ورطه نابودی

 

درسه هفته اول شهریور- که دوهفته اش با تعطیلات موسمی «نگاه هفته» قرین می شود- چند کشف بزرگ «نظام مقدس جمهوری اسلامی» درتاریخ سیاست ثبت می شود. «رهبر معظم» همانا «تاریخ بشر را بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی و در آستانه تحولی عظیم» می بیند. قضات مرگ و بازجویان که «میل آقا» رادریافته اند به چندوچون پیچ می پردازند و جابجا برایش علامت نصب می کنند. یکی از چاکران درگاه هم نظریه «گالیله» راآغازگر انحراف بشر از یکتاپرستی می خواند.

در ماهی که دست بوسان مقام فوق الذکر «پیروزی تاریخی» بر گزاری اجلاس غیر متعدهارا در بوق می کنند، پایوران » نظام» اوضاع کشور را مشابه «شعب ابی‌طالب» می یابند – چنانکه محمدجعفر اسدی٬ معاون بازرسی قرارگاه «خاتم الانبیاء»- اعلام می کند؛ و ایران را در «شرایط جنگ تمام عیار اقتصادی» می بینند؛ حرفی که عبدالرضا شیخ الاسلامی، رئیس کل بانک مرکزی می زند.

رئیس جمهورسابق ـ– محمد خاتمی-ـ که عنوان جدید ش یعنی «حلقه برانداز نظام» را از یدالله جوانی، مشاورعالی نماینده ولی‌فقیه درسپاه ورییس سابق دفتر سیاسی سپاه پاسداران، می گیرد ایران را در «ورطه نابودی» می یابد. و ساندی تایمزاز سلاحی رونمائی می کند که کشور را به «عصر حجر» بر خواهد گرداند.

نیمی از درآمدافسانه ای نفت ایران در سال های اخیر-  کمی بیشتر از ۵۳۱ میلیارد دلار که تقریبا برابر است با کل در آمدهای نفتی تاریخ کشور- از کیسه دولت نهم سر در می آورد.

و سخن از جنگ چنان می رود که گویا تنها باید منتظرتعیین زمانش ماند. اسرائیل دستش روی ماشه است، رئیس جمهورکنونی آمریکا یک سال دیگر را در چشم انداز دارد و رقیبش درانتخابات نزدیک، برای حمله به ایران و سوریه انتظا رمی کشد تا به کاخ سفید برود.

هفته اول شهریور ماه به تدارک و تبلیغ «اجلاس غیر متعهدها» می گذرد. بوق های «نظام» بصدا درمی آیند و اجلاس درراه را تو دهنی به غرب و راه نجات سوریه می خوانند. وزیر خارجه بریتانیامی گوید: «سابقه حقوق بشری ایران شرم‌آور است.» و دبیر کل سازمان ملل تا معلوم می شود راهی اجلاس است، می گوید که با مقامات تهران در باره «حقوق بشر» صحبت خواهد کرد. رييس جمهوری مصر دومین شخصیت مهمی که می پذیرد به تهران برود، دیدگاهش را پیشاپیش اعلام می کند: «زمان رفتن بشار اسد فرا رسيده است.»

سالار آبنوش٬ فرمانده سپاه قزوین اعلام می کند: «جمهوری اسلامی در «بعد نظامی» در سوریه مشغول جنگ است.» و ظاهرا بازهم به کاهدان زده است که رازگشائیش چند ساعت بعد از سایت های حکومتی پر می کشد.

یک ناوهواپیمابر آمریکا، چهارماه پیش ازموعد به سوی خاورمیانه می آید وديلی تلگراف می نویسد: «رهبر ايران فرمان حملات جديد عليه غرب را صادر کرد.»

سازمان ملل، موضوع تازه ای را کلید می زند: «به نظرمی‌رسد ایران به سوریه اسلحه می‌فرستد.»

و د رآخرین روز هفته آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام می کند که مشغول شکل دادن به تیمی ویژه از فعالیت های فناوری، اطلاعات و کارشناسی و بررسی تشعشع در مورد ایران است. خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش می دهد: «چنین تیم هایی در مورد کشورهای مظنون به ساخت پنهانی بمب اتمی شکل گرفته و فعالیت می کند.»

در» پیچ بزرگ تاریخی» حلقه های روز حادثه بهم وصل می شود و «نظام» می خواهد جواب آن را با یک «پیروزی بزرگ» دیگر در تهران بدهد. کشور برای این «پیروزی بزرگ» پیشاپیش تعطیل می شود. بنزهای گرانقیمت می خرند. و… روز موعود کوه موش می زاید.عدم تعهد ۱۲۰ عضو و ۲۱ ناظر دارد. کمتر از یک‌ سوم اعضای این جنبش در شانزدهمین اجلاس شرکت می کنند: آذربایجان٬ تایلند، آفریقای جنوبی، سری‌لانکا، افغانستان، چاد، میانمار، پرو، لسوتو٬ اندونزی، مالزی، ویتنام، عمان٬ اوگاندا و بحرین از جمله کشور‌های شرکت کننده در این اجلاس هستند.

برونئی، لیبی٬ بورکینافاسو، زیمباوه، کامبوج، نامیبیا، موریس، امارات، لائوس، تاجیکستان، ترکمنستان، سوریه، لبنان، اردن، مالدیو، سودان، مصر٬ سنگاپور٬ کنیا و مغولستان دیگر کشور‌هایی هستند که در سطح کار‌شناسان در این اجلاس نماینده دارند.

سیاهه کشورها نیازی به توصیف بیشتر ندارد. نورافکن های «نظام» روی دبیرکل سازمان ملل و محمد مرسی، رئیس جمهور مصر روشن می شود. بان کی مون در دیدار با آیت اله خامنه ای بقولش عمل می کند و دست روی مساله حقوق بشر می گذارد.

محمد مرسی، چنان می آید و می رود که حتی «خودی» ها آن را «تحقیر» می خوانند. رئیس جمهورمصردرحضور چندساعته اش در تهران، بمبی منفجر می کند که برای تلاشی چند اجلاس کافی است. درنشستی که یکی از اهداف اصلیش پیدا کردن راه نجات برای سوریه است، آب پاکی را روی دستان همه می ریزد و اسد بشار را خونخوار می خواند و نظامش را محکوم می کند. «نظام مقدس» شاهکار دیگری می زندو سخنان را رئیس جمهور مصر را جوری تحریف می کند که «بحرین»، جای «سوریه» را می گیرد. بحران تازه ای رقم می خورد و تابیانیه شورای همکاری خلیج فارس دامن می گیرد.

«نظام» همه این حوادث را «پیروزی» می نامد و در بوق های تحت سانسور شدید امنیتی می دمد. جهان که لحظه ای بیشتر وقت صرف تماشای این بازی نکرده است، واکنشی نشان می دهد که کم رمق ترینش را روزنامه اومانیته منعکس می سازد: «نظام حاکم بر ایران سعی کرد نشان بدهد که بر خلاف همه گفته ها، جمهوری اسلامی منزوی نیست، اما واقعیت به این تصور پاسخ دیگری می دهد.»

حسین علیزاده- دیپلمات پیشین –شرح مبسوطی از آچمز شدن جمهوری اسلامی در اجلاس عدم تعهد در تهران، بدست می دهد.

اجلاس غیر متعهد ها دو دستاورد بزرگ دیگر هم دارد.دو اتفاق جهانی برای «نخستین» بار روی می دهد. از اسکورت ویژه و لشگر مخصوص مراقبت از «رهبر محبوب»رو نمائی می شود.

برای نخستين بار رهبر يک کشور خارجی را به ديدار تاسيسات غنی‌سازی اورانيوم به نطنز می برند.رييس جمهوری مغولستان از همه قسمت‌های اين تاسيسات بازديد می کند ونظر کارشناسی می دهد که غنی‌سازی اورانيوم ايران مصارف صلح‌آميز دارد.

سردارمغولی که محبت خاصی به ایران داشت و سراسر ایران را به خون آغشت، بسیار معروف است.چنگیزخان راکیست که به نیکی نشناسد. اما برای یافتن نام این مغول جدید که درهای بسته زرادخانه اتمی «نظام» برویش باز می شود، باید دست بدامان «گوگل» شداز بس که بخاطر نقش مهمش در سیاست جهانی مشهور است. بله. ایشان «تساخیاگین البگدورج» نام دارند. «رهبر فزانه» دردیدار بااو یاد «دوران حاكميت مغولها در ايران» می افتند و سخنان حکیمانه ای می فرمایند: «روابط ايران و مغولستان با چنين پيشينه تاريخي، بايد بيش از پيش گسترش يابد.»

دكترعلی اکبر ولايتي دبيركل مجمع جهاني بيداري اسلامي که در اغلب دیدارهای رهبری حضور دارد، بعد از پایان اجلاس به اطلاع همگان می رسانند که دبیرکل سازمان ملل «مقام عظمای ولایت» را «رهبر مذهبی جهان» خطاب کرده اند؛ حرفی که بلا فاصله تکذیب می شود.

آیت اله موسوی تبریزی، در مصا حبه ای که معلوم نیست باین ادعا و تکذیب ربطی دارد یا نه، می گوید:» چاپلوسی قدرت ریشه فساد در جمهوری اسلامی است.»

رهبر و چکمه پوشانش درداخل وخارج مست از نشئه «پیروزی» خود ساخته، تهدید جهان را از سر می گیرند. «رهبر فرزانه» از «تسلط شبکه دیکتاتوری پیچیده، خطرناک، فاسد و شیطانی صهیونیست ها و قدرتهای استکباری» بر جهان و «قیام ملتهای منطقه علیه دیکتاتورهای وابسته و مبارزه بشریت با دیکتاتوری جهانی صهیونیست ها» سخن می گوید.

حسن نصرالله که ظاهرا از طرح های مخفی وتصمیمات «نظام» هم خبر دارد، دست به تهدید تازه ای می زند: «درصورت حمله اسرائیل، ايران پايگاه‌های آمريکا را می زند. ايران بر اساس طرحی که دارد، در پاسخ به هر حمله احتمالی اسرائيل به پايگاه‌های اتمی‌اش، با هدف قرار دادن پايگاه‌های آمريکا در منطقه به آن پاسخ خواهد داد.»

سرداران دیگر، شمشیر های دن کیشوتی را ازغلاف بیرون می کشند. یکیشان حبیب الله سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی: «به زودی ایران این امکان را خواهد داشت که در آب های نزدیک آمریکا هم حضور داشته باشد، همانند آن ها که نزدیک آب های ما هستند.»

خبرگزاری آسوشیتد پرس خبر را برای جهان می برد: «ایران به زودی در نزدیکی مرزهای آبی آمریکا» خواهد بود. شبکه تلویزیونی فاکس نیوز ـ– متعلق به جناج بازهای آمریکا-ـ تا می تواند روی خبر مانور می دهد.

وقتی کار از کارگذشته،  تهدیدهای سرداران باز هم حذف می شود.

هفته سوم شهریورمی رسد. قاتلان و نظامیان سرگرم جا انداختن تفسیر»آقا» از وضعیت جهان می شوند. مصطفی پور محمدی از «قضات» دادگاههای مرگ در شهریور خونین ۱۳۶۷، یکی ازاین هاست: «ما در يک پيچ تاريخی و تغيير مسير دنيا قرار داريم. جهان دارد مسير خود را تغيير می دهد ودراين تغيير ريل ديدگاه ها و رويکرد های متفاوتی وجود دارد که هر کدام می توانند تاثير گذار باشند. ايران مزاج جهانی را آماده تغيير و تحول کرده وخود نيز نقشی تعيين کننده دراين مسير دارد و شاهديم که با سئوالات جدی و بيان نقطه ضعفها نظام حاکم در جهان را به چالش کشيده است.»

حجت الاسلام پناهیان جانشین قرارگاه عمار، مبلغ دیگر است: «در هر جاده ای، چند صد یا چند ده متر قبل از ورود به هر پیچی، تابلو می زنند تا انسان آماده ورود به پیچ شود، ساعتش را تنظیم کند و دقتش را افزایش بدهد تا در دره سقوط نکند؛ از آغاز انقلاب اسلامی هم تابلوهای رسیدن به پیچ تاریخی نصب شد.انقلاب ما یک تابلو برای برای پیچ جهان و چرخش تاریخ بود و همه باید از ابتدا حدس می زدند که کار به این جا می رسد که انقلاب اسلامی جهان را به فکر تحول و دگرگونی بیاندازد.در کمرکش این پیچ تاریخی، چیزی جز سقوط استکبار را انتظار نداریم و همان طور که امروز می بینیم هیمنه استکبار هر لحظه در حال فرو ریختن است.»

و تنها جای «برادرحسین بازجو» خالی است که وارد صحنه شود . برای میر حسین موسوی پرونده امنیتی رابطه با «بیرون» بسازد: «از ۱۲ سال پيش می‌دانستيم که موسوی به بيرون وصل است» و بعد هم برود سرپیچ تاریخی «آقا»یش علی: «ما اکنون در شرايط حساس و نه بحرانی قرار داريم. بحران زمانی است که مولفه‌های اقتدار يک نظام روی قوس نزولی قرار گرفته باشد، اما حساسيت در اوج اقتدار هم می‌تواند وجود داشته باشد و ما امروز در اين نقطه قرار داريم.ما دوران تشکيل نظام اسلامی را پشت سر گذاشته‌ايم و امروز در مرحله تشکيل امت واحده اسلامی هستيم، راه درازی پيموده‌ايم و از گردنه‌های سخت و گاه نفس‌‌گيرعبور کرده‌ايم. همه شواهد حکايت از آن دارد که دنيا آبستن حادثه جديدی است که به پيچ بزرگ خود نزديک شده است و دشمن نيز در اين رابطه با ما اتفاق نظر دارد، اما تلاش هر يک از طرفين اين است که تابلوهای راهنمای اين پيچ را خود نصب کنند.»

سایت » بازتاب» نزدیک به سردار محسن رضائی، د رمطلب بیسابقه ای تحت عنوان «برادر حسین، آلوده امثال شما هستید»، یک تابلوی راهنمائی جدید برای شناخت سردبیر و مدیر مسئول روزنامه ضد ملی کیهان نصب می کند: «برادر حسین! اعضای سایت بازتاب، نه تنها هیچ ارتباطی با بیگانگان ندارند، بلکه اساسا پایشان به کشورهای اروپایی و آمریکایی که برخی اعضای خانواده شما چند سالی است در آنجا با پول بیت‌المال رحل اقامت افکنده‌اند، نرسیده است. اگر تنها نگاهی به پرونده جنابعالی و برخی همکارانتان بیندازیم، فارغ از رانت‌خواری و روابط آلوده، بوی تعفن ناشی از این همه دروغگویی، افترا، توهین و پرده دری که از قبیح‌ترین گناهان می‌باشد و متاسفانه شما و برخی همکارانتان هزاران بار مرتکب این معاصی شده‌اید، روان را می‌آزارد.»

و جنگ طلبان از تفاسیر و سخنان این «چهره های آلوده» ومحبوب «مقام رهبری» بیشترین استفاده را می برند.روشنتر نمی شود از این جهان را تهدید کرد و بهتر ازاین ساختن خوراک تبلیغاتی برای جنگ طلبان آمریکا و اسرائیل امکان ناپذیر است. میت رامنی سخنگوی روز عقاب های آمریکا، می گوید: «ایران هسته ای بزرگترین تهدیدی است که آمریکا و جهان مواجه آن است. پرزیدنت اوباما نتوانسته است ایران را از قابلیت هسته ای دور کند و حتی نسبت به زمانی که رئیس جمهور شد، ایران به این قابلیت نزدیکتر هم شده است. سیاست من در قبال ایران متفاوت خواهد بود.»

ودراین متن است که درهفته سوم شهریور ضربه کاری ناگهان ازجانب کانادا فرود می آید. دولت کانادا دراقدام بسیار پرمعنائی روابط سیاسی خود را با جمهوری اسلامی قطع و مامورانش را با تحقیر تمام اخراج می کند. انگلستان که پیشتر باین راه رفته است، درخواست بازگشایی سفارت جمهوری اسلامی را رد و اعلام می کند که «امکان ندارد به دیپلمات‌های ایران اجازه بدهد در بریتانیا اقامت دائم داشته باشند.»

شهریور ماه رو به پایان می رود. «نظام» همچنان برای جهان شاخ و شانه می کشد و درمیهن زخمی بر سرکوب و خشونت می افزاید. عیسی سحر خیز با تن بیمار باز در اعتصاب غذاست و ژیلا بنی یعقوب هم د ر پشت میله ها قرار گرفته تا تعداد زوج های زندانی بیشتر شود.

مأموران زن نيروی انتظامی در تالارهای عروسی، آرايشگاه‌ها و استخرهای زنان استقرار می یابند تا یک قدم بیشتر وارد حریم خصوصی شهروندان شوند.

دراولین ساعات پنجشنبه تهران، خبر می رسد که در جریان نشست روز چهارشنبه شش قدرت جهانی در وین، مقر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، چین و روسیه نیز با محتوای قطعنامه پیشنهادی این جلسه درخصوص سرزنش ایران به خاطر توسعه برنامه غنی‌سازی اورانیوم موافقت کرده‌اند.قدرت‌های جهانی در پیش‌نویس این قطعنامه نسبت به آنچه «سرپیچی» ایران از درخواست سازمان ملل جهت تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای با کاربرد دوگانه نظامی و غیرنظامی توصیف شده ابراز «نگرانی جدی» کرده‌اند.

حلقه در حلقه به هم پیوند می خورد تا لحظه زایش «حادثه جدید» برسد. «برادرحسین» ها، جهان را چنان معرفی می کنند که ازسرپیچ تاریخ دست بسوی آنها گشوده است. هزاران هزار گالیله فرزندان خردمند ایران در سراسر جهان- میهن خویش را می بینند که باشتاب بسوی ورطه نابودی هدایت می شود.


Advertisements

سند تجزیه ایران؟

موج درموج در کار رفُتن و روبیدن و کوبیدن بیانیه اتحاد «حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله‏ کردستان ایران» است. خشم را خطر تجزیه ایران بر انگیخته و مشت ها را، ازدست رفتن تمامیت ارضی ایران گره کرده است. چنین هم بایسته است وقتی ایرانی هستی به تمام و اگر صدای پای تجزیه می آید.

زنگ خطر را از مقاله یاری نازنین از تبار ملی- مذهبی شنیدم. گمانم هنوز این است که او با دیگر مردان این نحله از برای» وصل کردن» آمده اند ودرجیب» لولا»ی جادوئی اتحاد را دارند.

مقاله ابتدا بیانیه را بصورتی «فشرده» عرضه می کند: «برخلاف آن‌چه در عنوان دو حزب، مشخص و مشترک است، یعنی انتساب دو حزب (کومله و دموکرات) به «ایران»، متاسفانه در متن توافق‌نامه، نشانی از دغدغه‌ نسبت به تمامیت ارضی کشور و استقلال میهن و حساسیت به وضع تمام شهروندان ایران (مستقل از جنس و مذهب و قوم و نژاد) به چشم نمی‌خورد. بجز چند مورد، یادی از «ایران» و کشوری که دو حزب خود را برخاسته از آن می‌دانند، نشده؛ مگر مواردی ‌که حاکمیت و رژیم سیاسی حاکم بر کشور(جمهوری اسلامی) مورد اشاره قرار گرفته است. در چند جا، کلمه‌ «کشور» در متن آمده که مشخص نیست ناظر به ایران امروز است یا ایران فردا یا «کردستان فردا»».

این «فشرده » پیچیده در تفسیر، راه را بر تبدیل بیانیه به سند جدائی طلبی می گشاید؛ تا دربخش دوم و اصلی مقاله تیغ تیز بر جانش نشیند.

بدون استفاده از» تفسیر» می توان فشرده مقاله موردبحث را چنین بدست داد:

– بیانیه به اتحاد» حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله‏ کردستان ایران» می پرد ازد. درسطر آغازین بیانیه عبارت» کردستان ایران» دیده می شود و درجابجای متن ۷ بار تکرار می شود. «حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله‏ کردستان ایران» از جانب مردم «کردستان ایران» سخن می گویند. بیانیه در سراسر متن خود را همراه » دیگر نیروهای سیاسی کردستان ایران» و» اپوزیسیون ایرانی، گروهها و جریان های مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور» می بیند ودر برابر»دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران«. بیانیه تاکید دارد:»دو طرف بر این باورند که بدون سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، تحقق دمکراسی و حقوق ملی ملیت‏های ایران، به ویژه ملت کرد تحقق نخواهد یافت. »

این «فشرده » فارغ از پیشداوری منظر دیگری را می گشاید. ایران را در مرکزتوجه قرار می دهد، به این نکته مغفول توجه می کند که بیانیه توسط دو حزب کرد منتشر شده شده و درنهایت ازجدائی طلبی تن می زند.

اما این همه به معنای صحت تام وتمام «بیانیه» نیست. از زاویه دیدی که نام «کرد» برایش مساوی با تجزیه طلبی نیست،می توان با این نگرش انتقادی همراه شد که متن دقت لازم را ندارد و مانند اغلب متون متاخر سیاسی «پیراسته وآراسته» نیست. به ارزش و گوهر تک تک واژگان توجه نشده است. عباراتی مانند» ملیت های ایرانی» جای بحث بسیار دارد. هنوز اجماعی بر سر استفاده از» اقلیت»،» قوم» و» ملت» بوجود نیامده است و… همینطور» فدرالیسم» مطرح شده در بیانیه. هرچند » فدرال» معنای تجزیه نمی دهد و تنها یکی از اشکال اداره کشورهای بزرگ درمتن واحدملی است، سخت می تواند شبهه بر انگیز باشد.

مقاله مورد بحث و بیانیه دو حزب کردستان ایران، مرا نگران تجزیه ایران ازاین جانب نمی کند، مگر اینکه نویسنده نازنین مقاله با دلایل درون متنی مرا قانع کندکه زمزمه جدائی طلبی بگوش می آید. دراین صورت بعنوان یک ایرانی کوچک با مشت های گره کرده در کنارش خواهم بود. ازهمه هستی برای ما جز نام ایران نمانده است.

نگرانی من از سوی دیگری می آید که سال ۹۱را سال برآمدن امید دیگر می بینم؛ سال غلبه بر تردید. سالی که گام های هنوز مردد اما جویای اتحاد درهمه روزهایش می دوند. از پاریس تا یوتوبوری، از بروکسل تا استکهلم، از واشنگتن تا لندن، راههای جدادر چشم انداز تاریخ بسوی مقصدیگانه ای می روند. کلن در تدارک نشست دیگری است. بعد از آن نوبت پراگ خواهد بود.

خردمندان «چپ» برای وحدت بزرگ گرد می آیند، رهروان عاقل «سلطنت» در پی برپائی جمع خویش اند، نخبگان بر «منشور ۹۱ «امضاء می گذ ارند. و کردها در جامه دو حزب عمده خود، حتی سند اتحاد منتشر می کنند. جان های شیفته جدا ازهم بهم می رسند، اشک در چشم و لبخند بر لب، دست دوستی می فشارندو به زمزمه و گاه به فریاد می گویند:

– قفل، یعنی کلیدی هم هست…

می توان دید که برای گشودن قفل زنگ زده استبداد،کلید پیدا شده است. اگر نمی توان همه را زیر یک چترجمع کرد، بگذار صاحبان عقاید گوناگون زیر چتر خود جمع شوند. گرد هم آئی زیر آفتاب، بعد از سالهای دراز زیستن در تاریکی، بی خطا امکان پذیر نیست. نهال های تازه سر برکشیده، نازک و سخت شکننده اند.

من، نگرانم در سرزمینی که همیشه سرکوب آزادی از کردستان آغاز شده است، خشم مااز تصور تجزیه ایران، مقدمه شکستن نها ل های تازه وحدت و گفت وگو باشد. و بیشتر نگران می شوم که می بینم طالبان جدائی آذربایجان سال هاست بساط و تلویزیون دارند و آشکارا سخن ازجدائی می گویند و حتی بانگی بر نمی خیزد. اما «بیانیه» دو حزب کردی موج های توفانی بر می انگیزد. توفان می شکند و می گذرد.  داس خشم نهال های تازه را بر باد می دهد. نگرانم که موج بنشیند و ببینیم از هراس مرگ خودکشی کرده ایم. برای حفظ کردستان برخاسته و تمامی وطن بر باد داده ایم.

در بهاراتحاد که راه خویش به سختی از میان دیوارهای منجمد استبداد دیر سال می گشاید؛ چاره رفُتن و روبیدن و کوبیدن نیست.

چه خوب است امضاء کنندگان بیانیه به در خواست نویسنده مقاله پاسخ بگویند و با توضیح خویش نگاه ما را به آنسو برگردانند که باید باشد:

– تاریخ معاصر به ما می گوید درعصر قاجار بخش مهمی ازایران قربانی فتوای ملایان شدو به روزگار ما فتوای کسی که لباس شیخ و شاه به تن دارد، ایران را به سوی مهلکه ای مهیب می برد که کمترین آن تجزیه سرزمین پدری است.

و ماچاره ای جز اتحاد نداریم تا راه بر آخرالزمان ایران ببندیم.


فینال با آمریکا سوریه

 

ازآغازهفته ای که امرداد رابه شهریورپیوندمی زند، ازهوا، آتش وازخبرهاخون می بارد. یک مرجع تقلید می گوید: «آتش بیارمعرکه نباشیم». رهبرجمهوری اسلامی اسرائیل را «زائده دروغین و جعلی» می خواند که «از صحنه جغرافیا محو خواهد شد»، رئیس جمهورش این کشوررا»توهین به بشریت»می داند: «غده‌ای سرطانی که حتی اگریک سلول آن درمنطقه بماند، خطرناک خواهد بود.» دبیرکل سازمان ملل، سخنان رهبرورئیس جمهوری اسلامی را «زشت» و «آتش‌افروزانه» توصیف می کند. کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، همان تعبیرآیت اله صانعی رابکارمی گیرد. اوایران را «آتش بیارمعرکه» می نامد، با انتشار بیانیه‌ای، تهدیدعلیه موجودیت اسرائیل از سوی آیت‌الله علی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد را به‌شدت محکوم می کندوبرسخنان آنها مهر «تحریک‌آمیز» و نفرت‌برانگیز»می زند.

و «دو احمق» اسرائیلی ـ–لقب جدید حسن نصراله برای «نتانیاهو» و «ایهود بارک» -ـ روی پاس های طلائی «رهبرفرزانه » و رئیس جمهورش «درخواست محکومیت جهانی اظهارات مقامات ایرانی» رابه سازمان ملل می برند.

اسرائیل باصرف میلیاردها دلارهم نمی تواند فضایی چنین مناسب رابرای بهره برداری بدست بیاورد، خود را درآستانه» نابودی» تبلیغ و «پایان مهلت تل آویو» رابه گزارش کوتیدین ـ مشت نمونه خرواررسانه های جهان-ـ تبدیل کند: «بازارمردد، قیمت بالاي نفت وتغییرات سهام. همه اینهانشانه های این است که اسرائیل پیش ازانتخابات آمریکابه ایران حمله خواهد کرد. تهدید اتمي حکومت آیت الله ها، به نظر واقعي مي رسد، حتي اگر ایران اصرار داشته باشد که این برنامه ها براي ساخت سلاح اتمي نیست. درسطح سیاسي، همه چیز حول وزیر دفاع مي چرخد. آوي دیختر، مسئول سابق شین بت، مسئول وزارت دفاع غیر نظامی می شود. او که یک جنگ طلب است، ۲۴ ساعت بعد از آغاز بحث در مورد بودجه نظامی، به این سمت منصوب می گردد. ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، قصد دارد ۵.۱۵ میلیارد دلار برای سال ۲۰۱۳ درخواست کند. دو میلیارد بیشتر از بودجه نظامی در سال ۲۰۱۲.»

اومانیته ـ ارگان حزب کمونیست فرانسه ـ می نویسد: «باد جنگ با شدت بیشتری وزیدن گرفته است. گفته می‌شود که ۲۵ سپتامبروهمزمان با نشست عمومی سازمان ملل در نیویورک، مهلت تعیین شده توسط نتانیاهو وایهود باراک جهت صدور مجوزآمریکا برای حمله به تاسیسات اتمی ایران، به پایان می‌رسد. طبق نوشته سایت دبکا، سایت مخصوص اخبار سری، ایران تا ماه اکتبر مجهز به سلاح اتمی می‌شود.»

انگار که این تاریخ قطعی باشد، فقط بحث برسر نحوه حمله است. شائول موفاز، رهبر حزب اپوزیسیون کادیما در اسرائیل اعلام می کند که حمله تکروانه این کشور به ایران موفقیت‌آمیز نخواهد بود. حمله‌ نیروی هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران بدون یاری آمریکا می‌تواند به یک «فاجعه» بیانجامد.

شیمون پرز هم بااو موافق است: «اسرائيل به تنهايی نمی تواند به ايران حمله کند.»

جمهوریخواهان آمریکا در تدارک نبرد نزدیک برای گزینش رئیس جمهوربه همین راه می روند. میت رامنی می گوید: «آمریکا باید رژیم نسل کش ایران را متوقف کند.»

رقیب باراک اوباما، هولوکاست را درذهن جهانیان تجسم دوباره می بخشد.

ترجیع بند تهدید های مقابله به مثل فرماندهان ارشد اسبق و کنونی سپاه پاسداران «نابودی اسراييل» است. سرداروحیدی ومحسن رضايی یک حرف رامی زنند: » اگر صهیونیست ها دیوانگی و به ایران حمله کنند، پاسخ کوبنده ايران به چنين حمله ای باعث سقوط اسراييلی ها خواهد شد.»

حسن نصرالله که «حزب الله» اش زائیده و زائده «نظام» است و تاکنون ارقام نجومی از گلوی مردم ایران زده شده است تا سرپابماند، در «نابودی اسرائیل» شریک می شود و چنان از جانب ایران سخن می گویدکه گویا یکی از فرماندهان ارتش یاسپاه است: «یک واکنش فوق العاده از جمله حمله مشابه ایران به اسرائیل «آینده اسرائیل» را به خطر می اندازد. ما با پرتاب تعداد معدود موشک می توانیم دهها هزار نفر از صهیونیست ها را به جهنم بفرستیم.»

محسن رضائی که گویا خاطره و نقش کلیدی خود را در شکست در جنگ با عراق و خوراندن «جام زهر» به آیت اله خمینی از یاد برده است، «اگر»ی راکه درمقابل حمله اسرائیل می گذارد، با تحلیلی همراه می کند: «تهدیدات اخیرمقامات درمانده رژیم صهیونیستی درراستای تحت الشعاع قراردادن روز قدس وکنفرانس بین المللی جنبش عدم تعهد است.»

خلوت ترین روز قدس در ایران که حضور مختلط و روزه خواری در آن هم جایز است، برگزا ر می شود و نوبت به سومین تلاش «نظام» برای نمایش عدم انزوای جهانی و جمع آوری دوست برای نجات سوریه است. «نشست مشورتی تهران در باره سوریه» با بی اعتنائی طرفهای اصلی درگیر به بن بست تبدیل شد. محمود احمدی نژاد که به گفته محمد رضاباهنر، «نظام» دارد تحملش می کند تا سال آخر را به انجام برساند، «بدون حضور در نشست پايانی اجلاس فوق العاده سران سازمان کنفرانس اسلامی» با دست خالی به تهران بازگشت. روزنامه جمهوری اسلامی دولت ايران را «بازنده» نشست فوق العاده خواند و سایت محسن رضائی –ـ بازتاب-ـ حسابی رئیس جمهور را کیسه کشید: «پس از گذشت هفت سال تندروی و حرکت های سوپر تهاجمی طرفداران احمدی نژاد در سیاست خارجی، در سال پایانی دولت احمدی نژاد وی شتابان و دوروز زودتربه اجلاسی که علیه مواضع سوریه در عربستان تشکیل شده می رود و با پادشاه بحرین که صدا و سیما و رسانه های داخلی از حکومتش به عنوان قاتل شیعیان و رژیم آل خلیفه یاد می کند، مصافحه می کند و امیرعبدالله، پادشاه عربستان که رسانه های رسمی کشور تا به حال چند بار خبر مرگش را جشن گرفته اند، در آغوش می فشارد و با او معانقه می کند و با افتخار در کنار وی می نشیند.»

بازتاب از «مهرورزی معجزه هزاره سوم با سران دیکتاتور جهان عرب» تصاویری منتشرمی کند که مایه شرم هرایرانی است. اجلاس مکه هم بدون توجه به دعوای گرگها در جمهوری اسلامی، رای به تعلیق عضویت سوریه می دهد.

همه تخم مرغ های دو زرده ویژه «نظام» می ماند برای اجلاس تهران. هزینه ای بسیار ناچیزهم دارد که جان می دهد برای دست انداختن «اقتصاد مقاومتی». اجلاس سران عدم تعهد، علاوه بر هزینه های سنگینی که به دلیل تعطیلی پنج روزه پایتخت به اقتصاد در شرایط تحریم کشور وارد می کند، صدها میلیارد تومان هزینه مستقیم نیزدربردارد:

«۱۲۰ میلیارد تومان برای بازسازی و ساخت اماکن تشریفاتی، ده ها میلیارد تومان برای اقامت بیش از ده هزار مهمان خارجی در تهران و مناطق توریستی کشور، خرید ۲۰۰ بنز تشریفاتی اس ۵۰۰ هر یک به قیمت حدود ۳۵۰ میلیون تومان برای تیم های اصلی، خرید صدها خودروی سوزوکی به بهای حدود ۸۰ میلیون تومان، برای تیم های همراه، و….»

بازتاب تخمین می زند این اجلاس «هزینه ای بالغ بر صدها میلیارد تومان را به بیت المال تحمیل» کند. طبق معمول بخش ناقابلی از این رقم به سپاه تعلق می گیرد که مسوول امنیت شهر تهران در زمان برگزاری این اجلاس است. نیروی انتظامی هم حتما بی بهره نمی ماند که احمدرضا رادان٬ جانشین فرمانده نیروی انتظامی- همان عامل اصلی جنایت های کهریزک- می گوید:»این نیرو در طول مدت برگزاری اجلاس با کسی شوخی ندارد».

حدود یک هفته مانده به اجلاس هنوز از مهمانان خبری نیست. اخبارمتناقصی در باره حضور یا غیبت شخصیت های مهم از جمله دبیر کل سازمان ملل، پادشاه عربستان، رئیس جمهور مصر و نخست وزیر ترکیه منتشر می شود.

علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، درمورد «انصراف» دبیرکل سازمان ملل می گوید: «اگر سازمان ملل از حضور در اجلاس غیرمتعهد‌ها کنار بکشد به طور حتم کوچک‌تر می‌شود. امیدواریم‌بان کی مون طوری کار کند که ساختار سازمان ملل ضربه نبیند.»

وزارت خارجه آمریکا اعلام می کند: «جمهوری اسلامی «لیاقت» میزبانی سران کشورهای غیرمتعهد را ندارد.»

رضا تقی زاده- تحلیل گر سیاسی- چشم اندازی رانشان می دهد که برگزاری اجلاس تهران درهر سطح آن رااز چشم نمی اندازد: «دليل علاقه وافر جمهوری اسلامی به بزرگ نمايی رونق اجلاس جنبش در تهران نمايش گريز از انزوا و بی تاثير ماندن تحريمها است. جنبش عدم تعهد که به بهانه ميزبانی شانزدهمين اجلاس آن تهران برای بيش ازهفت روز به حال تعطيل درآمده، باشگاه سياسی پرهزينه ای است که قدرت تاثير گذاری در روند تحولات جهانی را از دست داده است.»

هدف اصلی»نظام» تاثیر برروند تحولات درسوریه است؛امری که محسن رضائی بصراحت تمام اهمیت آن رابرزبان می آورد:»‌با قاطعیت اعلام می‌کنم که ما درسوریه با فینال نهایی ایران و آمریکا روبه‌روهستیم. باید به این نکته توجه کردکه اگر سوریه به دست آمریکا بیفتد بیداری اسلامی کلا دراختیارآمریکایی‌ها قرارمی‌گیرد.»

«ویلی ویمر» که سالهای دراز مشاور»هلموت کهل» صدراعظم پیشین آلمان در سیاست دفاعی بوده است، برنده فینال سوریه را درچنین موقعیتی می بیند: «کسی که پای به سوریه بگذارد هدفش رسیدن به محور ارومچی ــ پکن از طریق تهران است. محور دوم رسیدن به مسکو از طریق سوریه و قفقاز است.»

در سوریه حوادث با گام های سریع پیش می رود. اخضر ابراهيمی به عنوان نماينده سازمان ملل برای حل بحران سوريه برگزيده می شود. اوباما به اسد هشدار می دهد: «استفاده از سلاح شيمیايی برای آمريکا خط قرمز است.»

عبدو حسام الدین، معاون سابق وزیرنفت سوریه که چند ماه پیش گریخته است، به تلویزیون العربیه می گوید: «فاروق الشرع، معاون ریاست جمهوری در حصر خانگی است.»

فاروق الشرع جدی ترین نامزد برای انتقال قدرت در سوریه است.

قدری جمیل معاون نخست وزیر سوریه در راس هیاتی به مسکو می رود. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، دردیدار با او حرفی می زند که روز بعد معنایش روشن می شود: «تلاش های دولت سوریه برای پایان دادن به خشونت های ۱۷ ماهۀ این کشور کافی نیست. دولت سوریه در جهت درست گام برمی دارد ولی این گام ها کافی نیست. واقعیت این است که بخش عمده ای از مردم از اوضاع کنونی ناراضیند و به همین دلیل آشتی ملی در اولویت قراردارد».

قدری جمیل، از سخنان وزیر خارجه یکی ازمهمترین متحدان سوریه رازگشائی می کند: «سوریه آماده گفت و گو در مورد استعفای بشار اسد است. پیش شرط استعفا برای آغاز گفت و گو به معنای بستن هر گونه راه برای گفت و گوست. آشتی ملی تنها ابزار توقف هر چه سریع تر خون ریزی است. کشورهای خارجی تنها کاری که باید انجام دهند فراهم کردن زمینه گفت و گوست.»

به نظر می رسد مواضع اتحادیه عرب، اروپا و آمریکاو روسیه درجائی بهم رسیده اند: فرمولی شبیه یمن یا مصر برای خداحافظی با دیکتاتور دمشق. بشار اسد می رودو علی می ماند و حسن نصراله و نقدی و حسن فیروزآبادی که هنوزد رکار آزادی سپاهیان «زائر» اعزامی به سوریه مانده و وامانده اند.

ارتش آزاد سوریه که علیه شکنجه و خشونت در باره دستگیرشدگان موضع مخالف می گیرد، رسما اعلام می کند۴۸ نفری که تصاویرشان منتشرشده از «جانیان مواجب بگیر جمهوری اسلامی» بوده وباهدف مبارزه با مخالفان سوری به این کشور سفر کرده اند. تصاویر و مشخصاتی که از دستگیر شدگان در فضای مجازی منتشر می شود آنها را فرماندهان سپاه در آذربایجان معرفی می کند.

سرتیپ مالک الکردی، فرمانده عملیات و نایب رییس ارتش آزاد سوریه می گوید: «اگر حکومت ایران حقوق و شان انسانی مردم خود را محترم بشمارد و نیز تلاش کند کشتار در سوریه متوقف شود، گروگانهای ایرانی را آزاد می کنیم.»

به ماه آخر تابستان رسیده ایم. فینال سیاسی «نظام» با آمریکا که هیچ ربطی به منافع ملی ایران ندارد و مردم درآن صاحب کمترین نقش درتصمیم گیری نیستند، درسوریه مدت هاست شروع شده است. پایه استراتژی «نظام» که هزینه ای افسانه ای برای تحقق آن صرف شده، تشکیل خط مقدم جبهه مبارزه با آمریکا وحذف اسرائیل در بیرون ازایران است. ازاین منظرنبرددمشق با جدال درتهران فرقی ندارد. نعره های هراس حسن نصراله هم ازتماشای این فینال هولناک مایه می گیردکه در آن بساط بازیگران ذخیره حزب الله جمع و شوت نهائی روانه دروازه تهران می شودکه دروازه بانش درمحاصره نظامیان در بیت نشسته و گوش بر فریاد مربی، سوت داورو میلیونها تماشاگر بسته است که بااندوه وخشم «ایران، ایران» می کنند.

آیت اله یوسف صانعی بااین فریاد همراه است: «باید همه به هر نحو ممکن تلاش کنیم تا این جنگ احتمالی رژیم صهیونیستی بر علیه ایران رخ ندهد، چرا که در صورت رخ دادن این اتفاق، اگر چه رژیم صهیونیستی بیشترین صدمه و لطمه را خواهد دید، کشور ایران نیز صدمه می بیند، چرا که در جنگ نان و حلوا تقسیم نمی کنند.»

حرفی که روز چهارشنبه علی اکبر صالحی می زند و دقیقا همان سخنان احمد وحیدی و محسن رضائی است، خبراز «تحلیل نظام» از شرایط می دهد: «وظيفه ما اين است كه اين‌تهديدها را جدي بگيريم. اما اسراييل در جايگاهي نيست كه بخواهد چنين كاري كند. اگر واقعا مي‌خواست چنين كاري كند اين قدر داد و فرياد نمي‌كرد و اين اقدامات بيش‌تر جنبه‌ي رواني و تبليغاتي دارد.»

تاریخ نشان خواهد که «احمق»ها در اسرائیل هستند ویا زمام ایران را در دست دارند.

و هفته تمام می شود باصدای بنان که ترانه میهنی ابدی را فریاد می کند:

ای ایران، ای مرز پر گهر 

ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه ام 

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت دُر و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم 

برگو بی مهر تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان بپاست

نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه ام 

دور از تو نیست، اندیشه ام

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

ایران، ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم 

جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم

مهرت گر برون رود تهی شود دلم

مهر تو چون، شد پیشه ام 

دور از تو نیست، اندیشه ام

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

دارد دیر می شود

حیدربابا، یوْلوم سنَّن کج اوْلدى

 عؤمروْم کئچدى، گلممه دیم، گئج اوْلدى

 هئچ بیلمه دیم گؤزللروْن نئج اوْلدى

 بیلمزیدیم دؤنگه لر وار،‌ دؤنوْم وار

 ایتگین لیک وار، آیریلیق وار، اوْلوْم وا

حیدر بابا مسیر زندگیم عوض شد

عمر گذشت و الان دیر است

 وای که نفهمیدم زیبا رویانت را چه شد

حیدر باباست که فغان می زند ودراندوه سرایران،آذربایجان دلاور، سنت همیشه نگاه هفته را دیگرمی کند و شعر اندوه را بر آغازش می گذارد. فریاد حیدر بابا در سراسر میهن می پراکند. در شبکه های اجتماعی زلزله می افکند و به جهان شعله می اندازد. رهبر «نظام» که دراندوه غزه ولبنان گلومی درد،حتی نسبش به سرزمین شیران رابدست فراموشی می سپارد و چندان طولانی سکوت اختیارمی کند که لعنتی دیگرنصیبش می شود. رئیس جمهور «نظام» که افتخارش ساختن خانه های ضدزلزله درونزوئلاست است، فوت مادررئیس جمهورسیرالئون را تسلیت می گوید،ودر تاریخ چنین ثبت می شود: «بدون توجه به زلزله و مواضع عربستان احمدی نژاد شال و کلاه کردرفت زیارت.»

درعربستان که نشست سازمان همکاری اسلامی دو روز بعد از ورود «پرزیدنت جمهوری اسلامی» برگزار می شود،تنها شهردارمدینه منتظر اوست. بشار اسد را به این اجلاس دعوت نکرده اند. همین چند روزپیش «محمد عمرو» وزیر خارجه دولت مصر، درحاشیه نشست وزیران امورخارجه كشورهای اسلامی در جده به علی‌اكبر صالحی، گفته است: «مصرازجمهوری اسلامی که دارای رابطه ای قوی با دولت سوریه است،انتظار دارد كه به سوریه نسبت به عواقب ادامه وضع کنونی آگاهی بدهد.»

پیام روشن وزیر خارجه مصر، نسخه دیپلماتیک موضع آمریکاست: «جمهوری اسلامی از کشتار بی‌رحمانه مردم سوریه به‌دست بشار اسد پشتیبانی می‌کند.»

و جمهوری اسلامی تازه «نشست بی حاصل تهران برای کمک به بشار» اسد را به پایان برده و با بنین، موریتانی و زیمبابوه برای آینده سوریه به توافق رسیده است.احمدی نژاد در این نشست برای سفرا و کارشناسان برخی کشورها سخنرانی کرده است، بی آنکه حتی یکبار نام «سوریه» شنیده شده باشد.بی اعتنایی کشورهای درگیر در مناقشه سوریه از جمله عربستان، قطر، ترکیه، روسیه، چین، اردن، لبنان و مصر، و تمسخر اجلاس مشورتی تهران در محافل خبری جهان دو دستاوردی است که برای «نظام» می ماند.

وحالاتدارک اجلاس عدم تعهد درتهران را می بینند که اولین ارمغانش ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه و ۵ روزتعطیلی است.رئیس جمهورهم که نامه در خواست حذف تتمه اختیاراتش را دو نفر از وزرای اخراجی- مصطفی پور محمدی، کمال خرازی- نوشته و روی میز «مقام معظم» گذاشته اند، خودش را درنهایت «عزت و قدرت» به اجلاس جده رسانده تاشاید کسی دعوت حضور در نشست تهران را بپذیرد.

موضوع اصلی در جده و تهران» سوریه » است که وضعیتش را گرهارد شیندلر رئیس سرویس اطلاعاتی آلمان برای نشریه «دی ولت» شرح می دهد و با مقدمه قابل توجه ای: «سازمان اطلاعاتی آلمان دارای اطلاعاتی دقیق پیرامون اوضاع این کشور است و این اطلاعات بصورت «تصادفی» یا با «خوش‌‌شانسی» بدست نیامده است. مخالفان مسلح با تحمیل جنگ چریکی به ارتش سوریه سبب فرسایش فزاینده آن خواهند شد و رژیم اسد آخرین مراحل حیات خود را طی می کند.»

هفته ایست که تلاش «نظام» برای نجات «زائران» دستگیر شده توسط ارتش آزاد سوریه به جائی نرسیده و این «بازنشستگان» ارتش وسپاه هنوز اسیرند که «احمد صطوف» یک گزارشگر عرب وابسته به جمهوری اسلامی در شهر حمص ربوده می شود. دفتر این شبکه تلویزیونی هم به دست «شورشیان» مورد حمله قرار می گیرد و تخریب می شود.

زمزمه مطبوعات امریکا «پس از اسد نوبت حزب الله لبنان» است ازواشنگتن پست بگوش می آید: «حزب الله لبنان درسرکوب مخالفان سوری دست دارد وامریکا اطلاعاتی در دست دارد که نشان می دهد حزب الله لبنان برای انجام عملیات تروریستی در برخی کشورهای اروپایی در آینده برنامه ریزی می کند.»

میشل سماحه وزیر سابق اطلاع رسانی لبنان معروف به «دوست نظام اسلامی ایران» در لبنان بدام می افتدو روشن می شودکه هدف سماحه، بمب گذاری در مناطق مسیحی نشین لبنان، ترور بطرس صُفیر رهبر مذهبی مسیحیان مارونی و متهم کردن سنی ها در این کشور برای انتقال بحران سوریه به لبنان از طریق درگیری های فرقه ای بوده است. ناظران بلافاصله می گویند: «این نقشه حتما درمحور تهران- دمشق تهیه شده است.»

لئون پانه‌تا، وزير دفاع آمریکا، باردیگرازنقش «نظام» درسوریه پرده برمی دارد: «ايران در بسياری ازمسائل نقشی پر اهميت‌تر در سوريه ايفا می‌کند. نشانه‌هايی وجود دارد مبنی بر اينکه ايران در حال تشکیل و آموزش گروه‌هاي شبه نظامی در سوريه برای نبرد در کنار نيروهای دولتی اين کشور عليه مخالفان است.»

رياض فريد حجاب، نخست وزير پيشين سوريه، در نخستين حضور رسانه‌ای خود پس از اعلام جدايی، اخبار مهمی را در اختیار رسانه ها می گذارد: «نيروهای بشار اسد، تنها کنترل حدود ۳۰درصد سوريه را به طور کامل در دست دارند. با توجه به تجربه‌ای که دارم و پستی که در آن بودم، تاکيد می‌کنم که نظام از لحاظ اخلاقی مادی، اقتصادی و نظامی فروپاشيده و بر بيشتر از ۳۰درصد مساحت سوريه کنترل ندارد.»

معناومفهوم این خبراین است که راه دمشق به تهران خیلی نزدیکترشده است. «نظام» برای نجات این سی درصدبجان می زند. آخرین راه ظاهراتوسل به غیرمتعهد هاست. هیچ چیز نباید آن را تحت الشعاع قرار بدهد، حتی زلزله و فروریختن خانه هائی که میلیاردهای نفتی می توانست صرف مقاوم سازی آنها بشود. نخستین فرمان، سکوت و سانسور است. بسیج در شبکه های اجتماعی، حضورمردم و انعکاس جهانی بی تفاوتی «نظام» بر این سکوت غلبه می کند. اززیر آوارهای زلزله، جرقه کوچکی ازآتش پنهان فضای استبدادی راروشن وسیاست سکوت رامغلوب می سازد. پایوران و بلندگویان «نظام» به صحنه می آیند. امام جمعه قم، آیت الله سعیدی، می گوید: «دانشمندان ما باید تحقیق کنند، ببینند در این موقعیت حساس واقعا این حادثه آذربایجان زمین لرزه بوده، که سرمنشاء ان فساد و بی حجابی است، یا از طرف استکبار و صهیونیزم یک نوع حمله نظامی یا یک زلزله سیاسی به ما وارد شده است.»

دانشمندان تحقیق را تازه شروع کرده اند که ناطق نوری رئیس دفتر رهبری، از نتیجه پر س وجو در باره سخنان یک سال پیش آیت اله سعیدی خبر می دهد. ایشان از یا علی گفتن سید علی خامنه‌ای در هنگام تولد پرده برداشته بودند و حالا ناطق نوری می گوید: «مزخرف گفته اند.»

در شبکه اجتماعی دو بریده روزنامه مثل سند رسوایی دست بدست می شود. در بریده نخست رئیس سازمان مدیریت بحران کشور از «امضای توافقنامه باحوزه علمیه برای کاهش بلایای طبیعی» خبر می دهد. بریده دیگر عکس های احمدی نژاد و هوگو چاوز را درکنار ساختمان های نو ساز ونزوئلا و ویرانه های زلزله نشان می دهد که انگار گرداین عبارت از چرخیدن نمی مانند: «ساخت واحدهای مسکونی مقاوم با استاندارد های جهانی در ونزوئلا توسط ایران.»

دکتر فرهاددانشجو رئیس دانشگاه آزاد، برای آنکه تاریخ علم هم از زلزله آذربایجان ثمری ببرد «پیام واقعا متفاوتی » می دهد: «زلزله زدگی، تلنگری است بر جان و جهان همگان! هیچ بلا و مصیبتی، فقط برای دیگران نیست. چرخ بازیگر، از این بازیچه‌ها بسیار دارد، اینها همه جزر و مدهای دنیاست…»

علی لاریجانی،رئیس مجلس شورای اسلامی «گزارش محرمانه‌ای» را به مجلس ارائه می کند. قاعدتابایدطبق معمول «سرکوب» بعنوان راه حل دردستور کار قرارگرفته باشد که سپاه با تمام نیرو در صحنه حاضر می شود. پاسداران با «امنیتی کردن جو» مناطق زلزله زده، انبار وتوزیع کمک‌های ارسالی را دردست خود می گیرند وازفیلم‌برداری و عکس‌برداری توسط خبرنگاران در این مناطق جلوگیری می‌کنند.

پروفسوربهرام عکاشه،پدرزلزله شناسی ایران، دست روی اصل ماجرا می گذارد: «اگر این زلزله ساعت ۵ صبح رخ می‌داد همانند زلزله بم چندین هزارکشته برجای می‌گذاشت‌. درهیچ جای دنیا زلزله ۶ریشتری کشته نمی‌دهد،درنهایت حداکثر باید۱۰ نفردراین زلزله زخمی شوند،درحالی که به دلیل ساختارنامناسب ساخت وساز‌ها شهر‌ها وروستاهای ما دراین زلزله بسیار آسیب دیده‌اند و این نشان می‌دهد که مدیریت بحران ما در مقاوم سازی بسیار مشکل دارد.‌»

هیچ جای دنیا زلزله۶ریشتری کشته نمی‌دهد وهیچ جای دنیا از خرابی، گرفتاری، گرانی و بیکاری بوی سعادت و نجات بر نمی خیزد جز «نظام» مقدسی که امام جمعه اش در قلب پایتخت ازاینهمه «بوی پیراهن یوسف» می شنود. آخوندی – نامش کاظم صدیقی- د رخطبه های نماز جمعه فریاد می کشد: «همه دنیا امروز گرفتار گرانی و بیکاری است و ما این را مقدمه حضور امام عصر می‌دانیم و بوی پیراهن یوسف به مشام می‌رسد،» و بر اساس برنامه «اقتصاد مقاومتی» تحمل فشارناشی از تحریم ها را به «حماسه حسینی» پیوند می زند: «اما آن‌چه مسلم است این‌ها فرزندان عاشورایی هستند و فشارها ملت حسینی ما را نورانی‌تر می‌کند».

یکی از کسانی که تحمل فشارهارا برای نورانی شدن آغاز کرده «آقازاده» سلطان بی تاج وتخت خراسان، عباس واعظ طبسی یاربسیار نزدیک «رهبر فرزانه» است. مصطفي واعظ طبسي، پسر كوچك آیت الله واعظ طبسی توليت آستان قدس رضوی فقط برای شروع تحمل،یک و نیم میلیارد تومان ناقابل از بودجه آستان قدس را اختیارفیلمسازآماتوری قرار داده که البته دخترخانمی است بنام سحر ریحانی که در هنر ایران نه سر پیاز است و نه ته پیاز. ایشان هنگام زیارت حاج آقا واعظ طبسی را دیده اند و به ایشان گفته اند: «حاج‌آقا دوست دارم پولدار بشم».

معلوم نیست بااین وجه ناچیز نور چشمی حاج آقا تا کی می توانند فشار ناشی از تحریم ها را تحمل کنند، هرچه هست تحریم ها با شدت تمام ادامه دارد. خبرگزاری رویترز از کاهش ۶۰ درصدی واردات نفت خام ترکیه از ایران طی ماه جاری خبر می دهد. عراق جای ایران را د راوپک که می گیردهیچ، حتی مالزی هم از ایران می رود.صنایع نفت زیر فشار تحریم ها درحال خرد شدن هستند. «نظام» بدون اطلاع دولت تانزانیا ۳۶ نفتکش خود را به اسم این کشور ثبت می کند تابتواند تحریم های نفتی را دور بزند.

اسد الله عسگر اولادی، نزدیک به حزب موتلفه و یکی از چند سلطان واردات ایران که هفته پیش گفته بود «شلاق تحریم ها را بر تن حس می کنیم. با خون دل قادر به تهیه مایحتاج مردم هستیم،» این هفته می گوید: «دولت ايران بايد دست به ذخيره سازی کالاهای اساسی مورد نياز مردم، برای مدت۶ تا ۸ ماه بزند. دولت بايد مانند زمان جنگ مصرف کالاها را مديريت کند.»

لابد بخش عمده ای از وجه ناقابل «ذخیره سازی» نصیب چین می شود که قرار است حجم مبادلات با آن از۴۵ میلیارد به بیش از ۷۰ میلیارد دلار برسد. سهم ر وسیه هم حتما محفوظ است. بی دلیل نیست که روسیه به تندی از تحریم های جدید آمریکا علیه «نظام» انتقاد و آنها را»باج خواهی آشکار» و «نقض فاحش قوانین بین المللی» توصیف می کند.

تازه ترین خبرها حاکی است: «كوپن به اقتصاد ايران بازمى‌گردد، اما اين بار در قالب «كارت الكترونيك». كميسيون اقتصادى مجلس طرحى را در دست تدوين دارد كه در صورت تصويب نهايى منجر به سهميه‌بندى كالاهاى مصرفى و عرضه آنها از طريق كارت الكترونيك مى‌شود.»

درهفته ای که نشریه ویکلی استاندارد «مقام معظم رهبری»را خطرناک ترین مرد جهان می خواند و پروسه جانشینی آیت اله خامنه ای را با بن لادن تسریع می بخشد، در مشهد خدمت رئیس دفتر بازرسی اش می رسند.

«دکتر» سعید قاسمی، عضو ارشد انصار حزب‌الله،هم اورا تهدید می کند: «اگر به تضعیف دولت ادامه دهد، انصار حزب‌الله عنان پاره می‌کند و سراغ او می‌رود، همان ‌طور که در مشهد دیدیم.»

روزنامه ایران هم با تیتر «ویلا و اسب را کنار بگذار و مثل اول انقلاب بیا وسط میدان» از واکنش یکی از فرماندهان دفاع مقدس به سخنان اخیر ناطق نوری درباره رزمندگان خبر می دهد.

دانشگاه فردوسی مشهد، در تابستان میزبان دانشجویان شرکت کننده در طرح ولایت است که از سراسر کشور به مشهد آورده شده و قریب دو ماه تحت تعلیم استادان موسسه آیت الله مصباح یزدی قرار می گیرند.

همه چیز نشان می دهد که شاگردان خوبی هستند و تعلیمات را به تمامی فرا گرفته اند.

وقتی بررئیس بازرسی مقام دفتری چنین می رود،تعزیر و شکنجه ۱۴ زندانی سیاسی در شب های قدر، قابل تصور است. البته از مزایای آزادی در جمهوری اسلامی این است که این زندانیان را که عده ای شان روزنامه نگار هستند و برخی فعال سیاسی به نوبت شلاق می زنند که حق کسی ضایع نشود.

در آخرین روز هفته خبر از «خداحافظی بیت رهبری با زرشک‌پلو با مرغ» می رسد و لوبیا پلو جایگزین آن می شود. چشمان آیات عظام که بعضا دو سال از خدا کوچکتر هستند بکارمی افتد تا در همان زمان که سفینه کفار در مریخ چرخ می زنند، هلال ماه را رویت و رسیدن عید فطر را اعلام کنند. «رهبر مسلمین جهان» هم برای اقامه نماز عید به جای مصلی به دانشگاه تهران خواهند رفت تا درحضور مردمی که بطورخود جوش توسط ۴ هزار اتوبوس و بیمه مجانی آورده می شوند، مسائل جهان را حل کنند.

جهان، با نفسی که در سینه حبس شده تا یکشنبه برسد، منتظر است که عکسی ازعلی اکبر صالحی منتشر می شودکه در هواپیمای آمریکائی نماز می خواند. در یک هواپیمای دیگر هم جی کارنی، پاسخ خبرنگاران رامی دهد: «آمريکا «ديد» و «چشم هایی» در درون برنامه هسته ای ايران دارد و چنانچه تهران به پيشرفتی در جهت ساخت سلاح هسته ای دست يابد از آن مطلع خواهد شد.»

حرف هایش شبیه رئیس سازمان اطلاعات آلمان در باره سوریه است. سخنگوی کاخ سفيد، بار ديگر تاکيد می کند :»ما همچنان باور داريم که هنوز زمان و فضا برای ديپلماسی وجود دارد، اين فرصت نيز برای ايران وجود دارد که از چنين اين فرآيندی استفاده کند.»

حرف های سخنگوی کاخ سفيد به نوشته نیویورک تایمز پیوند می خورد: «واشينگتن به «شرکايش» به طور شفاف و صريح تاکيد کرده است که هنوز زمان برای پيگيری مسير ديپلماتيک از طريق رويکرد دو مسيره به همراه تشديد تحريم ها وجود دارد.»

خط سرخی است که از دو متن می گذرد و به اسرائیل می رسد. روزهائی است که گزارش های بی شماری در رسانه های اسرائيلی از نزديک بودن زمان حمله اسرائيل به تأسيسات هسته ای ايران خبر می دهد. آخرین سخنان بنيامين نتانياهو بر آتش نفت می پاشد: «خطر هسته ای شدن ايران بزرگ تر از هر تهديد ديگری برای اسرائيل است. دارد دیر می شود.»

در اسرائيل گمانه زنی های زيادی وجود دارد حاکی از اينکه نقشه بنيامين نتانياهو انجام عمليات نظامی در هفته های آينده و قبل از برگزاری انتخابات رياست جمهوری در آمريکاست.

مجموعه گزارش های رسانه های اسرائيل و اظهارنظرهای مقامات اين کشور اين احتمال را تقويت می کند که زمان حمله در اواخر شهريور و يا مهر ماه، اندکی پيش از انتخابات رياست جمهوری آمريکا یعنی ششم نوامبر،برابر شانزدهم آبان خواهد بود. يوسی ملمن يکی از برجسته ترين روزنامه نگاران روزنامه هاآرتص به راديوی اسرائيل می گوید: «حمله در ماه اکتبر – مهرماه- خواهد بود.»

ماتان ويلنای، وزير دفاع غيرنظامی اسرائيل، در آخرین ساعات چهارشنبه می گوید: «جنگ احتمالی با ايران در چند جبهه خواهد بود و حدود يک ماه طول خواهد کشيد.»

امردادماه در فضائی چنان توفانی پایان می گیردکه «کودتای ۲۸ مرداد» در سایه می ماند.

برای اسرائیل به گمان نخست وزیرش «دارد دیر می شود» و برای ایران به زبان حیدر بابا «الان دیر است».

همه حوادث نشان می دهد نقشه فروپاشی ایران به نحوه «شوروی» ازهمه نزدیکتر است: «بالا بردن هزینه نظامی تاحد ممکن، فشار روزافزون تبلیغاتی و فرو ریختن پایه های اقتصادی.»

اسرائیل بر طبل جنگ می کوبد. آمریکا تحریم و فشار را پیش می برد و «زمان» را در این سمت تنظیم می کند: «از آنجا که زمان و فضا همچنان وجود دارد، دليل کافی برای ادامه مذاکرات ۱+۵ وجود دارد.»

تحلیل لوموند می گوید که اروپا هم با آمریکا همراه است: «هنوز برای کنار گذاشتن دیپلماسی زود است.»

و ایران، در جست و جوی فرصت است که سر بر دارد. ستارخان و باقرخان از ویرانه های زلزله می آیند و درماه انقلاب مشروطه دست در دست همه ایرانیان می دهند و میهن را از ویرانی و جنگ و نابودی نجات می بخشند.

جواداکبرین، فضا را چنین می بیند:

روزنامه کیهان، دو روز پس از زلزله آذربایجان در ستون خبر ویژه‌اش نوشت: «اتفاق پيش آمده بهانه خوبي براي تجديد سازمان و تجديد روحيه گروه‌هاي از هم پاشيده اپوزيسيون است» اما اشتباه می‌کند؛ زلزله، «بهانه» نیست؛ بلکه یکی و تنها یکی- از بسترهایی است که مردم دیوار سانسور را می‌شکنند و یکدیگر را پیدا می‌کنند و به کمک هم می‌شتابند.»

و حیدر بابا سخنی راکه با اندوه آغاز کرده بود، با شادی به پایان می برد:

حیدربابا، سنوْن گؤیلوْن شاد اوْلسون

دوْنیا وارکن، آغزون دوْلى داد اوْلسون

حیدر بابا دلت شاد باشد

تا دنیا دنیاست دهنت شیرین

بازی تمام شد

 

هفته ایست که «کفار» در خدمت «استکبار» به دورها و دورها می رسندو با فتح مریخ تاریخ علم را ورق بزرگی می زنند. یکی از افراد تیمی که هشت ماه است نفس در سینه حبس کرده اند تا درلحظه فرود سفینه «کنجکاوی» بر سیاره سرخ که میلیونها کیلومتراز زمین فاصله داردبا شادمانی از جا بر خیزند، «بابک فردوسی» است؛ دانشمند جوانی که نام و شهرتش به تبار دلیری و فرهنگ ایران می رسد وبا آرایش موئی که در زادگاه اجدادیش دستمایه تحقیروزندان است، درستاد مرکزی فتح بزرگ قرن نشسته است.

ودرهمان لحظه که بابک همراه همکارانش از شادمانی بهوا می پرد، «نظام» حاکم بر سرزمین فردوسی چنان در کار «قیام مرغی» مانده است که به سخره اش می گیرند.

ولید جنبلاط است که از سعید جلیلی می خواهد کشورهای منطقه را واگذارد و به ریشخند تمام، دبیرشورای امنیت ملی» نظام» رابه گرانتر بودن قیمت مرغ از موشک درتهران آگاهی می دهد. رهبر حزب سوسیالیست ترقی خواه لبنان ورهبر دروزی ها این کشور، در اشاره به مقاصد جمهوری اسلامی در لبنان می نویسد: «ما سلاح را تنها و تنها برای دفاع از لبنان می خواهیم، نه برای دفاع از تنگه هرمز.»

هنرمندان و فعالین حقوق بشر آذربایجانی دراعتراض به دستگیری و محاکمه دو شاعر شهروند این کشور توسط جمهوری اسلامی، در باکو گرد می آیند. بر پلاکاردهائی که در دست دارند به انگلیسی نوشته شده: «ایران باید شاعران آذربایجانی را آزاد کند.»

در تهران «رهبر فرزانه» در جمع بادمجان دور قاب چین هائی که هر ساله بعنوان «شاعر» گردشان می آورند تادستمال های یزدی را به مصرف برسانند، به فروغ فرخزاد می تازند. «رهبرمعظم» که با دست مبارک خودشان ۳۰۰ صفحه از کتاب زندگینامه شان را سانسور کرده اند و «شرح اسم» ملوکانه با تشریفاتی در حد قرآن عرضه شده است، سخنانی می گویندکه در سایت خودشان هم سانسور می شود. ظاهرا ملت نباید بدانند که ولی فقیه دوم با «انتقاد» موافقند، و بر بسیجیانی که هفت ماه پیش «سفارت خبیثه» انگلستان را اشغال کردند، خرده گرفته اند. و لندن، پایتخت بریتانیا که یکی از باشکوه ترین المپیادهای تاریخ در آن برگزار می شود، جائی دیگردر جهان است که قهرمانان دلسوخته ایرانی، به جهان نشان می دهند از تبار بابک اند.

ازهمه جای جهان دست های ایران بهم می رسد و حلقه های «نظام» درهم می تند. دمشق تازه ترین منزلگاه است. سیاست های «نظام» ۴۸ ایرانی را به گروگان ارتش آزادی سوریه می اندازد و سرسه نفرشان را بر باد می دهد. وزیر خارجه و دبیر شورای امنیت ملی دست بدامان دوستان دیروز و دشمنان امروز- ترکیه و قطر- می شوندو رئیس مجلس «آمریکارا مسئول جان اتباع ایرانی» معرفی می کند.

۴۸ «زائر»ی که به مقصد نمی‌رسند، دمشق- تهران را به مرکز توجه جهان تبدیل می کنند. هفته ایست که کوفی عنان ازمیانجی گری در سوریه استعفاء کرده وآمریکا این کاررا نتیجه کوتاهی‌های چین و روسیه دانسته است؛ دو غول کمونیست سابق که برای حفظ منافع خود فعلا دست دردست برادران مسلمان دارند، وقطعنامه شورای امنیت در باره سوریه را وتو کرده اند. در اقدامی که «سازمان ملل، علیه سازمان ملل» لقب گرفته، مجمع عمومی با تصویب قطعنامه ای که رای موافق ۱۲۳ کشور راد ارد، خواستار انتقال قدرت در سوریه شده است.

برخی مفسران، این حوادث را «شمارش معکوس برای دخالت ناتو در سوریه» ارزیابی می کنند. نخست وزیر سوریه به مخالفین می پیوندد. جی کارنی مشاور مطبوعاتی کاخ سفید می گوید: «رژیم سوریه ازدرون در حال متلاشی شدن است. شمارش معکوس رژیم بشار اسد آغاز شده است. فراربا دقت طراحی شده ریاض حجاب نخست وزیرسوریه واعضای خانواده اش به اردن نشان دهنده آغاز فروپاشی رژیم بشار اسد است.» حرفی که قدرت‌های دیگرغربی هم تائیدش می کنند.

«نظام» رسما دست بدامان ترکیه و قطر می شود تا «زائر»ان باقیمانده را نجات بدهد. وهنوز این خبر کاملا منتشر نشده که تلویزیون العربیه هویت دستگیر شدگان را اعلام می کند: آنان عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستندو تخصص» شنود» دارند.

آسیا تایمز می نویسد: «درست مانند شخصیت های بهت زده نمایشنامه های شکسپیر، ایران هم در برابر صحنه کاملا جدیدی در خاورمیانه قرار گرفته است. موقعیت تهران در مدت زمان کوتاهی دچار تحول قابل ملاحظه ای می شود.»

ظاهرا مدارک آنقدر مستند است که «نظام» می پذیرد که دستگیر شدگان بازنشستگان سپاه و ارتش بوده اند ودر چارچوب اعزام بازنشستگان ادارات مختلف برای زیارت، به سوریه فرستاده شده بودند.

آزادی «بازنشستگان» دستگیر شده برای «نظام» آنقدرمهم است که دست به اقدام بیسابقه ای می زند. بیست و چهار ساعت پس از کشته شدن گروگان های ایرانی در سوریه، سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی، ‌راهی لبنان می شود. و آنجاست که ولید جنبلاط ازاو می خواهد بهتر است به «قیام مرغی» تهران بپردازد.

چند ساعت بعد فیلم دیدار جلیلی با اسد که بعد ازمدتها در تلویزیون ظاهر شده پخش می شود. خبرگزاری ها روی این نکته تاکید می کنند: «دردیدار اسد وجلیلی، درهر دو ردیف راست و چپ، اعضای هیات ایرانی نشسته اند و خبری از مسوولان سوری نیست. علت این مساله هنوز مشخص نیست. علاوه براین تصاویر تلویزیونی که از این دیدار منتشر شده، نشان می‌دهد که ملاقات در کاخ ریاست جمهوری نیست، بلکه اسد در مکانی خارج از کاخ و شاید هم خارج دمشق با جلیلی دیدار کرده است.»

 سعید جلیلی – به نقل ازخبرگزاری دولتی سوريه- د راین دیدار می گوید: «ايران اجازه نخواهد داد محور مقاومت که سوريه يکی از بخش‌های اصلی آن است شکسته شود. آنچه که در سوريه روی می‌دهد يک مساله داخلی نيست، بلکه تنش ميان محور مقاومت است با دشمنان اين محور که قدرت‌های منطقه و جهانی هستند.»

هنوز دبیر امنیت ملی «نظام» درراه تهر ان است که یک ژنرال روس در سوریه کشته و ترکیب محورمقاومت دقیق ترمی شود. ارتش آزاد سوریه اعلام می کند: «ژنرال ولادیمیر پیترویچ کوجیو مشاور وزیر دفاع سوریه ورئیس ستاد مشترک ارتش این کشور به دست آرتش آزاد به قتل رسید.»

علی اکبر صالحی که هفته پیش تغییر حکومت سوریه را «توهم» خوانده بود، دست بدامان ترکیه می شود و به آنکارا می رود. حسن فيروزآبادی، رئيس ستاد کل نيروهای مسلح، وقتی بهتر ازاین پیدا نمی کند که بگوید: «آل سعود، قطر وترکيه مسئول خون‌هايی هستند که در خاک سوريه ريخته می‌شود.» پاسخ ترکیه، فوری و تند است: «تداوم اظهارات مقام های ايرانی در پست های مختلف در حمله به کشورمان غير مسئولانه و غير قابل قبول است. ما اتهامات بی اساس و تهديد های افراطی و نامناسب مطرح شده توسط مقام های ايرانی عليه کشورمان، از جمله اظهارات حسن فيروز آبادی، رييس ستاد مشترک نیروهای مسلح ايران، را قويا محکوم می کنيم.»

 

باید منتظر ماند ودید بادرایت مثال زدنی فرمانده محبوب و برگزیده «رهبر فرزانه» دیگر آبروئی در سیاست خارجی برای «نظام مقدس» مانده است یانه. اما در سیاست داخلی تکیف را طائب معروف که فرمانده قرارگاه عمار باشد به صراحت تمام روشن می کند: «با پرونده های فساد اقتصادی، آبروی نظام رفت!» و برای اینکه موی لای درزفرمایشات نماینده ویژه مقام رهبری نرود، چند روزپس ازصدور حکم اعدام برای چهار تن ازمتهمان پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی٬ اختلاسی ۱۵ میلیارد تومانی در بنیاد شهیدوامور ایثارگران کشف می شود. رسوائی چنان است که احمد علم‌الهدی٬ امام جمعه مشهد از مردم می خواهد آن را به پای مسوولان نظام ننویسند.

حق هم دارد. مسئولان «نظام» همین حالا هم قاط زده اند و هر کدام چیزی می گویند. اسد‌الله عسگراولادی از نزدیکان حزب موتلفه اسلامی٬‌و یکی از سلاطین صادرات وواردات به هفته‌نامه آسمان٬‌ می گوید: «جمهوری اسلامی شلاق تحریم‌ها را حس می‌کند. حکومت با «خون دل» کالای اساسی مردم را تامین می‌کند، » و «چاره‌ای نداردکه به چین٬ روسیه و هند امتیاز بدهد چرا که در غیر این صورت در برابر غرب شکست می‌خورد».

رامین مهمان‌پرست٬ سخنگوی وزارت امورخارجه ، وجود بحران اقتصادی در ایران را «دروغ» و ناشی از تلقین «رسانه‌های غربی» می خواند. محمود احمدی‌نژاد٬ در هرحال بهترین راه را پاک کردن صورت مساله می داند: «بالاخره امواجی که در خصوص برخی کالاها در کشور ایجاد شده، مدیریت می شود».

احمد جنتی دبیرشورای نگهبان مشکلات اقتصادی را «جنگ» توصیف می کند و توپ را توی زمین «دشمن» می اندازد:»این یک بحران سیاسی است که توسط آمریکا ایجاد شده تا با شکست جمهوری‌اسلامی برایران سلطه پیدا کند.دشمن درجنگ‌های دیگردرعرصه‌های مختلف شكست خورده واكنون به موفقیت دراین جنگ چشم‌دوخته است ومابایداین موضوع را به صورت یك جنگ بپذیریم.»

و جنگ بشدت تمام در اقتصاد ادامه دارد. بلومبرگ، با اشاره به تاثير فزاينده تحريم های غرب بر اقتصاد ايران، از زيان روزانه ۱۳۳ ميليون دلاری ايران بخاطر کاهش صادرات نفت و افت۵۲ درصد ی تولید خبر می دهد ؛ودرست در روزهائی که واقف علی‌یف، رئیس بخش سرمایه گذاری شرکت ملی نفت جمهوری آذربایجان اعلام می کند این کشور، شرکت ایرانی «نیکو» را که در زمینه نفت فعالیت می کند، از پروژه احداث خط لوله ترانس آناتولی کنار گذاشته است.

جنگ اقتصادی، خبراز جنگی می دهد که سوریه بدامانش کشیده شده و نشریه آلمانی یونگه ولت «مادر همه جنگ ها » می نامدش و ایران کمتر ازسه ماه با آن فاصله دارد- چنانکه افراییم هلوی- رییس اسبق موساد اسرائیل -ـ هشدار می دهد: «ایران در این گمان است که با موافقتش با ادامه گفت و گوها با کشورهای۱+۵، خود را از حمله مصون می کند؛ اما در اشتباه است؛ بازی تمام شد. جنگ از سوی اسرائیل علیه تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ هفته آینده رخ دهد.»

پاسخ علی لاریجانی را تاریخ قضاوت خواهد کرد: «صهيونيست ها امروز گنده تر از دهان شان عليه ايران و حزب الله سخن گفتند، اما ترس صهيونيست ها از لابه لای اين کلفت گويی هايشان قابل درک است.»

اقتصاد هم که از همان سی و سه سال پیش بفرموده ولی فقیه اول «کار خر» بود، براه خودش می رود وانگار دارد بد جوری ولی فقیه دوم را زمین می زند. دلار در بازار ایران باز هم رکورد می شکند. رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، با تاکید بر اینکه «با گرانی ارز در شرایط فعلی، قیمت کالاهای اساسی مثل گوشت و مرغ در بازار چند برابر افزایش» خواهد یافت، پیش بینی می کند: «قدرت خرید مردم کاهش خواهد یافت.»محمدمهدی راسخ، عضو نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، بر این پیش بینی صحه می گذارد: «این اقدام ممکن است روی قیمت کالاهای اساسی مانند دارو یا گوشت و مرغ تاثیر بگذارد.»رئیس انجمن داروسازان ایران خبر بدی دارد: «اکثر داروخانه‌ها در معرض فروش قرار گرفته‌اند.»نماینده اردبیل درمجلس دست روی مساله ای حیاتی می گذارد:» اقتصاد کشاورزی رو به ورشکستگی پیش می‌رود.»

اقتصاد دانان ازپس ابرتورم،»کابوس آرژانتینی»رادرکمین اقتصادایران می بینند: «افزایش قیمت ها و گرانی های اخیر که هر هفته قیمت یک چیز سر به فلک می زند، نگرانی های و ترس ناشی از نایابی، استفاده از طلا و ارز به جای پول ملی برای مخارج معمولی، پیش پرداخت های یکجا و سنگین برای اجاره خانه یا دیگر قراردادهای مدت دار، همه و همه تجاربی هستند که آنهایی که فروپاشی اقتصادی آرژانتین و یا ابرتورم را تجربه کرده اند به خوبی با آن آشنا هستند. با بروز ابرتورم، قیمت ها نمی توانند معیار تصمیم گیری ها باشند چون قیمت های دیروز هیچ ربطی به امروز ندارند. در واقع وضعیت به شکلی است که خریداران خیلی تعجب نخواهند کرد اگر بین وقتی که وارد نانوایی می شوند تا از آنجا خارج شوند قیمت نان تغییر کند.»

امردادی که با کودتای ۲۸ مرداد برای همیشه بد نام شده است، روزهای شوم تری را از سرمی گذراند.هست و نیست ایران دررهگذارتاراج است ومردان «نظام «درکار

«مقدس» نمائی خود. ماکت عظیم کتاب زندگی «رهبر فرزانه» را در نمایشگاه قرآن بر می افرزاند تامردمان به آن ادای احترام کنند. محموداحمدی نژاد درسایت «انسان کامل» به پدرمعنوی سابق خود که مصباح یزدی باشد، یاد آور می شود: «دولت نهم را خدا سر کار آورد. احمدی‌نژاد فقط یک فلش جهت نما بود. اگر کسی در ذهنش خطور کند که این دولت را او سر کار آورده خدا یک جا حالش را می‌گیرد، و به او نشان می‌دهد که هیچ کاره بوده است.»

و رئیس این دولتی که خدابر سر کارش آورده، حیلتی تازه بکار می بندد تا جلاد بزرگ مطبوعات سعید مرتضوی را در پست غصبی اش نگه دارد. وبرای ساخت «موزه دفاع مقدس» مجوز قطع درختان جنگل ناهارخوران را می دهد.

تاریخ بیاد خواهد آورد که در روز پایانی هفته سوم امرداد ماه ۱۳۹۱ زندانی سیاسی مصطفی تاج زاده به وزیر خارجه سیدعلی خامنه ای نوشت: «به جای حراج زدن به منافع و منابع کشور به امید واهی راضی کردن طرف‌های خارجی به پایان دادن به فشارها و تهدیدها و تحریم‌ها، بخشی از این تلاش را مصروف عرضه واقعیات جهانی به رهبری و قانع کردن ایشان به تجدید نظر در اداره کشور فرمایید که تا در داخل در بر همین پاشنه می‌چرخد، نه کابوس‌های شبانه را پایانی خواهد بود و نه طمع حرامیان به این خانه را اتمامی.»

در هفته شادمانی «بابک فردوسی» این شعر حکیم طوس خواندنی است:

همانا كه آمد شما را خبر

كه ما را چه آمد زاختر به سر

از اين مار خوار اهرمن چهرگان

ز دانايي و شرم بي بهرگان

نه گنج و نه نام و تخت و نژاد

همي داد خواهند گيتي به باد

از اين باغ ساران بي آب و رنگ

نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ

 

تبه گردد اين رنجهاي دراز

شود ناسزا شاه گردن فراز

نه تخت و نه ديهيم بيني نه شهر

ز اختر همه تازيان راست بهر

برنجد يكي، ديگري بر خورد

بداد و ببخشش كسي ننگردد

پياده شود مردم جنگ جوي

سوار آنك لاف آرد و گفت و گوي

شود خوار هر كس كه بد ارجمند

فرو مايه را بخت گردد بلند

شود بنده بي هنر شهريار

نژاد و بزرگي نيايد به كار

ربايد همي اين از آن، آن از اين

ز نفرين ندانند باز آفرين

همه گنجها زير دامن نهند

بميرند و كوشش به دشمن دهند

 

تفو بر تو اي چرخ گردون تفو

همه بوم ايران تو ويران شمر

كنام پلنگان و شيران شمر

پراز درد ديدم دل پارسا

كه اندر جهان ديو بد پادشا

نمانيم كين بوم ويران كنند

همي غارت از شهر ايران كنند

نخوانند بر ما كسي آفرين

چو ويران بود بوم ايران زمين

دريغ است ايران كه ويران شود

كنام پلنگان و شيران شود

همه سر به سر تن به كشتن دهيم

از آن به كه ايران به دشمن دهيم

چو ايران مباشد تن من مباد

در اين مرز و بوم زنده يك تن مباد