نفت ، نامه و آتش

هوشنگ اسدی

زمستان ،ماه اول را پشت سر می گذارد سراسر آغشته به بوی نفت. نه آن نفت که قرار بود» انقلاب» مجانیش کند، ونه آن نفت که محمود احمدی نژاد وعده  داد بود پولش رابرسر سفره مردم بیاورد،نه. این نفتی است بر آتش .نامه هائی در این مسیر انگار بر باد نوشته می شود. دیکتاتور بخود نمی آید . اتش بر نفت شعله خواهد زد و ایران را سراسر خواهد سوخت.

وقتی عربستان سعودی از بازکردن بلافاصله لوله های نفت برای افزایش دومیلیون بشکه در روز  می گوید، و روس ها با» هرگونه طرح یا پیش نویسی در مورد تحریم نفت ایران» مخالفند تا بتوانند جایشان را برای معامله نهائی محکم تر کنند؛یعنی: تا در گرفتن آتش چیزی نمانده است.

اروپاچهار روز دیگر ( ۲۳ ژانویه-۳ بهمن) تصمیم نهائی را می گیرد تا درجنگ نفت تام وتمام به آمریکا بپیوندد. آخرین خبرها حاکی است اتحادیه اروپا به طور اصولی به توافق رسیده و به پیشنهاد دانمارک – رئیس دوره‌ای اتحادیه اروپا – تحریم کامل خرید نفت ایران از اول ژوئیه ۲۰۱۲ (۱۱ تیر ۱۳۹۱) اجرا می شود. مهلت شش‌ماهه برای پایان دادن به قراردادهای موجود شرکت‌های نفتی اروپایی با ایران است وبا هدف جلب رضایت اعضایی که نگران تاثیر منفی تحریم خرید نفت ایران بر اقتصاد کشورشان هستند.»

فیگارو می نویسد:» سعودی‌ها به این باور رسیده‌اند که باید به اقتصاد ایران ضربه بزنند.»

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا، می گوید:»کشورهای عضو اتحاديه اروپا به زودی تحريم های بسیار مهمی را عليه صنعت نفت ايران و ساير بخش ها تصويب خواهند کرد .» او تاکید می کند :»بریتانیاهيچ گزينه ای را در برخورد با ايران از دستور کار خارج نمی کند.»

کریستین ساینس مانیتور از تغییر سیاست اوباما: «از مذاکره به فشار» خبر می دهد:»باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا با یک شاخه زیتون وارد کاخ سفید شد تا به جهانیان نشان دهد که با رژیمی که سه دهه با آن روابط تلخ و خونین داشته است، می توان از در صلح درآمد. اما او اینک با دقت فراوان در پیام های علنی و محرمانه خود به رهبران ایران از «شروعی جدید» در روابط میان ایران و آمریکا سخن می گوید.»

سرگئی لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، که کشورش مرحله تازه ای از بازی برد- برد را در  قضیه ایران کلیده زده ، اعلام می کند:» هدف تحريم های جديد عليه جمهوری اسلامی، «خفه کردن» اقتصاد ايران به قصد ايجاد نارضايتی عمومی در داخل اين کشور است .»

صادق زیبا کلام در مصاحبه با شبکه خبری الجزیره دست روی اصل قضیه می گذارد:» جلوگیری از فروش نفت ایران در بازار بین‌المللی فقط یک معنی دارد و آن اینکه هدف تغییر رژیم ایران است.»

علی باقری نماینده امنیتی دفتررهبر جمهوری اسلامی و معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران راهی مسکومی شود. در راه است که یک همتای روسی او- پاتروشف، رئیس شورای امنیت روسیه- همان حرف زیباکلام را می زند:»آمریکا برای مقابله با  برنامه اتمی جمهوری اسلامی با استفاده از ” تمام ابزار ها ” تلاش می کند رژیم را در ایران تغییر دهد.»

محافل سیاسی جهان در باره «برنامه اتمی» جمهوری اسلامی بسرعت تمام بسوی موضع واحدی می روند.همه دارند سخن رافائل گروسی- رییس سیاست گذاری و شخصیت شماره ۲ آژانس اتمی- را تکرار می کنند:»ایران به دنبال فن آوری نظامی هسته ای است.»

استفان هارپر، نخست وزیر کانادا سخن کارشناس آژانس اتمی را باز می کند:» به طور قطع تردیدی نیست که مقامات تهران دروغ می‌گویند و در واقع در صدد ساخت بمب اتمی هستند.این‌ها آدم‌هایی با دیدگاه‌های عقیدتی خاص و یک جهان بینی مذهبی افراطی و متعصبانه هستند . رهبران جهان با دستیابی به شواهد و مدارک مهم، به طور فزاینده‌ای بر سر این موضوع اتفاق نظر پیداکرده اند که ایران پس از تولید و توانایی بهره گیری از سلاح‌های اتمی در استفاده از این جنگ افزار‌ها تردید به خود راه نخواهد داد. «

یک هفته  بعد از ترور مصطفی احمدی‌روشن٬ می گذرد و پاسخ «نظام» به بهانه کشته شدن این دانشمندهسته ای د رخدمت منافع سپاه پاسداران، دقیقا تائید همان چیزی است که بکار تبلیغات  جهانی می آیدو منشاء آن هم پیام سیدعلی خامنه‌ای است. اوگفته بود که » «نظام»از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنهٔ آن هرگز چشم‌پوشی» نخواهد کرد. رهبر جمهوری اسلامی این ترور را عملی «بزدلانه» و «جنایتی کثیف و پلید» نامیده بود که «با طراحی سیا و موساد» انجام شده است و به عوامل این ترور گفته بود: «در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانهٔ خود دست نخواهند یافت».

سرداریحیی رحیم صفوی- فرمانده سابق سپاه ، مشاورکنونی عالی نظامی رهبری و فرمانده اتاق موشکی به صراحت تمام تهدید بستن تنگه هرمز را پس می گیرد :» اگر خطراتی متوجه جمهوری اسلامی ایران شود، از ابزارهای سیاسی و «دیگر ابزارها» برای امنیت خود استفاده می‌کند.»

و سرداران دیگر رجزخوانی ها ی تازه ای را در دستور کار قرار می دهند که صدمرتبه خطرناکتر از تهدید به بستن تنگه هرمز است.

سردار مسعود جزایری٬ معاون ستاد کل نیروهای مسلح اعلام می کند که جمهوری اسلامی مشغول بررسی «نحوه مجازات عاملان ترور» مصطفی احمدی روشن است و «نحوه این مجازات آمریکا، رژیم صهیونیستی و شرکای آنها را آزار خواهد داد.جمهوری اسلامی در حال بررسی چگونگی فعال‌سازی ظرفیت‌های ناشی از عمق استراتژیک انقلاب اسلامی در جهان است.دشمنان انقلاب و پیشرفت ملت ایران هیچ شکی به خود راه ندهند که به موقع پاسخ تنبیه مناسب به آمریکا، رژیم صهیونیستی و دیگر شرکای این‌گونه جنایات داده خواهد شد».

حسین شریعتمداری٬ از موضع یک مامور امنیتی کارکشته نشانی دقیقتری می دهد:» ترور نظامیان و مقامات اسرائیلی به آسانی امکان پذیر است و این جرثومه‌های فساد به راحتی قابل شناسایی و به آسانی قابل دسترسی هستند.امروزه جمهوری اسلامی ایران، فداییان پاکباخته و سینه چاک فراوانی در سراسر جهان دارد که تنها با یک اشاره از ژرفای دل و جان برای مجازات آن‌ها مایه می‌گذارند».

مهدی محمدی٬ عضو شورای سردبیری روزنامه ضد ملی کیهان هم سخن سردبیر- بازجو را تکرارمی کند: «جمهوری اسلامی باید به مقابله به مثل پرداخته و کشورهای جنایتکار علیه ایران هزینه جنایات خودشان را عیناً بپردازند».

قاعدتا منظورهمه رجزخوانان «نظام» همان » فتیله های انفجاری» هستند که توسط جواد اردشیر لاریجانی شکل گرفت وعلاءالدین برجرودی با بودجه نامحدود گسترششان داد.انفجار تنها یکی ازاین فتیله ها کافی است که جمهوری اسلامی رسما جانشین القاعده شود و سیدعلی خامنه ای شیعه، جامه  بن لادن سنی را بر تن کند.

در بستر تحریم جهانی نفت که بی خردی «رهبر فرزانه» و بادمجان دور قاب چیننان بیتش مدام آتش را به آن نزدیکتر می کنند، صدای طبل جنگ کم است که آن را هم روسیه می نوازد:

نشریه روسی » نساویسمایا گاستا » گزار ش می دهد که ارتش روسیه بصورت فوق العاده تدارک مانور بزرگی را برای آمادگی در برابر حمله احتمالی اسرائیل و آمریکا به ایران آغاز کرده است. این مانور که ” قفقاز ۲۰۱۲ ” نام دارد قرار بود در ماه سپتامبر(شهریور) آینده در جنوب روسیه  و کشورهای منطقه قفقاز ابخاز، استین جنوبی وارمنستان انجام شود، اما با توجه به حوادث مربوط به ایران تدارک آن بصورت فوق العاده از هم اکنون آغاز شده است.
هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق در کنفرانس خبری مشترک با عبد الله بن زاید آل نهیان همتای اماراتی خود در ابوظبی ، از خطر جنگ می گوید: «عراق با افزایش تنش و حل و فصل مناقشه کنونی با استفاده از نیروی نظامی به جای گفت‌و‌گو مخالف است. «

تمام هفته از فرازبزرگراه نفت و آتش، نامه هایی می گذرد. مردم ایران از این نامه های سرنوشتی بی خبرند تا نیویورک تایمز ارسال پیغام محرمانه رئیس جمهور امریکا به رهبر جمهوری اسلامی را علنی می کند و معلوم می شوداین نامه توسط وزیر خارجه ترکیه در سفر هفته گذشته اش به تهران به سید علی خامنه ای رسانده شده است.وقتی شبکه خبری «سی ان ان» هم خبر نیویورک را تائیدمی کند، تازه سایت بازتاب متعلق به سردارمحسن رضائی بخود جرئت می دهد و شکسته بسته می نویسد:»آمریکا از سه کانال نامه هایی را به ایران فرستاده است.»

محتوای نامه راهم رسانه های خارجی به اطلاع جهانیان می رسانند تا شاید از سدسانسور بگذرند ومردم ایران هم با خبر شوند:»باراک اوباما با ارسال پیامی محرمانه نسبت به پیامدهای بستن تنگه هرمز به آیت‌الله خامنه‌ای هشدار داده است. در این پیام رئیس جمهور آمریکا تاکید کرده که تهدید به بستن تنگه هرمز، واکنش امریکا را در پی خواهد داشت. «خبرگزاری امنیتی فارس، پس از فاش شدن محتوای نامه ، خبر را تائید می کند، اما با این مضمون :»خواهش اوباما از رهبر معظم برای نبستن تنگه هرمز!»

و سرانجام معلوم می شود که نامه اوباما دردو بخش و حاوی سیاست آمریکا بوده است: تهدید و دعوت به مذاکره.برخی مفسران معتقدند پس گرفتن تهدید بستن تنگه هرمز و موافقت با بازدید نمایندگان آژانس اتمی از سایت های اتمی از نتایج «خواهش» اوباما بوده است.

سرداران که پاسخ انقلابی وکوبنده به امریکا داده اند، سراغ سردار حسین علائی می روندو دوازده نفرشان نامه ای به او می نویسند.بسیجیان «خود جوش» مقابله خانه اش اجتماع می کنند وبر دیوارها دشنام می نویسند. د رلحظه ای اولین فرمانده نیروی دریائی سپا ه به»بی بصیرت» ها می پیوندد و «منافق» می شود. وزارت ارشاد هم به روزنامه اطلاعات رسما خبر می دهد:»سردار علایی از قطار انقلاب پیاده شد.» وهنوز سردار دارد از پله قطار انقلاب پائین می آمد که عماد افروغ در تلویزیون پیدایش می شود و چند تا حرف حسابی می زند: «هر عضوی از جامعه باید بتواند رهبر را استیضاح کند. » و»در جمهوری اسلامی٬ روز به روز نظام قیّمی بر نظام وکالتی غلبه می‌کند «و «این احتمال وجود دارد که جمهوری‌اسلامی به مناسبات پیش از سال ۵۷ باز گردد٬ همان‌طور که از درون نظام نبوی و علوی٬ اموی‌ها‌زاده شدند».

اوباش » دسته کشِی»-  بقول احمدتوکلی- را علیه افروغ بسرعت سازمان می دهندو این یکی هم عملا از قطار انقلاب پیاده می شود.

شورای عالی انقلاب فرهنگی به رياست محمود احمدی نژاد، فرهاد دانشجو را به عنوان رييس جديد دانشگاه آزاد انتخاب وهاشمی رفسنجانی را یک کوپه دیگر به درخروجی نزدیک می کند. جائی که علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی محمود احمدی نژاد و مدیرعامل خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی –ایرنا- ایستاده و داد می زند:» ما عاشق رهبریم.» اما دادگاه بعلت «توهین به مقام معظم رهبری» او را هل می دهد که نه تنها پیاده شود ، بلکه به زندان هم برود.

قطار انقلاب فقط کسانی را باخود می برد که مانند علی لاريجانی حتی با» ذیق» اختيارات رهبری هم مخالف باشندو یا دور و بر حسین طائب بپلکند که دارد به تنهائی در نقش سعید امامی، اسداله لاجوردی و سعید مرتضوی ظاهر می شود. اطرافیان احمد‌ی‌نژاد٬برنامه تازه حسین طائب را که وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه را باهم د رچنگ دارد ، در سایت جدید رها نیوز چنین عنوان می کنند: » طرحی «شوم٬ هولناک و تاسف‌بار»علیه محمود احمدی‌نژاد و دولت دهم .»این چندمین بار است که اطرافیان احمدی‌نژاد نسبت به قدرت گرفتن طیف «افراطی و مشکل‌دار» حسین طائب هشدار می‌دهند.

خود محمود احمدی نژاد هم دست از مهندسی شسته و ترجیح داده «دکتر» باشد. د راولین قدم هم موفق به کشف بزرگی می شودکه بایددرتاریخ پزشکی ثبت کرد:» مستکبران بيماری توليد می کنند تا دارو و تجهيزات بفروشند.»

اما» سربازان بدنام امام زمان» زیر فرمان حسین طائب تمامی امور را باروشهای امنیتی حل و فصل می کنند. شنود تلفن میشائیل هنکه مربی آلمانی تیم فوتبال استقلال ، زیر فشارقرار دادن مسوولان برای خبر دهی از حال و روز کارلوس کی روش سرمربی پرتغالی تیم ملی فوتبال ایران ، فیلمبرداری مخفیانه  مربی ایتالیایی تیم ملی جودو و حضوربا لباس مبدل در بازار ارز همه و همه راهم انجام می دهند.

نتیجه عملیات اقتصادی راسایت بازتاب تحت عنوان» نابود کردن اقتصاد کشور در سه سوت!»چنین گزارش می دهد:»با گذشت یک ماه از التهابات ارزی، اقتصاد کشور بدون اجرای تحریم های جدید آمریکا و به دلیل ضعف و نابسامانی مدیریت، در حال ورود به مرحله فروپاشی است. در بازارهای کلان تهران نظیر بازار آهن، لوازم خانگی و طلا مبادلات قفل شده و فعالان اقتصادی تصویر روشنی از آینده نزدیک بازار ندارند.

سیاستهای کنترلی اقتصادی بانک مرکزی که با شکست همراه شده است، جای خود را به سیاستهای امنیتی پلیس داده که گفته شده با لباس مبدل در بازار ارز حاضر می شود. بازار آزاد ارز هم جای خود را به بازار سیاه داده است و مردم که با کاهش ۵۰ درصدی ارزش پول ملی در برابر ارز و طلا، عملا نیمی از سرمایه خود را که ظرف یک عمر جمع آروی کرده بودند، در چندماه از دست داده اند با نگرانی به آینده می نگرند.»

فیگارو می نویسد:»طی روزهای اخیر، یکی از علائم تأثیرات تحریم های اقتصادی در زمینه های مالی و نفتی که کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی اعمال کرده اند، خود را با سقوط ۴۰ درصدی در ارزش ریال  نشان داد.

به نظر می رسد که وضعیت اقتصادی ایران از کنترل سران جمهوری اسلامی خارج شده. طی ۷ روز واحد پولی ریال  ۲۰ درصد از ارزش خود را در برابر دلار ازدست داده است. و این درحالی است که نقدینگی به صورت گسترده ای توسط بانک مرکزی ایران به بازار داخلی تزریق شده.»

فریدون خاوند- اقتصاد دان- می نویسد:» جالب است که آقای احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، بار‌ها دلار را «کاغذ بی‌ارزش» توصیف کرده و قصد داشت به نقش آن در معاملات نفتی بین‌المللی پایان بدهد. او این سخن ر «دلار نهصد تومان هم نمی‌ارزد» بارها تکرار کرد. «

و تاریخ بیاد می آورد آیت اله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی را که به سخره گفت:» زیر بنای خر هم اقتصاد است.»

حالا‌‌ همان «کاغذ بی‌ارزش» آخرین مواضع پول ملی ایران را به شدت تهدید می‌کند.و اقتصاد زیر بنای جمهوری اسلامی را به لرزه انداخته است. آخرین گزارش‌ها از ایران حاکی است با هجوم دوباره نقدینگی سرگردان به بازار سکه، قیمت سکه به مرز ۸۰۰ هزار تومان رسیده است. این در حالی است که بهای سکه‌ در ده روز پیش در محدوده ۶۰۰ هزار تومان نوسان داشت. دلار نیز بار ديگر رکورد شکنی کرده و از مرز ۱۸۰۰ تومان گذشته است.

در آخرین هفته دی ماه ۱۳۹۰ اوضاع چنان است که خبر کاهش ۵ میلیون هکتار ازسطح جنگل‌هاى کشور به چشم نمی آید.

در آخرین روز هفته » نظام» دو جواب رد دیگر از جهان می گیرد.اتحادیه اروپا به مذاکره در آینده نزدیک با ایران نه می گوید واخوان المسلمين درخواست ايران برای ميانجی گری در بحران سوريه را نمی پذیرد.

آخرین سخن هفته را صادق زیبا کلام می گوید:» نگرانی اصلی حکومت ایران تغییر فضای سیاسی و فرهنگی در داخل کشور است چیزی که آنها آن‌را انقلاب مخملی می‌نامند چون در یک چنین حالتی حتی داشتن سلاح هسته‌ای نیز نمی‌تواند موجودیت رژیم را تضمین کند.»

ادامه موج دستگیری ها، خفه کردن کمتربن صدا، بیرون انداختن سرنشینان قطار انقلاب را به محض کمترین انتقاد در این متن قابل تفسیر است. تشدید سرکوب و دو قطب کردن فضا راباید تا انتخابات فرمایشی اسفندماه انتظار داشت.


هفته و ماه تمام می شود. ایران در آتش نابخردی می سوزد و مهدی اخوان ثالث، فریاد دیگری می زند:

خانه ام آتش گرفته است،آتش جان سوز

هر طرف می سوزد این آتش

پرده ها و فرش ها را، تار شان با پود

من به هرسو می دوم گریان

در لهیب آتش پردود

***

وای بر من همچنان می سوزد این آتش

آن چه درام یادگارو دفتر و دیوان

و آن چه دارد منظر و ایوان

***

 خفته‌اند این مهربان همسایگان‌ام شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مُشت خاکستر
وای، آیا هیچ سر بر می‌کُنند از خواب؟
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!

.

Advertisements

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.