزنامه نگاران، که مرکز آن در نیویورک است، جمهوری اسلامی را بعنوان هفتمین کشور سانسور کننده دنیا به ثبت می دهد.

« شمع آزادیخواهی» در تهران سوسویی می زند و محمد رضا خاتمی از برافراختن «پرچم آزادیخواهی» سخن می گوید، و با «لکنت» می پرسد:

«چرا کشورهای مسلمان و کشورهایی که نام اسلامی را به دنبال خود دارند دچار نوعی عقب افتادگی هستند. همه کشورهایی که نام اسلامی را به دنبال دارند متاسفانه دچار عقب افتادگی شده‌اند. علت چیست؟ خیلی ساده می‌توان دلیل عقب افتادگی موجود در کشورهای اسلامی را به استعمار سلطه‌گران و استکبار جهانی نسبت داد؛ چرا که این‌ها نمی‌گذارند کشوری رشد کند اما بیان این علل برای عقب افتادگی کشورهای مسلمان کافی است؟ در کشور ما عده‌ای می‌گویند نفت علت عقب افتادگی کشور است. اگر نفت وجود نداشت چشم خارجی‌ها به ما نبود و از این تنبلی مفرط‌‌ رها می‌شد. برخی دیگر نیز ایدئولوژی را مانع پیشرفت کشور می‌دانند و دسته دیگر با طرح نقش دین در این موضوع، برداشت‌های متحجرانه از دین را عامل عقب افتادگی کشور می‌دانند. محل پرداختن به این امور کجاست؟»

دکتر کاظم علمداری، نویسنده کتاب «چرا ایران عقب ماند» در چهاردهمین قسمت سلسله مقالات جدید تحت عنوان «آیا ایران بازهم عقب می ماند؟» به پرسش کلیدی محمد رضا خاتمی جوابی دقیق و علمی می دهد.

تاریخ ورق می خورد و به کشتار سگ ها وگربه های نیشابور می رسد:

«تولی‌خان در اطراف شهر گشتی زد و به سپاهیان خود گفت می خواهم امشب این شهر را گرفته باشید. لشکریان به یکباره حمله آوردند ومجانیق و خرکها را پیش بردند و نفت اندازان نفاتی کردند و از در نشیب و فراز و درون و برون و جوان و پیر غلغله و نفیر و ولوله شهیق و زفیر به اوج رسید و از هفتاد نقطه دیوارهای شهر را سوراخ کردند و قریب ده هزار سرباز مغول تا صبح به خونریزی پرداختند و صبح شنبه همسر طغاچار (دختر چنگیز) با ده هزار سوار وارد شهر شد و از روز شنبه تا چاشتگاه چهارشنبه قتل و غارت کردند و همه مردم را به جز چهار کمانگر کشتند و حتی سگها و گربه ها را کشتند و باروی شهر را کوفته و مناظر و منازل و حصارها و همه قصرها را با زمین هموار ساختند و هفت شبانه روز بر شهر آب بستند و سپس جو کاشتند و تا سبز شد توقف نمودند. مدت ۱۲ شبانه روز شمارش مقتولان به طول انجامید و یک میلیون و هفتصد و چهل و هفت هزار مرد به استثنای زنها و اطفال به شمارش درآمد».

 

خانم ها! آقایان!

بهار است بهر حال. گونتر گراس، غولی دیگر که به روزگار کوتوله ها از جهان می رود، با نفس های آخر از بهار می گوید:

«من پرنده‌ای که بهار را مژده می‌دهد و هر سال با آوازهایش به آدم‌ها وعده‌های تازه می‌دهد، دوست دارم، فاخته را می‌گویم. حتی عادت بد فاخته که تخم خود را در لانه پرندگان دیگر می‌گذارد، تصوری فریبنده است».


اسيد و گل

image

براستی زمستان است. یک درصد نوکیسه ها در کاخ های میلیاردی و۲۵ درصد مردم ایران در زاغه ها، شب یلدایی دگر را سحر می کنند که خورشیدش سر می زند، اما سحر نمی شود. فاصله کمی تا سالگرد «انقلاب شکوهمند اسلامی» مانده است که رهبراولش آن را «پیروزی کوخ نشینان علیه کاخ نشینان» توصیف می کرد.

روزهایی تیره و سرد است که عکس رهبر کره شمالی درحالیکه می خندد و دستور قطع کامل اینترنت را می دهد، منتشر می شود. ورهبر دوم «نظام» حاکم بر ایران دریغ می خورد که وقت ندارد مدیریت فضای مجازی را بعهده بگیرد و باز تکرار می کند: «امروز فضای مجازی در کشور، میدان حضور دشمنان شده و امنیت اخلاقی و روانی جامعه را به خطر انداخته‌ است».

و نوکران دست به سینه رهبر، یک جوان را به دلیل فعالیت در فیسبوک به۲۰سال زندان محکوم می کنند. صادر کننده حکم «قاضی مقیسه» است که در دهه ۶۰با نام «حاج ناصریان» دادیار زندان اوین بود و درکشتار مخوف تابستان ۶۷ زندانیان را به پای دار می برد.

درهای این قتلگاه آزادی هنوز باز است ویکی از زندانیانش مهدیه گلرو که درآغاز زمستان، ۷۰۰ فعال مدنی خواستار آزادیش می شوند و عنوانی از نامه شان به حسن روحانی بر می آید که زمستان ۹۳ را به زمستان مهدی اخوان ثالث پیوند می زند: اسیدپاش آزاد، مهدیه در زندان.

صد البته رئیس جمهور طبق معمول جوابی نمی دهد. انگارنه انگار به روز نیاز به رای، وعده ها بود و وعیدها. «برداشتن حصر» هم که از این وعده ها بود، بسرعت مسیر دیگری را می رود.

صبح صادق، هفته‌نامه سپاه، می نویسد: «حصر به خاطر مسئله براندازی است. فتنه بستری بود که سران فتنه با حرکت نسنجیده و شتاب‌زده در آن، که حمایت لحظه‌به‌لحظه دشمنان نظام را به همراه داشت، خیلی زود به مرحله براندازی نظام رسیدند و رسیدن به این مرحله علت و دلیل روشن حصر آنان شد».

هفته گذشته دولت » تدبیر وامید» کار را یکسره کردو فاتحه این وعده «رای ساز» را خواند. مصطفی پورمحمدی از قضات دادگاه مرگ تابستان ۶۷ که حالا وزیردادگستری دولت روحانی است، گفت: «موضوع حصر خانگی تا امروز در دولت مطرح نشده است. این مساله به شورای‌ عالی امنیت ملی مربوط است».

این هفته، مهدی طائب، از بلندگوهای «داعش های شیعه» در ایران، و برادر حسین طائب ـ ریاست سازمان اطلاعات سپاه پاسداران ـ توضیحات بی سابقه و صریحی می دهد: «مسئله بغی[سرکشی] سران فتنه در شورای عالی امنیت ملی مورد بررسی قرار گرفت، و رئیس قوه قضائیه که خودش نیز قاضی‌القضات است حضور داشت و همچنین دستگاه‌های امنیتی که باید اطلاعات مربوط به سران فتنه را هم ارائه می‌کردند در شورای عالی امنیت ملی حاضر بودند. تمام تصمیماتی که شورای عالی امنیت ملی در خصوص سران فتنه گرفته به خود آنها ابلاغ و در واقع آنها را تفهیم اتهام کرده است که موضوع بغی بر نظام توسط آنها برای اعضای شورای عالی امنیت ملی اثبات شده است. هرکسی که برای سرنگونی نظام اسلامی با زور و روش‌هایی از جمله فریب، اردوکشی خیابانی و اقدامات مسلحانه اقدام کند بغی بر نظام اسلامی انجام داده است. فتنه ۸۸ همچون اقدامات خیلی از جریانات همچون سازمان مجاهدین خلق و حزب توده یکی از مظاهر بغی بود که در قضیه فتنه ۸۸ در مورد افرادی که قبلا در حکومت مسئولیت‌هایی همچون نخست‌وزیر و ریاست مجلس را برعهده داشتند صادق است».

مرتضی کاظمیان-ـ تحلیلگر سیاسی-ـ این سخنان را بر می رسد و ازوجود دادگاهی به‌ نام «شورای عالی امنیت ملی» راز گشایی می شود که دارای قاضی و دادنامه و کیفرخواست است. حسن روحانی هم که «حقوقدان است ونه سرهنگ» قاعدتا تسلیم رای این «دادگاه» تام و تمام قانونی است.

و این زمستان ایران است که از شرم باندازه سیبری یخ می زند و استالین در قبر نفس راحتی می کشد.

وعده دیگرحل مساله اتمی است که خواب زمستانی را از سر می گذراند و «نامه‌های جداگانه‌ای» که محمد جواد ظريف به وزيران امور خارجه چند کشور می نویسد، چشم انداز بیداریش را، بهاری نمی بیند. بیهوده نیست که قیمت دلار مدام بالا می کشد.

در آخرین روز هفته اول زمستان، روزان به سرنوشت صدها نشریه دیگر دچارمی شود وشبانه باحکم دادستانی به محاق توقیف می رود. بر صفحه اول تصویری از آیت اله منتظری دارد که در مصاحبه تازه انتشاری، نور دیگری بر تاریکخانه «نظام» افکنده است.

بر اساس آمار شاخص توسعه انسانی سازمان ملل درسال ۲۰۱۴، بیش از ۲۵ درصد مردم ایران ـ بیش از هجده میلیون نفر- در زاغه ها زندگی می کنند و «نظام مقدس» هدیه ای ۴۶ میلیون دلاری برای سد سازی به دولت لبنان تقدیم می کند که البته فعلا مورد پذیرش قرار نمی گیرد.

ورئیس مجلسی که کشورش ۱۸میلیون زاغه نشین دارد به آیت اله سیستانی لقب «پادشاه جهان» می بخشد. علی لاریجانی که در خط رقابت غلامی «رهبر معظم» باحداد عادل شانه به شانه می رود، هنوز معلوم نیست در بارگاه «پادشاه جهان» نماینده یزد است یا قم.

خانم ها! آقایان!

زمستان است. مهدیه گلرو پیش ازدستگیری هشدار می دهد: «بی سوادهای بورسیه، دکترا می گیرند، استاد دانشگاه می شوند و ایران رابسوی نابودی می برند. » محمد نوریزاددر مقدمه کوتاهی بر فیلم این هشدار تاریخی می نویسد: «سخنان مهدیه گلرو طعمی از یک سخنِ کاربردی و موشکافانه داشت. او به بی سوادی ای اشاره کرد که در کمین کل کشور است. بی سوادی ای که از دانشگاهها شروع می شود و تا هر کجا پای می نهد و کل کشور را به تسخیر خود در می آورد. بی سوادی ای با محوریتِ بسیجیان و روحانیان».

و شعر زمستان اخوان ٍثالث جهان مجازی را فتح می کند. شاعر بزرگ باقلب خسته می خواند و خوانندگان و نوازندگان بسیار اجراهای متفاوت از آن را عرضه می دارند.

كشتي شكسته به سوي شوروي

image

 

 

 

پائیز تمام می شود، یلدای دیگری در راه است که در ظلماتش کشتی شکسته «نظام» به سوی زمستان نفت بشکه ای ۵۰ دلار می رودو بادهای توفانی بحران و ترورو اعدام و دشنام بر بادبان هایش می وزد.

ایران که شعر سعدیش بر منظر ملل می درخشد و عطر شعر حافظش از «دیوان شرقی» می تراود، درآخرین روزهای پائیز با نام یک «آخوند تروریست» بر صدر اخبار جهان می نشیند. پایوران «نظام» فردتروریست را «آخوند خودخوانده» می نامند. وقتی اسناد و فیلم ها نشان می دهند که «شیخ هارون» پرورده مدارس علمیه، یارغارمهدوی کنی بوده و در»دانشگاه امام صادق»-ـ مهد پرورش نخبگان حکومتی-ـ مقام عالی داشته است؛ کل ماجرای گروگانگیری سیدنی راطبق معمول سنواتی به حساب» توطئه دشمن» می گذارند. رئیس پلیس «نظام» او را ایفاگر نقشی در «یک نمایشنامه» معرفی می کند. علی اکبر ولایتی، طبیب وحبیب آقا ورئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، حادثه گروگان‌گیری در شهر سیدنی را که به مرگ دو گروگان انجامید «نقشه مبتذلی» می خواند که سیستم امنیتی استرالیا به تبعیت از آمریکا پیاده کرده است. آقای دکتر فرمایش می فرمایند: «استرالیا در حوزه بین‌المللی کشور قابل قبولی نیست و از دستورات آمریکا تبعیت می‌کند. فرد روانی بازیچه دست سیستم امنیتی استرالیا و کشورهای غربی شده است.»

حسن روحانی که قدم به قدم ادبیات دوران «دام امید و تورتدبیر» رابفراموشی می سپارد وبه همین نسبت به زبان محمود احمدی نژاد نزدیک ترمی شود، سقوط کم سابقه قیمت جهانی نفت خام را حاصل توطئه دشمن ارزیابی می کند. وقتی رئیس جمهور «نظام» این حرف رامی زند، بهای هربشکه نفت حدود ۶۰.۹۱ دلار است. هنوز حرفش تمام نشده، بنگاه ارزش‌گذاری وست‌تکزاس، بهای نفت خام اوپک رابرای تحویل در ماه ژانویه، بشکه‌ای ۵۴ دلار و ۷۷ سنت اعلام می کند. گزارش خواندنی همکاران مادر «روز» چنین عنوانی دارد: نفت ایران در آستانه ۵۰ دلاری شدن. کارشناسان» بانک آمریکا «اعتقاد دارند که نفت ۵۰ دلار پایان کار اوپک است. توماس فریدمن- مفسرمعروف آمریکایی- در مقاله خوددر نیویورک تایمز، با ۵۰ دلاری شدن قیمت سرنوشت شوروی سابق رابرای ایران پیش بینی می کند.

نهاد بین‌المللی «آی‌آی‌اف»- اتحادیه‌ای پرنفوذ‌ متشکل از بزرگ‌ترین موسسات مالی جهان- در گزارش مفصل خود درباره‌ آینده‌ اقتصاد ایران تاکید می کند: «اگر توافق اتمی میان ایران و قدرت‌های جهانی سر نگیرد، اقتصاد ایران ظرف ۲ سال آینده به ورطه‌ ورشکستگی کامل خواهد افتاد و«کشتی شکسته» اقتصاد ایران غرق خواهد شد.»

و در حالیکه دور جدیدی ازمذاکرات آغازشده «نظام» لب از لب نمی گشاید وچند و چون مذاکره ای چنین سرنوشتی مسکوت می ماند. پایوران عالیرتبه «نظام» آشکارا مانند محمد جواد ظریف به امید درمانی مشغولند، ودرخلوت خودی ها سخنانی می گویند که از مجاری رقابت جناح های حکومتی به بیرون درز می کند. علی افشاری که از نزدیک افق مذاکره را می کاود براساس سخنان عباس عراقچی در جلسه غیر علنی مجلس می نویسد: «این حرفها آشکار می‌سازد که فضای حاکم بر مذاکرات تا حدی منفی بوده که نمایندگان ایران قصد خروج از مذاکره و شکست متعاقب گفتگو‌ها برای رسیدن به توافق جامع را داشته‌اند. در حرف‌های یاد شده دو موضوع مهم دیگر نیز وجود دارد. اولا نمایندگان ایران تصدیق می‌کنند در حد فاصل نشست مسقط تا وین، غرب و به‌ویژه آمریکا انعطاف بیشتری نشان داده و در کل در گفتگوهای معطوف به توافق جامع در قیاس با اقدام مشترک موقت ژنو عقب نشینی بیشتری داشته‌اند. موضوع دیگر فضای خاکستری است که در خصوص سرنوشت تمدید مذاکرات هفت ماهه ترسیم شده است. اگر چه از طرف عراقچی نقل می‌شود که وی رسیدن به توافق جامع را ممکن می‌داند، اما بررسی جامع سخنان وی این اتفاق را در حد یک احتمال و یا خواست ایران مشروط به رعایت خطوط قرمزش تقلیل می‌دهد. در سخنان عراقچی هیچ نکته قطعی شامل توافق و یا تفاهم بر سر موضوعات اصلی بین طرفین دیده نمی‌شود. حال براساس تفاوت بین واقعیت مذاکرات مسقط و آنچه در عرصه علنی گفته شد این احتمال وجود دارد که گزارش‌های رسمی از نشست وین نیز وضعیت مشابهی دارد و طرفین تنها برای جلوگیری از مخاطرات شکست مذاکرات ترجیح داده‌اند بر عمر گفتگو‌ها بیفزایند اما هنوز دورنمای قطعی برای موفقیت وجود ندارد. در اصل به نظر می‌رسد ادعای دیپلمات‌ها مبنی بر وجود پیشرفت و در عین حال تاکید بر تداوم اختلاف در موضوعات اصلی، رمز بن‌بست مذاکرات و درجا زدن آن است که در نهایت تعارف دیپلماتیکی بیش نیست که حالت کلیشه‌ای هم یافته است. امکان دستیابی به توافق کلان در چارچوب شرایط خاکستری کنونی در موعد مقرر ماه مارس محل تردید است».

در روزهای آخر پائیز هنوز «آخوند تروریست» موضوع بحث رسانه هاست که توفان دیگری بربادبان «کشتی شکسته» نظام می کوبد. سازمان گزارشگران بدون مرز بیلان خشونت علیه روزنامه‌نگاران در سال ٢٠١٤ رامنتشر می کند که حاکی از»افزایش بیش از پیش بکار‌گیری خشونت ونمایش آزارگری روزنامه‌نگاران است. در جهان حمله به خبرنگاران «وحشیانه‌تر» شده، ربودن آنان «افزایش یافته» و ۶۶ تن از آنان در این سال، جان خود را از دست داده‌اند».

ودر این بیلان جمهوری اسلامی رتبه سوم جهان را در اختیار دارد: «ایران از سال ۱۳۷۹ خورشیدی همواره یکی از زندان‌های روزنامه‌نگاران در خاورمیانه و جهان بوده‌ و از سال ۱۳۸۸ تا امروز ایران رکورد یکی از بزرگترین زندان‌ها برای اهالی رسانه را حفظ کرده است. امروز ایران با ۱۹ روزنامه‌نگار و بیش از ۳۲ وب‌نگار زندانی، یکی از ۵ زندان بزرگ جهان برای اهالی رسانه و به طور مشخص برای روزنامه‌نگاران سومین زندان بزرگ جهان است».

و درهمین روزها روزنامه نویسان ترکیه را درست به سبک جمهوری اسلامی دستگیر می کنند. درتهران دانشجویان با فریاد» بازجو بروگمشو» به استقبال حسین شریعتمداری نماینده رهبری در روزنامه ضدملی کیهان می روند. رجا و فارس و کیهان رسانه های شیطان لقب می گیرند و معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد رسما اعلام می کند که خبرگزاری فارس وابسته به بسیج است.

و روز آخر هفته اراک اوباما و رائول کاسترو، روسای جمهوری آمریکا و کوبا، به طور همزمان اعلام می کنند که روند عادی سازی روابط دو کشور را آغاز کرده‌اند.

پائیز با بازی رنگ هایش به پایان می رسد. اول هفته یوسف اباذری – جامعه شناس- با خشم پرسیده است: «چرا مردم ایران به این فلاکت افتادند؟» پرسشی که توفان پائیزی کم سابقه ای بر می انگیزد، از فضای مجازی در می گذرد و رسانه های مکتوب را ورق می زند.

شاید حرف های بی سابقه سه سخنران در یک همایش درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، اولین پاسخ به این پرسش باشد. احمد شیرزاد، صادق زیبا کلام و هرمیداس باوندبه صراحت با برنامه اتمی جمهوری اسلامی مخالفت و اعلام می کنند که این برنامه بیش از جنگ هشت ساله ایران و عراق به کشور ضربه زده است.

این نخستین بار طی ده سال گذشته است که مخالفان برنامه هسته‌ای ای در داخل کشور به صورت علنی و در سطحی وسیع امکان ابراز مخالفت با این برنامه را پیدا کرده‌اند.

احمد شیرزاد، نماینده پیشین مجلس همه سخن خلاصه می کند: «ایران نه منابع اولیه فناوری هسته‌ای را دارد و نه احاطه‌ای به فن‌آوری آن. استخراج اورانیوم از عمق ۳۰۰ متری برای ایران ۱۰ برابر قیمت جهانی هزینه دارد. آقای پوتین درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران گفت که شرایط در این بحث برای ایران به این شکل است که مثلا برای تولید کفش مورد نیاز یک خانواده اقدام به ساخت کارخانه کفش‌سازی کنیم. ازچاه هسته‌ای آبی در نمی‌آید مگر برای بعضی‌ها نانی در آید. اما دریغ از یک لیوان آب. عده‌ای هم در یک اتاق بسته می‌نشینند و فکر می‌کنند عقل کل هستند در حالی که برای یک ملت تصمیم می‌گیرند همین می‌شود که ۲۰ سال از سیاست هسته‌ای ایران می‌گذرد در حالی‌که این‌جا هستیم.»

خانم ها! آقایان!

پائیزی دیگری در وطن

بر باد رفته رفت. مهدی اخوان ثالث ـ شاعر زمستان و پائیز- پادشاه فصل ها را چنین تصویر کرد، درست انگار که روزهای آخر پائیز ١۳۹۳ باشد.

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر، با آن پوستين سرد نمناكش

باغ بي برگي

روز و شب تنهاست

با سكوت پاك غمناكش

ساز او باران، سرودش باد

جامه اش شولاي عرياني ست

ور جز اينش جامه اي بايد

بافته بس شعله ي زر تا پودش باد

گو بريد، يا نرويد، هر چه در هر كجاكه خواهد

يا نمي خواهد

باغبان و رهگذاري نيست

باغ نوميدان

چشم در راه بهاري نيست

گر ز چشمش پرتو گرمي نمي‌تابد

ور به رويش برگ لبخندي نمي‌رويد

باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا نيست ؟

داستان از ميوه هاي سر به گردونساي اينك خفته در تابوت

پست خاك مي‌گويد

باغ بي برگي

خنده‌اش خوني ست اشك آميز

جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن

پادشاه فصلها، پاييز

كدام تدبير ؟كدام اميد؟

 

image

 

رهبرمعظم» درهفته اول آذرازشکست تلاش «دشمن» برای بزانو درآوردن «نظام» در مذاکرات هسته ای خبر می دهد و رئیس دفترش در دومین هفته ماه آخر پاییز، از»تلاش دشمن برای ایجاد نسل حرامزاده پرده بر می دارد.

رئیس جمهور و وزیرخارجه اش هم که مو به مو منویات «رهبر فرزانه» رادر مذاکرات اتمی پیش برده و هفت ماه مذاکره با » دشمن» را تمدید کرده اند، بازبه پاشیدن تخم امید و گستردن تور تدبیر مشغولند.

روشن کردن بیشتر فضای سیاسی هم بعهده علم الهدی امام جمعه مشهد است که به صراحت و با»زبان امروز»ی به انجامش می پردازد: «آیا امام زمان جامعه اسلامی را تحویل آقایی می‌دهند که بعد یک ابوالیلغوزی از گوشه‌ای بیاید و بگوید او اشتباه می‌کند؟ رهبری ولی است و خبرگان مُوَلّی علیه هستند و وقتی او ولی من است، چه طور بر عملکردش نظارت کنم؟ماقائل به معصومیت ولی فقیه نیستیم، اما حق نداریم هر تصمیم ایشان را که درست نمی‌دانیم بگوییم اشتباه است، چون ولی فقیه، حکیم، حافظ‌الدینه و مخالف لهواه و مطیع‌الامر مولاه است و همه جوانب امور را در تصمیم‌گیری رعایت می‌کند و مشورت می‌گیرد. مقابله با ولی فقیه و رویارویی با او، مبارزه و رویارویی با شخص پیغمبر است، حتی اگر برخوردکننده مسلمان و شیعه و معتقد به وحی و امامت و نبوت باشد».

درمتن این سیستم سوپر دمکراتیک مذاکرات سرنوشتی اتمی در وین بازهم متوقف شده است. ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیس جمهوری اسلامی، این توقف را شکست و ادامه بحران تفسیر می کند. گرانی ۴۰ درصدی پس از ۳۰ ماه سر بر می دارد:نان دولت روحانی، به نرخ دولت احمدی‌نژاد می رسد. گرانی بنزین پس از نان و دلار خود رانشان می دهد تا نوبت سقوط بورس برسد.

اخبار رسمی چشم انداز مذاکرات اتمی را چنین گزارش می دهد: «وزیران خارجه ایران و گروه ۱+۵ در آخرین روز مهلت تعیین‌شده برای رسیدن به توافق جامع هسته‌ای تصمیم گرفتند توافق ژنو و مذاکرات هسته‌ای تا پایان ماه ژوئن ۲۰۱۵ (۹ تیرماه ۱۳۹۴) تمدید کنند. تا آخر ژوئن آینده دو طرف برای دستیابی به توافق جامع به مذاکرات خود ادامه خواهند داد».

محمد جواد ظریف که در پیشبرد سیاست آیت اله خامنه ای براستی «قهرمانی» کرد، برای تخفیف بحرانی که نان و بنزین وبورس ابعادش را نشان می دهد بذر امیدی می پاشد که علی لاریجانی هم آبش می دهد.

بازی موش و گربه هسته ای» نظام»و» جبهه متحد ارتجاع»- تعبیر آیت اله خامنه ای- ادامه پیدا می کند.تمدید وتهدید تحبیب باز دامن می گیرد و ملت ایران هنوز از چند وچون معامله بر سرنوشتش بی خبر است.

حسن روحانی، وعده درمانی از سر می گیرد: «دوران افراط و فضای امنيتی به سر آمده است». شیرین عبادی می گوید: «وضعيت حقوق بشر در ايران در زمان رياست‌ جمهوری حسن روحانی به همان بدی زمان محمود احمدی‌نژاد است و در برخی موارد حتی بدتر شده‌ است».

همسرابوالفضل قدیانی، که بیش از یکسال و نیم است از زندان قزلحصار به بیمارستان منتقل شده و همچنان در بیمارستان بستری است، همین حرف را می زند: «بعد از آمدن روحانی هم هیچ تفاوتی نکرد. همان سیر قبلی است، ما اصلا نمی دانیم الان سپاه جای وزارت اطلاعات را گرفته ـ براساس اخباری که می شنویم ـ یا چی. نمی دانیم آقای روحانی در این وضعیت چکار می خواهد بکند. بالاخره ایشان مجری قانون اساسی و ناظر اجرای قانون اساسی هستند. وزارت اطلاعات و وزیر اطلاعات هم که در دولت هستند و باید براساس وعده هایی که آقای روحانی داده در راستای حقوق شهروندی و.. عمل کنند. این مساله هم یکی از حقوق مردم است و ما هم از همین مردم هستیم.»

همسر مسن ترین زندانی سیاسی ایران از روحانی می خواهد نشان دهد که با احمدی نژاد فرق دارد.

آش تدبیر و اعتدال دارد آنقدر شور می شود که همه بیاد دوران احمدی نژاد می افتند که در تاریخ معاصر دوران نکبت لقب گرفت.

تقی کروبی، فرزند زندانی حصری، – شیخ دلاور مهدی کروبی- می گوید: «آزادی‌های سیاسی و رفع حصر دغدغه‌ دولت نیست».

ابوالفضل قدیانی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است و مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی؛ تشکل هایی که درهایشان بسته است و بر اثر تدبیر

«نظام»، حزبی که اولین کارش سرقت مسلحانه نام «ندا» ست، این هفته مجوز می گیرد.

بینانگذار این حزب صادق خرازی، نماينده اسبق ايران در سازمان ملل متحد و سفير اسبق جمهوری اسلامی در فرانسه است.اواز نزديکان سیاسی محمد خاتمی است و به واسطه ازدواج خواهرش با مسعود خامنه‌ای، با رهبر جمهوری اسلامی روابط نزديکی دارد. صادق خرازی همچنين برادرزاده کمال خرازی، وزير اسبق امور خارجه در دولت محمد خاتمی و ریيس کنونی شورای راهبردی روابط خارجی با حکم آيت‌الله خامنه‌ای است.

به نوشته عيسی سحرخيز شايعاتی وجود دارد که اساسنامه حزب ندای ايرانيان، از طريق «حلقه خويشاوندی» به تاييد رهبر جمهوری اسلامی رسيده است.

بخشی از اعضای حزب مشارکت وسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، این حزب را مصداق «موازی‌کاری، قدرت‌طلبی و همکاری با قدرت» اعلام کرده اند.

صادق خرازی گفته است: «ندای ایرانیان قرار است نه نسخه دوم حزب مشارکت باشد و نه به حاکمیت وابستگی داشته باشد».

هفته ای است که سخنان علی مطهری و انتشار متن پیام مهدی کروبی به او، حصر رهبران جنبش سبز را بار دیگر در مرکز توجه قرار داده است. سعید جلیلی، نماینده جبهه پایداری در انتخابات سال ۹۲ و دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی در زمان حصر، دست به ترفند تازه ای می زند: «حصر سران فتنه، ربطی به حوادث سال ۸۸ یا همان «فتنه» نداشته و اقدامی پیشگیرانه در جهت جلوگیری از تسری بهار عربی به ایران بوده است «.

اکبر گنجی جهات مختلف این ترفند را بر می رسد و بر دلیل هراس «نظام» از جنبش سبز پرتو تازه ای می افکند.

تولد حزب ندای ایرانیان که اعضای جوان‌تر و سابق جبهه مشارکت ازجمله موسسین آن هستند، گستردگی دامنه «تدبیرنظام» برای کنترل فضای سیاسی رابه مذاکرات هسته ای پیوند می زند.

نیمه دوم آذر ماه است. دولت «تدبیر و امید» به رکوردی تازه می رسد و ایران در رتبه ۱۳۶ «شاخص فساد» جهانی قرار می گیرد؛بین کامرون و قرقیزستان. ومجید محمدی- جامعه شناس- گوشه ای ازاین فساد خانمانسوز را زیر ذره بین قرار می دهد: همه نوع مدرک برای فروش، از ديپلم تا دکترا.

و روزهای آخر هفته خبری می رسد که چشم اندازش آینده ای سخت هولناک است. نشست اوپک پایان می گیرد و روند کاهش قیمت نفت ادامه می یابد.دقایقی بعد از اعلام تصمیم اوپک، قیمت هر بشکه نفت خام برنت دریای شمال که از نفت خام‌های شاخص در بازار جهانی نفت به شمار می‌رود، تا ۷۴ دلارکاهش می یابد و قیمت هر بشکه نفت خام «وست تکزاس اینترمدیت» نیز تنها اندکی بیشتر از ۷۰ دلار اعلام می شود.

خبرگزاری بلومبرگ درتحلیل وضعیت تحت عنوان «شوک بزرگ در تهران» می نویسد: «با توجه به شواهد موجود، سقوط قیمت نفت تا ۴۰ دلار برای هر بشکه قابل پیش‌بینی است. برای تولیدکنندگان نفت اگر قیمت جهانی به بشکه‌ای ۴۰ دلار یا کمتر برسد، به نقطه سر به سر می‌رسند.دانیل یرگین، نایب رییس موسسه مشاور انرژی آی اچ اس در کلرادو و همچنین نویسنده تاریخ نفت که برنده جایزه پولیتزر شد به بلومبرگ می گوید: «این یک شوک بزرگ در مسکو و در تهران است». روسیه به عنون بزرگترین تولیدکننده جهان دیگر نمی تواند برای نجات اقتصاد زخم خورده از تحریم های اروپا و آمریکا، بر همان درآمدهای نفتی اتکا کند. رژیم جمهوری اسلامی نیز که تحت تحریم های مشابهی قرار دارد مجبور است یارانه هایی که به نوعی عایقی برای جمعیت رو به رشد این کشور محسوب می شود را تقلیل دهد.به نظر می رسد کاهش قیمت نفت این بار احتمالا همان تاثیرات سه دهه پیش که منجر به پایان کار اتحاد جماهیر شوروی شد را در پی خواهد داشت».

خانم ها! آقایان!

هفته دوم ماه اول زمستان بسر می رسد. ابوالفضل قدیانی از بیمارستان- زندان خود می نویسد: «حرف ما این است که مطالبات مردم ما، حق آنهاست. اگر بالاست، به رابطه مردم به مثابه دارایان حق و حکمرانان در جایگاه صاحبان تکلیف برمی گردد. آیا ما می توانیم از حق ملت بگذریم؟ آیا مطالبه مشروع حداقل های زیست فردی و اجتماعی، همانها که عموما در قانون اساسی و شعارهای انقلاب مطرح بوده مطالبات بالا و زیاده است؟ برابری همگان در برابر قانون، برابری زن و مرد، احترام به حقوق انسانی معتقدان به هر مذهب و گرایش اعتقادی، رهایی از فقر و گرسنگی، منع شکنجه و سانسور، هیات منصفه، آزادی بیان و … که همگی در قانون اساسی کنونی مورد تصریح واقع شده، مطالبه بالاست یا حقوقی خداداد، مشروع و قانونی؟ بیان مطالبات چه بالا و چه پایین، خود حقی ذاتی و ناستاندنی است». و شعر فروغ فرخزاد، پرسشی را مطرح می کند :

کدام قله کدام اوج ؟

تمام روز تمام روز

رها شده، رها شده، چون لاشه ای بر آب

به سوی سهمناک ترین صخره پیش می رفتم

به سوی ژرف ترین غارهای دریائی

و گوشتخوارترین ماهیان

و مهره های نازک پشتم

از حس مرگ تیر کشیدند

*

نمی توانستم دیگر نمی توانستم

صدای پایم از انکار راه بر میخاست

و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود

و آن بهار، و آن وهم سبز رنگ

که بر دریچه گذر داشت، با دلم میگفت

نگاه کن

تو هیچگاه پیش نرفتی

تو فرو رفتی.

نامردي سياسي

image

در سالروز «اشغال لانه جاسوسی»، آمریکا را درمقابل سفارت سابقش در تهران «وحشی»، «نجس»،»خبیث…

در سالروز «اشغال لانه جاسوسی»، آمریکا را درمقابل سفارت سابقش در تهران «وحشی»، «نجس»،»خبیث» و «آدم‌خوار» می خوانند ؛فرمانده نیروی دریایی قول انهدام نیروی دریایی آمریکارادر چند ثانیه می دهد،وزیرخارجه » نظام» درراه دیدار با وزیر خارجه همین کشور است تا مذاکرات مخفیانه دو ساله را علنی وراه توافق اتمی را هموار کند.

جناب آقای دکتر فلسفه درمسند ریاست مجلس» نامردی سیاسی» را وارد فرهنگ ویژه» نظام» می کند، برادر دانشمندش بر فراز کرسی سازمان ملل به احمد شهید دشنام وبه ١۰۸ کشور جهان که قطعنامه تازه ای را علیه جمهوری اسلامی امضاء کرده اند،درس حقوق بشر می دهد.

حتما برای اثبات سخنان اوست که اسید پاشان را در خلوت امن نگه می دارند، معترضان به این جنایت هولناک را دستگیرو دادستان مشهد برای آزادیشان طلب توبه می کند.نرگس محمدی بخاطر دفاع بی باکانه اش ازیک جانباخته به «دادگاه» خوانده می شودو غنچه قوامی که برای تماشای والیبال زندانی است، دست به اعتصاب غذا می زند.

اکونومیست از پایان انقلاب اسلامی خبر می دهد. بیهوده نیست رئیس جمهور در جلسه هیئت دولت روضه می خواند،وزیر خارجه اش می گرید و دولتیان بر سروروی می کوبند. در هفته دوم آبان ماه ١۳۹۳ است که فیس بوکیان زیر تصویر روضه خوانی حسن روحانی می نویسند:» من روضه خوانم، سرهنگ نیستم…»

در ساعاتی که » نگاه هفته» نوشته می شود، مقدمات- مذاکره وزرای خارجه جمهوری اسلامی-آمریکا در عمان فراهم شده است.این مذاکرات بطور کاملا مخفیانه در دو سال آخر دوران محمود احمدی نژاد آغاز شدوازاولین نتایج آن گشودن راه برای بر آمدن » دولت تدبیر وامید» بود تا قفل بسته پرونده اتمی را بگشاید.درروزهای پایانی این قفل گشایی، کشورهای اروپایی طرف مذاکره ریش و قیچی را به جمهوری اسلامی و آمریکاسپرده اند. مذاکرات این بار- روزهای ١۸ و ١۹ آبان- در شکل علنی و درمحتوا ازملت ایران همچنان پنهان است و راه را برای هر نوع گمانه زنی باز می گذارد. پرسنده پیگیرتنها می تواند بپرسد و برای جواب منتظراخبار بماند.

آیا مذاکره کنندگان هسته ای واقعا می خواهند- به گفته حمید روحانی ،رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر-«جام زهر اتمی را به رهبری بخورانند؟ از»خط امام» جدا شده‌اند و فرهنگ عاشورا را درک نکرده‌اند؟ آرزوی این افراد که از مذاکرات نتیجه‌ای جز «تحقیر ملت» نگرفته‌اند، این است که رهبری در مذاکرات دخالت کند تا همه تقصیر‌ها را به گردن وی بیندازند.؟»

آیا به گفته علیرضا پناهیان عضو قرارگاه «عمار»:» اگر جمهوری اسلامی با آمریکا و غرب کنار بیاید «ننگ ابدی»بر پیشانی‌اش خواهد خورد ؟اگر عناصر سیاسی «ضعیف» در ایران «نابود» شوند «استکبار» در مقابل جمهوری اسلامی «زانو» خواهد زد؟»

تهدیدات دریادار علی فدوی، فرماندۀ نیروی دریایی سپاه پاسداران :» غرق ناوهای آمریکایی راظرف چندثانیه» و سردار نقدی:» اگر جمهوری اسلامی به آمریکا حمله کند، امریکائی‌ها توان پاسخگویی نظامی ندارند»؛ چه هدفی را دنبال می کنند؟

سخنان دکتر علی ولایتی » حبیب وطبیب آقا» دراین میان چه جایی دارد:» نظر ايران اين است که هرچه زودتر مذاکرات اتمی به نتيجه برسد».

هفت ديپلمات ارشد و سابق اروپا در نامه‌ای سرگشاده زمان توافق نهايی اتمی با ايران را «هم‌اکنون» دمی دانند و هشدار می دهند که «تاخير در اتخاذ تصميم‌های دشوار نهايی، احتمالا شانس بيشتری به کسانی می‌دهد که مخالف روند ديپلماتيک و به شکست کشاندن گفت‌وگوها» هستند.

جان کری، وزیر خارجه آمریکا، توضیحات دقیقتری می دهد:» آمریکا به تمدید این مذاکرات فکر نمی‌کند و دستیابی به توافق پس از ضرب الاجل سوم آذر «بسیار دشوار» خواهد بود.ما در حال تلاش برای پایان مسئله هسته‌ای ایران هستیم و با این دید حرکت می‌کنیم.اگر قرار باشد مذاکرات پس از روز ۲۴ نوامبر- سوم آذر- ادامه پيدا کند دستيابی به توافق ميان تهران و گروه ۱+۵ بسيار دشوار خواهد بود.اگر در این مهلت توافقی حاصل نشود، مسئله بسیار پیچیده‌تر خواهد شد.»

جان کری باز هم تاکید می کند :»ایران حق دارد انرژی هسته‌ای تولید کند اما حق توليد و دستیابی به سلاح هسته‌ای را ندارد».

مضمون » توافق جامع» چیست؟ در صورت شکست مذاکرات «آمریکا ی جهانخوار» مقصر است یا فرمان نه از بن بست استبدادی سید علی خامنه ای صادر شده است؟ جواب هرچه باشد، «هزینه شکست» جز این نیست که هفت سیاستمدار برجسته اروپایی در حساس ترین لحظات به جهان اعلام می کنند:» برای قدرت‌های جهانی تضعيف نظارت بر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و برای ايران به معنی تشديد تحريم‌ها و انزوای بيشتر .

هفته ارقام نجومی است. یک عضو کمیسیون صنایع مجلس شورای اسلامی خبر می دهد که دولت محموداحمدی‌نژاد «۴۰۰ میلیون دلار» برای وارد کردن قطعات هواپیمای مسافربری به یک فرد «اعتبار داده»، اما این قطعات «هیچ‌گاه به کشور وارد نشده است.» دریافت‌کننده این اعتبار از دوستان بابک زنجانی بوده و توسط اسفندیار رحیم مشایی «سفارش»» شده است.یک عضو شورای شهر تهران هم در تذکری به محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، به «واگذاری زمین ۵۰۰ میلیارد تومانی» بوستان مادر به یک پیمانکاراعتراض می کند.

جمع این دو رقم، بسیار بیشتر از ۷۰۰ میلیارد تومانی است که دولت سرانجام برای احیای دریاچه ارومیه اختصاص می دهد.

بر اساس توافق ایران و گروه ۱+۵، مبلغ ۵۰۰ میلیون دلار بابت بدهی هند در قالب قسط چهارم از طریق بانک مرکزی امارات به حساب بانک مرکزی ایران واریز می شود.

علی افشاری – تحلیل گر سیاسی- تحولات جاری را چنین ارزیابی می کند:»با توجه به گذشت ۱۵ ماه از فعالیت دولت روحانی روشن است کلید اعتدال در سیاست داخلی و فرهنگی ناتوان از گشودن قفل‌ها است و روز به‌روز پتانسیل تحول آفرین دولت در وضعیت موجود و تنگناهای ساختاری بیشتر رنگ می‌بازد و فرسوده می‌گردد. حساسیت‌ها در بخش‌های انتصابی نسبت به اصلاح‌طلبان در حال افزایش است و عرصه دولت برای حضور نیروهای وابسته به اصلاح‌طلبان میانه تنگ‌تر می‌گردد. وزن اصول‌گرایان افراطی در مجلس نیز افزایش یافته است. تنها اصلاح‌طلبان خیلی محافظه کار و مورد اعتماد رهبری کماکان شانس دارند مورد تایید اصول گرایان قرار بگیرند. این مساله باعث می‌شود تا گشایش مورد نظر اصلاح‌طلبان معطوف به انتخابات مجلس دهم و تحولات احتمالی شود. آنها در کنار روحانی و مدافعان گفتمان اعتدال خواهند کوشید برخورد‌های انقباضی اصول‌گرایان را زمینه‌ای برای بسیج نیرو‌های معترض به وضع موجود در انتخابات مجلس نمایند. اما اگر همین وضع باقی بماند آنگاه عرصه حکومت برای اصلاح طلبان بسته‌تر شده و اصول گرایان افراطی خواهند کوشید تا آنها را به شرایط زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد بر گردانند.»

روز آخر هفته برای » نگاه هفته» – چهارشنبه – خبر می رسدکه جمهوری‌خواهان آمریکا توانسته‌اند اکثریت کرسی‌ها در سنای آمریکا را در دست گیرند. تا کنون اکثریت در دست دمکرات‌های هوادار باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، بود. باین ترتیب، در واپسین

لحظات تلاش نفس‌گیر دستگاه دیپلماسی دولت آمریکا برای دست یافتن به نوعی «توافق کلی اتمی» با جمهوری اسلامی، آرایش قوا دچار تغییر می شود و «دیپلماسی خنثی ساختن خطر اتمی ایران از راه‌های مسالمت‌آمیز» طی دو سال باقی مانده از عمر دولت کنونی آمریکا درمعرض خروج از ریل قرار می گیرد.

خانم ها! آقایان!

برف و کولاک ۱۱ استان ایران را فرا می گیرد و ‌تهران سفیدپوش می شود.

دکتر عبدالکریم سروش، فضا را چنین می بیند:» اسلام فقاهتی در مواجهه با دنیای مدرن، به نهایت ناکامی و ناتوانی خود رسیده است و هوس محال بازگشت به دوران قاجار را دارد. اکنون هم مثل آن دوران تاریک هر امام جمعه‌‌ای مشتی «آدم» دارد که به سراغ «فاسدان و مفسدان» می فرستد تا آنان را بترسانند و بر جای خود بنشانند. و در این میان، زنان و دختران، مظلوم‌ترین قربانیان‌اند.

طرح ها ی زیبای این صفحه را مدیون هنر حمید رحمتی هستم که بانگ یغما گلرویی، در کنارش معنایی دیگر می یابد:

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﻭﯾﺪ!

ﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ

ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﮔﻮﺭ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ.

ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﺑﻮﺩﯾﺪ

ﮐﻪ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪ ﯼ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯿﺪ

ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺘﺎﻥ

ﮐﻨﯿﺰﮐﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﻣﺪﺍﺭِ ﻣﻄﺒﺦ ﻭ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ.

ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ

ﺑﻪ ﮐﻒِ ﺩﺳﺖﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﺗﻞِ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽﺍﻧﺪ

ﺧﯿﺮﻩ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯿﺪ

ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ

ﺑﺎ ﺁﻥﻫﺎ؟

ﺩﺳﺖﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶِ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ

ﺑﺎ ﺍﺳﯿﺪ ﺍﺯ ﺻﻮﺭﺕﻫﺎﺷﺎﻥ ﭘﺎﮎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ

ﺗﺎ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡِ ﺑﯽ ﭼﻬﺮﻩ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ.

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﻭﯾﺪ!

ﻣﺎ ﻗﺮﻥﻫﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱِ ﺍﺳﯿﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ.

ﮐﺎﺳﻪﯼ ﺍﺳﯿﺪﺗﺎﻥ

ﺍﺯ ﻧﯿﺰﻩﯼ ‏»ﭼﻨﮕﯿﺰ‏» ﻭ

ﻗﺪﺍﺭﻩﯼ ‏»ﺍﺳﮑﻨﺪﺭ‏» ﺧﻄﺮﻧﺎﮎﺗﺮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮِ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺁﯾﯿﻢ

ﻭ ﺯﻥﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﯿﺴﻮﯼ ﺭﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺩﺷﺎﻥ

ﭘﺮﭼﻢ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ.