مطیع رهبر و نظام

 

تابستان دیگری است و ایران هنوز پس لرزه های » انتخابات 92″ را پشت سر نگذاشته است. بحث در سطوح گوناگون ادامه دارد. دولت مستقر جان به جان آفرین تقسیم کرده است و درمراسم «خادم مظلوم» وعده می دهند که رئیسش با امام زمان بازخواهد گشت.

اقتدارگرایان که در ارکان قدرت استوارند، صبر پیشه کرده اند و سخنگویانشان تهدید دولت در راه را پیش گرفته اند. موافقین و مخالفین دادن رای، نبرد تازه ای را آراسته اند. داستان حضور علی فلاحیان- سر سلسله قاتلان زنجیره ای- در صف اول مراسمی که شهرام ناظری به افتخار «رئیس جمهور منتخب» آواز در انداخته و پگاه آهنگران، نامه نجات به همراه دارد، دامنگیر می شود. نوبت به فریدون می رسد که در انگستان روحانی شد و دکترا گرفت وحالا با 35 درصد آرای مردم ایران رئیس جمهور کشوراست؛ و در صحت و سقم این حکایت جنجال در می گیرد. افراطیون دو گروه بهم می تازند. موافقین کلید نجات ایران را در دستان حسن روحانی می بینند، پیروزی تیم ملی فوتبال را از قدوم مبارک اومی شمارند. کار بجائی می رسد که آزادی موسوی و رهنوردو کروبی را درنیمه شعیان پیشاپیش جشن می گیرند. نه سکوت هاشمی تاثیر دارد و نه پژواک سخن مکرر خاتمی: «توقعات بیجا از دولت ایجاد نشود؛ دولت معجزه نمی تواند بکند. فقط می گوییم، رویکردها تغییر کند و اندک اندک پیش برویم. فردا تورم و بیکاری ویران کننده از بین نخواهد رفت و روابط خارجی اصلاح نخواهد شد. نباید این توقعات را داشته باشیم.»

مخالفین بر سوابق دیر سال امنیتی روحانی انگشت می گذارندو » انتخابات ٩٢» را «مراسم تدفین جنبش سبز و احیای نظام» عنوان می دهند. سخنان محمد رضا باهنر بازنشر می یابد که یک هفته قبل از انتخابات «روحانی در نامه‌ای به رهبری، برپایبندی خود به آرمان های نظام تاکید کرده و افزوده است که همواره مطیع و همراه نظام بوده و اکنون نیز چنین است.» سخنان احمد جنتی و چند فرمانده مهم سپاه را بخاطرها می آورند که درست در روز رای گیری، تاکید کرده بودند: «رییس جمهور آینده باید مطیع کامل رهبر باشد.»

غیبت معنی‌دار «خودسرها» به چشم می آید. کسی درفیس بوک می نویسد: «نیروهای خودسر قبلاً همه جا بودند. نیروهای موسوم به خودسر، نه خودسر که ناخودسرند و تا دستور نرسد، نمی‌تازند.»

خبرهای مهم هفته در سایه این جدال، به نظر نمی آیند. افشین اسانلو، فعال کارگری در زندان جامعه ای را که نبرد «یاس» و «امید» درآن ادامه دارد، می گذاردو درمی گذرد. ۴۴ زندانی سیاسی در تسلیت نامه خود می نویسند: «ما زندانیان سیاسی بار دیگر اعلام می‌کنیم دستگاه قضایی و سازمان زندان‌ها مسوول جان باختن مرحوم هدی صابر و افشین اسانلو و هرگونه اتفاقات دیگری از این نوع هستند.»

یک مقام قضایی شیراز می‌گوید بزودی شش حکم قطع دست بزودی در این شهر اجرا می‌شود.

چند رقم ناچیز آفتابی می شود: دیوان محاسبات از «تخلف ۹٫۲ میلیارد دلاری» دولت احمدی‌نژاد –ـ همان پاکترین دولت تاریخ-ـ خبر می دهد.اکبر ترکان، مشاور حسن روحانی، می گوید: «۴۶ میلیارد دلار هزینه در پارس جنوبی، به تولید نرسیده است.»

 ادیب مایلا، رئیس بانک مرکزی سوریه از دریافت» اعتبار یک میلیارد دلاری دولت ایران «خبر می دهد.ودرست در روزهایی که عربستان رسما اعلام می کند» نباید درباره مداخله ایران و حزب الله لبنان در سوریه سکوت کرد.» و «دوستان سوريه» بر سر حمایت بیشتر از مخالفان بشار اسد، به توافق می رسند.

جان کری، وزير امور خارجه آمريکا از جمهوری اسلامی می خواهد که از موقعيت و فرصت ويژه‌ای که فراهم شده است برای رفع نگرانی‌ها در مورد برنامه هسته‌ای خود استفاده کند.

موشه یعالون وزیر دفاع اسراییل هشدارمی دهد: «ایران باید بین سلاح هسته‌ای و آینده بقای خود یکی را انتخاب کند.»

مبلغان نظریه «برد ـ-برد» درانتخابات ۹۲، می کوشند «توقعات» و «مطالبات» داخلی را محدود و کنترل کنند، تحلیلگران متعدد در رسانه های فارسی زبان و نشریات مهم جهان، سرگرم بررسی وضعیت تازه هستند.

«نگاه هفته» که افق هفته را رصدمی کند، تا اعلام رسمی کابینه جدید و روشن و دقیق شدن برنامه «شیخ دیپلمات» می کوشد با انتشار برخی از تحلیلهای روشنگر بر رویدادها پرتو بیشتری بیافکند. در آغاز قرعه فال بنام امیر طاهری، یکی از بهترین روزنامه نگاران ایران می افتدکه نوشته اش در الشرق الاوسط،  منتشر شده و ترجمه اش از نظر خوانندگان می گذرد.

روحانی با انتظارات بسیاری روبروست

امیر طاهری

او همان «اصلاح طلب میانه رو»یی است که خیلی ها آرزویش را می کردند. خیر، او درواقع یکی از مسؤولانی است که تمایل چندانی برای انجام تغییرات قابل توجه ندارد. طی یک هفته گذشته، این دو تحلیل ضد و نقیض بر مباحثات مربوط به انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس جمهور جدید جمهوری اسلامی سایه افکنده است.

آیا امکان تحلیل دیگری وجود دارد؟

برای پاسخ به این سؤال باید چند نکته کلیدی را یادآوری کنیم.

ابتدا اینکه روحانی به عنوان نامزد یک جناح خاص وارد انتخابات نشد. حتی پس از قلع و قمع نامزدها توسط شورای نگهبان، چهار جناح حکومت هنوز نمایندگان واجد شرایط خود را داشتند. بنابراین روحانی می توانست خود را به عنوان نامزد چندین جناح بشناساند.

درعین حال، میزان آرای به دست آمده برای او باعث شد تا تمامی جناح ها او را بپذیرند. در میان نامزدهای باقی مانده در گردونه انتخاباتی او تنها نامزدی بود که به چند دلیل منحصر به فرد بود.

او یک روحانی است و از این حیث، روحانیون وی را قبول دارند، گرچه هرگز به عنوان یک شخصیت مذهبی فعالیت نکرده. او به لطف همکاری نزدیک اش با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی طی چندین دهه، ازسوی نظامیان که به عنوان یک قدرت پشت صحنه در ایران مطرح اند، پذیرفته شده. موقعیت چندین ساله او، به عنوان یک مسؤول رسمی در زمینه امنیت نیز، وی را در برابر دستگاه های پرقدرت امنیتی که در چهار سال اخیر تلاش کردند وجهه احمدی نژاد را خراب کنند، قابل قبول کرده است. روحانی همچنین ازسوی تکنوکرات ها و مدیران نخبه حکومت مورد قبول می باشد. او یک بازرگان موفق به شمار می رود و سال ها به عنوان مدیر عامل یکی از بزرگ ترین نهادهای سپاه پاسداران فعالیت می کرده و هزاران قرارداد پرسود را با بخش خصوصی منعقد کرده است.

ولی روحانی یک دیپلمات نیز هست و اشخاص زیادی را در خارج از کشور می شناسد. جک استراو، نخست وزیر پیشین بریتانیا و دومینیک دوویلپن، وزیر خارجه پیشین فرانسه، از او به عنوان دوست یاد می کنند.

روحانی انتخاب خود را مدیون هیچ کس نیست، بلکه ترکیب چندین حالت او را منتخب کرده است.

تا زمانی که بحث روحانی مطرح باشد، همه چیز در جهت مثبت پیش می رود.هر چند انتخاب او شامل نکات منفی نیز می شود. ابتدا اینکه او از پایگاه مردمی خاصی برای انتخاب برخوردار نبود. بسیاری از کسانی که به او رأی دادند، این کار را بسیار ساده انجام دادند، زیرا نامزدهای جناح رقیب را نمی پسندیدند. آنها روحانی را به عنوان تنها گزینه موجود در برابر ولایتی، جلیلی، و قالیباف می دیدند که ـ– البته شاید به غلط –ـ از گزینه های خامنه ای به شمار می رفتند. آنها برای اعتراض علیه رهبر، روحانی را برگزیدند.

روحانی برای نشان دادن خود به عنوان رییس جمهور، قادر است از تمامی منابعی که دراختیار اوست بهره ببرد و یک پایگاه شخصی مورد حمایت برقرار سازد. ولی این موضوع زمان می برد و تجربه احمدی نژاد نشان داد که این کار آسانی نیست.

انتخاب روحانی یک نکته منفی دیگر نیز دارد. روحانی در میان هفت رییس جمهور در جمهوری خمینی، با کمترین میزان رأی انتخاب شده؛ کمی بالاتر از ۵۰ درصد. میانگین در میزان رأی شش رییس جمهور قبلی بیش از ۷۰ درصد است، درحالی که خامنه ای اولین رییس جمهوری است که با ۹۶ درصد آرا به عنوان رییس جمهور انتخاب شد. انتخابات ۱۴ ژوئن به لحاظ تعداد رأی دهنده دومین انتخابات کم حضور در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ایران است. تعداد رأی دهندگان در انتخابات چهار سال پیش در حدود ۱۲ درصد بیشتر بود. جالب تر آنکه این تعداد در شهرهای بزرگ کم ترین رقم خود را ثبت کرده. از شش و نیم میلیون رأی جمع شده برای روحانی، در تهران حدود یک میلیون و دویست هزار رأی به صندوق ها ریخته شده. نبود حمایت در شهرهای بزرگ قابل تأمل است اگر بخواهیم روحانی را حامل یک برنامه اصلاحاتی و مورد قبول طبقه متوسط شهرنشین بدانیم.

روحانی با یک مشکل بزرگ دیگر نیز روبروست. اینکه هیچ کس به طور کامل نمی داند که او به واقع کیست. بسیاری، خواست ها و تمایلات خود را مطرح کرده اند و اگر او نتواند این خواست ها را برآورده سازد، علیه او موضع گیری خواهند کرد. این همان حالتی است که برای محمد خاتمی نیز اتفاق افتاد؛ یک شخصیت آراسته و محجوب، ولی یک سیاستمدار ضعیف، که ابتدا به عنوان نامزد ضد حاکمیت وارد ریاست جمهوری شد و هشت سال بعد مورد بدنامی قرار گرفت. ایرانیان از هم اکنون لیست بلند بالای خواست های خود را برای روحانی در اینترنت منتشر کرده اند تا او آنها را برآورده سازد.

بسیاری از او خواسته اند که ابتدا زندانیان سیاسی را آزاد کند. برخی دیگر نیز از او خواسته اند که از سقوط ارزش ریال جلوگیری کند و روند تورم را که به ۳۰ درصد رسیده متوقف سازد. برخی معتقدند که انتخاب او باعث پایان یافتن تحریم های اعمال شده ازسوی ایالات متحده، سازمان ملل و اتحادیه اروپا خواهد شد.

کشورهای بزرگ نیز به نوبه خود این آرزو را در سر می پرورانند که روحانی بتواند معضل پرونده هسته ای را با یک چوب جادویی حل و فصل کند. ممکن است که انتظارات بیش از حد، ریاست جمهوری روحانی را قبل از شروع از مسیر خود خارج کند.

هیچ کس نمی داند ریاست جمهوری روحانی چگونه می تواند منجر به حل مشکلات شود. باید صبر کنیم و ببینیم که آیا او خواهد توانست حتی کابینه خود را تشکیل دهد و کنترل وزارتخانه های کلیدی مانند وزارت اطلاعات و امنیت، وزارت خارجه، وزارت دفاع، وزارت کشور، و وزارت نفت را در دست بگیرد.

به من گفته اند که روحانی درحال مذاکره با آیت الله خامنه ای است که ریاست جمهوری خود را با یک اقدام سمبولیک بزرگ مانند پایان بخشیدن به حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروی آغاز کند. در صحنه بین المللی، براساس گزارش ها، او به دنبال کسب مجوز برای انجام اولین دیدار رسمی اش به عربستان سعودی است تا تنش ها را در منطقه کاهش دهد و یک راه حل مشترک برای تراژدی سوریه بیابد.

آنهایی که امید زیادی به روحانی بسته اند بهتر است قدری انتظارات خود را کم کنند. به هرحال، در سیستم خمینی، حرف آخر را همیشه رهبر می زند و این مسأله در ماده های ۱۱۰ و ۱۷۶ قانون اساسی به وضوح آمده. طی دو سال اخیر، خامنه ای اقتدار خود را مجدداً با شدت بیشتری اثبات کرده و مصمم است که خود را به عنوان تنها تصمیم گیرنده در ایران بشناساند.

روحانی به مانند دیگران اسلاف خود، با رهبر برخوردهایی خواهد داشت. ولی مهم این است که این برخوردها در چه حوزه و به چه شیوه ای صورت می گیرد.

خوشبختانه روحانی وعده هیچ چیز را نداده. نماد کمپین انتخاباتی او، کلید نقره ای، یک گزینه مناسب بود. یک کلید در را باز می کند، ولی ما نمی دانیم چه چیزی پشت دری که او باز می کند نهفته است.

 

Advertisements

درباره Houshang Assadi
I am Houshang Assadi

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.